عقد في الرياض يومي 27-28/ 2/2010م مؤتمر للجنة التنسق اليمني السعودي، حضره رؤساء ووزراء الخارجية والمالية في البلدين، وممثلون عن الدول الغربية المانحة لليمن.
إن اليمن تنتظر من هذا الاجتماع الحصول على مِنح مالية تقدر بـ 6 مليار دولار، وهو نفس المبلغ الذي تَقرّر منحُه لليمن في مؤتمر المانحين بلندن نوفمبر/تشرين ثاني 2006م. تتحمل دول الخليج العربي 3.2 مليار دولار فيما تتحمل الدول الغربية بقية المبلغ المرصود، لإنقاذ اليمن من الحالة الاقتصادية المتردية التي خطط لها، وأوصلها إليها البنك الدولي، وقبول النظام في اليمن بذلك خلال 15 عاما منذ 1995م.
يأتي هذا المؤتمر للجنة التنسيق اليمني السعودي في الرياض بعد مؤتمر لندن 27/1/2010م الذي كان مخصصاً لأفغانستان وأضيفت إليه اليمن بعد وصول الوضع في اليمن إلى وضع سيء بتوجيه ضربات جوية لعناصر القاعدة في كل من أرحب بمحافظة صنعاء، والمعجلة بمحافظة أبين، والصعيد بمحافظة شبوة ذهب ضحيتها أبرياء، وقدم النظام اعتذاراً رسمياً لما أزهقه من أرواحٍ أمام مجلس النواب اليمني، ووعد بالتعويض.
سبق مؤتمر الرياض هذا زيارةٌ لعلي عبد الله صالح للسعودية والبحرين فيما يبدو أنها تنبيهٌ للنظام في اليمن، بأن لا تخرج الأحداث الجارية فيه عن السيطرة، كما خرج قتال الحوثيين إلى داخل الأراضي السعودية، وربما تنطوي هذه الزيارة على خطط أمنية موجهه للقادة العسكريين ضمن الوفد الرئاسي اليمني.
فيما يتضرع النظام في اليمن لدول الخليج بإنقاذه والإسراع بضمه إلى مجلسه بعد أن أصبح لا يقوى على الصمود طويلاً أمام ما وصلت إليه حالته الاقتصادية، وسط قلق الخليج من أن التغييرات في اليمن ستؤثر على استقراره، وكان وزير التخطيط اليمني قد صرح بأن سكان اليمن سيأتون إلى الخليج في حال انهيار النظام فيه، وهذا مبعث قلق لدى الخليج الذي ينظر إلى حالة الاستقرار التي وصل إليها خصوصاً بعد وصول القواعد الأمريكية والبريطانية والفرنسية للذود والدفاع عنه.
الخليج ومن ورائه بريطانيا والاتحاد الأوروبي يحرصون في مؤتمر الرياض على دعم النظام اليمني والتقليل من فساده الذي بلغ خمسة مليارات دولار في العام 2009م ولم يعد يحتمل.
كما التقى الأمير سلطان بن عبد العزيز الذي يمسك ملف اليمن مشايخ عدة من بكيل، رديفة حاشد حليفة آل سعود، وأغدق عليهم الأموال .
يأتي مؤتمر الرياض بعد الجلسة الخاصة لمجلس الاتحاد الأوروبي في بروكسل يوم 19 /2 /2010م التي حضرها ممثلو دوله السبع والعشرين وسفير اليمن لدى بلجيكا والاتحاد الأوروبي، وتترأس إسبانيا دورته الحالية.
إن ما يمر به النظام في اليمن اليوم من أحداث غير عادية كالحروب المستعرة المتلاحقة في صعدة، والحراك في المحافظات الجنوبية، والاقتصاد المتردي في البلاد بفعل الفساد المستشري في جهازه الإداري، وما أدت إليه إصلاحات البنك الدولي خلال الخمس عشرة سنةً الماضية، وقلة تدفق أموال الدول المانحة لليمن نتيجة الأزمة الاقتصادية المالية العالمية، وانخفاض إنتاج النفط الخام من الحقول اليمنية وارتفاع سعر الدولار أمام الريال اليمني، وتدني الاحتياطي من العملة الصعبة (الدولار دون غيره) طوال العام 2009م. بعد خسارة البنك المركزي اليمني في البورصة جراء الأزمة الاقتصادية المالية العالمية. وعجز الموازنة السنوية المتنامي في الأعوام الأخيرة. وسط الإصدارات المتزايدة لأُذون الخزانة التي يصدرها البنك المركزي منذ العام 1997م.
يأتي مؤتمر الرياض ضمن الاهتمام الأوروبي باليمن في مواجهة المخططات الأمريكية الهادفة إلى تقسيمه والسيطرة عليه وإبعاد السيطرة البريطانية الأوروبية عنه.
الاهتمام الأوروبي باليمن من قبيل السياسة التي تنتهجها دولة في أحداث العالم المختلفة، فهي تعمل على انتهاج سياسة موحدة في مواجهة المخططات الأمريكية، ومعينة في كيفية التعامل مع اليمن. جدير بالذكر أن الدول الأوروبية الفاعلة (ألمانيا، فرنسا، بريطانيا، هولندا) تتولى دعم الوزارات في اليمن بشكل منظم متفق عليه؛ فالوزارات السيادية كالدفاع والداخلية والخارجية تتولى دعمها بريطانيا وفرنسا، فيما تتولى التعليم والصحة والشئون الاجتماعية دول أوروبية أخرى، ستشرك معها دول الاتحاد الأوروبي جميعها.
يأتي مؤتمر الرياض، ليضع النقاط على الحروف وفق السياسة البريطانية والموقف الأوروبي التي دعت لمؤتمر المانحين بلندن في العام 2006م، ومؤتمر فرص الاستثمار بصنعاء في العام 2007م الذي كان المدعوّون إليه شركات أوروبية لتضع حدا لنتائج السياسة الكارثية التي وضعها البنك الدولي منذ العام 1995م.
وبعد أن كبد الدولار البنك المركزي خسائر فادحة من المتوقع أن نشهد عما قريب انتقال اليمن إلى منطقة اليورو لرعاية الاتحاد الأوروبي لها.
خبر وتعليق - مؤتمر الرياض حول اليمن
More from اخبار و تفسیر
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
(مترجم)
خبر:
در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بینالمللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راهحل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکتکننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاریها، 31 جولای 2025).
تعلیق:
با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره میکنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیمگیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضحترین دلیل بر این مدعاست.
در این راستا، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست میزند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.
در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافقنامههای ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادیسازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.
مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیمهای عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسانتر باشد.
اما وظیفه رژیمهای عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خردههای قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.
در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی میکنند، نیست. راهحل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتشهای مسلمانان برای ریشهکن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشهای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.
رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمیشود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را میکشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان میشود، پس سنگ یا درخت میگوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزبالتحریر
محمد امین یلدیریم
آنچه آمریکا میخواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند
خبر:
بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار میدهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامهنگاران.
توضیح:
آمریکا میخواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی میماند که میتوان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.
آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستادهاش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که میتوان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمیرساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیریها یا افراطگرایان یا واپسگرایان یا عقبماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کردهاند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیدهاند، تغذیه میکنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا میکنیم، بر آنها نیز اعمال میکردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.
و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا میخواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب میرساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانهها بر آن تمرکز میکنند؟!
و چرا مهمترین موضوعات در رسانهها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح میشوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناکترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونهای که پس از آن هیچکس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی میکنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط میشود؟!
خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده میدهند، مطرح میشود!
آمریکا به خوبی میداند که مسلمانان هرگز نمیتوانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل میبینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشتساز منحرف کند. بله، آمریکا میخواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما میداند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایدهای نخواهد داشت و نمیتوان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.
این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته میشود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین میجنگند، و با خون خود به ما میگویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزب التحریر
دکتر محمد جابر
رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان