تقسيم الحدود أم تقسيم الإخوة؟
تقسيم الحدود أم تقسيم الإخوة؟

الخبر:   قال المتحدث باسم وزارة الخارجية ممتاز زهرة بالوش في مؤتمر صحفي أسبوعي، ردا على سؤال حول الاشتباكات بين قوات الأمن الباكستانية والأفغانية في منطقة شامان سبين بولداك "لقد اتفقنا على الاستمرار في إنشاء آلية مؤسسية مع أفغانستان لمنع مثل هذه الحوادث". (ديلي تايمز) 

0:00 0:00
Speed:
December 28, 2022

تقسيم الحدود أم تقسيم الإخوة؟

تقسيم الحدود أم تقسيم الإخوة؟

(مترجم)

الخبر:

قال المتحدث باسم وزارة الخارجية ممتاز زهرة بالوش في مؤتمر صحفي أسبوعي، ردا على سؤال حول الاشتباكات بين قوات الأمن الباكستانية والأفغانية في منطقة شامان سبين بولداك "لقد اتفقنا على الاستمرار في إنشاء آلية مؤسسية مع أفغانستان لمنع مثل هذه الحوادث". (ديلي تايمز)

التعليق:

إن الاشتباكات الإقليمية في المناطق المختلفة والتي تديرها قوى أجنبية لا تقع في الواقع تحت ما يسمى بالنزاع الإقليمي أو القبلي. فهذه اشتباكات شبيهة بالاشتباكات التي تحصل في السجن، يراقبها السجان عن كثب ويتلاعب بها. المسلمون حول العالم في حالة أسر سواء أكان مرئياً أم غير مرئي. وكذلك الحال مع باكستان وأفغانستان، فالافتخار بالدفاع عن حدودهما على أمل اكتساب القوة، يؤدي في الواقع إلى إضعافهما. لقد كانت شبه القارة الهندية وأفغانستان قريبتين بعضهما من بعض وتساعد كل منهما الأخرى حتى اكتسبتا مكانة الدول القومية.

أفغانستان، والمعروفة باسم "قمرة القيادة في آسيا" هي من الناحية الاستراتيجية والنفسية والثقافية والجغرافية والسياسية، واحدة من أهم الدول المجاورة لباكستان، ويمكن أن تكون بوابة للعديد من الدول المجاورة، وبالتالي تصبح السيطرة عليها من أجل سهولة الوصول لغيرها أمراً مهماً بالنسبة للغرب. عبر التاريخ، جاء الغزاة والتجار والزوار إلى شبه القارة الهندية عبر أفغانستان. بينما كانت بريطانيا مشغولة في نهب شبه القارة الهندية، فإن اقتراب روسيا من أفغانستان جعل بريطانيا غير آمنة بشأن تجارة الأفيون الخاصة بها، وبالتالي بدأت لعبة كبيرة طويلة جداً بين بريطانيا وروسيا، لكسب السيطرة على آسيا الوسطى، ما أدى إلى فرض خط دوراند سيئ السمعة. وبعد خروج بريطانيا من المنطقة، بدأت أمريكا بالتوجه نحو أفغانستان، واعترفت بها كدولة مستقلة عام 1921 كخطوة أولى لها. ومع تغير الزمن تغيرت الاهتمامات وكذلك الاستراتيجيات. بالنظر من منظور أوضح يتضح لنا أن من نقوم بمقاتلتهم باسم الحرب يعتبر انتحاراً ومن نقتله كعدو هو شقيقنا فالقاتل هو قفاز بيد العدو. إن وجود اسم عربي إسلامي لمنظمة ما لا يجعلها رمزاً أو حاملة للإسلام. فالإسلام هو أسلوب حياة والمسلم هو الشخص الذي لا يحاول فقط أن يعيش حياة إسلامية ولكنه يسهل على الآخرين أن يعيشوا تحت الإسلام أيضاً وإن كونك مسلماً لا يعني تكوين جماعة والمطالبة باسم العلامة التجارية للمجموعة، ولكن أن يكون لك تأثير كرة الثلج على المجتمع. بدأ الإسلام من مكة وانتشر في جميع أنحاء العالم باتباع أمر الله سبحانه وتعالى. سواء أكانت القوات الباكستانية أو الأفغانية، فيجب عليهم ألا يأخذوا بعضهم بعضا كمنافسين ولا يحتاجون إلى إبرام ميثاق للتعايش، ولكن عليهم أن يعملوا كحلفاء لحماية أرواح المسلمين وثرواتهم. تم إنشاء جماعات مثل حركة طالبان باكستان من خلال استغلال العواطف، وتتغذى هذه الجماعات على الفوائد المادية.

ستعمل دولة الخلافة على تجميع كل الفصائل وتحولهم إلى قوة إسلامية ضخمة لا تقسم بخطوط ولا أسلاك. سيحرص الخليفة على عدم وجود تسلل للمفاهيم الأجنبية، وتحت إشرافه وحمايته ستنمو الأمة في قوتها المادية والنفسية والفكرية. سيعين الخليفة الولاة الذين سيضمنون عدم استخدام أي جزء من أراضي المسلمين بطريقة مؤذية. بمثل هذه التحركات ستظهر دولة الخلافة قوة لا يستهان بها. الآن وقد شهدت الأمة كيف يمكن أن يكون الكفار متلاعبين وماكرين، فإن دولة الخلافة ستراقب عن كثب أي حركات خاطئة أو ضارة. سيؤدي التوزيع الصحيح للموارد وتقديم التسهيلات إلى بناء ثقة الناس في الدولة وزيادة حبهم واهتمام بعضهم ببعض.

عن أبي هريرة عن رسول الله ﷺ قال: «كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ مَالُهُ وَعِرْضُهُ وَدَمُهُ حَسْبُ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ».

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

إخلاق جيهان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان