محمد بن سلمان هو واحد ضمن قائمة طويلة من حكام آل سعود الذين يخدمون المصالح الأمريكية (مترجم)
محمد بن سلمان هو واحد ضمن قائمة طويلة من حكام آل سعود الذين يخدمون المصالح الأمريكية (مترجم)

الخبر:   ثناء أمريكا على ولي العهد محمد بن سلمان ينمو بسرعة كبيرة. فيبدو أن محمد بن سلمان يمكنه أن يتفوق على أسلافه في إرضاء أمريكا، وهو لا يخجل من إخفاء المساعدة السعودية في تأمين المصالح الأمريكية خلال الحرب الباردة.

0:00 0:00
Speed:
May 09, 2018

محمد بن سلمان هو واحد ضمن قائمة طويلة من حكام آل سعود الذين يخدمون المصالح الأمريكية (مترجم)

محمد بن سلمان هو واحد ضمن قائمة طويلة من حكام آل سعود

الذين يخدمون المصالح الأمريكية

(مترجم)

الخبر:

ثناء أمريكا على ولي العهد محمد بن سلمان ينمو بسرعة كبيرة. فيبدو أن محمد بن سلمان يمكنه أن يتفوق على أسلافه في إرضاء أمريكا، وهو لا يخجل من إخفاء المساعدة السعودية في تأمين المصالح الأمريكية خلال الحرب الباردة.

التعليق:

في مقابلة مباشرة مع الواشنطن بوست، صرح محمد بن سلمان بشكل لا لبس فيه بأن الوهابية انتشرت عمدا بناء على طلب من الغرب لمواجهة التوسع السوفييتي [tribune]. يؤكد القبول الاستثنائي لمحمد بن سلمان كيف استخدمت القوى الغربية الوهابية السعودية لمواجهة أيديولوجية الشيوعية خلال الحرب الباردة. واعترف ولي العهد أن تمويل المساجد والمدارس الدينية في أنحاء العالم الإسلامي كان هائلاً إلى درجة أن الحكومات السعودية المتعاقبة فقدت المسار الصحيح للمبالغ المذكورة.

كما أن اعترافات محمد بن سلمان الصريحة تورط باكستان في خدمة المصالح الغربية لوقف الإمبريالية السوفيتية في أوائل الثمانينات. فمن المعروف جيداً أن المدارس الباكستانية والمساجد كانت قنوات للأموال السعودية والأيديولوجية الوهابية لإعداد جيش من المقاتلين الجهاديين للجهاد الأفغاني ضد الاتحاد السوفييتي. وتصريحات محمد بن سلمان تجعل العلاقة السعودية-الباكستانية مركزية للخطط الغربية لإصلاح النظام الثنائي القطبية للحرب الباردة.

وضع زبينيو بريجنسكي وهو مستشار الأمن القومي للرئيس جيمي كارتر الأسس لهزيمة السوفييت واعترف بأوراسيا باعتبارها النقطة المحورية لهذا النضال الجيوسياسي. لا ينبغي أن يكون مفاجئاً أن تكون السعودية وإيران وأفغانستان وباكستان مسرحاً للمواجهة العسكرية مع السوفييت.

كتب كتابه "The Grand Chessboard Brzezinski" بغية توتير العلاقة بين السنة والشيعة من المسلمين لتقييد نفوذ روسيا على أوراسيا. يقول بريجنسكي: "في الواقع، إن إعادة إحياء الإسلام - التي يحرض ضدها ليس فقط من قبل إيران ولكن أيضًا من قبل السعودية - من المرجح أن تصبح دافعًا للتعبئة لمجموعات قومية جديدة منتشرة بشكل متزايد، مصمّمة لتعارض أي إعادة دمج في ظل روسيا - وبالتالي الكفار - وجعل السيطرة لهم". [azquotes]

ولتجهيز الاتحاد السوفييتي لضربة قاضية احتاجت أمريكا إلى احتلال الجيش الأحمر في أفغانستان. قرر الأمريكيون التخلص من الشاه، ووضع الخميني مكانه. يقدم المحقق والصحفي الأمريكي دريفوس كتابًا مفصلاً "لعبة الشيطان: كيف ساعدت أمريكا في إطلاق العنان للإسلام الأصولي بالكيفية التي تلاعبت بها أمريكا بالخميني ونسخته الشيعية للإسلام الشيعي لإقناع السوفيت بغزو أفغانستان.

بالنظر إلى اكتمال الحزام السوفييتي في أفغانستان إلى جانب عدم قدرة الكرملين على الحفاظ على سباق التسلح النووي مع باكس أمريكانا - وهي حالة من السلام الدولي تحت رعاية أمريكا؛ كانت مسألة وقت فقط قبل سقوط الستار الحديدي ليكشف إمبراطورية ضعيفة في حالة يرثى لها.

بعد انهيار الاتحاد السوفييتي، برزت أمريكا كقوة عظمى وحيدة في العالم، وكانت ضربة حركة طالبان والقاعدة وغيرها من الجماعات الجهادية أقل أهمية لدى الاستراتيجيين الأمريكيين. وفي معرض حديثه عن التداعيات السلبية للجهاد الأفغاني، قال بريجنسكي: "ما هو الأهم لتاريخ العالم؟ طالبان أو انهيار الإمبراطورية السوفييتية؟ بعض المسلمين المذعورين أو تحرير وسط أوروبا ونهاية الحرب الباردة؟"

وبناء على ما سبق، فإن السؤال الحاسم الذي يطرحه عصر الحرب الباردة هو ما إذا كان زعماء السعودية وإيران وباكستان متواطئين في الخطة الأمريكية الكبرى لهزيمة السوفييت في أوراسيا. تشير تعليقات محمد بن سلمان العلنية إلى أن قيادة هذه البلاد الإسلامية الثلاثة لم تكن فقط في جماعات مع العم سام، ولكن لم يكن لها أي رأي في علاقتها مع أمريكا.

من الواضح تمامًا أنه بعد أحداث 11 أيلول/سبتمبر 2001، حرضت أمريكا على العديد من الإجراءات لعكس سياستها الخاصة بتصدير الوهابية وبدأت الجهود الرامية إلى نزع أسلمة المجتمعات في العديد من البلاد الإسلامية. ومع ذلك، فإن هذه الإجراءات كانت لها ردود فعل متباينة، خاصة في السعودية حيث قام كل من الملك فهد والملك عبد الله بإدلاء الولاء الكلامي الكاذب في محاولة لاسترضاء المؤسسة الوهابية. لقد أدت عواقب الربيع العربي وصعود محمد بن سلمان ليصبح ولي العهد إلى إحياء خطط أمريكا لإخراج الإسلام من صرح المجتمع السعودي.

السرعة المذهلة التي يقوم بها محمد بن سلمان بعلمنة السعودية تثير سؤالاً آخر محرجاً؛ هل هذه حملة للسكان الأصليين أو لهدف آخر من الغرب؟ أفضل إجابة لهذا السؤال يمكن تلخيصها في قول الله تعالى: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا﴾.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عبد المجيد بهاتي

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان