سکوت الازهر و پژواک کشتارها: بیانیه درمانده غزه را نجات نمی دهد
سکوت الازهر و پژواک کشتارها: بیانیه درمانده غزه را نجات نمی دهد

پس از اینکه الازهر الشریف بیانیه طولانی خود را حذف کرد که در آن شیخ الازهر، احمد الطیب، فراخوانی جهانی برای اقدام فوری برای نجات غزه از قحطی مرگبار ارسال کرد، شبکه های اجتماعی با جنجال بین کاربران توییتر به جوش آمد. بیانیه الازهر تأکید کرد که وجدان بشریت با ادامه کشتار فلسطینی ها در غزه در معرض خطر است و هشدار داد که هرکس از اسرائیل با سلاح حمایت کند یا از تصمیمات آن حمایت کند، شریک مستقیم نسل کشی است.

0:00 0:00
Speed:
July 27, 2025

سکوت الازهر و پژواک کشتارها: بیانیه درمانده غزه را نجات نمی دهد

سکوت الازهر و پژواک کشتارها: بیانیه درمانده غزه را نجات نمی دهد

خبر:

پس از اینکه الازهر الشریف بیانیه طولانی خود را حذف کرد که در آن شیخ الازهر، احمد الطیب، فراخوانی جهانی برای اقدام فوری برای نجات غزه از قحطی مرگبار ارسال کرد، شبکه های اجتماعی با جنجال بین کاربران توییتر به جوش آمد. بیانیه الازهر تأکید کرد که وجدان بشریت با ادامه کشتار فلسطینی ها در غزه در معرض خطر است و هشدار داد که هرکس از اسرائیل با سلاح حمایت کند یا از تصمیمات آن حمایت کند، شریک مستقیم نسل کشی است. اما این بیانیه تنها چند دقیقه منتشر شد و سپس از حساب های الازهر در شبکه های اجتماعی حذف شد، که باعث تعجب گسترده کاربران دنیای مجازی شد. (الجزیره)

نظر:

پس از سکوت طولانی الازهر و علمای آن در مورد کشتارهایی که کودکان را پیر می کند و در نزدیکی آنها رخ می دهد و پس از گذشت حدود دو سال از کشتن و گرسنگی دادن به مردم غزه، تا اینکه اخیراً وضعیت به مرگ از گرسنگی علاوه بر مرگ بر اثر قتل و شکنجه رسید و پس از آنکه صدای مردم غزه در حالی که از همسایگان خود استمداد می کردند، گرفته شد و امید خود را برای نجات از دست دادند، پس به فراخوان برای بازگشایی گذرگاه رفح بسنده کردند... و بعد... و بعد... حمیت در الازهر و علمای آن به جوش آمد و بیانیه ای بی رمق صادر کردند که تنها از یک درمانده صادر می شود!

الازهر فراخوانی جهانی و فوری به "نیروهای وجدان آزاد و مؤثر" ارسال کرد تا فوراً برای نجات مردم غزه از قحطی مرگبار و گسترده ای که یهودیان تحمیل می کنند، اقدام کنند، گویی الازهر خود را خارج از این فراخوان قرار می دهد و هیچ ارتباطی با آن ندارد و به آن مربوط نمی شود، بلکه به عنوان یک مؤسسه بشردوستانه دور از غزه به دوری مشرقین است! و بیانیه آن تقریباً مطابق با اظهارات منافق ترکیه، اردوغان است که گفت: "انسانیت در غزه می میرد و کودکان از گرسنگی شدید در میان کمبود کمک ها رنج می برند و از جوامع می خواهد که یک موضع اخلاقی فوری و مستمر را تثبیت کنند" و آن را "نسل کشی کامل" دانست.

این موضع بزدلانه با موضع الازهر مطابقت دارد که تأکید کرد: "هدف قرار دادن پناهگاه های آوارگان و مراکز توزیع کمک با گلوله جنگی یک جنایت است." همچنین تأکید کرد که "هرکس از اسرائیل با سلاح یا تصمیم حمایت کند، در این جنایت شریک است" و با عبارات تکراری از این قبیل هشدار داد: "ستمگران به زودی خواهند فهمید که به چه سرنوشتی دچار خواهند شد." این موضع با موضع اردوغان، توطئه گر علیه غزه و حامی یهودیان، که همچنین گفت: "هرکس در برابر نسل کشی در غزه سکوت کند، در جنایات آن علیه بشریت با اسرائیل شریک است" و خواستار یک موضع بین المللی انسانی روشن "برای ابراز مخالفت با ظلم" شد، هماهنگ است.

هر دو، الازهر و منافق اردوغان، به زبان غایب و فرستنده صحبت می کنند، گویی جنایاتی که در غزه رخ می دهد به آنها مربوط نمی شود و مسئولیت آنها نیست، بلکه مسئولیت دیگر توطئه گران علیه مردم غزه در نظام بین المللی و سازمان های آن است! الازهر به حمله به سکوت بین المللی و کمبود مسئولیت انسانی بسنده کرد و بی توجهی جهانی به آنچه در غزه رخ می دهد را محکوم کرد، بدون اینکه به سکوت نظام مصر و خواب زمستانی ارتش آن و سکوت علمای آن در مورد تحریک ارتش کنانه به جنگ با یهودیان حمله کند، گویی این آیه را نخوانده اند: ﴿یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ﴾!

علیرغم این اظهارات بی رمق و بیانیه های سازشکارانه و مواضع بزدلانه، یهودیان و هواداران آنها از حاکمان مصر حتی به این حد از خواری و بزدلی نیز راضی نشدند و به علمای سلاطین در الازهر الشریف دستور دادند که به خواب زمستانی و سکوت خود بازگردند و سخنان خود را که ممکن است به نظر برخی آتشین بیاید، پس بگیرند، پس زبان خود را بدون شرم از خدا و نه از بندگانش فرو بردند. چگونه چنین نباشد در حالی که آنها از کافران بیشتر از خدا می ترسند! همانطور که خداوند متعال فرمود: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَةِ اللهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَةً﴾.

دلیل رد و انکار یهودیان حتی این مواضع بی رمق این نیست که آنها جسورانه یا ترسناک هستند، آنها می دانند که اینها فقط بیانیه هایی برای حفظ آبرو هستند که تنها پس از فشار افکار عمومی مسلمانان صادر شده اند که از شدت ناراحتی برای برادران خود در غزه به جوش آمده اند. بنابراین، کسانی که این بیانیه ها را صادر کردند، باید چیزی را صادر می کردند تا مردم را آرام کنند، نه به قصد تحریک ارتش ها به جهاد، که واقعاً یهودیان را می ترساند. آنها این خطاب را تنها به طرف های ناشناس یا اصلاً طرفدار یهودیان معطوف کردند، اما یهودیان می ترسند که این زمزمه ها روزی به صداهای صادقانه و خالصی تبدیل شوند که ارتش های مسلمان را به اقدام فوری و سرنگونی تاج و تخت ها و جنگ با یهودیان و آزادسازی کشورها و بندگان از شرور آنها فرا می خوانند. این چیزی است که یهودیان و حاکمان مسلمان از آن می ترسند.

اگر علمای الازهر واقعاً برای خدا جدی و مخلص بودند، حکم شرعی و راه روشنی را که واقعاً به شکستن مرزها منجر می شود، برای مردم بیان می کردند و برای هر صاحب بینش و بصیرتی آشکار شده است، و آن این است: سرنگونی تاج و تخت حاکمان طرفدار یهودیان و مسیحیان و نصب خلیفه ای صالح که بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است حکومت کند و ارتش ها را برای پاکسازی سرزمین مبارک از پلیدی یهودیان بسیج کند.

اما افسوس... افسوس... علمای الازهر - مگر کسانی که پروردگارم رحم کند - راضی شدند که با حاکمان ضرار باشند، پس علمای سلاطین شدند، نه علمای دین، و مانند روحانیون اهل کتاب شدند که خداوند متعال در مورد آنها فرمود: ﴿وَإِذْ أَخَذَ اللهُ مِیثَاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَبِئْسَ مَا یَشْتَرُونَ﴾!

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

بلال مهاجر – ولایت پاکستان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان