قروض الربا هي مسمار جحا الذي لن تخلصنا منه إلا دولة الخلافة الراشدة
قروض الربا هي مسمار جحا الذي لن تخلصنا منه إلا دولة الخلافة الراشدة

الخبر: أكد وزير المالية في السودان إبراهيم البدوي خلال المؤتمر الصحفي، الذي نظمته (سونا)، وجود مصادر أخرى لتمويل الموازنة، منها المنح، والقروض بمئات الملايين من الدولارات، من مؤسسات تمويل عربية ودولية، والبنك الإسلامي للتنمية والتعاون الدولي الثنائي. وكشف بأن عدم سداد النظام البائد للمتأخرات تسبب في عدم الحصول على المنح.

0:00 0:00
Speed:
February 13, 2020

قروض الربا هي مسمار جحا الذي لن تخلصنا منه إلا دولة الخلافة الراشدة

قروض الربا هي مسمار جحا الذي لن تخلصنا منه إلا دولة الخلافة الراشدة


الخبر:


أكد وزير المالية في السودان إبراهيم البدوي خلال المؤتمر الصحفي، الذي نظمته (سونا)، وجود مصادر أخرى لتمويل الموازنة، منها المنح، والقروض بمئات الملايين من الدولارات، من مؤسسات تمويل عربية ودولية، والبنك الإسلامي للتنمية والتعاون الدولي الثنائي. وكشف بأن عدم سداد النظام البائد للمتأخرات تسبب في عدم الحصول على المنح.

التعليق:


إذا لم يستطع النظام البائد سداد المتأخرات فلماذا يسير الوزير (الخبير الاقتصادي) فى نفس الاتجاه؟ ولماذا يكون الحل هو القروض الربوية؟ وكأنها قدر مقدر؟ ولماذا لا يتجه لخيارات أخرى هي أجدى وأنفع؟


لقد جربت الأنظمة المتعاقبة على حكم السودان الاقتراض النقدي المباشر، من الدول، والبنوك الدولية، وصندوق النقد الدولي، ولم نجن إلا الخراب والدمار، وغالبا ما يكون هذا الاقتراض بشروط مجحفة، ومخلة بالسيادة الوطنية، التي يضحَّى بها بحجة تأمين لقمة العيش للشعب، ومع ذلك فلقمة العيش لا تتوفر! والأنكى من ذلك هو المشاريع التي تهدر فيها هذه القروض، والتي غالباً ما تكون مشاريع "مهرجانية" غايتها الدعاية للنظام الحاكم ليس آخرها سد مروي، الذي قيل عنه (لا كهرباء بمال بعده)، فلم نجد الكهرباء في صيفنا القائظ قيظ حكامنا المخادعين. وغالباً ما تتحول هذه المشاريع إلى مصادر صرف لموازنة الدولة، عوض أن تكون مصدراً لإنعاش اقتصادها.


وكان تجريب المجرب هو الخيار الوحيد المتاح! ألا يملك حكام السودان الجدد من مواهب القيادة والإبداع حسب ما روج عنهم ككفاءات؟ فى بلد يزخر بالخيرات الظاهرة والباطنة؟ تراهم يسارعون فى طلب الربا مع علمهم بمضاره في واقع الاقتصاد، والنتيجة تحميل الموازنة عبء الدين وخدمة الدين الذي يزداد سنة بعد سنة.


إن هذا التسوُّل واستجداء الهبات والعطايا من الدول الغنية، وغالباً بشروط خفية غير معلنة، هو الطريقة المفضلة لدى حكام السودان، بغض النظر عن انتماءاتهم، وما ذلك إلا تنفيذ لمطلوبات صندوق النقد والبنك الدوليين، المسخرة لخدمة الغرب الرأسمالي. وكم بشرنا في السودان بالمن والسلوى بعد إعلان وزير المالية أن دولة ما أو إحدى المنظمات الدولية قدمت لنا هبة سخية وقروضاً بدون ربا من أجل التنمية، لكنهم لا يخبروننا ما هي شروط هذه "الهِبة" أو ما هي المشاريع التي ستستثمر فيها! وكل حكومة تلعن أختها بأنها سبب الدمار وأن متأخرات الربا لم تسدد حتى فاقت اليوم 60 ملياراً، وبهذا يصبح كل ما حققه حكامنا هو التسول الذي يوردوننا به موارد الهلاك والخراب.


وما دام الوزير إبراهيم البدوي خبيراً اقتصاديا دوليا فيحق لنا أن نسأله، ألا يعلم الوزير أن القروض هي بصريح العبارة الزيادة في نسبة تدهور اقتصاد الدول؟ إذ إنّ الدولة المقترضة لا يمكنها التخلُّص من ديونها ما دامت الزيادات الربوية المُترتِّبة عليها تتضاعف سنويا؟ ألا يعلم وزير المالية أن تكرار حدوث الأزمات الاقتصاديّة الناشئة من الارتفاع المُستمِرّ في نسبة الربا سنويا يترتب عليه إنهاك الاقتصاد بزيادة المعروض النقدي دون الزيادة في السِّلَع والخدمات، ممّا يُؤَدّي إلى خفض القوّة الشرائيّة؟


ألا يعلم الوزير أن الربا يزيد التضخُّم الاقتصادي، وهو الانخفاض في قيمة النقود، والذي يكون ناشئاً من ارتفاع مُعدّل الزيادة في نسبته عن مُعدّل الزيادة في الإنتاج؟ لأن خلق المال كما يُعبر عنه أهل الاقتصاد، أي إيجاد مال من عدم غير عمل، وخلق المال هذا يؤدي بدوره إلى فقدان المال لقيمته وبالتالي زيادة معدلات التضخم، وحدوث أزمات اقتصادية.


إن كان وزير المالية الذي جاء الى منصبه بوصفه خبيراً اقتصادياً لا يعلم، فهذه مشكلة كبيرة، وإن كان يعلم فهي الطامة!


أما حرمة الربا شرعاً، فهذا من المعلوم من الدين بالضرورة، والدليل على ذلك قوله تعالى في سورة البقرة الآية 275 ﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهي فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون﴾ لكن من يطبق الشرع الحنيف ليس أنظمة هي إرث الاستعمار الذي يأتمر بأمره ولو كان فيه الهلاك، بل هي دولة الخلافة الراشدة الثانية على منهاج النبوة، التي آن أوانها وأظل زمانها.

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
الأستاذة غادة عبد الجبار (أم أواب) – الخرطوم

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان