من المقلاة إلى النار
من المقلاة إلى النار

الخبر:   الفجر الباكستانية - أصدر الكرملين بيانا مقتضبا قال فيه إن الزعيمين الباكستاني والروسي ناقشا الجوانب الرئيسية للتعاون الثنائي وتبادلا وجهات النظر حول الموضوعات الإقليمية الحالية، بما في ذلك التطورات في جنوب آسيا. وذكر مكتب رئيس الوزراء في نشرة أن الزعيمين عقدا مشاورات واسعة النطاق حول العلاقات الثنائية والقضايا الإقليمية والدولية ذات الاهتمام المشترك.

0:00 0:00
Speed:
February 28, 2022

من المقلاة إلى النار

من المقلاة إلى النار

(مترجم)

الخبر:

الفجر الباكستانية - أصدر الكرملين بيانا مقتضبا قال فيه إن الزعيمين الباكستاني والروسي ناقشا الجوانب الرئيسية للتعاون الثنائي وتبادلا وجهات النظر حول الموضوعات الإقليمية الحالية، بما في ذلك التطورات في جنوب آسيا. وذكر مكتب رئيس الوزراء في نشرة أن الزعيمين عقدا مشاورات واسعة النطاق حول العلاقات الثنائية والقضايا الإقليمية والدولية ذات الاهتمام المشترك.

التعليق:

تزامن تقسيم الهند البريطانية إلى دولتين منفصلتين (الهند وباكستان) مع بداية الحرب الباردة. واجهت الدول القومية المستقلة الجديدة - الخارجة من الاستعمار والمليئة بالضعف البنيوي - معضلة اختيار الحليف من بين القوتين العظمتين (الولايات المتحدة والاتحاد السوفيتي) في هذا النظام الدولي ثنائي القطب الناشئ. في آخر 75 عاماً مما يسمى بالاستقلال، أقامت باكستان تحالفات اقتصادية وعسكرية مع الغرب ولكنها دفعت دائماً ثمن خيارها. ففي معظم الأحيان، واجهت باكستان انتقاماً صريحاً وعداءً من الاتحاد السوفيتي لخياراتها المؤيدة للغرب. ونظراً لأن باكستان قررت البقاء على مقربة من الولايات المتحدة واعتبرت نفسها آمنة في خدمتها وخوض حروبها، فقد صوت الاتحاد السوفيتي بوصفه قوة عظمى في اتحاد الحرب الباردة مراراً ضد مصالح باكستان في جميع المحافل الدولية، وعلى وجه الخصوص، ضد موقف باكستان بشأن كشمير في الأمم المتحدة. وفي الحرب الهندية الباكستانية عام 1971، عانت باكستان من استسلام مذل في شرق باكستان أدى إلى ولادة بنغلادش. يعتبر المثقفون الباكستانيون أن تقطيع أوصال باكستان الموحدة هو الثمن الأكبر الذي دفعته إسلام أباد مقابل دور باكستان في تسهيل التقارب بين الولايات المتحدة والصين. وكانت معاهدة الصداقة المتبادلة بين الهند والاتحاد السوفيتي هي التي زودت الهند بالدعم السياسي والاستراتيجي خلال الحرب الهندية الباكستانية عام 1971.

وعندما استلم ذو الفقار علي بوتو الرئاسة، بدأ بتفضيل الاشتراكية، لذلك بدأت الأمور في التحسن مع روسيا. فقد زار الاتحاد السوفيتي مرتين، في فترة خمس سنوات 1972-1977. وفي المقابل، قام عدد من الوفود الاقتصادية السوفيتية وخبراء الفولاذ بزيارة باكستان. تم استيراد آلات تعدين الطَّرق والجرارات من روسيا وتم توقيع عقد في إسلام أباد مع شركة سوفيتية لشراء آلات بقيمة 2300 مليون روبية. (السياسة الخارجية لذو الفقار علي بوتو). وفي عام 1975، دخلت باكستان واتحاد الجمهوريات الاشتراكية السوفيتية في برنامج سنوي لتبادل الخبرات العلمية. وتم تشجيع سياسات بوتو المتمثلة في التأميم والميل نحو الاشتراكية والإشادة بها، وفي أيار/مايو 1977 وصل الوفد التجاري السوفيتي إلى إسلام أباد ووقع بروتوكولاً تجارياً ينص على تبادل سلع بقيمة 15 مليون دولار.

ومع تولي الجنرال ضياء الحق الرئاسة في 5 تموز/يوليو 1977، انهارت العلاقات الباكستانية السوفيتية، وبقيت قاسية خلال حكومتي ضياء الحق ونواز شريف، حيث حاولوا جاهدين التعامل مع الولايات المتحدة. بدأت مرحلة جديدة بعد التدخل العسكري السوفيتي في أفغانستان، في كانون الأول/ديسمبر 1979. وبدأت لعبة جديدة من التلاعب، واستخدم مصطلح الجهاد، وهو واجب ديني، في تشكيل المصالح وخداع الناس. كانت باكستان وأفغانستان في الفترة الزمنية حتى موت ضياء الحق مغطيتين استراتيجيا بثنايا من التلاعب والخداع. لقد دفعت باكستان مبالغ كبيرة مقابل الدعم الذي قدمته للولايات المتحدة ضد الاتحاد السوفيتي، وتحول هذا الدعم إلى حرب ضد شعبها في زمن برويز مشرف. وساءت الأمور، وبدأنا في خدمتهم بحياة أبنائنا وشرف بناتنا.

والآن جاء زمن عمران خان، وهو مثل كل من سبقوه يؤمن بالاستمرار في حياة العبودية والذل. إن 75 عاماً من الوجود في هذه الجولة المرعبة لم يكن كافياً لمعرفة أن دعم المسلمين ليس في الأماكن المظلمة والخبيثة ولكنه فقط يكمن في ضوء الإسلام. لا يمكن لأمريكا ولا الاتحاد السوفيتي أو الصين إنقاذ مسلمي هذا العالم من الدمار. لا يمكن لأي مناورة اقتصادية أو عسكرية أو استراتيجية في معصية الله سبحانه وتعالى أن تجلب أي راحة. كما أن إغاثة المسلمين ليست في جني الأرباح، فالراحة في التوحد تحت راية رسول الله ﷺ والقتال في سبيل الله سبحانه وتعالى. إن زيارة عمران خان هذه ليست شرفاً ولا نجاحاً ولا ذكاءً، كما أن الوقت ليس ممتعاً للزيارة. لقد حان الوقت في الواقع للتحرر من تعقيدات الحقبة الاستعمارية والدخول في عصر يكون فيه الاعتماد فقط على الله سبحانه وتعالى. ففي الوقت الذي ينشغل فيه الغرب بهذه القضية، يجب على المسلمين العمل من أجل إقامة الخلافة بدلاً من الانحياز إلى طرف من الأطراف. عندها فقط سيكون للعالم وأحداثه معنى. في ظل الخلافة مثل هذه الأوضاع تستغلها الدولة لتقوية نفسها، ولن تجرؤ أي دولة أخرى على خوض الحرب دون التأكد من نوايا الخلافة.

قال تعالى: ﴿فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً﴾.

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

إخلاق جيهان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان