من كالا باني إلى خليج غوانتنامو؛ من الاستعمار البريطاني إلى العبودية الأمريكية
من كالا باني إلى خليج غوانتنامو؛ من الاستعمار البريطاني إلى العبودية الأمريكية

الخبر:   أفرج عن شقيقين باكستانيين من سجن خليج غوانتنامو العسكري يوم الخميس بعد عقدين من الاحتجاز دون توجيه تهم، حسبما أعلنت وزارة الدفاع، وتم نقل الأخوين إلى حجز الولايات المتحدة بعد أن اعتقلهما مسؤولون باكستانيون في مسقط رأسهم، كراتشي في عام 2002. وبعد حوالي عام ونصف في حجز السي آي إيه، تم نقلهم إلى مركز الاعتقال في عام 2004. (بي بي سي)

0:00 0:00
Speed:
February 27, 2023

من كالا باني إلى خليج غوانتنامو؛ من الاستعمار البريطاني إلى العبودية الأمريكية

من كالا باني إلى خليج غوانتنامو؛ من الاستعمار البريطاني إلى العبودية الأمريكية

(مترجم)

الخبر:

أفرج عن شقيقين باكستانيين من سجن خليج غوانتنامو العسكري يوم الخميس بعد عقدين من الاحتجاز دون توجيه تهم، حسبما أعلنت وزارة الدفاع، وتم نقل الأخوين إلى حجز الولايات المتحدة بعد أن اعتقلهما مسؤولون باكستانيون في مسقط رأسهم، كراتشي في عام 2002. وبعد حوالي عام ونصف في حجز السي آي إيه، تم نقلهم إلى مركز الاعتقال في عام 2004. (بي بي سي)

التعليق:

خليج غوانتنامو ليس أول سجن من نوعه، فهو يشبه سجن كابوس مشهور من التاريخ، تم بناؤه لشعب شبه القارة الهندية، حيث تم إرسال مقاتلين من أجل الحرية ولم يعودوا منه أبداً. أصبحت جزيرة بورت بلير في أندامان مكاناً مناسباً للبريطانيين لمعاقبة المقاتلين من أجل الحرية، وتم توسيع هذا السجن بشكل أكبر وأضيفت زنازين الحبس الانفرادي التي أكسبته اسم الخلايا الخلوية. وتم تسخير السجناء هنا في المدقة وأجبروا على التحرك في دوائر مثل الحيوانات لاستخراج الزيت من البذور، ويمكن أن يستمر هذا لساعات.

الإطعام القسري عن طريق الأنابيب كان يمارس إذا أضرب الأسرى عن الطعام، ما أدى إلى وفاة العديد منهم. تمثل الممارسات الوحشية عنصرين، أحدهما الخوف الشديد من سجينك والثاني عدم الخوف من المساءلة. هذا ما يجعل الإسلام متميزاً عن جميع الأنظمة الأخرى التي تطبق، من الحياة الشخصية إلى الأمور الاجتماعية والقضائية والعسكرية، كل شيء مدعوم بأحكام الشريعة. أوامر القائد لا تحول الحرام إلى حلال، وهو ما رأيناه يحدث في الحكم الاستعماري والآن في ظل النظام الرأسمالي. الانصياع للأوامر المجنونة يفتح الباب أمام مستوى جديد من أهوال إساءة استخدام السلطة. بعد الحادي عشر من أيلول/سبتمبر مارست أمريكا نفس إرهاب المناضلين من أجل الحرية الذي قام به المستعمرون البريطانيون، واختارت الحل نفسه بنقل إرهابهم بعيداً، وسجن وتعذيب من أرعبهم مجرد وجودهم أو اسمهم أو معتقدهم.

نتيجة للحرب على الإسلام، منذ عام 2002، تم احتجاز ما يقرب من 780 معتقلاً في السجن العسكري الأمريكي في خليج غوانتنامو في كوبا. الآن، بقي 32. فتحت الولايات المتحدة مركز الاعتقال رداً على هجمات الحادي عشر من أيلول/سبتمبر، وكان القصد منه احتجاز السجناء المشتبه في صلتهم بالقاعدة أو طالبان. ثم وصف وزير الدفاع، دونالد رامسفيلد، هؤلاء الرجال بأنهم "أسوأ الأسوأ"، ما يشير بشكل أساسي إلى الخوف العميق من السجناء. تعرّض المحتجزون هناك لما تسميه وكالة المخابرات المركزية تقنيات الاستجواب المعززة، بما في ذلك الصفع الجسدي أو الاستيلاء على السجناء، والحرمان من النوم لفترات طويلة، ووضع السجناء في "أوضاع مجهدة" حيث يتم وضع قدر كبير من الوزن على عضلة أو عضلتين لفترة طويلة، والإيهام بالغرق، وهي تقنية مصممة لمحاكاة الغرق من خلال وضع السجناء رأساً على عقب وسكب الماء على أفواههم وأنوفهم. الأخوان رباني، مثل كثيرين آخرين، تم تسليمهم إلى الولايات المتحدة من قبل المسؤولين الباكستانيين بعد أن اختار الرئيس برويز مشرف أمريكا كحليف بعد أن قيل له بوضوح: "أنت إما معنا أو ضدنا"، وفي حالة كونك ضدنا، "كن مستعداً للعودة إلى العصر الحجري".

مع قرار برويز مشرف هذا، لم تنغمس باكستان في الحرب الأمريكية فحسب، بل بدأت أيضاً العد التنازلي للأشخاص الذين فقدوا ثقتهم في سياسات الجيش الباكستاني. واعترف مشرف في مذكراته "في خط النار" بأخذ أموال وتسليم أشخاص إلى دول أخرى. هؤلاء الأشخاص الذين تم انتقاؤهم بشكل عشوائي من قبلهم، وتم استجوابهم من قبلهم وتسليمهم إلى الأشخاص الذين لم يعتبروا أبداً ملكاً لهم.

هنا يجب أن نفهم أن حكومة الولايات المتحدة تحاول إغلاق هذا السجن ليس بسبب أي رادع أخلاقي ولكن بسبب العبء الذي يضعه على الاقتصاد الأمريكي، لذا فهم يطلقون ببطء سراح هؤلاء الأشخاص الذين لم يلتقوا أبداً مثل أحد الإخوة رباني أو رأوا أحد أبنائهم الذي ولد بعد اختطافهم.

قد يحاول الحكام الحاليون الاعتراف بالإفراج الذي لم يكن لديهم سيطرة عليه للحصول على إعجاب الجمهور. لا يمكن لهؤلاء الحكام أن يقدموا أي مساعدة إلا إذا ساعدوا أولاً في تحرير أنفسهم من قيود العبودية. لا فرق بينهم وبين الرجل الذي يسخّر ويستخرج الزيت. في الواقع، إن الرجل المسجون هو الأفضل في نظر الله سبحانه وتعالى لامتلاك اعتقاده واحتضانه، بينما هؤلاء الحكام الذين يدورون ويدورون في أحزمة غير مرئية سوف يغرقون في كل الأموال التي يجمعونها لأنفسهم وسوف يعاقبون بشدة على جرائمهم.

دور حامل الدعوة في هذه الظروف هو التنبيه إلى الأضرار التي أحدثتها هذه الصفقة مع الشيطان، وخلق الوعي بأنه إذا لم نتخلص من الحكام الخونة، فقد تتغير أسماء السجون ولكن كل التفكير سيتم استهداف العقول والجثث ونقلها إلى هذه السجون.

لن تحمي دولة الخلافة رعاياها فحسب، بل ستحرص أيضاً على إنقاذ العالم من مثل هذه الأعمال الوحشية، ويمكن أن يكون هذا سبباً لنشر دين الله سبحانه وتعالى. لقد كلف الله سبحانه وتعالى حاكم المسلمين بالمسؤولية الجسيمة عن حماية شعبه، ولن يحميهم إلا المؤمن الصادق من أضرار الدنيا والآخرة. المفارقة هي أنه عندما احتل اليابانيون جزيرة كالا باني خلال الحرب العالمية الثالثة، في عام 1942، سُجن مديروها البريطانيون في الزنازين نفسها التي استخدموها لشعب شبه القارة الهندية.

﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْۗ وَاللهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ﴾

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

إخلاق جيهان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان