معاناة الروهينجا وإهمال القادة المسلمين
معاناة الروهينجا وإهمال القادة المسلمين

الخبر: دعت الأمم المتحدة إلى التحقيق في تقارير تفيد بأن السلطات الهندية قامت بترحيل لاجئي الروهينجا بطرق غير إنسانية. تشمل الادعاءات إجبار اللاجئين على دخول بحر أندامان مع سترات النجاة فقط. هذا الإجراء هو جزء من حملة أوسع ضد المسلمين الأقلية وسط تصاعد التوترات مع باكستان. تم ترحيل العديد من لاجئي الروهينجا والبنغال، بما في ذلك أولئك الذين يحملون وثائق قانونية. تنتقد مجموعات حقوق الإنسان نقص الإجراءات القانونية الواجبة. تم إنقاذ بعض اللاجئين المرحلين من قبل خفر السواحل البنغالي، بينما يخشى آخرون من الاضطهاد عند عودتهم إلى ميانمار. ولم ترد الحكومة الهندية على هذه الادعاءات. (نيويورك تايمز)

0:00 0:00
Speed:
May 19, 2025

معاناة الروهينجا وإهمال القادة المسلمين

معاناة الروهينجا وإهمال القادة المسلمين

الخبر:

دعت الأمم المتحدة إلى التحقيق في تقارير تفيد بأن السلطات الهندية قامت بترحيل لاجئي الروهينجا بطرق غير إنسانية. تشمل الادعاءات إجبار اللاجئين على دخول بحر أندامان مع سترات النجاة فقط. هذا الإجراء هو جزء من حملة أوسع ضد المسلمين الأقلية وسط تصاعد التوترات مع باكستان. تم ترحيل العديد من لاجئي الروهينجا والبنغال، بما في ذلك أولئك الذين يحملون وثائق قانونية. تنتقد مجموعات حقوق الإنسان نقص الإجراءات القانونية الواجبة. تم إنقاذ بعض اللاجئين المرحلين من قبل خفر السواحل البنغالي، بينما يخشى آخرون من الاضطهاد عند عودتهم إلى ميانمار. ولم ترد الحكومة الهندية على هذه الادعاءات. (نيويورك تايمز)

التعليق:

إن وضع المسلمين الروهينجا هو مثال مأساوي على فشل الأمة الإسلامية في حماية أبنائها الضعفاء. لقد تعرض مسلمو الروهينجا للاضطهاد الوحشي على يد نظام ميانمار، بما في ذلك القتل الجماعي والعنف الجنسي والتهجير القسري. وعلى الرغم من شدة محنتهم، فإن استجابة الدول ذات الأغلبية المسلمة كانت غير كافية إلى حد كبير. لقد أولى العديد من القادة الأولوية لمصالحهم الوطنية على مصلحة الأمة الجماعية، ما أدى إلى نقص في العمل المنسق لمعالجة الأسباب الجذرية لأزمة الروهينجا.

تفاقمت معاناة الروهينجا بسبب عدم اكتراث الدول المجاورة ذات الأغلبية المسلمة، التي لديها القوة والموارد للتدخل لكنها تختار عدم القيام بذلك. بدلاً من ذلك، يقدمون مساعدات إنسانية محدودة لا تعالج الاضطهاد المنهجي الذي يواجهه الروهينجا. هذه المساعدة الرمزية تفعل القليل لتخفيف المعاناة الطويلة الأمد للاجئين، الذين يبقون في حالة من عدم اليقين، غير قادرين على العودة إلى ديارهم وغير مرحب بهم في البلدان المضيفة لهم.

التشابه بين أزمة الروهينجا والوضع في غزة لافت للنظر. في كلتا الحالتين، يتعرض المسلمون للاضطهاد الشديد بينما يبقى إخوانهم في الدول المجاورة غير مبالين. لقد عانى أهل غزة من عقود من الاحتلال والحصار والعدوان العسكري من كيان يهود، ومع ذلك كانت استجابة البلاد الإسلامية رمزية إلى حد كبير. وبينما توجد تعبيرات عرضية عن التضامن والمساعدات الإنسانية، فإن هناك غيابا واضحا للعمل الحاسم لإنهاء الاحتلال واستعادة حقوق الشعب الفلسطيني.

الفشل في حماية الروهينجا والفلسطينيين يسلط الضوء على قضية أوسع داخل الأمة الإسلامية؛ وهي نقص الوحدة والقيادة الفعالة. تمتلك الأمة إمكانات هائلة للتأثير على الشؤون العالمية وحماية نفسها، لكن هذه الإمكانات تُهدر بسبب الانقسامات الداخلية وأولوية المصالح الوطنية على رفاهية الجماعة. يجب على قادة المسلمين أن يدركوا أن قوتهم تكمن في الوحدة وأن حماية المجتمعات الضعيفة هي واجب أخلاقي وديني.

من الضروري أن تتجاوز الدول ذات الأغلبية المسلمة الإيماءات الرمزية وتتخذ خطوات ملموسة لمعالجة الظلم الذي يواجهه الروهينجا والفلسطينيون. ويشمل ذلك الجهود الدبلوماسية للضغط على الأنظمة القمعية، وتوفير ملاذات آمنة للاجئين، وتعبئة الدعم الدولي لقضيتهم. يجب على الأمة أيضاً العمل نحو وحدة وتعاون أكبر، متجاوزة الأجندات الوطنية لصالح العمل الجماعي.

محنة الروهينجا والفلسطينيين هي دعوة للأمة الإسلامية للعمل، إنها تذكير بأن قوة الأمة تكمن في قدرتها على حماية أبنائها، وأن القيادة الحقيقية تظهر من خلال العمل الحاسم في مواجهة الظلم. لقد حان الوقت لقادة المسلمين أن يرتقوا إلى هذا التحدي ويؤدوا واجبهم تجاه أمتهم.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عبد الله أسوار

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان