| إلى أعضاء المجلس الوطني السلام عليكم ورحمة الله وبركاته لقد أودع وزير المالية مشروع الميزانية للعام 2008م منضدة المجلس، وها أنتم تعكفون هذه الأيام على مناقشته توطئة لإجازته، فأردنا بكتابنا هذا لكم، من منطلق المسئولية الإسلامية أن نبدي لكم بعض الملاحظات لتقفوا عليها قبل أن تبدوا رأيكم في هذه الميزانية: أولاً: إن لكل عملٍ أساس، فإن صحّ الأساس صح البنيان، وإن بطُل الأساس بطل ما بُني عليه، وهذه الميزانية لم تُبن على أساس عقيدة الأمة؛ العقيدة الإسلامية، وإنما بنيت على الأساس الرأسمالي الجائر. ثانياً: اعتمدت الميزانية ككل الميزانيات الرأسمالية على الضرائب، خاصة غير المباشرة منها (حيث تبلغ 85% من الضرائب) التي يتساوى في دفعها الغني والفقير، بل إنها راعت الأغنياء عندما خفضت ضريبة الأرباح من 30% إلى 15% وزادت ضريبة القيمة المضافة (وهي ضريبة يدفعها جميع الناس)، فأصبحت 15%، كما زادت ضريبة الجمارك لبعض السلع بواقع 10%. ثالثاً: التلويح بزيادة أسعار المواد البترولية إذا تم رفض ضريبة القيمة المضافة من قبلكم، مما يعني الضغط عليكم حتى تمرروا هذا المنكر! إن الواجب الشرعي يفرض عليكم أن تحاكموا هذه الميزانية إلى الإسلام، فتحلوا ما أحل الله ورسوله، وتحرموا ما حرم الله تبارك وتعالى ورسوله صلى الله عليه وآله وسلم. ولا بد من التأكيد على الآتي: 1/ بناء الميزانية على أساس العقيدة الإسلامية، وأن يكون رفضكم أو تأييدكم لما جاء في مشروع الميزانية مبنياً على هذا الأساس، يقول الله عز وجل: {فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً}. 2/ إن فرض ضرائب غير مباشرة هو أكلٌ لأموال الناس بالباطل، يقول النبي صلى الله عليه وآله وسلم: "لا يحلُّ مال امرء مسلم إلاَّ عن طيب نفس منه" والمسلم لا تطيب نفسه إلا بأخذ ماله وفقاً للحكم الشرعي. كما أنه لا يجوز شرعاً فرض جمارك على رعايا الدولة لقوله صلى الله عليه وآله وسلم: "لاَ يَدْخُلُ الْجَنّةَ صَاحِبُ مَكْسٍ" والمكس هو الجمارك. 3/ إن ما تسمى بضريبة القيمة المضافة، فوق كونها حراماً، فهي تزيد الناس فقراً إلى فقرهم، والتلويح بزيادة أسعار البترول للمستهلك في حال رفض زيادة ضريبة القيمة المضافة، هو أيضاً حرام شرعاً ولا يجوز، يقول عليه الصلاة والسلام: "من دخل في شيء من أسعار المسلمين ليغليه عليهم كان حقاً على الله أن يقعده بعُظْم من النار يوم القيامة". إن الإسلام قد حدد واردات بيت المال الدائمة؛ من خراج وجزية وغنائم وفيء، وواردات الملكية العامة بأنواعها مثل البترول والمعادن وغيرهما، وواردات أملاك الدولة، وخمس الركاز والمعدن، والزكاة (التي لا تصرف إلا لمستحقيها الثمانية). ولم تكن الضرائب والجمارك أصلاً من واردات بيت المال، وإذا اُضطرّت الدولة لفرض ضرائب لتغطية النفقات الواجبة (وليست المظهرية والبذخية) فإنها تفرض ضرائب مباشرة على القادرين (الأغنياء) من فضول أموالهم. بل إن الواجب على الدولة تجاه الرعية أن توفر الحاجات الأساسية لكل أفراد الرعية من مأكل وملبس ومسكن، وأن ترفق بهم حتى تستقيم الحياة. يقول الله عز وجل: { اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَأٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٍ}. |
|
|
كتاب مفتوح... إلى أعضاء المجلس الوطني
More from null
پاسخ به افتراهای نویسنده ابراهیم هبانی بر خلافت
پاسخ به افتراهای نویسنده ابراهیم هبانی بر خلافت
مقالهای از نویسنده ابراهیم هبانی در سایت روزنامه التغییر را دیدیم، روز جمعه 16 جمادی الاولی 1447 هـ.ق. برابر با 2025/11/7 میلادی با عنوان: «اخوان المسلمین پروژهای برای نابودی جهان»، در آن آمده است: (زمان آن فرا رسیده است که جهان حقیقت را آنگونه که هست ببیند، تشکیلات اسلام سیاسی پروژهای اصلاحی نیست، بلکه پروژهای برای از هم پاشاندن کشورها از درون است، با شعار دینی آغاز میشود و به قدرت مطلقه ختم میشود). سپس میگوید: (خطر اسلام سیاسی دیگر تهدیدی برای یک کشور نیست، بلکه تهدیدی برای کل بشریت است، نه تنها با دیگران دشمنی میکند، بلکه با ایده دولت مدرن نیز دشمنی میکند)، تا جایی که میگوید: (از خارطوم پیامی میفرستیم و میگوییم، ملتها را از توهمات خلافت که تخریب را به نام خدا مشروعیت میبخشد، نجات دهید و دین را از تاجران شعارها که آن را نردبانی برای رسیدن به قدرت قرار دادهاند، حفظ کنید).
در پاسخ به افتراهای نویسنده به اسلام و نظام خلافت آن میگوییم:
اولاً: بسیارند بلندگوهایی که از رفتارهای برخی تشکیلات اسلامی به عنوان پوششی برای حمله به اسلام و نظام سیاسی آن استفاده میکنند و به نظر میرسد که هبانی یکی از این نویسندگان است، وگرنه چرا خلافت را وارد موضوع کرد؟! آیا کسانی که از آنها صحبت کرد، دولت خلافت را برپا کردند یا اینکه با نظامهای دولت مدرن که دشمنی با آن را عیب میدانند، حکومت کردند؟ با اینکه او میداند و شاید چشمپوشی میکند از اینکه این دولت مدرن ساخته دست کافر استعمارگر است و دولتی وظیفهای است و وظیفهاش اجرای سیاستهای ساخته دست او پس از نابودی خلافت است؛ کیان سیاسی جمع کننده همه مسلمانان؟
ثانیاً: کسی که جنگها را در کشورهای ما میسازد و برای تجزیه آنها تلاش میکند، همان کسی است که آنها را در سایکس پیکو تجزیه کرد، آیا نویسنده نمیداند که بریتانیا جنگ را در سودان جنوبی برای جدا کردن آن از شمال شعلهور کرد؟! سپس آمریکا این موضوع را پس از آن بر عهده گرفت تا اینکه آن را عملاً با اعتراف و تبریک اکثر نیروهای سیاسی در سودان جدا کرد و اکنون این جنگ نفرین شده جاری در سودان، یکی از اهدافش جدا کردن دارفور از سودان به نام صلح ادعایی است و جده و چهارجانبه و سوئیس و غیره چیزی نیست جز ایستگاههایی برای توطئه مانند میشاکوس و نایروبی و نیواشا، آیا هبانی نمیداند که جنوب به نام صلح و با توافقنامه صلح نیواشا جدا شد؟!
ثالثاً: خلافت ای نویسنده توهم نیست، بلکه نظام پروردگار جهانیان است که آن را برای بشریت تشریع کرده است، زیرا احکام و قانون اساسی و قوانین آن احکام شرعی از خالق همه بشر است و خلافت برادر گرامی، همان است که کشورها را متحد میکند، نه اینکه آنها را از هم میپاشاند و همان است که عزت و کرامت از دست رفته امروز را به امت اسلامی باز میگرداند و شما ناتوانی دولت مدرن، ساخته دست غرب کافر را میبینید، ناتوانی آن از ایستادگی در برابر آمریکا و دست پروردهاش رژیم یهود و اگر خلافت وجود داشت، آمریکا از طریق مزدورانش، هر که بودند، نمیتوانست جنوب سودان را جدا کند و رژیم یهود نمیتوانست دهها هزار مسلمان را در غزه بکشد و غزه را با خاک یکسان کند و بدترین عذابها را به مردمش بچشاند، در حالی که حاکمان دولتکهای ضرار مدرن هیچ حرکتی نمیکنند، بلکه برخی از آنها به طور پنهانی و آشکار به او کمک میکنند و اگر خلافت وجود داشت، این جنگ کنونی در سودان رخ نمیداد و نیازی به چهارجانبه یا غیر آن نداشتیم.
در پایان، به نویسنده میگوییم، خلافت را که شما توهم میدانید، غرب کافر استعمارگر برای آن تدارک میبیند و برای جلوگیری از برپایی آن تلاش میکند و مراکز مطالعات استراتژیک وابسته به آن، طرحهایی را برای جلوگیری از برپایی آن تدوین میکنند، بلکه سیاستهایی را برای چگونگی برخورد با آن در هنگام برپایی تدوین کردهاند. و جنگ علیه تروریسم (اسلام) چیزی نیست جز یکی از این وسایلی که غرب برای جلوگیری از برپایی آن استفاده میکند. همانطور که از مزدوران فکری و سیاسی و رسانهای، متاسفانه از فرزندان مسلمانان، برای ضربه زدن به ایده خلافت استفاده میکند.
اما به همه اینها میگوییم، هیهات هیهات! خلافت با وجود میل غرب کافر و مزدورانش خواهد آمد، زیرا این وعده خداوند سبحان است که میفرماید: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ﴾ و این بشارت حبیب محمد ﷺ است که بیان کرد خلافت پس از حکومت جبری که امروز در آن زندگی میکنیم، دوباره به صورت راشده بر اساس منهج نبوت باز خواهد گشت، پیامبر ﷺ در حدیثی که امام احمد در مسندش روایت کرده است میفرماید: «ثُمَّ تَكُونُ مُلْكاً جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا اللهُ إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ».
حزب التحریر، ای نویسنده برای برپایی خلافت تلاش میکند و جوانانش شب و روز برای تحقق این بشارت تلاش میکنند و به زودی به اذن خدا محقق خواهد شد.
ابراهیم عثمان (ابو خلیل)
سخنگوی رسمی حزب التحریر
در ایالت سودان
بیانیه مطبوعاتی
آمریکا در تلاش برای جدا کردن دارفور، مسئله ابیی را برمیانگیزد و تهدید میکند!
پس از جدا شدن سودان جنوبی از سودان شمالی در سال 2011 میلادی، منطقه ابیی مورد مناقشه باقی ماند و وابستگی آن به هیچ یک از طرفین، جنوب و شمال، تعیین نشد. قرار بود در سال 2011 همزمان با همه پرسی سودان جنوبی، یک همه پرسی عمومی در ابیی برگزار شود تا وابستگی منطقه به شمال یا جنوب تعیین شود، اما این همه پرسی به دلیل اختلاف دو کشور بر سر حق رای در همه پرسی انجام نشد! زیرا در این منطقه قبایلی وابسته به جنوب به نام دینکا نقوک و قبایل دیگری وابسته به شمال به نام مسیره زندگی میکنند. طبیعتاً دینکاها راضی نخواهند شد از محیط قبیلهای خود جدا شده و با کشور شمال باشند، زیرا در کشور سودان حلقه ضعیفتری خواهند بود و مسیره نیز نمیپذیرد از محیط قبیلهای خود جدا شده و با کشور جنوب باشند، زیرا آنها نیز در کشور حلقه ضعیفتری خواهند بود.
سپس در سال 2012 جنگ کوتاهی در این منطقه درگرفت، اما با ایجاد نیروهای امنیتی موقت سازمان ملل متحد برای ابیی (یونیسفا) حل شد. در نوامبر 2020، شورای امنیت سازمان ملل متحد نشستی را در مورد اجرای قطعنامه 2046 خود در مورد مسائل دوجانبه معلق بین سودان و سودان جنوبی و وضعیت در ایالات کردفان جنوبی و نیل آبی برگزار کرد، بدون اینکه تصمیم روشنی در مورد ابیی اتخاذ شود.
سپس آخرین نشست دیروز چهارشنبه 5/11/2025 برگزار شد که در آن سفیر آمریکا، مایکل والتز، سودان شمالی و جنوبی را تهدید کرد که با تمدید مأموریت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (یونیسفا) که در 15 نوامبر جاری به پایان میرسد، مخالفت خواهد کرد، مگر اینکه دو طرف به تعهدات خود در قبال توافقنامه صلح که بر اساس آن سودان جنوبی جدا شد، عمل کنند.
ما در حزب التحریر/ولایت سودان، پیشتر طی بیانیه مطبوعاتی در 21/5/2011، نسبت به خطر توافقنامه نیواشا هشدار داده بودیم و تاکید کردیم که منطقه ابیی (کشمیر سودان) خواهد بود. یک مسئله مرزی معلق، و اکنون بیش از 14 سال از این گفته ما می گذرد، و مسئله ابیی هنوز در جای خود باقی مانده است، و این برای کشورهای استعماری عجیب نیست، زیرا مناطق مورد مناقشه بین کشورهای اسلامی وجود دارد. به ویژه منطقه عربی که در سال 1916 از طریق توافقنامه شوم سایکس پیکو تقسیم شد و مسئله مناقشه بر سر آن حل نشده است، زیرا این امر برای خود مقصود است و بهترین مثال برای آن مسئله مناقشه بر سر حلایب و شلاتین بین مصر و سودان است.
این مسائل که اصالتاً در داخل مرزهای کشورهای مسلمان قرار دارند، تنها با برپایی دولت خلافت حل میشوند که همه کشورهای مسلمان را متحد میکند، زیرا در آنجا اختلافی بر سر مرزها وجود نخواهد داشت، زیرا زمین، زمین اسلامی خراجی یا عشری است، و این امر مستلزم آن است که امت برای برپایی آن به صورت راشده بر اساس روش پیامبری فراخوانده شود تا دست کافر استعمارگر بازیگر را از کشورهایمان قطع کند.
ابراهیم عثمان (ابو خلیل)
سخنگوی رسمی حزب التحریر
در ولایت سودان