ردة فعل السلطات على تزايد الشعور الاحتجاجي في روسيا
ردة فعل السلطات على تزايد الشعور الاحتجاجي في روسيا

  الخبر: في الثاني من نيسان أذاعت (إنترفاكس روسيا) بأن أكثر من 40 شخصاً من بينهم أحداث تمت مرافقتهم بحافلات الشرطة في وسط موسكو بسبب محاولة تنفيذ اعتصام غير مصرح به. بحسب مصدر أمني يوم الأحد.

0:00 0:00
Speed:
April 06, 2017

ردة فعل السلطات على تزايد الشعور الاحتجاجي في روسيا

ردة فعل السلطات على تزايد الشعور الاحتجاجي في روسيا

(مترجم)

الخبر:

في الثاني من نيسان أذاعت (إنترفاكس روسيا) بأن أكثر من 40 شخصاً من بينهم أحداث تمت مرافقتهم بحافلات الشرطة في وسط موسكو بسبب محاولة تنفيذ اعتصام غير مصرح به. بحسب مصدر أمني يوم الأحد.

التعليق:

لم يقم أحد من ممثلي المعارضة بإعلان المسؤولية عن تنظيم الاعتصام الذي تم في الثاني من نيسان، إلا أنه وكمحاولة لفهم الوضع يجب الرجوع إلى احتجاجات السادس والعشرين من آذار، والتي نظمها رئيس مؤسسة مكافحة الفساد أليكسي نافالني. قامت هذه المؤسسة بنشر فيلم عن الفساد وبالأدق عن الأموال غير المنقولة لرئيس الوزراء ديمتري مدفيديف، والتي تفوق بثمنها حجم دخولهم المعلنة. وعلى أثر تجاهل السلطات للأسئلة التي تم طرحها على رئيس الوزراء بعد عرض الفيلم، الذي تعدى عدد مشاهداته على اليوتيوب الـ 15 مليون مشاهدة، قام نافالني بتقديم طلب لإقامة اجتماع في 99 مدينة روسية. في بعض المدن تم الاتفاق مع السلطة على مكان ووقت إقامة الاجتماع، إلا أنه في معظم المدن ومن ضمنها موسكو خرج الناس للاحتجاجات بعد تحذير السلطات من مغبة الخروج في اجتماعات غير مصرح بها.

الأمر غير المتوقع للسلطة وللمعارضة هو أن دعوة نافالني للخروج للشارع قد استجاب لها الناس بخروجهم بعشرات الآلاف للشوارع. وعلى الرغم من سلمية الاحتجاجات فإن الآلاف قد تم اعتقالهم والعشرات من ضمنهم نافالني تم حكمهم إداريا بالسجن من يومين إلى 20 يوما.

وسائل الإعلام الفدرالية لم تسلط الضوء على الاحتجاجات وفعليا لم يعلقوا عليها، إلا أن الأعداد الكبيرة جدا لم يكن ممكنا أن يتم إخفاؤها، ومن ثم فإن معظم من تم اعتقالهم هم من أعمار الطلاب. وكمساندة للمعتقلين بدأ السياسيون والصحفيون والمخرجون المعروفون والممثلون والمثقفون بالكلام عن هذا الموضوع. المجتمع أثار الموضوع والسلطات وجدت نفسها مضطرة للتعليق على ما يحدث. في مجلس الدوما وفي المجلس الاتحادي تحدثوا عن استحالة السكوت على ما يحدث بل وطلبوا من لجان التحقيق أن تحقق بشبهات الفساد بما يخص مدفيديف.

تزايد حدة الاحتجاجات جددت العزم في كل المعارضة الروسية. حركة (روسيا المفتوحة) في المقدمة مع الرئيس الأسبق لشركة النفط (يوكس) ميخائيل خادركوفسكي أعلنت عن تحرك احتجاجي في كل روسيا في الـ 29 من نيسان، ولكنها ليست ضد فساد مدفيديف بل ضد الرئيس بوتين، بدون أي كشف عن أية معلومات عن شكل وطبيعة الاحتجاج الذي يتم التحضير له دعا لدعمه ناشرا على صفحة الفيسبوك الخاصة به صورة لبوتين وتحتها شعار (مللنا منك).

مما يجدر ذكره أنه بالذات حجم دعم الاحتجاج برئاسة نافالني قد دفعت المعارضة إلى تحرك أكبر نشاطا. تقريبا قبل أسبوع من أحداث 26/3 ألقى خادركوفسكي محاضرة في برلين وقد ذكر فيها عن ضرورة انضمام روسيا للاتحاد الأوروبي وقد قال حرفيا: (لا يمكن توقع عدم الرضا الشعبي من تغير النظام الحالي)، وأضاف أن تغير نظام بوتين من الممكن حدوثه خلال 6-8 سنوات، إلا أنه أعلن عن الأعمال ضد بوتين بعد أسبوع، حيث إنه أصبح واضحا تزايد مزاج الاحتجاج في روسيا.

كل هذه الأحداث المتتابعة واحتمالية تزايد الاحتجاج لم تستطع أن لا تستفز إجراءات مضادة محضرة من قبل الكرملين في حال عدم الاستقرار السياسي. وبالنظر إلى كيفية تنظيم تحركات 2 نيسان فقد كان مقابلها إجراءات مضادة. أول رسالة على المواقع الإلكترونية لدعوة الناس للمشاركة في الاحتجاجات في الـ2 من نيسان ظهرت في اليوم التالي من الاحتجاجات الضخمة في الـ 26 من آذار وعندما اقترب الموعد أعلنوا عنها في وسائل الإعلام ومن ضمنها التحذير من المشاركة والمحاسبة إذا تمت المشاركة في مظاهرات غير مرخصة من قبل الدولة.

المنظمون لم يدعو للاحتجاج ضد الفساد بل وأيضا ضد مشاركة روسيا في الحرب في أوكرانيا وسوريا إلا أن هذه الدعوة بقيت سرية وهذه السرية من قبل المنظمين هذه المرة دلت على أن السلطات خلفها، وذلك لأن أي معارضة تستفيد من المكاسب السياسية من مثل هذا الإجراء والتي تهتم بالانفتاح ولفت النظر.

أحداث 2 نيسان أكدت هذه النتائج وذلك لأنها وبالمقارنة مع احتجاجات 26 آذار فإن وسائل الإعلام المقربة من الكرملين قد ركزت الاهتمام على أن من خرج ضد الدولة كانوا عدة مئات فقط وعشرات منهم تم احتجازهم قانونيا وذلك لمشاركتهم في احتجاجات غير مرخصة. وفي البرامج  الحوارية المسائية على القنوات الاتحادية، حاولوا إقناع المشاهد بأن من يقف خلف هذه الاحتجاجات  هم أعداء روسيا.

وبهذا، فإن بعض تخبُّط السلطات بعد أحداث 26 آذار، هو تعديل نشر التحضيرات على إجراء هذا الحدث لمنع تفاقم الاحتجاج الشعبي إلى مستوى يهدد الكرملين. ولا شك أن هذه الإجراءات تفهم على أنها تشديد من النظام وذلك لأن الكرملين قد ذعر بحق من خروج الأحداث من دائرة السيطرة...

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

سليمان إبراهيموف

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان