واکنش گسترده در رسانه‌های اجتماعی در ترکیه با هشتگ "خلافت غزه را نجات خواهد داد"
واکنش گسترده در رسانه‌های اجتماعی در ترکیه با هشتگ "خلافت غزه را نجات خواهد داد"

خبر:

0:00 0:00
Speed:
July 02, 2025

واکنش گسترده در رسانه‌های اجتماعی در ترکیه با هشتگ "خلافت غزه را نجات خواهد داد"

واکنش گسترده در رسانه‌های اجتماعی در ترکیه

با هشتگ "خلافت غزه را نجات خواهد داد"

خبر:

(هشتگ "خلافت غزه را نجات خواهد داد" با بیش از 251 هزار توییت در پلتفرم ایکس در ترکیه ترند شد، کاربران در آن نظرات خود را مبنی بر اینکه خلافت اسلامی تنها راه پایان دادن به جنگ غزه و یاری رساندن به مردم فلسطین است، بیان کردند.) این عنوان و مضمون خبر یا پستی بود که الجزیره ترکیه در صفحه رسمی خود در فیسبوک منتشر کرد.

تفسیر:

نکته قابل توجه این است که پیگیری نظرات مردم در مورد این خبری که الجزیره ترکیه منتشر کرده است، نشان می‌دهد که اکثریت قریب به اتفاق امت از مضمون این خبر دور نیستند، حتی می‌توانید آن را به این صورت بازنویسی کنید: اینکه همه امت یا اکثریت قریب به اتفاق آن مشتاق خلافت هستند، و این نشانه‌های عمیقی دارد که در طول تاریخ و فرهنگ امت و تعامل آن با حال و نگاه آن به آینده نیز امتداد دارد.

اما بعد مربوط به تاریخ و فرهنگ امت، از نظر تاریخی اگر در امت به دنبال افتخارات علمی یا پیشرفت بر ملت‌ها یا پیشتازی در عرصه حاکمیت جهان بگردید، افتخارات و دستاوردهایی را نخواهید یافت که امت با عرب، عجم، کرد، ترک و همه اقوام خود بر آن توافق داشته باشند و به سطح توجه برسد، مگر زمانی که اسلام با نظام و ارزش‌های خود در همه جنبه‌های زندگی مجسم و حاکم بود، و اما فرهنگ آن، هر نفسی که امت می‌کشد، و هر معنایی که می‌خواهد از معانی نصرت یا عدل یا وحدت یا بیرون آوردن مردم از تاریکی به نور، یا پل زدن بین فقرا و ثروتمندان بیان کند، می‌بیند که این نفس به طور واضح به کتاب خدا سبحانه و سنت رسولش ﷺ امتداد دارد، همانطور که وحدت امت در اعیاد، روزه، افطار و حج، همه اینها معانی می‌گویند که این امت در مفاهیم خود بزرگتر از آن است که در مرز وطن و قوم متوقف شود.

اما در زمان حال، شعارهایی بی پایان برای امت برافراشته و زینت داده شده است که همه آنها از اسلام دور هستند، بلکه به طور مستقیم و رودررو با آن در تضاد هستند، و امت برادران خود را در غزه دید که بمباران می‌شوند، و دریافت که مرزها - که امت در وجدان خود می‌داند که مرزهای توهمی هستند - برای توجیه نشستن از توقف آبشار خون استفاده می‌شوند، و دید که نشستن توجیه شده با مصلحت و توازن قوا و وطن و قوم، ترسوها را از کسانی که در نبردی از یهودیان در برابر مسلمانان ایستادگی نمی‌کردند، وادار کرده است که کشور پشت کشور را از بین ببرند و خون پس از خون را بریزند، به طوری که نظام‌ها کشورهای خود را تسلیم کردند و منتظر ماندند تا قصاب بر آستانه خانه‌هایشان بایستد، و او منتظر اجازه ورود با چاقوی خود به کشوری نیست که قبلاً خود را از درگیری دور می‌کرد، یا بهتر است بگوییم از یاری رساندن به برادران عقیده و دین، پس او خود را با ادعای سلامتی نجات نداد، و برادرش را یاری نکرد!

و امت در عین حال می‌بیند که اگر موضع امت کامل را اتخاذ می‌کرد، هیچ طرفی هر چقدر هم که از نظر سلاح و سرباز قوی بود، نمی‌توانست در برابر آن بایستد، در حالی که همگی به ریسمان خدا چنگ می‌زنند و پراکنده نمی‌شوند.

اما آنچه در آینده خود از طریق حال تلخ خود می‌بیند، یعنی شکست همه گفتمان‌ها، چیزی است که از فرهنگ و تاریخ خود الهام می‌گیرد تا با آن آینده‌ای غیر از آنچه در آن زندگی می‌کند، زندگی کند، آینده‌ای که در آن امت واحد زیر سایه کتاب پروردگارش و سنت پیامبرش گرد هم می‌آیند، آینده‌ای نزدیک به خواست خدا، که در آن دست یهود از مردم فلسطین برداشته می‌شود، بلکه فلسطین آزاد می‌شود و همانطور که بار اول وارد آن شد، وارد مسجد می‌شود، پس جهان امت را می‌بیند که تصویر فعلی زمین را در هم می‌پیچد و لباس اسلام را بر آن می‌پوشاند و آن را با نور این دین روشن می‌کند.

امت واحدی که در سایه کتاب خدا و سنت رسولش گرد هم می‌آیند و در راه خدا جهاد می‌کنند، چیزی جز شرح مفصل کلمه "خلافت" نیست، حتی اگر سخنوران امت در لحظه‌ای برای بیان آن یاری نرسانند، اما در فکر و احساس آنها وجود دارد، و امروز از فصاحت برخوردار شده‌اند، و به آن سطح از دقت در فهم رسیده‌اند که به وضوح از ریشه‌دار شدن آن ایده در نفوس و استقرار آن در قلب‌ها تعبیر می‌کنند.

و شاید چیزی که بین امت و خروج به خاطر این پروژه "خلافت" و فروش گرانبها و نفیس به خاطر آن حائل می‌شود، جز مشکلاتی که آن را در نظرش دست نیافتنی می‌کند، نباشد، و این مستلزم پرتاب معانی از امید، و بیشتر از آن، معانی اعتماد به خدا و تعلق به او و توکل تنها بر اوست، تا امت بتواند برای پروژه خود کار کند و آنچه را که به آن اعتقاد دارد جدی بگیرد، به این معنا که اگر خدا مقدر کند که نوزاد متولد شود، امت امروز آماده است تا نوزاد خود را در آغوش بگیرد و با جان و مال خود از آن محافظت کند و این از بشارت‌های فرج است، ان شاء الله.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

محمد عبدالمنعم الجعبری

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان