فریب اسلامیسازی اقتصاد سرمایهداری ورشکسته برای بازیافت آن با پول مسلمانان!
امروزه صحنه فکری اسلامی در سایه جنگ تمدنی شدید علیه اسلام و امت آن، شاهد یک سیالیت فکری گسترده و سوزان است که غرب در آن همه دروغها، تزویرها، کفرگوییها، تحریفها، تلبیسها و گمراهیهای خود را فراخوانده و همه بتها و پیروان خود را از جامهایش بیرون آورده و همه سوسمارهای بدبو را از لانههایشان بسیج کرده است تا با آن مسلمانان را فتنهانگیز کرده و آگاهی آنها را تحریف کند و ایمانشان را نابود و اسلامشان را درهم بشکند، از طریق پوشاندن حق اسلام بزرگ با باطل و گمراهیهای سکولاریسم کافر و فاجرش، با تحریف مفردات آن، جعل اصطلاحات آن و تحریف اصول و قواعد و ضوابط آن، و بازسازی و مسخ افکار و مفاهیم و احکام آن، و ایجاد مزاحمت در تحریف دلالتها و معانی آن و اشتباه در زبان آن تا با کفر سکولاریسم و سرمایهداری آن سازگار و همسان شود.
در برابر سلطه فکری اسلام و ورشکستگی فرهنگی غرب و شکست فکری و ناکامی تمدنی آن، غرب دوباره به بازبینی اوراق خود پرداخت و روش جدیدی را در تهاجم فرهنگی به صحنه اسلامی ابداع کرد، شاید بتواند این حرکت فکری اسلامی فراگیر را مهار کند.
پس فریب اسلامیسازی مفاهیم نظام سکولار غربی در یک تلاش بیهوده و ناامیدانه برای بازاریابی مجدد محصول سکولار راکد بود. و اسلامیسازی در هنگام تحقیق، یک فرآیند تحریف فکری، جعل فرهنگی، تلفیق فقهی و مسخ تمدنی است که هدف آن بازپخش و انتشار مسخ مدرنیستی سکولار با مفردات و اصطلاحات برگرفته از اندیشه اسلامی، فرهنگ اسلامی و فقه اسلامی به طور خاص است، پس از آنکه مفردات و اصطلاحات اسلامی تهی شده و از دلالتها و معانی شرعی خود خالی شده و مضامین و مفاهیم سکولار در آن تزریق شود، و این کفر متأسلم به عنوان فهم و اجتهاد باز و ابتکار مدرن در دایره اسلام و از داخل مرزهای دانش آن ارائه میشود، و به ما صادر شده و به عنوان محصولی از درون اندیشه و فرهنگ ما و به عنوان مادهای برای مطالعه و فرهنگسازی ما پرتاب میشود، و به این ترتیب وصله گمراهی سکولاریسم با لباس شرع پوشانده شده و با اسنادی از فقه شکست و خرد شدن واقعیت و فتوای مشایخ مزدور حمایت شده، سپس گمراهی و کفر فلسفه و فرهنگ آن با مفردات و اصطلاحات و ترکیبات اسلامی تدوین شده تا به عنوان بخشی از اندیشه اسلامی و فرهنگ اسلامی به فرزندان اسلام صادر شود.
از مهمترین عرصههای این مسخ و جعل "اسلامیسازی" امروز، حوزه اقتصاد سرمایهداری و معاملات مالی سرمایهداری آن است، و هدف از دروغ اسلامیسازی در ابتدا مشروعیت بخشیدن به نظام سرمایهداری وحشی و معاملات مالی حرام آن بود، سپس تلاش برای جذب شوکهای بحرانهای سرمایهداری سخت و پیدرپی، از طریق تزریق پولهای هنگفت مسلمانان (بیش از 3.25 تریلیون دلار برای سال 2023 بر اساس گزارشهای صادره از شورای خدمات مالی اسلامی، و انتظار میرود حجم بازار تا سال 2026 به بیش از 4 تریلیون دلار برسد از طریق گسترش بخش بانکداری (اسلامی) و افزایش تقاضا برای صکوک) در بازار سرمایهداری ورشکسته برای تلاش برای ترمیم حفره سیاه مالی سرمایهداری (بدهیهای نجومی)، و همچنین محاصره این نقدینگی و کنترل آن برای تبدیل آن به عنصری خدمتگزار سرمایهداری و نه مخالف جریان آن، و به عنوان یک هدف استراتژیک و سلاح در جنگ تمدنی برای مهار حرکت اسلام اصیل و فعل فزاینده آن در امت، از طریق بازاریابی یک محصول کاذب (اقتصاد اسلامی کاذب) و بیطرف کردن و حتی جدا کردن اقتصاد اسلامی از صحنه مبارزه فکری و مبارزه سیاسی، و بازداشتن امت از اسلام حق و نظامهای حق آن از جمله نظام اقتصاد اسلامی، با ایجاد طبقه ای از روشنفکران سازشکار با سرمایه داری و همزیستی و حتی دفاع از دیدگاه های آن به عنوان بخشی از اسلام خود و سپس مهار تغییر ریشه ای انقلابی، از طریق ایجاد یک مدل اقتصادی اسلامی صوری و کاذب بدون خدشه وارد کردن به جوهر ساختار سرمایه داری، و هدف مشروعیت بخشیدن اسلامی به معاملات مالی سرمایه داری با حفظ فلسفه و مبانی ربوی و قواعد سرمایه داری به همان شکل است، سپس بازاریابی تمام این غارت و جور سرمایه داری به عنوان معاملات اقتصادی شرعی و ادغام همه مسلمانان در این نفرت سرمایه داری.
از نظر تاریخی، این روند در اسلامیسازی سکولاریسم و سرمایهداری آن در اواخر دهه هشتاد قرن گذشته برای مقابله با نشانههای رنسانس اسلامی و تجلی اصولی اسلام و پروژه تمدنی آن آغاز شد، و در مورد بخش اقتصادی، موسسات فکری و دانشگاههای غربی و موسسات سرمایهداری غربی برای طراحی پروژه اسلامیسازی مفاهیم اقتصاد سرمایهداری و انتشار آن تحت عنوان آنچه بعداً اقتصاد اسلامی (محدث کاذب) نامیده شد، اقدام کردند.
دانشگاه آکسفورد بریتانیا تحقیقات پیشرفتهای را در مورد اندیشه اقتصادی اسلامی در مرکز مطالعات اسلامی که ایجاد کرده بود، در بر گرفت، و آنچه اقتصاد اسلامی نامیده میشد به عنوان بخشی از مطالعات خاورمیانه و تأمین مالی اخلاقی تدریس شد. و همچنین دانشگاه هاروارد آمریکا که "برنامه تأمین مالی اسلامی" را ایجاد کرد و آن را به بخشی در دانشکده حقوق تبدیل کرد، و میزبان کنفرانسهای بزرگی در مورد اقتصاد اسلامی نوین خود در دهه نود قرن گذشته بود. و همچنین دانشگاه دورهام بریتانیا که از اولین دانشگاههای غربی است که مدرک کارشناسی ارشد در اقتصاد و تأمین مالی اسلامی را ارائه کرد و یک مرکز تحقیقاتی تخصصی برای این منظور ایجاد کرد. و همچنین موسسه جهانی اندیشه اسلامی در واشنگتن در ادغام علوم (اجتماعی) غربی و اقتصاد سرمایهداری تحت پوشش اقتصاد اسلامی، در برنامههای آموزشی به عنوان مادهای از فرهنگ اسلامی پس از پوشاندن آن با پوستهای اسلامی سهیم بود، و کتابهای درسی تولید کرد و برنامههای دانشگاهی را در مالزی، سودان، اندونزی و آمریکا تحت فریب اسلامیسازی دانش تأسیس کرد.
سپس موسسات مالی سرمایهداری غربی مانند سیتی بانک غول مالی آمریکایی و بانک اسبیسی بریتانیایی وجود دارند که بخشهای (اسلامی) را در داخل بانکها و همچنین آموزشهای آکادمیک را برای تخصص در معاملات مالی نوظهور در اقتصاد اسلامی نوین کاذب ایجاد کردهاند، و همچنین برنامههای دانشگاهی را برای بازاریابی محصول سکولار سرمایهداری جدید (اقتصاد اسلامی) تأمین مالی کردهاند. و همچنین موسسات فکری و مطالعات استراتژیک غربی مانند موسسه بروکینگز آمریکا و موسسه سلطنتی امور بینالملل بریتانیا انتشار و ترویج مطالعات و تحقیقات مربوط به اقتصاد اسلامی نوین کاذب را بر عهده گرفتهاند. و صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نقش عملی را در تبدیل ایدههای اقتصاد اسلامی کاذب نوین به سیاستها ایفا کردند و خواستار گنجاندن خروجیهای این اقتصاد در برنامههای اقتصادی و آموزشی کشورهای موجود در کشورهای اسلامی شدند، و صندوق و بانک مطالعاتی را در مورد نقش تأمین مالی اسلامی در ثبات مالی (به معنای بازیافت اقتصاد سرمایهداری ورشکسته با پول مسلمانان) انجام دادهاند.
و در واقع، سیاستهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در مورد اقتصاد اسلامی نوین کاذب به سیاستهایی برای نظامهای موجود در کشورهای اسلامی تبدیل شده است، و موسسات منطقهای متعهد به گنجاندن آن به عنوان یک تخصص آکادمیک و به عنوان پروژههای اقتصادی بینالمللی شدهاند، و موسسات فکری و اقتصادی ایجاد و شکل گرفتهاند که با مهر اسلامی مشخص شدهاند، و سازمان همکاری اسلامی رهبری عملیات بازاریابی محصول سرمایهداری به نام اقتصاد اسلامی را بر عهده گرفته است و مجامع فقهی را برای پوشاندن محصول سرمایهداری با لباس اسلام ایجاد کرده است، سپس آن را از طریق کنفرانسها و دورههای آموزشی بازاریابی و ترویج کرده و برای این منظور پروژهها و موسسات مالی و آکادمیک را تأمین مالی کرده است.
سپس بانکهای "اسلامی" و همراه با آن نیاز به چارچوبهای متخصص ظهور کردند، بنابراین بخشها و شعب و برنامهها و گواهینامهها را در دانشگاهها و موسسات دینی محلی و دانشگاههای غربی ایجاد کردند.
الگو در کشورهای مغرب عربی یک حالت استاندارد است که بر اساس آن قضاوت میشود. شعب مطالعات اسلامی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود قرن گذشته در دانشگاههای مراکش تأسیس شد تا شامل برنامههای درسی مدرن مانند اقتصاد اسلامی نوین در چارچوب آنچه همگامی با مدرنیته و معاصر شدن نامیده میشد، باشد. و تدریس آن به بخشی از برنامههای درسی معاصر در مقطع تحصیلات تکمیلی به عنوان شاخهای از شاخههای اقتصاد یا به عنوان شاخهای از مطالعات اسلامی (کارشناسی ارشد، دکترا) تبدیل شد، و اقتصاد اسلامی در بخشهای دانشگاهها به عنوان یک تخصص مستقل در دانشگاه محمد پنجم در رباط، دانشگاه فاس و دانشگاه تطوان گنجانده شد، و پس از مشارکت کامل نظام در سیاستهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در مورد اقتصاد اسلامی نوین، اقدامات تشدید شد، و نظام آنچه را که بانکهای مشارکتی به عنوان نوعی از "بانکهای اسلامی" تحت نظارت بانک مراکش از نظر قوانین و نظامهای بانکی نامیده میشد، ایجاد کرد، و شورای علمی عالی متعهد شد با صدور فتواهای سفارشی و مشایخ و دانشگاهیان استیجاری و استخدامی برای مشروعیت بخشیدن به نظامهای مالی سرمایهداری معاصر، آن را با مهر اسلامی مشخص کند.
این اقتصاد اسلامی نوین کاذب هیچ ارتباطی با اسلام و فقه ندارد، بلکه ریشه فلسفی آن اقتصاد سرمایهداری و مکاتب و مذاهب فکری آن است، و دایره فعالیتهای آن تقریباً معاملات مالی سرمایهداری بانکها و شرکتها و بورسهای سرمایهداری است، برنامههای درسی بخشهای اقتصاد در دانشگاهها در کشورهای اسلامی گواه بر این است (دانشگاه قدس، دانشگاه دمشق، موسسه اقتصاد اسلامی در کویت و عربستان سعودی، دانشگاه محمد پنجم در مراکش) مواد آن تقریباً نسخهای واحد از اصل غربی است و موضوعات آن واحد است که حول محورهای زیر میچرخد: مبانی تأمین مالی - اقتصاد پولی و مالی - قانون شرکتها و بانکهای اسلامی - قوانین بانکی و بیمهای - معاملات مالی - صکوک - طراحی محصولات مالی - تأمین مالی شرکتها - بازارهای مالی - فنآوریهای بانک و بیمه - مدیریت سبد سهام و بازارها - تأمین مالی بینالمللی - مدیریت سرمایهگذاری - حسابداری و مالیات - مدیریت ریسک... بنابراین دایره مشغلههای آن به طور خلاصه بانک و معاملات آن، و بورس و سهام و اوراق قرضه آن، سپس بیمه است.
همه این موضوعات در حقیقت مضامین محصولات سرمایهداری هستند که با پوشش اسلامی فرموله شدهاند و از شکنندگی فرهنگی و ضعف فهم فرزندان اسلام و به ویژه جهل کامل آنها به ماهیت نظام اقتصادی در اسلام بهره بردهاند، بنابراین مفاهیم اقتصاد سرمایهداری با پوشش و پوستهای اسلامی دور زده شده است. دور زدن بانک با نامیدن آن به بانک اسلامی یا مشارکتی، و معاملات ربوی به عنوان مرابحه و مشارکت و مضاربه، و بورس به عنوان بازار مالی اسلامی و سهام و اوراق قرضه آن به صکوک تبدیل شدهاند، و بیمه به بیمه تکافلی تبدیل شده است!
موضوع اقتصاد اسلامی به یک نسخه اصلاح شده از اقتصاد سرمایهداری غربی با دور زدن معاملات ربوی و قراردادها و بانکها و شرکتها و موسسات سرمایهداری آن و تغییر و پنهان کردن آنها با اصطلاحات برگرفته از فقه اسلامی (مرابحه، مضاربه، بیع سلم، صکوک...) برای هدف قرار دادن مشتری مسلمان منتهی شد، که این یک عملیات دور زدن است که توسط محافل غرب طراحی و ایجاد شده و نظامهای استعماری با ترویج و بازاریابی آن از طریق دانشگاهیانی که برای چنین مأموریتی آماده شدهاند و شیوخ استیجاری و استخدامی برای صدور فتواهای سفارشی و تحلیل معاملات سرمایهداری باطل و حرام در آن شرکت کردهاند.
واقعیت عملی رسوا کننده حقیقت هدف سرمایهداری خبیثانه در پس سیاست "اقتصاد اسلامی" است، جوهر هدف سرمایهداری مشروعیت بخشیدن به بانکهای سرمایهداری محرک اقتصاد سرمایهداری و دستگاه برداشت سود سرمایهداران آن است، و تعمیم دادن الگوی سرمایهداری در معاملات بانکی و معاملات مالی برای همه مسلمانان بدون هیچ تحفظ و احتیاط از حرمت شرعی.
و اینک میدان حقایق را رسوا میکند، بازار پول مسلمانان که هدف بازار سرمایهداری قرار گرفته است، در سال 2023 بر اساس گزارشهای صادره از شورای خدمات مالی اسلامی از 3.25 تریلیون دلار (3250 میلیارد دلار) فراتر رفته است، که بر اساس بخشها به شرح زیر توزیع شده است:
- بخش بانکداری (اسلامی) 70٪ از کل بازار را با حجم تقریبی 2.3 تریلیون دلار تشکیل میدهد
- صکوک (اوراق قرضه اسلامی) 17٪ از حجم بازار را با بیش از 560 میلیارد دلار تشکیل میدهد
- صندوقهای سرمایهگذاری (اسلامی) بین 4 تا 5٪ از حجم بازار را با حدود 150 میلیارد دلار تشکیل میدهد
- حجم بیمه (تکافلی) حدود 25 میلیارد دلار است
بنابراین ما در برابر معاملات مالی سرمایهداری خالص قرار داریم که هیچ ریشه قانونی در فقه اسلامی ندارد و هیچ ارتباطی با نظام اقتصادی اسلامی و احکام شرعی پاک آن ندارد. بلکه این یک عملیات دستکاری و دور زدن بزرگ در پولهای هنگفت مسلمانان برای تزریق آن به بازار سرمایهداری غرب تحت پوشش تلفیق فقهی و جعل قانونی است، معاملات ربوی در باب مرابحه و مضاربه و بیع سلم طبقهبندی شدهاند، و اوراق قرضه ربوی صکوک طبقهبندی شدهاند (اوراق قرضه بدهی دولت یا شرکتی است که آن را در ازای کسب نقدینگی از خریدار در برابر نسبت ربوی در هنگام بازپرداخت مبلغ اصلی از خریدار صادر میکند). و بیمه سرمایهداری به عنوان بیمه تکافلی طبقهبندی شده است!
و اینک شاهدانی از اهل این اقتصاد اسلامی نوین کاذب بر حقیقت سرمایهداری آن شهادت دادهاند، مجمع فقه اسلامی جهانی فاش کرده است که تا 85٪ از صکوک عملاً به شریعت پایبند نیستند، که نشاندهنده تبانی ضمنی برای دادن "مشروعیت موهوم" است. و استاد فیصل خان از دانشگاه نیویورک هوبارت تأکید کرد که قراردادهای مرابحه که 80٪ از معاملات مالی (اسلامی) جهانی را تشکیل میدهند، با اصول شریعت مطابقت ندارند و عملاً بسیار شبیه به ربا هستند، مرابحهای که عملاً به آن عمل میشود در حقیقت منفعت بر دین است، بنابراین بازده سود ثابت بدون ریسک یا مشارکت در سود و زیان است و این عین ربا است، و تمام آن نظریهپردازی درباره مرابحه هیچ ارتباطی با واقعیت عملی ندارد، و دیگری مشایخ شریعت را صرفاً زینت رسانهای برای محصول سرمایهداری دانست. اما صکوک همان اوراق قرضه سرمایهداری است و بازده آن عین ربا است و حیل مرابحه و مضاربه و بیع سلم و رهن چیزی از حقیقت سرمایهداری آن را تغییر نمیدهد، اما بیمه عین قرارداد سرمایهداری باطل و حرام است، و ذوب کردن چربی آن در دیگ تکافل آن را حلال نمیکند و حرمت را از آن نمیزداید، اما بازار مالی اسلامی همان بورس سرمایهداری و فریب سهام و معاملات سرمایهداری باطل آن است (مانند بورسهای مالزی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مراکش که به تازگی تأسیس شدهاند و "بازارهای مالی اسلامی" طبقهبندی میشوند) همه آنها معاملات بورسهای سرمایهداری غربی را تقلید میکنند.
بر این اساس، بر ما مسلمانان لازم است که هوشیاری کامل و توجه و احتیاط نسبت به مکر غرب و جنگ فکری تمدنی آن داشته باشیم، پس چگونه مکر و حیله دشمن ما با ما و جنگ تمدنی او افزایش یابد؟! بر این اساس، ما برای رهایی از روابط اندیشه سکولار غربی و اقتصاد اسلامی نوین کاذب آن، به تفکیک برخی از مینهای معرفتی بازمیگردیم و برای دیدگاه اسلامی ناب و خالص مربوط به نظام اقتصادی اسلامی حق خود که از کتاب خدا و سنت پیامبرش ﷺ و آنچه به آن از اجماع و قیاس راهنمایی کردهاند، تأسیس میکنیم.
اولاً، برای درک حقیقت کفر و بطلان و فساد آن، باید بذرها و ریشههای نظام اقتصادی سرمایهداری غربی را تعریف کرد، بذر مادر آن عقیده سکولار در جدایی دین از زندگی و سیاست و نظامهای آن است، بنابراین این یک اقتصاد وضعی است که از وحی آسمانی قطع شده و با شریعت خدا مخالفت میکند، و ریشه فرهنگی آن آزادی مالکیت است و از آن اصطلاحات اقتصاد لیبرال و اقتصاد آزاد و اقتصاد بازار و اقتصاد سرمایهداری به وجود آمده است.
اما مبانی که نظام اقتصادی سرمایهداری بر آن استوار است، سه مبنا است:
کمبود نسبی: و آن عدم کفایت کالاها و خدمات محدود برای ارضای نیازهای نامحدود است.
ارزش: و آن اهمیت و منفعت اقتصادی است که فرد یا جامعه بر مالی بار میکند، و یک چیز مفید اقتصادی تلقی میشود تا زمانی که کسی به آن تمایل داشته باشد، خواه ضروری باشد یا غیر ضروری، همچنین مهم نیست و نباید این تمایل با ارزشها یا اخلاق مطابقت داشته باشد یا با قواعد قانونی یا ضوابط بهداشتی مخالفت کند، بلکه از هر شرط و قیدی آزاد است.
قیمت: و آن کنترل کننده مکانیک بازار از نظر تولید و مصرف و توزیع است.
بر این اساس، اساس نظام اقتصادی سرمایهداری غربی، پرداختن به آن کمبود نسبی مفروض از طریق افزایش تولید برای فراهم کردن کالاهای بیشتر و خدمات است، دغدغه اصلی سرمایهدار افزایش تولید است (که با افزایش سود سرمایهداران همراه است)، در نظام اقتصادی سرمایهداری، مسئله ماده ثروت و سود مالکان آن است، اما مسئله انسان و ارضای نیازهای او و رفع گرسنگی او یک امر ثانویه است که به کسی که قیمت را دارد واگذار میشود.
سپس نقص معرفتی ویرانگر در دیدگاه سرمایهداری، و قبل از آن بطلان و فساد عقیده سکولار در ادعای عزل خالق از امور خلق خود و سپس سلب کردن تمام ارزشها از آنها از طریق رها کردن آنها از هرگونه مسئولیت اخلاقی از طریق آزادی مالکیت، همچنین در فرض کردن یک مشکل موهوم غیر موجود است که منجر به تولید مشکلات منشعب از آن شده است، فرض کمبود نسبی منجر به افزایش بیش از حد در تولید و حتی تولید آنچه نیازی به آن نیست، شده است که منجر به مازاد در محصول شده است، که منجر به انحصار و احتکار و سفته بازی و از بین بردن محصولات و کالاها و از بین بردن تلاشها برای کنترل عرضه و در نتیجه سود شده است.
غرب مکانیسم بانک را برای بدهی ربوی قانونمند و سازماندهی شده و تعمیم یافته ابداع کرد تا قیمت را فراهم کند و مازاد محصول را مصرف کند، و وسیله جایگزین فلسفه شد و بانک قیمت در چرخه اقتصادی سرمایهداری و محرک چرخ آن از نظر تولید و مصرف و توزیع شد، و بانک به سنگ بنای نظام اقتصادی سرمایهداری غربی تبدیل شد.
بانک یک محصول سرمایهداری خالص است، و استنساخ اسلامی آن و دادن مشروعیت به آن از طریق برخی از حیلهها مانند نامیدن آن به "بانک اسلامی" و تحمیل و تحکم در نامیدن برخی از معاملات آن با اصطلاحات شرعی مانند مرابحه و مضاربه و رهن و بیع سلم... فلسفه و اصل آن را از بین نمیبرد، ژنهای آن سرمایهداری خالص است، و هر تلاشی برای استنساخ صرفاً یک مزخرف و تلفیق فقهی رسوا و تحریف فرهنگی زشت است، و بورس و اوراق قرضه و سهام آن را بر آن قیاس کنید، و همچنین بیمه است، بنابراین آن تلفیقات (بازار مالی اسلامی و صکوک و بیمه تکافلی) روح سرمایهداری خبیث خود را از آنها و از بین نبرد.
ما هنوز در یک دایره باطل اسیر قفس نظام سرمایهداری غربی به طور خاص در اقتصاد میچرخیم، اقتصاد سرمایهداری از بزرگترین بلایایی است که امت به آن مبتلا شده است و از بدترین چیزی است که از فقر و تنگدستی ناشی از نتایج افکار سرمایهداری مربوط به اقتصاد رنج میبرد، و تحت تأثیر چنین فکر و واقعیتی، اصطلاح اقتصاد اسلامی آنگونه که امروز مطرح است چیزی جز پوستهای نیست که در زیر آن آوار اقتصاد سرمایهداری غربی پنهان شده است، که به طور بیهوده سعی در اصلاح و تلطیف و رام کردن و اهلی کردن وحشیگری آن داریم، فلسفه غربی اقتصادی سرمایهداری کنترل کننده این اقتصاد اسلامی نوین کاذب است، اقتصاد سرمایهداری میوه خبیث نظام سکولار کافر غرب است و بخشی از کفر آن است.
تلاش بیهوده و بی فایده ای است که برخی از کفر غربی فرهنگی سکولار سعی در استخراج دیدگاهی برای نظام اقتصادی در اسلام دارند، این عین کم عمقی فکری و شکست فرهنگی و کوبیدن در ارتداد است، اسلام یک نظام وحی کامل الصناعه و بینظیر البنیه است که دارای سبک معرفتی خاص و منحصر به فرد و متمایز خود است و دارای قواعد و ابزارهای خاص خود است که بر آن برای آشکار کردن گنجینههای وحی و استنباط احکام و نظامهای شرعی آن تکیه میشود، نظامهای اسلام مبتنی بر وحی است، برخلاف نظام سکولار وضعی و نظامهای آن.
بنابراین لازم بود که امر اقتصاد اسلامی روشن شود تا از این سرگردانی فرهنگی و گرداب معرفتی که برخی را به کانالها و پلهایی برای تخلیه محصول سکولار سرمایهداری تبدیل کرده است، در حالی که گمان میکنند که این فقه اسلامی است و فکر میکنند که کار خوبی انجام میدهند، خارج شویم!
باید درک کرد که نظام اقتصادی در اسلام مجموعهای از احکام شرعی است که از ادله تفصیلی آن استنباط شده است که رابطه انسان با ثروت را درمان میکند: تصاحب و تصرف در آن و توزیع آن، و ماده ثروت همان پول و تلاش انسان است، و بر این اساس، اساسی که نظام اقتصادی در اسلام بر آن بنا شده است، بر قواعد زیر استوار است: مالکیت، تصرف در مالکیت، و توزیع ثروت بین مردم.
و گفتار ما احکام شرعی مستنبط از ادله تفصیلی آن است، یعنی اینکه این عملیات، عملیات فقهی شرعی خالص است، و صاحب ابزار و منظور ما فقیه مجتهد است که از نظر شرعی و معرفتی به دلیل ابزارهایی که برای استنباط چنین احکامی در اختیار دارد، واجد شرایط است، بنابراین مسئله، فقهی تشریعی است و نه انشای زبانی یا نظر فنی تکنیکی با هر ریشه معرفتی، و مسئله فقهی در اسلام بسیار دقیق و حصار آن محکم است، بر منابع وحی تشریعی استوار است. کتاب و سنت و آنچه از اجماع و قیاس شرعی به آن راهنمایی کردهاند، و ابزار استنباط آن اجتهاد منضبط به قواعد شرع است، بنابراین نظام اقتصادی در اسلام یک مسئله فقهی خالص است و صاحب آن منحصراً فقیه مجتهد است، و تصور کردن آن به عنوان یک مسئله فنی و مسئله محاسبات و دادهها و ارقام، سطحینگری فکری است، این عین جهل است بلکه نادانی به شریعت خدا و به طبیعت تشریعی نظامها از اینکه فرعی از ریشه تشریعی و فلسفه نظام آن است، و شنیعتر از آن این حماقت در تصور نظام اقتصادی در اسلام به عنوان استنساخ نظام سرمایهداری غربی کافر با تغییر در اسامی (نامگذاریهای اسلامی) است.
از آنجا که نظام اقتصادی در اسلام فقه شرعی است، دری بر روی افراد مزاحم که فاقد ابزار فقهی، ابزار استنباط احکام از منابع شرعی آن هستند، بسته بود، بنابراین وارد شدن در آنچه نمیداند و آنچه را که کنترل نمیکند، خدشه در تقوا و ورع فرد محسوب میشود، بنابراین کسی که اصول و قواعد آن و فقه و قضایای آن و زبان عربی و بلاغت و بیان و اعراب آن و قرآن و علوم عظیم آن و سنت و متون و مسانید و رجال آن و اجتهاد و شروط آن باب تحصیل و علم و هضم و ملکه اجتهادش نیست، پس چگونه میتواند به محراب اسلام بزرگ یورش ببرد؟! مسئله دین و وحی و علم پروردگار جهانیان است، پس چگونه باید زاد معرفتی فرد باشد تا در امانت وحی و فتوا در آن و سنگینی مسئولیت آن در برابر خدا وارد شود؟