September 18, 2008

خبر وتعليق - طرابلس الإسلام: نار تخيف ونور تبشر

الخبر:

لقيت المصالحة التي رعاها زعيم تيار المستقبل سعد الحريري في طرابلس والتي وقع عليها ما يزيد على أربعين شخصاً من زعماء المدينة، لقيت اهتماماً سياسياً و إعلامياً كبيرين. وقد جاءت هذه المصالحة مباشرة بُعَيْدَ ما صرح به الرئيس السوري في القمة الرباعية التي انعقدت في دمشق بين رؤساء كل من سوريا وقطر وفرنسا ورئيس وزراء تركيا أردوغان, والذي شدَّد فيه على خطر التطرف, والسلفية المدعومة من دولة خليجية, وصرح فيه بأن الاستقرار في لبنان هش, وأنه لا جدوى من أي عمل ما لم تحل مشكلة التطرف, وأصر على ضرورة حلها بالقوة, وقال أنه طلب من الرئيس اللبناني وأصر عليه في اجتماع القمة بينهما إرسال قوات من الجيش اللبناني إلى طرابلس.

التعليق:

يذهب بعض المراقبين إلى أن المصالحة التي قام بها سعد الحريري هي عمل انتخابي, ولا شك أن المقاصد الانتخابية منها هامة جداً. إلا أن أهدافها تتجاوز المصالح الانتخابية بكثير, ويمكن أن نتذكر في هذا المجال ماصرح به وليد جنبلاط قبل شهرين تقريبا من أن هناك صراعاً دولياً في مدينة طرابلس.

وينبغي ملاحظة أن هذا السعي الحثيث من تيار المستقبل لاجراء المصالحة جاء بعد الوثيقة التي تم توقيعها بين حزب الله وفريق سلفي صغير, حيث أيدها حلفاء حزب الله وسائر أدوات سوريا في لبنان, ورفضها تيار المستقبل وحلفاؤه وسائر أدوات السعودية, ثم تم تعليقها.

ونلاحظ أن عقد المصالحة هذا- الذي رعاه الحريري - ليس فيه وجود لحزب الله, وبالتالي فإن ما جرى يعد مواجهةً وإفشالاً للسياسة السورية في شمال لبنان, وهو أحد أعمال الصراع بين 8 و 14 آذار, و بين سوريا والسعودية.

إن الصراع في لبنان يتجاوز حد المقاعد الانتخابية، إلى حد الاستماتة بين مشروعين, مشروع أمريكي أداته الرئيسة في لبنان سوريا وأدواتها, ومشروع أوروبي فرنسي أداته الرئيسة في لبنان السعودية وأدواتها وسائر فريق 14 آذار, حيث تسعى أمريكا إلى ضمان تحقيق سيطرة تامة على كافة مؤسسات الدولة وقوى المجتمع, وتجد في مسلمي طرابلس ومحيطها ثقلاً ليس لصالحها, لذلك فهي تريد اختراق هذه الساحة وتفتيتها وشرذمتها لأجل إضعاف خصومها, المتمثلين بتيار المستقبل في مواجهة مؤيدي 8 آذار في الشمال, لذلك فإن توقيع الوثيقة بين حزب الله وتيار سلفي صغير, وتأييد هذه الوثيقة من أدوات سوريا ليس إلا عملاً سوريا لاختراق الساحة وشرذمتها.

لذلك كان هذا الأمر على مقدار بالغ من الأهمية, بل من الخطر على تيار المستقبل وفريق 14 آذار ومشروعهم السياسي عموماً, ما دفعهم إلى إفشال هذه المحاولة وإلى بذل ما يستطيعون لإجراء المصالحة شبه الشاملة في طرابلس, وإلى الهجوم العنيف على الرئيس السوري وحزب الله.

إلا أن الأهم من هذا وذاك هو إدراك أن هذه الأعمال تندرج تحت الاستراتجية الأمريكية والتي باتت اليوم ذريعة استراتجية, على غرار ذرائعها في الديمقراطية والحريات وحقوق الإنسان, وهي ذريعة محاربة الإرهاب الذي يقصدون به الإسلام, والتي يشكل النظام السوري فيها رأس حربة في المنطقة. وهذا هو المنطوق الصريح لكلام بشار الأسد في القمة الرباعية, كما أنه كان من مواضيع البحث في القمة الثنائية بين بشار الأسد وميشال سليمان, مما يدل على أهمية الأمر لأمريكا ولعميلها.

لقد قررت أمريكا, ورسمت دور الجيش والقوى الأمنية اللبنانية, بأنه دور داخلي فقط, وأنه لمحاربة الإرهاب والتطرف والأصولية, وليس للجيش اللبناني دور خارجي, وخصوصاً تجاه إسرائيل, والأمن الخارجي تتكفل به القوانين والاتفاقات الدولية, ودور الجيش وتسليحه وما يقدم له من دعم إنما هو بحدود الأمن الداخلي, ومحاربة الإرهاب والأصولية والتطرف...

لأجل ذلك فإن أمريكا وسوريا تتعاونان في هذا الشأن بشكل كامل, وتقتضي هذه السياسة إثبات وجود هذا الإرهاب وخطره. لذلك فإن سوريا تقوم بصناعته وتعهده, ثم تقوم بتفعيله لتثبت وجوده وخطره على الاستقرار في لبنان وفي المنطقة والعالم.

هذا الأمر هو ما قامت به سوريا في أيار 2007 في مخيم نهر البارد شمالي لبنان, وقطفت أمريكا ثماره.

وهو ما سبق أن قامت به في جبال الضنية شمالي لبنان في العام 2000.

وهو الذي تخطط لعمله حالياً في مدينة طرابلس وتصر عليه.

إنه ذريعة استراتيجية أمريكية, وسورية أيضا, وتجد فيه أمريكا وسيلة ناجعةً لتحقيق مآربها في إجبار خصومها على أحد أمرين: إما الوقوع في قبضتها والخضوع لها وإما أن يكونوا فريسةً للإرهاب الذي تصنعه وتوجهه.

إن ما يجب التحذير منه هو أن امريكا, وبواسطة عميلها بشار الأسد, لن تتراجع عن هذه السياسة الشيطانية, ولن يوقفها عن ذلك ما جرى من مصالحة في طرابلس, خصوصاً وأن أدوات الصراع في المدينة قد غلب عليهم الانقياد عن رضى واختيار للسياسين والزعماء الذين هم بدورهم أدوات للمشاريع الخارجية، فتراهم - وحتى باسم الإسلام - ينقسمون في تبعيتهم إلى فريقين, فريق يتبع 8 آذار ومن خلفهم, وفريق يتبع 14 آذار ومن خلفهم.

لذلك - وللأسف - فقد ارتضوا أن يكونوا عود ثقاب يقدحه من يقدحه, ليشعل به حرائق تأتي على البشر والحجر وعلى الأخضر واليابس.

إن ما يشهده العالم الاسلامي عموماً, ومنطقة طرابلس- اليوم- خصوصاً, هو ظاهرة تدل على أن الكفار المتصارعين على بلادنا لم يعودوا قادرين على التأثير في الناس وتحريكهم إلا من خلال الحركات والقيادات الإسلامية, وهذه الظاهرة فيها ما يدل على الصحوة الإسلامية, وما يبعث على البشرى لجهة أن الساحة لم يعد فيها ثقل لغير الإسلام. وفيها أيضاً ما هو مؤسف, إذ إن هذه الصحوة ما زال ينقصها الكثير لجهة إدراك معنى الولاء لله الذي يقتضيه الإيمان, ولجهة إدراك أن الإسلام الذي تحركوا لأجله يوجب عليهم التوكل الحق على الله تعالى, والسير في مشروع الإسلام العظيم نحو إقامة كيان الأمة, نابذين كل المشاريع الأمريكية أو الأوروبية, السورية أو السعودية, ونابذين كل الذين يستعملونهم عيدان ثقاب, يشعلونها لأجل أسيادهم ومصالحهم, و ليس لأجل الإسلام.

ولنا فيما جرى ويجرى تجارب وعبر...

فهذا هو ما يفعلونه مع السلفية في طرابلس وغيرها...

وهو ما يفعلونه مع حزب الله... وهو ما يفعلونه مع حركة التوحيد الإسلامي... وهو ما يفعلونه مع ما يسمى جبهة العمل الإسلامي... وغيرهم وغيرهم...والقائمة ليست قصيرة .

نسأل الله تعالى أن يأخذ المسلمون من ذلك العبر, وأن يصحوا على حقيقة أمر الله لهم من قريب.

قال تعالى: {أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ}

وقال أيضاً: {إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}. صدق الله العظيم . 

كتبه : محمود عبد الكريم

More from اخبار

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

بیانیه مطبوعاتی

اظهارات نتانیاهو درباره "اسرائیل بزرگ" اعلان جنگ است

که پیمان‌ها را لغو و به سبب آن ارتش‌ها به حرکت درمی‌آیند و غیر از آن خیانت است

این هم جنایتکار جنگی نتانیاهو که آن را به صراحت و بدون تأویلی که به نفع حاکمان عرب سازشکار و بلندگوهایشان باشد، اعلام می‌کند و در مصاحبه با کانال عبری i24 می‌گوید: «من در مأموریت نسل‌ها و با تفویض تاریخی و روحانی هستم، من به شدت به رؤیای اسرائیل بزرگ، یعنی رؤیایی که شامل فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از اردن و مصر می‌شود، باور دارم.» پیش از او جنایتکار سموتریچ نیز با اظهارات مشابه بخش‌هایی از کشورهای عربی اطراف فلسطین از جمله اردن را ضمیمه کرده بود، و در همین راستا، دشمن اول اسلام و مسلمانان، رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، به او چراغ سبز برای گسترش داد و گفت: «اسرائیل در مقایسه با این توده‌های عظیم زمینی، لکه کوچکی است و تعجب کردم که آیا می‌تواند زمین‌های بیشتری به دست آورد، زیرا واقعاً بسیار کوچک است.»

این اظهارات پس از اعلام رژیم یهود مبنی بر قصد خود برای اشغال نوار غزه پس از اعلام کنست مبنی بر الحاق کرانه باختری و گسترش شهرک سازی و بدین ترتیب، پایان دادن به راه حل دو دولتی در واقعیت، و همچنین اظهارات امروز سموتریچ در مورد طرح شهرک سازی عظیم در منطقه "E1" و اظهارات او در مورد جلوگیری از تشکیل دولت فلسطین است که به هر امیدی به یک کشور فلسطینی پایان می‌دهد.

این اظهارات به منزله اعلام جنگ است، این رژیم مسخره جرات انجام آن را نداشت اگر رهبرانش کسی را می‌یافتند که آنها را ادب کند و به تکبرشان پایان دهد و پایانی برای جنایات مستمر آنها از زمان ایجاد رژیمشان و گسترش آن با کمک غرب استعمارگر و خیانت حاکمان مسلمان بگذارد.

دیگر نیازی به بیانیه‌هایی نیست که دیدگاه سیاسی او را واضح‌تر از آفتاب در رابعه النهار نشان دهد، و آنچه در واقعیت در حال وقوع است با پخش مستقیم تجاوزات رژیم یهود در فلسطین و تهدید به اشغال بخش‌هایی از سرزمین‌های مسلمانان در اطراف فلسطین از جمله اردن، مصر و سوریه و اظهارات رهبران جنایتکار آن، تهدیدی جدی است که نباید ادعاهای بیهوده‌ای تلقی شود که تندروها در دولت او آن را پذیرفته‌اند و وضعیت بحرانی آن را منعکس می‌کند، همانطور که در بیانیه وزارت خارجه اردن آمده است که طبق معمول به محکوم کردن این اظهارات بسنده کرد، همانطور که برخی از کشورهای عربی مانند قطر، مصر و عربستان سعودی انجام دادند.

تهدیدات رژیم یهود، بلکه جنگ نسل کشی که در غزه مرتکب می‌شود و الحاق کرانه باختری و نیاتش برای گسترش، متوجه حاکمان اردن، مصر، عربستان سعودی، سوریه و لبنان است، همانطور که متوجه مردم این کشورهاست. اما حاکمان، امت حداکثر واکنش‌های آنها را که محکومیت و استنکار و درخواست از نظام بین‌المللی و همسویی با معاملات آمریکایی برای منطقه است، به رغم مشارکت آمریکا و اروپا در جنگ رژیم یهود علیه مردم فلسطین، شناخته‌اند و آنها جز اطاعت از آنها چیزی ندارند و عاجزتر از آن هستند که بدون اجازه یهود قطره‌ای آب به کودک در غزه برسانند.

اما مردم خطر و تهدیدات یهود را واقعی می‌دانند و نه اوهام بیهوده‌ای که وزارت خارجه اردن و عربی برای شانه خالی کردن از پاسخ واقعی و عملی به آن ادعا می‌کنند و حقیقت وحشیگری این رژیم را در غزه می‌بینند، پس برای این مردم و به ویژه اهل قدرت و بازدارندگی در آن و به طور خاص ارتش‌ها جایز نیست که در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود حرفی نداشته باشند، اصل در ارتش‌ها همانطور که روسای ستاد آنها ادعا می‌کنند این است که برای حفاظت از حاکمیت کشورشان هستند، به ویژه هنگامی که می‌بینند حاکمانشان با دشمنانشان که کشورشان را به اشغال تهدید می‌کنند، همدستی می‌کنند، بلکه باید از 22 ماه پیش به یاری برادران خود در غزه می‌شتافتند، مسلمانان یک امت واحد هستند بدون مردم که مرزها و تعدد حاکمان آنها را از هم جدا نمی‌کند.

خطابه‌های مردمی جنبش‌ها و عشایر در پاسخ به تهدیدات رژیم یهود، تا زمانی که پژواک خطابه‌هایشان باقی بماند باقی می‌ماند و سپس به سرعت از بین می‌رود، به ویژه هنگامی که با واکنش‌های محکومیت توخالی وزارت خارجه و حمایت از نظام همسو شود، اگر نظام برای انجام اقدامی عملی که منتظر دشمن در خانه خود نباشد، بلکه خود برای نابودی آن و کسانی که بین او و آنها حائل می‌شوند حرکت کند، مهار نشود، خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ﴾ و کمترین کاری که کسی که ادعا می‌کند در کمین رژیم یهود و تهدیدات آن است، می‌تواند انجام دهد این است که با لغو پیمان خائنانه وادی عربه و قطع همه روابط و توافقنامه‌ها با آن، نظام را مهار کند، در غیر این صورت خیانت به خدا و رسول و مسلمانان است، با این حال، راه حل مسائل مسلمانان برپایی دولت اسلامی آنها بر منهج نبوت است، نه تنها برای از سرگیری زندگی اسلامی، بلکه برای نابودی استعمارگران و حامیان آنها.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

دفتر رسانه‌ای حزب التحریر

در ولایت اردن

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

الرادار شعار

2025-08-14

الرادار: چه کسی مسالمت‌آمیز شکایت کند مجازات می‌شود و چه کسی سلاح حمل کند و بکشد و حریم‌ها را نقض کند، قدرت و ثروت برای او تقسیم می‌شود!

به قلم استاد/غاده عبدالجبار (ام اواب)

هفته گذشته، دانش‌آموزان مدارس ابتدایی در شهر کریمه در ایالت شمالی، در اعتراض به قطع برق برای چندین ماه در یک تابستان سوزان، تحصن مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که منجر به فراخوانی معلمان توسط سازمان اطلاعات عمومی در کریمه در منطقه مروی در شمال سودان در روز دوشنبه شد، پس از مشارکت آنها در تحصن در اعتراض به قطع برق برای حدود 5 ماه در این منطقه. عایشه عوض، مدیر مدرسه عبیدالله حماد، به سودان تریبون گفت: «سازمان اطلاعات عمومی او و 6 معلم دیگر را احضار کرده است» و اظهار داشت که اداره آموزش در واحد کریمه، تصمیمی برای انتقال او و وکیل مدرسه، مشاعر محمد علی، به مدارس دیگری که در فواصل دور از واحد قرار دارند، به دلیل شرکت در این تحصن مسالمت‌آمیز، صادر کرده است، و توضیح داد که مدرسه ای که او و وکیل مدرسه به آن منتقل شده اند، برای رسیدن به آن روزانه به 5000 (واحد پول) برای جابجایی نیاز است، در حالی که حقوق ماهانه او 140 هزار (واحد پول) است. (سودان تریبون، 2025/08/11)

توضیح:


چه کسی مسالمت آمیز شکایت کند و با احترام در مقابل دفتر مسئول بایستد و پلاکاردها را بالا ببرد و خواستار ساده ترین عناصر زندگی شرافتمندانه شود، تهدیدی برای امنیت تلقی می شود، پس احضار می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد و به طریقی مجازات می شود که طاقت آن را ندارد، اما چه کسی سلاح حمل کند و با خارجیان تبانی کند، پس بکشد و حریم ها را نقض کند و ادعا کند که می خواهد حاشیه نشینی را از بین ببرد، این جنایتکار مورد تکریم قرار می گیرد و وزیر می شود و سهمیه ها و سهم ها در قدرت و ثروت به او داده می شود! آیا در میان شما مرد رشیدی نیست؟! چه شده است شما را، چگونه قضاوت می کنید؟! این چه اختلالی در موازین است و این چه معیارهای عدالتی است که این افراد که ناگهانی بر کرسی های قدرت نشسته اند، دنبال می کنند؟


اینها هیچ ارتباطی با حکومت ندارند و هر فریادی را علیه خود می دانند و فکر می کنند که ترساندن رعیت بهترین راه برای تداوم حکومت آنهاست!


سودان از زمان خروج ارتش انگلیس، با یک نظام واحد با دو چهره حکومت کرده است، نظام سرمایه داری است و دو چهره آن دموکراسی و دیکتاتوری هستند، و هیچ یک از این دو چهره به آنچه اسلام رسیده است، نرسیده است، اسلامی که به همه رعایا؛ مسلمان و کافر، اجازه می دهد از سوء سرپرستی شکایت کنند، بلکه به کافر اجازه می دهد از سوء اجرای احکام اسلام بر او شکایت کند و رعیت باید حاکم را برای کوتاهی اش محاسبه کند، همانطور که باید احزاب را بر اساس اسلام برای محاسبه حاکم ایجاد کند، پس کجا هستند این متنفذین، که امور رعیت را با ذهنیت جاسوسانی که با مردم دشمنی می ورزند، اداره می کنند، از سخن فاروق رضی الله عنه: (خداوند رحمت کند کسی را که عیب هایم را به من هدیه دهد)؟


و با داستانی از خلیفه مسلمین معاویه به پایان می برم تا برای امثال اینها که معلمان را به خاطر شکایتشان مجازات می کنند، باشد که چگونه خلیفه مسلمین به رعیت خود می نگرد و چگونه می خواهد آنها مرد باشند، زیرا قدرت جامعه قدرت دولت است و ضعف و ترس آن ضعف دولت است اگر بدانند؛


روزی مردی به نام جاریه بن قدامه سعدی بر معاویه وارد شد و او در آن زمان امیرالمومنین بود و سه وزیر از قیصر روم نزد معاویه بودند، معاویه به او گفت: "آیا تو با علی در تمام مواضعش تلاش نکردی؟" جاریه گفت: "علی را رها کن، خدا روی او را گرامی بدارد، ما از زمانی که او را دوست داشتیم از او متنفر نشدیم و از زمانی که به او نصیحت کردیم به او خیانت نکردیم". معاویه به او گفت: "وای بر تو ای جاریه، چقدر نزد خانواده ات خوار بودی که تو را جاریه نامیدند...". جاریه در پاسخ به او گفت: "تو نزد خانواده ات خوارتر هستی که تو را معاویه نامیدند، و او سگی است که جفت گیری کرد و زوزه کشید، پس سگ ها زوزه کشیدند". معاویه فریاد زد: "ساکت باش مادر نداشته باشی". جاریه پاسخ داد: "بلکه تو ساکت باش ای معاویه، مادری دارم که مرا برای شمشیرهایی به دنیا آورده است که با آنها با تو روبرو شدیم، و ما به تو گوش و اطاعت دادیم تا در میان ما بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کنی، پس اگر وفا کنی، به تو وفا می کنیم، و اگر روی گردانی، پس ما مردانی سخت و زره هایی گشاده را ترک کرده ایم، آنها تو را رها نمی کنند که به آنها تعدی کنی یا آزارشان دهی". معاویه بر سر او فریاد زد: "خداوند امثال تو را زیاد نکند". جاریه گفت: "ای مرد، حرف خوبی بزن و ما را رعایت کن، زیرا بدترین چوپانان نابودگر هستند". سپس خشمگینانه بدون اجازه بیرون رفت.


سه وزیر به معاویه نگاه کردند، یکی از آنها گفت: "قیصر ما را هیچ یک از رعایایش جز در حالی که رکوع می کند و پیشانی اش را به پایه های تختش می چسباند، خطاب نمی کند، و اگر صدای بزرگترین خواصش بلند شود، یا نزدیکترین خویشاوندش را ملزم کند، مجازاتش قطعه قطعه کردن عضو یا سوزاندن است، پس چگونه این بادیه نشین جلف با رفتارش خشن است، آمده است تو را تهدید می کند، گویا سرش از سر توست؟". معاویه لبخندی زد، سپس گفت: "من مردانی را اداره می کنم که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند، و همه قوم من مانند این بادیه نشین هستند، در میان آنها کسی نیست که برای غیر خدا سجده کند، و در میان آنها کسی نیست که بر ستم سکوت کند، و من بر کسی فضیلتی ندارم مگر به تقوا، و من مرد را با زبانم آزار دادم، پس از من انتقام گرفت، و من آغازگر بودم، و آغازگر ستمکارتر است". بزرگترین وزیران روم گریست تا اینکه ریشش خیس شد، معاویه از او در مورد دلیل گریه اش پرسید، او گفت: "ما تا امروز خودمان را در بازدارندگی و قدرت همتای شما می دانستیم، اما اکنون که در این مجلس آنچه را که دیدم، می ترسم که روزی سلطنت خود را بر پایتخت پادشاهی ما بگسترانید...".


و آن روز در واقع فرا رسید، بیزانس زیر ضربات مردان فرو ریخت، گویی خانه عنکبوت بود. آیا مسلمانان دوباره مرد می شوند، که در راه حق از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند؟


فردا برای بیننده نزدیک است، زمانی که حکومت اسلام بازگردد، زندگی زیر و رو می شود و زمین با نور پروردگارش با خلافت راشده بر منهاج نبوت روشن می شود.

آن را برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر نوشتم
غاده عبد الجبار - ایالت سودان

منبع: الرادار