الخبر: ألقى حسن نصر الله زعيم "حزب الله" كلمة في مناسبة «يوم القدس العالمي» (الجمعة 2015/07/10) أطلق فيها عدة مواقف، منها قوله إن "طريق القدس يمر في دمشق والقلمون ودرعا والسويداء وغيرها من المدن في سوريا، لأنه إذا سقطت سوريا سقطت فلسطين». كما تأسف في كلمته لأن «القادة الصهاينة لم يجدوا في أمة المليار ونصف المليار مسلم، أي تهديد لكيانهم، كما لم يجدوا في أنظمة وجيوش وأسلحة الجو والمدرعات والصواريخ لهذا المليار ونصف المليار مسلم، أي تهديد». التعليق: لا زال نصر الله مصرا على دفن رأسه في رمال الإنكار والتعالي على الحقائق الصادمة لما يطرحه من حجج وذرائع يبرر فيها موقفه المخزي لمشاركته سفاح دمشق في إجرامه المتمادي ضد أهل سوريا الذين انتفضوا ضد الطغيان والظلم الممنهج الذي مارسه النظام الأمريكي في دمشق سواء في عهد المقبور حافظ الأسد أو في عهد ابنه، تحت سمع وبصر وحماية رأس الكفر أمريكا. فنصر الله يروج للكذبة المشهورة لما يسمى محور الممانعة، ويزعم أن النظام الإيراني هو القلعة الوحيدة المتبقية في وجه كيان يهود، ونحن كنا ولا زلنا نتمنى أن يصدق كلام نصر الله هذا لولا أن الوقائع تكذبه وتفضحه: فإيران، التي سبق لكبار ضباطها أن صرحوا أكثر من مرة أنهم قادرون على إزالة كيان يهود خلال 24 ساعة من صدور الأمر من القائد الأعلى بذلك، لا زالت صامتة صمت القبور عن احتلال يهود لأرض الإسراء والمعراج وأولى قبلتي المسلمين، بينما هي تلقي بكل ثقلها في قمع الانتفاضة "الحسينية" لأبطال سوريا الذين انطلقوا من المساجد هادرين "هي لله هي لله" و"قائدنا للأبد سيدنا محمد" و"الشعب يريد خلافة من جديد". فتحت شعار "طريق فلسطين يمر عبر دمشق والقلمون ودرعا وحمص" يستبيح نصر الله دماء الأطفال والنساء والشيوخ تحت مطرق البراميل المتفجرة والمدفعية وصواريخ سكود بل والسلاح الكيماوي. أما حين يشن كيان يهود الهجمات على المواقع العسكرية في سوريا فإن الرد المدوي هو "الاحتفاظ بحق الرد". والمضحك المبكي في كلام نصر الله تأسّفه على أن يهود آمنون من بطش جيوش المسلمين، والذي يسمعه يخيل له أن صواريخ ما بعد بعد حيفا التي يملكها قد ضربت تل أبيب وحيفا ويافا، بينما الوقائع تنطق أن صواريخه وشريكه في الإجرام بشار الأسد والبراميل المتفجرة لم تتوقف عن دك مدن سوريا فوق رؤوس أهلها!! فكيف يفسر نصر الله سياسة النظام السوري حليفه وشريكه في الإجرام الذي لم يدع وسيلة للقتل والبطش إلا واستخدمها ضد أهل سوريا بينما لم يحرك ساكنا تجاه يهود؟ أما الرد الإيراني "المزلزل" ليهود فهو عبارة عن مسيرة ومظاهرة تتاجر بالقدس، فيما يسمى بيوم القدس وهو آخر جمعة من كل رمضان، متاجرة رخيصة تفضح حقيقة خيانة النظام الإيراني. ونصر الله يدرك جيدا، كما يدرك العالم كله، أن أمريكا اخترعت كذبة امتلاك صدام حسين لأسلحة الدمار الشامل لتبرر احتلالها للعراق، وتدميرها للعراق بمشاركة إيرانية فعالة ستبقى سبة عار في جبين النظام الإيراني وأتباعه على مدى الدهر. فهل له أن يجيب على التساؤل: لماذا احتلت أمريكا العراق وصمتت (منذ 1990) عن تنامي القوة الإيرانية؟؟ بل حتى منعت كيان يهود من شن أي هجوم على المنشآت النووية الإيرانية، مفسحة المجال لتعظيم الخطر الإيراني، لتتخذه فزاعة لتهدد دول الخليج به، ثم حجة وذريعة لإمضاء صفقة القرن الكبرى، في الملف النووي، لجعل إيران شرطي المنطقة المدلل عند أمريكا!! نشك أن نصر الله سيواجه الحقائق والوقائع فيتراجع عن مشاركته لطاغية الشام في جرائمه، ولكننا ندعو كل من كان لديه ذرة من رشد أو إنصاف أو كان طالبا للحق من أنصاره أن يعودوا إلى رشدهم فيأخذوا على أيدي الزعماء الذين يوردونهم مورد الهلاك، كما ندعو كل مسلم صادق غيور على حرمات الله أن يعمل لهدم هذه الحكومات والنظم، في إيران وسائر بلاد المسلمين، التي ترتكب أفظع الجرائم بحق المسلمين، وأول ذلك مهادنتها للاستعمار الغربي وتعطيلها لشرع الله الذي يفرض وحدة المسلمين وراء الإمام الجامع الذي يلم شملهم ويذود عن دمائهم وأموالهم وأعراضهم. ولا ينفع نصر الله تبريره لحربه في الشام بالحرب المجرمة التي تقوم بها السعودية في اليمن، فكله سواء في ميزان الشرع، وكل هذا القتل والقتال باطل لم ينطلق لإعلاء كلمة الله. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴾ كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحريرعثمان بخاشمدير المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
خبر وتعليق يا أتباع حسن نصر الله - أليس فيكم رجل رشيد
More from اخبار و تفسیر
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
ترکیه و رژیمهای عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد
(مترجم)
خبر:
در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بینالمللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راهحل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکتکننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاریها، 31 جولای 2025).
تعلیق:
با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره میکنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیمگیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضحترین دلیل بر این مدعاست.
در این راستا، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست میزند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.
در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافقنامههای ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادیسازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.
مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیمهای عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسانتر باشد.
اما وظیفه رژیمهای عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خردههای قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.
در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی میکنند، نیست. راهحل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتشهای مسلمانان برای ریشهکن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشهای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.
رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمیشود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را میکشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان میشود، پس سنگ یا درخت میگوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزبالتحریر
محمد امین یلدیریم
آنچه آمریکا میخواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند
خبر:
بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار میدهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامهنگاران.
توضیح:
آمریکا میخواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی میماند که میتوان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.
آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستادهاش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که میتوان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمیرساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیریها یا افراطگرایان یا واپسگرایان یا عقبماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کردهاند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیدهاند، تغذیه میکنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا میکنیم، بر آنها نیز اعمال میکردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.
و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا میخواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب میرساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانهها بر آن تمرکز میکنند؟!
و چرا مهمترین موضوعات در رسانهها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح میشوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناکترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونهای که پس از آن هیچکس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی میکنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط میشود؟!
خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده میدهند، مطرح میشود!
آمریکا به خوبی میداند که مسلمانان هرگز نمیتوانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل میبینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشتساز منحرف کند. بله، آمریکا میخواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما میداند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایدهای نخواهد داشت و نمیتوان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.
این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته میشود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین میجنگند، و با خون خود به ما میگویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاعرسانی مرکزی حزب التحریر
دکتر محمد جابر
رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان