رفع سعر النسبة الربوية لماذا علينا أن نسلم أنفسنا باستمرار لهذا النظام المدمر؟
رفع سعر النسبة الربوية لماذا علينا أن نسلم أنفسنا باستمرار لهذا النظام المدمر؟

الخبر: اتخذ بنك الدولة الماليزي قراراً برفع النسبة الربوية إلى 3.0٪ مما له تأثير مباشر على زيادة أسعار الربا على القروض (التمويل). وقد جلبت الزيادة في النسبة الربوية ردود فعل متباينة. وكان الاقتصاديون يتوقعون ذلك، لكن البعض رأى أن هذا الارتفاع قد جاء مبكرا. على الرغم من أن محافظ بنك الدولة الماليزي قال إن أسعار الربا لن تتسبب في زيادة حالات الإفلاس، فقد أعرب الأشخاص المتضررون عن خيبة أملهم من هذه الزيادة التي يُنظر إليها على أنها لا تتماشى مع فكرة الرحمة التي أصدرتها الحكومة. ولجعل الأمور أسوأ، يواصل السياسيون ركوب قضية أسعار الربا لمصالحهم السياسية الخاصة.

0:00 0:00
Speed:
June 02, 2023

رفع سعر النسبة الربوية لماذا علينا أن نسلم أنفسنا باستمرار لهذا النظام المدمر؟

رفع سعر النسبة الربوية

لماذا علينا أن نسلم أنفسنا باستمرار لهذا النظام المدمر؟

(مترجم)

الخبر:

اتخذ بنك الدولة الماليزي قراراً برفع النسبة الربوية إلى 3.0٪ مما له تأثير مباشر على زيادة أسعار الربا على القروض (التمويل). وقد جلبت الزيادة في النسبة الربوية ردود فعل متباينة. وكان الاقتصاديون يتوقعون ذلك، لكن البعض رأى أن هذا الارتفاع قد جاء مبكرا. على الرغم من أن محافظ بنك الدولة الماليزي قال إن أسعار الربا لن تتسبب في زيادة حالات الإفلاس، فقد أعرب الأشخاص المتضررون عن خيبة أملهم من هذه الزيادة التي يُنظر إليها على أنها لا تتماشى مع فكرة الرحمة التي أصدرتها الحكومة. ولجعل الأمور أسوأ، يواصل السياسيون ركوب قضية أسعار الربا لمصالحهم السياسية الخاصة.

التعليق:

على الرغم من أن الجمهور يعرف أن بنك الدولة الماليزي لديه القدرة على تحديد الارتفاع والهبوط في أسعار الربا، إلا أن هذه القضية عادة ما يتم الترويج لها على أنها قضية جدلية تتعلق بوعود الحكومة لتخفيف العبء الاقتصادي على الناس. في الرأسمالية، تعد السياسات النقدية القائمة على الأوراق المالية والاقتصاد الذي يحركه الدين القائم على الربا، من بين العوامل الرئيسية التي تجعل قيمة العملة تعاني بشكل مستمر من عدم الاستقرار. إن بنك الدولة الماليزي مسؤول عن تذبذب أسعار الربا للسيطرة على قيمة العملة الماليزية والتضخم. من حيث المبدأ، يعتمد النظر في ارتفاع أو هبوط أسعار الربا على العوامل المحلية والخارجية. تهدف الزيادة في أسعار الربا في السياق المحلي إلى خفض ديون الأسر والسيطرة على معدل التضخم. وتعتمد العوامل الخارجية بشكل كبير على زيادة سعر الربا على الدولار الأمريكي وتهدف الزيادة في سعر الربا في هذا السياق إلى جذب المستثمرين الأجانب والحفاظ على معنويات المستثمرين حتى لا يغادروا بسبب انخفاض قيمة الرينجيت الماليزي مقابل الدولار الأمريكي. وعلى الرغم من اتخاذ القرار، فإن بنك الدولة الماليزي يشير للبيانات الاقتصادية للبلاد التي تظهر نمواً إيجابياً، إلا أن الثروة التي تشير إليها البيانات لا يتمتع بها معظم الناس، ولا سيما مجموعة B40 (الأقل دخلا). هذه هي الحقيقة المرة التي كان لا بد من تجرعها. ومن المفارقات أنه عندما يتم تخفيض أسعار الربا لتشجيع النمو الاقتصادي، فإن التضخم سيزداد وعندما يزداد التضخم، يتم رفع أسعار الربا مرة أخرى للتحكم في كمية الأموال المتداولة.

السؤال المطروح هو، لماذا يبدو أننا نستسلم لهذه الدورة الاقتصادية المدمرة؟ ألا يوجد مخرج من هذه الأزمة؟ الحقيقة هي أن هذه الأزمة حدثت نتيجة السياسة النقدية (المالية) الرأسمالية وصناعة الديون القائمة على الربا في المعاملات الاقتصادية الحالية. بينما الإسلام لديه نظام اقتصادي مختلف وهو الحل الوحيد للإنسان، والذي يقوم على نموذج فريد يتعارض تماماً مع الرأسمالية. فالنظام الاقتصادي الإسلامي يحرم ويمنع ممارسة الربا بجميع أشكاله والمضاربة المالية وكنز المال. وتعتمد العملة الإسلامية على الذهب والفضة ما يحد بشكل طبيعي من الطباعة غير المنضبطة للنقود ويمنع التضخم أيضاً. إذا كانت هناك زيادة في الأسعار، فإنها تُعزى فقط إلى عوامل العرض والطلب وليس بسبب السياسة النقدية. بالإضافة إلى ذلك، يوفر معيار الذهب والفضة أسعار صرف ثابتة بين العملات ويمنع التقلبات المفاجئة في الأسعار. ويمكن ضمان تمويل الأعمال التجارية دون الحاجة إلى قروض ربوية. ويمكن أن يتم ذلك من خلال آلية الشراكة المتوافقة مع الشريعة الإسلامية. وينطبق الشيء نفسه على تحريم الكنز وتحريم الاحتكار وكل ذلك من أجل ضمان أنشطة اقتصادية عادلة. هذه إحدى جوانب النظام الاقتصادي الإسلامي التي لا يمكن تطبيقها إلا في نظام الخلافة. لماذا فقط في ظل الخلافة؟ لأن النظام الاقتصادي الإسلامي يحتاج إلى أن يسير بالتوازي مع جوانب أخرى من النظام الإسلامي كمظهر من مظاهر التطبيق الكامل للإسلام.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

د. محمد – ماليزيا

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان