مؤتمر سوتشي في روسيا
مؤتمر سوتشي في روسيا

بحسب مصادر إعلامية متعددة فقد انعقد في مدينة سوتشي في روسيا ما سمي بمؤتمر الحوار الوطني السوري، وكان من مخرجاته تشكيل لجنة لصياغة دستور لسوريا.

0:00 0:00
Speed:
February 02, 2018

مؤتمر سوتشي في روسيا

مؤتمر سوتشي في روسيا

الخبر:

بحسب مصادر إعلامية متعددة فقد انعقد في مدينة سوتشي في روسيا ما سمي بمؤتمر الحوار الوطني السوري، وكان من مخرجاته تشكيل لجنة لصياغة دستور لسوريا.

التعليق:

منذ الإعلان عنه فقد صاحب الإعداد لمؤتمر روسيا لسوريا في سوتشي صخب سياسي كبير، من منتقد له بأنه بديل لمسار جنيف الذي تشرف عليه الأمم المتحدة، ثم الإعلان عن مقاطعته قبل أيام من انعقاده من هيئة المفاوضات، إلى محاولات تعطيله من قبل تركيا وفصائل المعارضة الموالية لها، تلك الفصائل التي وصلت سوتشي متأخرة ثم عادت إلى تركيا من المطار، ورفض أمريكا وبريطانيا وفرنسا المشاركة فيه، ثم غياب المبعوث الأمريكي الأممي لسوريا دي ميستورا عن الجلسة الافتتاحية للمؤتمر حيث ألقى وزير خارجية روسيا الكلمة الافتتاحية نيابة عن الرئيس بوتين.

وتحت هذا الصخب السياسي الكبير، واتهام روسيا للبعض بمحاولة إفشال المؤتمر والسجالات المرافقة لذلك فقد أعلن البيان الختامي للمؤتمر عن تشكيل لجنة دستورية برئاسة دي ميستورا وتحت إشراف الأمم المتحدة لصياغة دستور لسوريا.

وهذا يكشف أن كل أنواع الخلافات بين أمم الكفر وأتباعهم من بلدان العالم الإسلامي كإيران وتركيا تتوقف عند المسائل الجوهرية، فلا خلاف فيما يتعلق بتشكيل أمم الكفر روسيا وأمريكا وغيرها لدستور سوريا، وكل ذلك يحصل تحت غطاء أن الشعب السوري يقرر، فقد تساءلت بعض وسائل الإعلام كيف يمكن لـ1600 شخص هم المدعوون للمؤتمر نقاش مسألة والتوافق عليها، فهذا مستحيل. أي أن المؤتمر كان مظلة من الصخب والسجالات لإخفاء ما يدور في الغرف المغلقة بين روسيا وتركيا وفريق دي ميستورا من توافقات لتأبيد سوريا دولة علمانية عن طريق تشكيل لجنة من النظام المجرم والمعارضة التي لا تملك أمر نفسها لصياغة دستور جديد (تعديل القديم) لسوريا.

فإذا كانت المسائل فوق القانونية (الدستورية) هي حق طبيعي لكل أمة، فكل أمة تختار الطريقة التي تعيش بها، إلا أن دول الكفر خاصة أمريكا وروسيا، وقد رأت تعاظم الحالة الإسلامية في الثورة السورية، قد أشعلت كافة نواقيس الخطر من بروز دولة الإسلام، وأن تكون سوريا القادمة دولة إسلامية، لذلك كانت كل التوافقات خلال اجتماعات كيري-لافروف خلال إدارة أوباما تؤكد على "أن سوريا علمانية ويجب أن تبقى علمانية"، فالإسلام يرعبهم...

وقد دفعت أمريكا تابعتها تركيا للضغط على الفصائل السورية المسلحة الموالية لها، والتي تأكل من فتات المخابرات التركية والسعودية على عدم الممانعة، بل إن تركيا قد نجحت في جعل تلك الفصائل أداة طيعة بيدها، فتارة تطلب منهم تسليم حلب، وتارة تطلب منهم ترك الجبهات في إدلب والذهاب معها إلى جبهةٍ وهميةٍ في عفرين!!

لكن المهم في مؤتمر سوتشي هو ولادة لجنة سميت سوريّة، لأن أعضاءها من سوريا، تحت إدارة دي ميستورا، من أجل صياغة دستور علماني لسوريا، دون أن يكون لشعب سوريا الثائر أي رأي في ذلك، ولكنهم يدجلون ويقولون بأن أعضاء هذه اللجنة يمثلون كافة أطياف الشعب السوري!

وحين توجد فئة صغيرة من غير المسلمين، ولو لا يعدون إلا ألفاً، فإن الدول الكافرة المستعمرة تطالب بأن يكون لهم الحق والرأي في دستور البلاد عندنا، ولا يقولون ذلك بخصوص ملايين المسلمين الذين يعيشون في أوروبا وأمريكا وروسيا بأن بعضاً من بنود دساتيرهم يجب أن تكون إسلامية مراعاة لوجودهم في تلك البلاد.

فالحرب على الإسلام ضروس، وباستخدام كافة الوسائل، فوجب على المسلمين في سوريا أن يشعلوا نواقيس الخطر كافة للدفاع عن دينهم وطراز عيشهم ورفض ما تفرضه روسيا وأمريكا وتابعتها تركيا من دساتير، ودوس لجانهم وما ينتج عنها من دساتير وسحقها تحت الأقدام.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

عصام البخاري

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان