خبر وتعليق   مساعدة أمريكا في خطتها الجديدة لأفغانستان خيانة جديدة
February 21, 2013

خبر وتعليق مساعدة أمريكا في خطتها الجديدة لأفغانستان خيانة جديدة

الخبر:


قال الرئيس الأمريكي باراك أوباما في 12 شباط/ فبراير 2013م، خلال خطابه عن حالة الاتحاد"أستطيع أن أعلن في هذه الليلة أنّه خلال العام المقبل، فإنّ 34,000 جندي من القوات الأمريكية سترجع من أفغانستان، وهذا التخفيض سيستمر، وبحلول نهاية العام المقبل، فإنّ حربنا في أفغانستان ستنتهي"، وقبل هذا الإعلان، بدأت باكستان بإطلاق سراح عناصر من طالبان الأفغانية التي أبدت استعدادها للسلام، وقبل هذا الإعلان كان المتحدث باسم حركة" تحريك طالبان باكستان" (TTP) إحسان أولاه إحسان، في 3 من شباط/ فبراير 2013م ومن خلال شريط فيديو قد قبل فجأة، عرض مفاوضات السلام مع حكومة باكستان التي تلقاها الخونة في القيادة السياسية والعسكرية بالترحيب، حيث نظموا مؤتمرا لجميع الأطراف ونشرت إعلانات عن دعم المفاوضات.


التعليق:


إنّ النفاق واضح في هذا، ففي السابق وعندما كان معظم الناس في باكستان يطالبون بإنهاء العمليات العسكرية في المنطقة القبلية، ونصحوا الحكومة بالبدء بالمفاوضات مع أهل منطقة القبائل، كان رد الخونة في كل من القيادة العسكرية والسياسية دعم العمليات العسكرية، وكانوا يعارضون بشدة أية مفاوضات، بل يزعمون أنّ هذه الحرب هي حربنا ويجب علينا كسبها بأي ثمن.


وفي الوقت نفسه حاول الحكام الخونة تأمين حضور علماء الدين البارزين في باكستان إلى مؤتمر العلماء الأفغانيين الذي سيعقد في الأسبوع الأول أو الثاني من شهر آذار مارس في كابول. وفي بداية احتلال أفغانستان، دعم الخونة في القيادة السياسية والعسكرية أمريكا سياسيا وعسكريا، وقدموا لها الدعم اللوجستي والاستخباراتي. وبالمثل فإنّ أمريكا الآن تحاول الحصول على دعم باكستان مرة أخرى من خلال الخونة في القيادة السياسية والعسكرية لإجبار حركة طالبان الأفغانية والمسلمين في أفغانستان على الاستسلام "للحل" الأمريكي لأفغانستان، وهو انسحاب القوات الأمريكية الجزئي والسيطرة الكاملة على البلاد من خلال حكومة عميلة، لهذا الغرض تحاول أمريكا إيجاد جو سياسي إيجابي وإيجاد رأي عام ايجابي من خلال إطلاق سراح عناصر من حركة طالبان الأفغانية من باكستان وتنظيم مؤتمر للعلماء في كابول.


إنّ هذا الوضع مؤسف للغاية لأنّه عندما أرادت أمريكا غزو واحتلال وتعزيز مكانتها في أفغانستان، دعم ذلك الجنرال مشرف في باكستان، والآن عندما أرادت أمريكا الخروج من المستنقع الأفغاني بماء الوجه، وجدت الدعم الكامل من الرجل الذي كان اليد اليمنى لمشرف سابقا، الجنرال كياني، وما كان لأمريكا أن تغزو وتحتل أفغانستان بدون مساعدة من باكستان، ولا يمكنها مغادرة أفغانستان" باحترام" من دون مساعدة من باكستان، وهذا يدلل على أنّ بيضة القبان في هذه المنطقة هي باكستان، وأنّ أمريكا لا تستطيع أن تفعل الكثير في هذه المنطقة من دون مساعدتها، ففي 14 شباط/ فبراير 2013م قال السفير الأمريكي السابق في باكستان كاميرون مونتر "الحقيقة أنّه ما كان لنا أن نقول آسف حتى تموز يوليو، فقد تكلفت بلادنا مليارات الدولارات"، وهو هنا يتحدث عن الكلفة العالية التي تكلفتها أمريكا لإرسال الإمدادات لأفغانستان عبر آسيا الوسطى بدلا من إرسالها عبر باكستان، فهذا التصريح هو بمثابة اعتراف بقوة باكستان وقدرتها.


إنّ انخراط باكستان في هذه الحرب الأمريكية لم تحقق باكستان منه شيئا سوى الخسائر، فعلى عكس وعود مشرف، فإنّه لم يتم حل النزاع في كشمير، ولا تحسن الوضع الاقتصادي في باكستان، ولم تتحسن مكانتها الدولية، ولم يتم حماية أمن مشروعها النووي، وبدلا من ذلك فقد تم دفن قضية كشمير، وتكبدت باكستان خسائر أكثر من سبعة بلايين من الدولارات، وخسرت أربعين ألفا من أرواح العسكريين والمدنيين، وبدت باكستان دوليا وكأنها حمار أمريكا، الذي تضربه باستمرار وتطلب منه المزيد، كما أنّ تعزيز الوجود الأمريكي في باكستان لا يخدم أمن الأسلحة النووية الباكستانية. فإن لم يكن كل هذا كافيا، فإنّ أمريكا تعزز من وجودها بشكل دائم على أعتاب بلدنا تحت ستار "الانسحاب".


يجب على المسلمين التحرك لوضع حد حاسم لهذا الغدر المكشوف، ففي البداية، قام مشرف ورفاقه بالخيانة على أساس أنّه إن ساعدنا أمريكا في مسعاها في أفغانستان، فإنّ أمريكا ستساعد باكستان لتسوية النزاع على كشمير وتعزز من اقتصادنا، والآن الخونة في القيادة العسكرية والسياسية، برئاسة الجنرال كياني وزرداري، يرتكبون الخيانة نفسها مرة أخرى عن طريق إعادة توجيه هذه الحجة، بأنّه ينبغي علينا أن نساعد أمريكا في انسحابها حتى نتمكن من إخراج أنفسنا من هذه الحرب. ولكن الستة والستين عاما من تاريخ باكستان أثبتت أنّه طالما ظل الخونة في القيادة السياسية والعسكرية فإنهم على استعداد للتضحية بباكستان وبشعبها ومواردها لتحقيق الأهداف الأمريكية.


إنّ إقامة الخلافة هي الحاجة الملحة في الوقت الراهن لإنهاء الوجود الأمريكي في المنطقة وللتخلص من الخونة في القيادة السياسية والعسكرية، فدولة الخلافة القوية من شأنها أن توحد باكستان وأفغانستان وبنغلادش وبلدان وسط آسيا، وبالتالي حماية هذه المنطقة من الدول المعادية، الأمريكية والبريطانية والروسية، فليس هناك حل آخر غير إقامة دولة الخلافة، فهي فرض ربنا وهي الدرس المستفاد من التاريخ.


شاهزاد شيخ

نائب الناطق الرسمي باسم حزب التحرير في ولاية باكستان

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار