قبایل یمن چگونه می توانند آفت زده باشند در حالی که حوثی ها خود آفت هستند؟!
مسلمانان در زمان ما به نظامهای خائنی مبتلا شدهاند که با قوانین موضوعه فاسدی حکومت میکنند که خداوند هیچ سلطهای بر آنها نازل نکرده است، با کافر استعمارگر دوستی میکنند و نقشههای او را اجرا میکنند و از منافع او محافظت میکنند و فرهنگ او را منتشر میکنند و با قوانین او حکومت میکنند، و در هنگام خطر به او پناه میبرند و آتش جنگ داخلی و فتنهها را بین مسلمانان روشن میکنند و به رعایای خود ظلم میکنند و آنها را به بدترین عذابها دچار میکنند و به مسائل آنها خیانت میکنند و در صف دشمنانشان قرار میگیرند...
قدرت حوثیها با سایر نظامهای سرمایهداری که با کفر حکومت میکنند تفاوتی ندارد و بر آنها این مزیت را دارد که هنوز ذهنیت طایفهای بر تمام رفتارها و سلوک آنها حاکم است و به ذهنیت دولتی ارتقا نیافتهاند که تعامل آن با تمام رعایا یکسان باشد و به همه آنها با یک دیدگاه نگاه کند، بلکه با کسانی که به طایفه آنها تعلق ندارند، رفتار دیگری دارد. اگر شخصی، شخص دیگری را به قتل برساند و هر دو از غیر طایفه آنها باشند، چقدر سریع در اجرای قصاص بر قاتل اقدام میکنند و زبانشان به آیات قرآن کریم گویا میشود که عفو یا دیه یا قصاص را واجب میکند و رسانههای متنوع آنها این را تکرار میکنند و پیروانشان در رسانههای اجتماعی به شکلی برجسته و تأثیرگذار آن را تکرار میکنند و تبلیغاتی برای استقامت حکومتشان و اینکه آنها بر حق هستند، ایجاد میکنند! اما اگر قاتل از غیر آنها و مقتول از آنها باشد، لحظهای در کشتن قاتل با سرعتی شگفتانگیز که به سرعت برق نزدیک است، بدون مراجعه به قضاوت، تردید نمیکنند! مثال آن، اتفاقی است که دو سال پیش رخ داد؛ یکی از عناصر امنیتی وابسته به آنها، مردی را در شهر رداع در استان بیضاء تحت پوشش امنیتی از سوی قدرت حوثیها به قتل رساند و به مدت یک سال تمام در حمایت آنها بود و آزادانه در خیابانهای رداع با لباس نظامی خود گشت و گذار میکرد و نقش قضاوتی که حوثیها از عدالت آن دم میزنند، غایب بود! اما وقتی برادر مقتول پس از مدتها انتظار او را به قتل رساند، واکنش آنها خشونتآمیز بود و به خانهاش حمله کردند و آن را منفجر کردند و با سلاحهای سنگین به آن شلیک کردند و کسانی را که در آن بودند کشتند! این رفتار حیوانی و منحط به دلیل ذهنیت طایفهای آنهاست که آن را حمل میکنند و با آن بر مردم حکومت میکنند. اما اگر قاتل از آنها و مقتول از غیر آنها باشد، از قاتل حمایت میکنند و خون مقتول را هدر میدهند و مثالهای زیادی وجود دارد که تنها دو مثال از آنها را ذکر خواهیم کرد:
مثال اول: یکی از ناظران حوثیها پنج سال پیش زمینی را از شیخ احمد سالم السکنی از عمران غصب کرد و وقتی او شکایت خود را به دولت برد، او را با خون سرد به قتل رساند و قدرت حوثیها از قاتل حمایت کرد و خون مقتول را هدر داد و خیمههای اعتراضی که هزاران قبیله برای مطالبه خون شیخ سکنی برپا کردند، سودی نداشت و خون او هدر رفت و قاتل تا به امروز آزادانه در حمایت حوثیها گشت و گذار میکند!
مثال دوم: حُمیر صالح رطاس فلیته، رئیس بخش پلیس الحائط در ناحیه عیال سریح در استان عمران، روز شنبه 26/7/2025م، شیخ حمید منصور ردمان را که از قبیله ارحب از بَکیل بود و پدر زن قاتل بود، به قتل رساند. فلیته عموی خود، حمید را بر اثر اختلاف خانوادگی بین آنها به قتل رساند و قدرت حوثیها از قاتل فلیته که از قبیله عُذر از حاشد است، حمایت کرد و ظاهراً حوثیها به برخی از مشایخ ارحب دستور دادند که برای ایجاد فتنه بین آنها، به جمعآوری نیرو در مرزهای قبیله حاشد بپردازند تا به مردم القا کنند که مشکل بین دو قبیله است تا بر جنایت شنیع خود سرپوش بگذارند، سپس حوثیها پس از به صدا درآمدن طبل جنگ بین آنها، آشتی برقرار کنند تا حوثیها دو دستاورد کسب کنند: تبلیغات برای خود و سرپوش گذاشتن بر جنایت خود.
با این علم که حوثیها برای شرع خدا ارزشی قائل نیستند، وگرنه باید در اجرای حکم خدا در مورد قاتل، یعنی قصاص، هر چه زودتر اقدام میکردند، خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ﴾.
آنها کسانی را که بخواهند، در صورت مخالفت با آنها در فکر و عقیده یا معارضه با آنها به دلیل سیاست ظالمانه و شکستخوردهشان، فوراً دستگیر میکنند، اما جنایتکاران قاتل از خودشان که به جان مردم تجاوز میکنند و خونهای معصوم آنها را بدون وجه حق میریزند، برایشان مهم نیست، زیرا در قبال آنها احساس مسئولیت در برابر خدا نمیکنند و جای تعجب نیست، زیرا حکومت آنها بر تبعیض و تعصب و نژادپرستی و گردنکشی استوار است. این است حال حوثیها و اعمالشان در مناطق تحت کنترلشان و این بدان معنا نیست که ساکنان مناطق خارج از کنترلشان که تحت کنترل دولت رسمی قرار دارند، در نعمت و رفاه زندگی میکنند، بلکه در جهنمی سوزان از هرج و مرج و بیقانونی و سرقتها و خدمات بد، بلکه نبود خدمات، به سر میبرند.
معلوم است که قبایل روابط برادری و همسایگی و خویشاوندی و قبل از آن، رابطه عقیده اسلامی با یکدیگر دارند، آنها بخشی از امت اسلامی بزرگ هستند و فرزندان قبایل در مناصب دولتی مدنی و نظامی هستند و میتوانند در برابر حاکمان ظالم در شمال و جنوب یمن بایستند و همه آنها را سرنگون کنند اگر صفوف خود را پشت سر حزب التحریر متحد کنند و پروژه بزرگ آن را که همان برپایی خلافت راشده دوم بر منهج نبوت است، بپذیرند، زیرا این پروژه کل امت است و آنها بخش بسیار مهمی از آن هستند، خلافت است که تمام مشکلات مسلمانان را حل میکند و صفوف آنها را علیه کفار استعمارگر متحد میکند و آن است که مشکلات خونخواهی را به طور ریشهای حل میکند و آن است که فلسطین و خواهرانش مانند کشمیر و برمه و سودان جنوبی و قبرس و غیره را آزاد میکند... و آن است که اسلام را در داخل تطبیق میکند و تمام مشکلاتی را که نظامهای مزدور غرب کافر ایجاد کردهاند، حل میکند و اسلام را به عنوان پیام نور و هدایت به تمام جهان با دعوت و جهاد حمل میکند.
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع رسانی مرکزی حزب التحریر
حاشد قاسم – ولایت یمن
