الخبر: صرّح ديمتري فوفك رئيس اللجنة الوطنية للطاقة والمرافق العامة يوم الأربعاء 27 أيار/مايو 2015 وقبل جلسة مجلس الوزراء بأن أسعار اللجنة لا تحتمل أي تخفيض في أسعار الوقود. وقد شدّد وبالرغم من تزايد الأسعار بالقول "لو أخذنا سعر الوقود الذي نحصل عليه من أوروبا وحولناه بالدولار وأضفنا عليه جميع الضرائب لحصلنا على ما يفوق السعر الذي يشتري به الناس". التعليق: قررت اللجنة الوطنية في الثالث من آذار/مارس لهذا العام زيادة الأسعار وخاصة الوقود وذلك بداية من الأول من نيسان/أبريل، وقد ارتفع الحد الأدنى 3.3 أضعاف ليصل إلى (3.6 هرفينا لكل متر مكعب)، وبصرف النظر عن ذلك فإن معدل الاستهلاك قد انخفض، حيث لن يحتمل الناس هذا الأمر في الشتاء وسيجبرون على شراء الوقود بالسعر الأعلى (7.188 هرفينا لكل متر مكعب) أي 7 أضعاف السعر السابق. اتخذ قرار رفع الأسعار بضغط من صندوق النقد الدولي كشرط للحصول على تمويل بقيمة 17.5 مليار دولار، وقد صرح موفد الصندوق إلى كييف في 12 شباط/فبراير 2015 "من أجل تطوير "نفط وغاز" وتحسين أمورها المالية فقد تقرر رفع أسعار الوقود والطاقة حيث يصل الاستهلاك في نيسان/أبريل 2017 إلى المطلوب". وبغض النظر عن هذه الأمور، فهناك عوامل أخرى تسببت في هذا الارتفاع لأسعار الوقود، كضم شبه جزيرة القرم من قبل روسيا، والحرب في دونباس، إضعاف وانخفاض قيمة العملة الوطنية الأوكرانية (أوكرانيا تشتري الغاز من روسيا وأوروبا بالدولار)، وحقيقة أن الرئيس السابق لأوكرانيا يانوكوفيتش حدد أسعار المرافق العامة بهدف الاستقرار الاقتصادي، فجميع هذه العوامل أعادت الاقتصاد الأوكراني إلى الوراء مما اضطره لتطبيق شروط صندوق النقد الدولي للحصول على مساعدات اقتصادية والامتثال لكافة مطالبه. عندما نبحث في الواقع نرى أن ارتفاع الأسعار للحد الأعلى وانهيار العملة ليست المسبب لهذه الأوضاع، وإنما نتائج متتالية، أنها تكون أسبابا في حال بحثنا عن حل للمشكلة القائمة ضمن النظام الرأسمالي، ولكن عندما نرى الأمر من المنظور الإسلامي نرى أن تلك الأسباب تصبح نتائج، وأن الأسباب الرئيسية لهذا الوضع هي كالتالي: 1. تبني أوكرانيا والدول المجاورة (التي تطبق الأيديولوجية الرأسمالية) لنظام النقد الورقي. 2. تمليك مصادر الطاقة لشركات خاصة يؤدي إلى ارتفاع غير معقول وتزايد مستمر للأسعار. النقد في النظام الإسلامي هو الذهب والفضة 100%، هذا الأمر يحمي العملة من الانهيار واحتمالية التلاعب فيها في الأزمات العالمية. يمنع الإسلام التملك في مصادر الطاقة، فقد قال رسول الله عليه الصلاة والسلام: «المسلمون شركاء في ثلاث: الماء والكلأ والنار»، وكانت النار في زمن الرسول تستخدم كمصدر للطاقة والإضاءة وتحضير الطعام، وعندما نقيس النار على مصادر الطاقة نجد أن تملك تلك المصادر ملكية خاصة غير جائز. لذلك فإن مصادر الطاقة تباع بسعر التكلفة في النظام الإسلامي للمسلمين وغير المسلمين، على عكس النظام الرأسمالي حيث تملك شركات خاصة مصادر الطاقة وكل مرحلة من مراحلها (كالاستكشاف والاستخراج وبيعه وتخزينه)، مما يزيد التكلفة على المستهلك. هذه المقالة لا تتحدث عن مزايا نظام الذهب والفضة في النقد، ويمكنكم استقاء معلومات مفصلة أكثر في كتاب "النظام الاقتصادي في الإسلام" لحزب التحرير.إن المشكلة هي في النظام الاقتصادي الرأسمالي، وليس في الاقتصاد المحلي المصغر ولا في قرارات اتخذها رؤساء سابقون، فكل تلك نتائج وليست أسبابا حقيقية. ونقول لن يمكن تطبيق نظام النقد الذهب والفضة ونظام الملكية العامة إلا إذا نبذنا النظام الرأسمالي المبني على الملكية الخاصة والندرة النسبية (عدم كفاية الموارد بالنسبة للحاجات المتجددة) ومبدأ الحريات وخاصة الملكية الخاصة، والتي تعطي الحرية في تملك أي بضاعة أو خدمات. بالإضافة لذلك، فإن أوكرانيا لا تستطيع تبني نظام النقد الذهب والفضة لأنها مسيطر عليها من قبل دول كبرى كالولايات المتحدة وفرنسا وبريطانيا وروسيا والتي تجبر الأنظمة على استخدام العملة الورقية الإلزامية، وتسخر الشركات لتملك مصادر الطاقة وتطبق نظام المساعدات عن طريق صندوق النقد الدولي، وهذه الدول تستخدم تلك الأساليب لتأمين مصالحها بينما هي في الحقيقة تضطهد الدول الأخرى. إن تطبيق نظام الذهب والفضة والملكية العامة في المعادن يكون ممكنا فقط في ظل وجود خلافة إسلامية على منهاج النبوة، والتي تطبق النظام الاقتصادي الإسلامي، حيث إن الخلافة ستقف في وجه الدول العظمى وصندوق النقد الدولي والمؤسسات الرأسمالية الأخرى، وتكون مثالا يحتذى به من قبل الدول الأخرى. كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحريرفضل أمزاييفرئيس المكتب الإعلامي لحزب التحرير في أوكرانيا
خبر وتعليق مشكلة تزايد أسعار مصادر الطاقة لا يمكن حلها في إطار النظام الرأسمالي (مترجم)
More from اخبار و تفسیر
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
(مترجم)
خبر:
در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بینالمللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راهحل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکتکننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاریها، 31 جولای 2025).
تعلیق:
با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره میکنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیمگیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضحترین دلیل بر این مدعاست.
در این راستا، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست میزند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.
در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافقنامههای ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادیسازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.
مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیمهای عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسانتر باشد.
اما وظیفه رژیمهای عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خردههای قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.
در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی میکنند، نیست. راهحل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتشهای مسلمانان برای ریشهکن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشهای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.
رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمیشود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را میکشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان میشود، پس سنگ یا درخت میگوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزبالتحریر
محمد امین یلدیریم
آنچه آمریکا میخواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند
خبر:
بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار میدهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامهنگاران.
توضیح:
آمریکا میخواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی میماند که میتوان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.
آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستادهاش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که میتوان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمیرساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیریها یا افراطگرایان یا واپسگرایان یا عقبماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کردهاند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیدهاند، تغذیه میکنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا میکنیم، بر آنها نیز اعمال میکردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.
و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا میخواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب میرساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانهها بر آن تمرکز میکنند؟!
و چرا مهمترین موضوعات در رسانهها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح میشوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناکترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونهای که پس از آن هیچکس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی میکنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط میشود؟!
خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده میدهند، مطرح میشود!
آمریکا به خوبی میداند که مسلمانان هرگز نمیتوانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل میبینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشتساز منحرف کند. بله، آمریکا میخواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما میداند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایدهای نخواهد داشت و نمیتوان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.
این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته میشود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین میجنگند، و با خون خود به ما میگویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزب التحریر
دکتر محمد جابر
رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان