خبر وتعليق   لقد أثبت الناس في باكستان أنهم لن ينخدعوا
October 27, 2012

خبر وتعليق لقد أثبت الناس في باكستان أنهم لن ينخدعوا

الخبر :

في التاسع من تشرين الأول/أكتوبر 2012، تمت مهاجمة فتاة من سوات، مالالا يوسفزاي، إلى جانب فتاتين أخريين عندما كانتا في طريقهما إلى منزليهما عائدتين من المدرسة في وادي سوات، وأعلنت حركة تحريك طالبان - باكستان على الفور مسؤوليتها عن هذا الهجوم، وبعد الحادث، كانت ردة فعل رئيس أركان الجيش، إشفاق برويز كياني على هذا الهجوم غير عادية، فقد توجه مباشرة بعد الهجوم إلى زيارة مالالا والجرحى وقال: "نحن نرفض الركوع أمام الإرهاب، وسوف نقاتل بغض النظر عن التكلفة" ودعا على عجل إلى اجتماع القيادة العسكرية لمناقشة هذا الحادث، وربطها بالحاجة إلى القيام بعمليات عسكرية ضد حركة طالبان- باكستان في وزيرستان الشمالية، ثم التقى كياني برئيس باكستان آصف علي زرداري، وذلك لحمله على هذا التوجه أيضا، وفي هذه الأثناء عرضت وسائل الإعلام الإلكترونية والمطبوعة هذه الحادثة في مقدمة عناوين أخبارها، وقدمت تغطية واسعة النطاق لها، إلى حد أنّه لم يحصل أي خبر آخر على مساحة كافية ليظهر في عناوين الأخبار، وأجهشت الحكومة والأحزاب المتحالفة معها بالبكاء والعويل ودعوا إلى عملية فورية في وزيرستان الشمالية، وملأت منظمات المجتمع المدني والمنظمات غير الحكومية الشوارع بمظاهرات في جميع أنحاء البلاد، للإشادة بمالالا، وإدانة المهاجمين.


التعليق :


في اليومين الأولين بعد الهجوم، كان الجو كما لو أنّ كل شخص في هذا البلد يريد عملية في وزيرستان الشمالية، ولكن لما تدخلت أمريكا، من خلال تصريحات الرئيس أوباما ووزيرة الخارجية كلينتون وأظهرا تضامنهما مع مالالا، وأثارا تساؤلات بشأن هذا الهجوم والطلب للقيام بعمليات وزيرستان الشمالية، تغيّر الرأي العام بشكل كبير وبسرعة، إلى درجة أنّ المؤسسة العسكرية بدأت تبعد نفسها عن المطالبة بالقيام بعمليات في وزيرستان الشمالية، حيث قال قائد الأركان للجيش الباكستاني أنّ الأمر متروك للقيادة السياسية لاتخاذ قرار في هذا الشأن، كما غيّرت الحكومة أيضا من موقفها، وقالت أنّه ليس لديها خطة للذهاب إلى وزيرستان الشمالية وأنهم لا يجدون الأسباب للقيام بعمليات في وزيرستان الشمالية، ولتبديد الانطباع بأنّ الحكام لا يعملون بناء على أوامر من أسيادهم الأمريكان، قال المبعوث الأمريكي الخاص لباكستان وأفغانستان، مارك غروسمان، يوم السبت الموافق للعشرين من أكتوبر/تشرين الأول 2012 خلال زيارة قام بها إلى باكستان أنّ " مسألة العمليات في شمال زيرستان أو أي مسألة أخرى يعود القرار فيها إلى حكومة باكستان وحدها ".


لقد ظهر شيئان رئيسان في هذه الحادثة :


أولا، فيما يتعلق بمكانة وتأثير وسائل الإعلام العادية، ووسائل الإعلام الاجتماعي، فإنّ تغيير الرأي العام بهذه السرعة يعود لوسائل الإعلام الاجتماعية، إلى حد أنّ مقدميْ برامج شهيرين اعترفا بهذه الحقيقة على الرغم من دعم وسائل الإعلام الرئيسة لحادث مالالا، إلا أنّ وسائل الإعلام الاجتماعي على الجانب الآخر كان لها التأثير الأكبر في تغيير الرأي العام، فقد كانت أكثر مصداقية عند الناس من وسائل الإعلام الرئيسة، وعلاوة على ذلك، فقد كان حجم تفاعل الناس قوياً في هذه المسألة، فقد كان كل شخص تقريبا يتقصد الاطلاع على رأي الآخرين في هذه المسألة، وقد كان يظهر على المشاركات غياب السذاجة، لذلك نستطيع أن نقول الآن أنّ وسائل الإعلام الرئيسة فقدت احتكار صنع أو تشكيل الرأي العام في باكستان، وهذا هو الثمن الذي دفعته لأنها اختارت أن تصبح أبواقاً للحكومة.


ثانيا، وعي الناس، فإنّ وسائل الإعلام الاجتماعية والمناقشات الحية لم تكن فعالة لو كان الشعب ساذجا في تناول الأمور، فقد ارتفع مستوى الوعي عند الشعب، وهذه المرة، لم يصدق الناس قصة الحكومة ووسائل الإعلام الرسمية، كما فعلوا قبل ثلاث سنوات عندما تم عرض شريط فيديو ملفق على القنوات الإعلامية التي ظهر فيه جلد امرأة على أيدي طالبان في وادي سوات، حيث تمكن حينها الحكام العملاء من بناء الرأي العام بسرعة وبدأوا بالعمل العسكري في سوات، وحتى بعد الحملة التي قام بها الحزب ضد العمليات في وادي سوات فقد كان الناس عموما مقاومين لرأي الحزب الذي كان يؤكد على أنّ أمريكا والحكام الخونة هم من يرتبون لمثل هذه الأحداث لتبرير حرب أميركا على الإسلام والمسلمين، ومع ذلك، فإنّه مع استمرار فضح الحزب لدور المنظمات الأمريكية العسكرية الخاصة في تنظيم الهجمات المزيفة لوضع اللوم على المسلمين من خلال مطالبات غامضة، فقد تم بناء رأي عام على ضرورة إنهاء الحرب الأميركية، وإغلاق خطوط الإمداد للقوات الأمريكية، وإغلاق القواعد العسكرية والسفارات وطرد جميع موظفيها العسكريين والدبلوماسيين، واستمر الحزب في التواصل مع الناس من خلال المناقشات الحية والنشرات والبيانات الصحفية على مدى أشهر عدة، وهذه المرة فإنّه يمكن القول وللمرة الأولى في تاريخ الدعوة في باكستان، أنّ الناس قد تبنوا وجهة نظر الحزب بسرعة كبيرة والحمد لله، فسرعان ما أدرك الناس أنّ هذا هو التكتيك القديم نفسه الذي يستخدمه الحكام العملاء، وأنّ الحكام شديدو الصلة بالشر الأمريكي، وعلاوة على ذلك، فقد اتسع النقاش حول الوجود الأمريكي في باكستان بشكل ملحوظ أيضا، وقبل هذا الحادث، فقد كان الناس عموما يضعون اللوم على الحكومة السياسية حيث يضع اللوم عليها الجنرال كياني، الذي اختبأ وراء الرئيس زرداري، من أجل الحفاظ على مكانته داخل القوات المسلحة ليتمكن من تنفيذ الأجندة الأمريكية، فأسياده حريصون على أن لا يقع في الخطأ نفسه الذي وقع فيه مشرف الذي كان رئيسا للدولة وقائدا للجيش، وأصبح محط غضب القوات المسلحة قبل أن يُجبر على التنحي، ولكن رأي الناس الآن بما في ذلك القوات المسلحة، هو من رأي حزب التحرير وهو أنّ الحاكم الفعلي لباكستان هو كياني وأنّه هو الخائن الأكبر الحقيقي، فمثلا بعد قراءة النشرة الأخيرة التي أصدرها الحزب في باكستان، فقد أعرب الكثير من الناس عن غضبهم من خيانات كياني المستمرة، لذلك فقد ارتفع وعي الأمة ولن ينخدعوا بمؤامرات الخونة، ولا يبدو أنّ الوقت بعيد حتى يتم الإطاحة بالخونة في القيادة العسكرية والسياسية ولن يجد الناس إلا حزب التحرير قائدا مخلصا لهم.


شاهزاد شيخ
نائب الناطق الرسمي لحزب التحرير في باكستان

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار