رد على مقال للكاتب قاسم قصير
رد على مقال للكاتب قاسم قصير

الخبر: نشر موقع عربي21 مقالة بعنوان (حوار صريح مع حزب التحرير: عن الدور البريطاني بتركيا وماليزيا وجمود الوعي السياسي) للكاتب قاسم قصير، ختمه بطرحه سؤالا: "متى ينتهي الجمود في الوعي السياسي للحزب؟"

0:00 0:00
Speed:
June 08, 2018

رد على مقال للكاتب قاسم قصير

رد على مقال للكاتب قاسم قصير

الخبر:

نشر موقع عربي21 مقالة بعنوان (حوار صريح مع حزب التحرير: عن الدور البريطاني بتركيا وماليزيا وجمود الوعي السياسي) للكاتب قاسم قصير، ختمه بطرحه سؤالا: "متى ينتهي الجمود في الوعي السياسي للحزب؟"

التعليق:

جوابا على سؤاله أقول:

- حزب التحرير، حين انطلق في حمل دعوته في 1953م، حدد هدفه بأنه استئناف الحياة الإسلامية، وهذا يعني عودة المسلمين للاستظلال بحكم الشريعة الربانية التي أكرمهم الله بها، وجعلهم هداة مهديين يحتكمون إلى شرع الله فيما بينهم بالعدل والقسط ورعاية شؤون الناس بتطبيق الأحكام الربانية المنزهة عن الهوى والبعيدة عن مصالح "المشرعين" من العباد الذين يستعبدون المجتمع بينما هم يشرعون لخدمة مصالحهم ومن أوصلهم للسلطة، وهذا هو واقع النظم الوضعية مهما تعددت مسمياتها، واستئناف الحياة الإسلامية يعني حمل رسالة الإسلام إلى العالم لإزالة ظلم الحضارات المفلسة التي تقدس القيمة المادية وتحط من شأن الإنسان.

- وقد حدد الحزب هدفه بناء على فهمه للواقع الذي يعيشه المسلمون، الأمس (1953م) كما اليوم (2018م): ألا وهو فرض الغرب لهيمنته على بلاد المسلمين، ونهبه لثرواتهم، ومحاربته للإسلام والمسلمين، ليس فقط بحملات القتل والإبادة التي لم تتوقف لا في فلسطين ولا في كشمير بل امتدت عبر جرثومة كيان يهود، التي غرسها الغرب في قلب الأمة في الأرض المباركة فلسطين، كما أباح الغرب لنفسه شن المزيد من جرائم القتل والتدمير حيثما اقتضت مصالحه ذلك، من ميانمار إلى أفريقيا الوسطى، وطبعا في أفغانستان والصومال والعراق وسوريا وليبيا واليمن، مستخدما في ذلك حكام المسلمين الذين نصبهم على كراسي الحكم المعوجة قوائمها، فدانوا له بالسمع والطاعة، وسخروا البلاد وإمكانياتها في سبيل تمكين السيطرة الغربية، كما نشاهد من تأسيس عشرات القواعد العسكرية البرية والبحرية والجوية. لا بل تبرع الحكام بالاستقواء بالغرب الصليبي في مواجهة إخوانهم المسلمين وحرضوا على شن الحروب وقتل المسلمين في إيران كما في العراق وأفغانستان، فنجد الحكام يسارعون في نشر الجيوش ليس لتحرير الأرض المباركة فلسطين ولا لتحرير الشيشان أو كشمير أو للدفاع عن مسلمي ميانمار وأفريقيا الوسطى، بل تنفيذا لخطط الدول الغربية التي تقتضي تدمير الموصل والرقة وحلب وحمص وبنغازي وصنعاء وعدن... الخ، وفي الوقت نفسه يسارع الحكام بعقد الاتفاقيات والمعاهدات التي يقسمون فيها الأيمان المغلظة لبذل مئات مليارات الدولارات طلبا لمرضاة حكام الغرب المستعمر لتنشيط "اقتصادهم" وتأمين فرص العمل لشعوبهم، هذه الفرص التي تترجم إلى قنابل وصواريخ تدك مدن المسلمين في اليمن وسوريا والعراق وأفغانستان فوق رؤوس أهلها!

- فالحزب حدد هدفه بأنه تحرير المسلمين من الهيمنة الغربية؛ المباشرة، على شكل القواعد العسكرية والمعاهدات الاقتصادية، وغير المباشرة، على شكل الخضوع لإملاءات المنظمات "الدولية" التي أوجدها الغرب لتجميل وجهه الاستعماري القبيح، تحت خرقة "الشرعية الدولية" والمواثيق الدولية، وأولى هذه المعاهدات كانت سايكس بيكو المشؤومة التي ضربت وحدة الأمة وقسمتها إلى عشرات الكيانات المتناحرة والتي تعتمد في وجودها وبقائها على الداعم الصليبي.

- كما حدد الحزب هدفه بأنه إقامة الدولة الإسلامية التي تعيد وحدة المسلمين جميعا وتلغي وتهدم آثار سايكس بيكو البغيضة، وتخلع جرثومة يهود من الأرض المباركة فلسطين، كما تضع حدا لكل طامع تسول له نفسه الولوغ في دماء المسلمين، أو في التشهير بأحكام الإسلام ورموزه.

فهذا ما آلى حزب التحرير على نفسه التصدي له ونذر نفسه لتحقيقه، وهنا أختم بالسؤال: هل فيما ذكرته أعلاه ما يجادل فيه الأخ قاسم، أو غيره من المراقبين والمعنيين؟ لقد عنون الأخ قاسم مقالته بـ"حوار صريح مع حزب التحرير". جيد، ونحن نرحب بالحوار معه كما مع سائر أفراد الأمة، فالقضية التي تصدينا لها تعني الأمة كلها وليس أفرادا مخصوصين أو فئات محددة من الأمة، بل هي قضية مصيرية تطال الأمة كافة بنتائجها وعواقبها.

للأخ قاسم، أو غيره، أن يتفق معنا أو يختلف في هذه الجزئية أو تلك، ولكن لنبدأ بتحديد نقاط الاتفاق فيما هو قطعي ومجمع عليه: ضرورة الاحتكام إلى شرع الله الذي يفرض وحدة الأمة، ويفرض التبرؤ من الأعداء الطامعين في بلادنا وديننا، ويفرض نبذ أدوات هؤلاء الأعداء، ومتى اتفقنا في هذه البديهيات والمسلَّمات، فلن يضيرنا تعدد الأفهام والاجتهادات سواء في الفهم السياسي للقضايا المعاصرة، أو حتى الاجتهادات الفقهية التي تدور ضمن دائرة الإسلام، بعيدا عن التلوث بأبحاث المستشرقين ومراكز البحث المسمومة التي رصدتها الدول الصليبية للطعن في الإسلام والمسلمين.

وأختم بجواب سؤال قاسم: إن "جمود" حزب التحرير هو إصرار منه وعزيمة على العمل الدؤوب لاستنهاض الأمة لإنهاء الهيمنة الاستعمارية والذي لا يتم إلا باستئناف الحياة الإسلامية والتي لا تتم إلا بإقامة دولة الخلافة على منهاج النبوة، وعقولنا وقلوبنا مفتوحة لكل من يشاركنا هذا الهم وهذا الشرف العظيم، وفي ذلك فليتنافس المتنافسون.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

الدكتور عثمان بخاش

مدير المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان