November 24, 2014

خبر وتعليق مكونات الحراك في جنوب اليمن الداعية للانفصال غير متفقة


الخبر:


أوردت صحيفة أخبار اليوم اليومية الصادرة في اليمن يوم الجمعة 22 تشرين الثاني/نوفمبر الجاري في عددها 3567 خبراً بعنوان "الفضلي يحذر من مؤتمرات بعض المكونات في الغرف المغلقة" جاء فيه (قال القيادي الجنوبي البارز العميد ناصر الفضلي - عضو اللجنة التحضيرية للمؤتمر الجنوبي الجامع - إن اللجنة التحضيرية للمؤتمر ستبدأ اعتباراً من اليوم السبت للإعداد والتحضير لانعقاد المؤتمر الجنوبي الجامع.


وأضاف الفضلي لـ "أخبار اليوم" أن اللجنة التحضيرية للمؤتمر الجنوبي الجامع كانت تعد لانعقاد المؤتمر قبل 30 نوفمبر إلا أنه نتيجة لضيق الوقت فإنه من المقرر أن يعقد في شهر ديسمبر القادم بعد استكمال كافة الوثائق والمشاريع التي ستقدم خلال المؤتمر والذي ستفرز قيادة جنوبية جديدة موحدة تواصل نضال شعب الجنوب نحو التحرير والاستقلال.


ودعا الفضلي، وهو أحد قيادات الحراك الجنوبي البارزة، كافة الشخصيات الاجتماعية ومكونات الحراك المؤمنة بالاستقلال إلى أن تشارك في المؤتمر الجنوبي الجامع وأن تدع الخلافات السابقة جانباً، مضيفاً: يجب أن يتجه الجميع للمشاركة في المؤتمر الجنوبي الجامع والمفتوح لكافة أبناء الشعب الجنوبي دون إقصاء أي شخص أو مجموعة أو فئة بعينها وذلك من أجل تشكيل قيادة جنوبية تعمل على استعادة الجنوب العربي وتحقيق مطالب شعب الجنوب، مشيرا إلى أن المكونات أو فصائل الحراك التي تعارض المشاركة في المؤتمر عليها أن تسوق مشاريعها للشعب المتواجد في الشارع الجنوبي باعتباره هو الفيصل في تقرير مصيره، لا أن تلجأ تلك المكونات إلى التحكم في مصير الشعب من خلال انعقاد المؤتمرات في غرف مغلقة دون أن تكون هناك مشاريع تخدم شعب الجنوب ومطالبهم في الحرية والاستقلال.


وعبر الفضلي في ختام تصريحه عن تقديريه للمعتصمين في ساحتي العروض بعدن والمكلا بمحافظة حضرموت، مطالباً بضرورة الصمود في نضالهم السلمي حتى يتحقق الاستقلال واستعادة دولة الجنوب الجديدة للجميع).

التعليق:


ليس غريباً أن يبدو مشهد الحراك الجنوبي في اليمن مفككاً إلى درجة أن عدد مكوناته كثرت، بحيث تمكن النظام الحاكم السابق أن يجد له موطئ قدم فيها. ورغم أن فكرة التصالح والتسامح بين فريقي صراع 1986م في جنوب اليمن التي انطلقت من جمعية ردفان في العام 2006م لتكون بداية له لم تستطع إلى اليوم أن تصالح بين زعيم الحزب الاشتراكي السابق علي ناصر محمد الذي شدته أمريكا شداً ليهدد مصالح بريطانيا في جنوب اليمن ويكون طرفاً في صراع 1986م وزعيمه اللاحق علي سالم البيض الذي دفعته أمريكا أيضاً ليعلن انفصال جنوب اليمن في صراع 1994م ليلقى الاثنان نفسيهما خارج اليمن، ومن بينهما عبد الرحمن الجفري زعيم رابطة أبناء "حضرموت ثم الجنوب ثم اليمن" الذي لا يطيقه الاثنان.


أما قيادات مكونات الحراك الجنوبي في داخل اليمن فهي لا تقل تفككاً وصراعاً عن قيادات الخارج من حيث تعدد الولاءات التي تربطها بالدور الإقليمي "السعودية + إيران" الخادمة للصراع الدولي "بريطانيا + أمريكا".


اللافت للانتباه ما ظهر مؤخراً بعد دخول الحوثيين صنعاء في 2014/9/21م بأن مكونات الحراك الجنوبي قد وجدت لها سنداً يشجعها للمضي قدماً في مشروع الانفصال، وازداد صراعها فيما بينها مشروع من يغلب. فإلى جانب اتهام الفضلي لمؤتمرات الغرف المغلقة لبعض المكونات هناك كلام لحسين بن شعيب رئيس هيئة الشرعية الجنوبية عن إبعاد القيادات القديمة الفاشلة وتنصيب قيادات شابة، واندماج مكوني البيض وباعوم.


إن فكرة الانفصال ليست فكرة ذاتية جاء بها أبناء جنوب اليمن من عند أنفسهم، بل هي فكرة اتخذت من إساءة علي عبد الله صالح ونظام حكمه للجنوبيين لتحقيق مآرب لها.


إن الصراع الدولي القديم الجديد على اليمن هو بين الاستعمار القديم بريطانيا والجديد أمريكا، ولن يقضي عليه سوى أهل اليمن حين لا ينجرّون خلفه ويعودون إلى رشدهم وأنهم أبناء من قال فيهم رسول الله صلى الله عليه وسلم «الإيمان يمان والحكمة يمانية» ويكونوا مثلهم، يعملون لاستئناف الحياة الإسلامية بإقامة دولة الخلافة على منهاج النبوة يجمعون الأمة الإسلامية كما يريد رب العالمين ولا يشتتونها كما يريد أعداؤها.


كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
المهندس: شفيق خميس

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان