موقوفو لبنان ومعتقلو سوريا في إدلب شوكة في حلق الإدارة الانتقالية يجب أن تُقتلع
موقوفو لبنان ومعتقلو سوريا في إدلب شوكة في حلق الإدارة الانتقالية يجب أن تُقتلع

خبر:

0:00 0:00
Speed:
July 17, 2025

موقوفو لبنان ومعتقلو سوريا في إدلب شوكة في حلق الإدارة الانتقالية يجب أن تُقتلع

بازداشتی های لبنان و بازداشتی های سوریه در ادلب

خاری در گلوی دولت انتقالی که باید کنده شود

خبر:

همچنان پرونده بازداشت شدگان سوری در زندان های لبنان یک نقطه تنش حساس بین بیروت و دمشق را تشکیل می دهد و در صورت ادامه بن بست در این مورد، تهدیدی برای بحرانی تر شدن روابط دوجانبه است، به ویژه پس از گزارش هایی مبنی بر قصد دولت سوریه برای اتخاذ تدابیر تنش زا، از جمله بستن گذرگاه های مرزی، قبل از اینکه دمشق به سرعت آن را رد کند.

با وجود این انکار، این موضوع همچنان به طور جدی روی میز لبنان مطرح است، با توجه به حساسیت قضایی و سیاسی آن، و ارتباط آن با حقوق بیش از دو هزار بازداشتی سوری، که به گفته وب سایت "المدن" بسیاری از آنها سال هاست محاکمه نشده اند.

نظر:

نه تنها بازداشت شدگان در زندان رومیة مانعی بر سر راه دولت انتقالی امروز هستند، بلکه پرونده زندانیان عقیدتی در زندان های ادلب نیز مانع بزرگی است که تاکنون به آن رسیدگی نشده است، به ویژه با بالا گرفتن صدای اهالی که خواستار آزادی فرزندان خود هستند، پس از مشاهده توزیع گواهی های عفو و تسامح برای کسانی که آنها را کشتند، آواره کردند و در طول سال های انقلاب مورد آزار و اذیت قرار دادند!

در اینجا مثالی می زنیم تا شاید دریچه ای برای بررسی درست موضوع باشد، زمانی که بشار اسد به صورت موروثی زمام امور سوریه را به دست گرفت، مانند یک احمق روی صندلی بمب گذاری شده نشست در حالی که نمی دانست. ساعاتی از نشستن او نگذشته بود که برخی کشورها شروع به مطالبه پرونده ها از او کردند و او را به حل و فصل آنها دعوت کردند و برجسته ترین آنها پرونده اخوان المسلمین بود که حافظ اسد و برادر جنایتکارش رفعت در زندان تدمر آنها را مورد آزار و اذیت قرار دادند.

این پرونده بار سنگینی را برای دهه ها بر دوش بشار خونخوار گذاشت و از جمله دلایلی بود که به شعله ور شدن انقلاب و آغاز آن از مهدش درعا کمک کرد. واقعیت این است که گزینه های اسد فراری زیاد نبود و این پرونده مانند طنابی بود که هر از گاهی به دور گردنش محکم می شد.

امروز، هیچ صاحب نظری انکار نمی کند که انقلاب از سوی لبنانی های حامی و سوری های طرفدار حمایت شده است، که برخی از آنها امروز در زندان رومیة به سر می برند. پس بر حذر باشید از خذلان آنها، یا غفلت از مسئله آنها.

اما پرونده زندانیان عقیدتی در ادلب، به تنهایی داستان طولانی دارد، به ویژه هنگام بررسی دلایل بازداشت و دستگیری آنها، که - اگر در آنها جستجو کنیم - آنها را مطالبات بر حق می یابیم. آنها خواستار بازگشایی جبهه ها بودند و اگر آن مطالبات نبود، جبهه ها اصلاً باز نمی شدند. واقعیت این است که آنچه امروز از خیر در آن هستیم، پس از فضل خداوند متعال، به آن مطالبات برمی گردد، خواه کسی بخواهد و خواه نخواهد.

پس اینها به چه دلیل بازداشت می شوند؟ و به نفع چه کسی در زندان ها نگه داشته می شوند؟

آیا منطقی است که با کسانی که کشتند، آواره کردند و شکنجه کردند، به خوبی رفتار شود، و مطالبات اهل حق با بازداشت و غیبت مواجه شود؟!

مطالبات آنها بیانگر صدای حامیان انقلاب بود، مردم در حل و فصل و سفر خود، و در مجالس خود، صحبت می کردند که رهبران انقلاب - نظامی و سیاسی - به ابزاری در دست کشورها و بردگان دلارهای آنها تبدیل شده اند.

اما مطالبات بازداشت شدگان امروز، حول محور آزادسازی تصمیم گیری نظامی انقلاب، و باز نشدن یا بسته نشدن جبهه ها به دستور خارجی می چرخد. آیا صاحب این موضع باید با زندان پاداش داده شود؟!

عجیب تر از آن، این است که خانه های آنها در ساعات حساسی و به روش های وحشتناکی مورد یورش قرار گرفت، در حالی که خانواده های آنها "نوازشی" را می بینند که نصیب کسانی می شود که آواره کردند، شکنجه کردند و کشتند، بلکه حتی ادب فراوان در هنگام آوردن اراذل و اوباش تحت تعقیب!

آیا آنچه ذکر کردیم خطر قریب الوقوعی نیست که ممکن است منجر به انفجاری شود که چیزی باقی نگذارد؟

پرونده های بازداشتی های رومیة و ادلب دو خار در پهلوی انقلاب هستند که باید کنده شوند، نه نادیده گرفته شوند.

زیرا اگر خار رها شود، باعث التهاب و سپس دردی غیرقابل تحمل می شود.

پس به راه حل بشتابید و مانند دیگران تعلل نکنید که در دام افتادید.

این دو پرونده از خطرناک ترین پرونده هایی هستند که باید به آنها رسیدگی شود، و اشتباهی که رخ داده باید تصحیح شود، زیرا این کسانی که در زندان ها هستند، صاحبان پیشگامی و صداقت هستند. مرد راستین کسی است که خطر را قبل از وقوع می بیند و شما را از آن برحذر می دارد. اما کسی که در حالی که شما در حال سقوط هستید به شما می خندد، منتظر است تا سقوط شما کامل شود تا از پشت به شما خنجر بزند.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ﴾

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدو الدلی

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت سوریه

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان