ترمب أو كلينتون – أيّهما أهون الشرّين؟
ترمب أو كلينتون – أيّهما أهون الشرّين؟

  العدّ التنازلي قد بدأ حيث إن السباق نحو الرئاسة الأمريكية قد احتدم وبقي دونالد ترمب عن الحزب الجمهوري وهيلاري كلينتون عن الحزب الجمهوري الديمقراطي.

0:00 0:00
Speed:
July 30, 2016

ترمب أو كلينتون – أيّهما أهون الشرّين؟

ترمب أو كلينتون – أيّهما أهون الشرّين؟

(مترجم)

الخبر:

العدّ التنازلي قد بدأ حيث إن السباق نحو الرئاسة الأمريكية قد احتدم وبقي دونالد ترمب عن الحزب الجمهوري وهيلاري كلينتون عن الحزب الجمهوري الديمقراطي.

التعليق:

التصويت هو أن تعطي شخصًا ما ثقتك وإيمانك الثابت، وهو توكيلك له للقيام بالأعمال نيابة عنك، وهو صوتك في الكلمات التي تقال. لذا فعندما يعطى ذلك الشخص الثقة من خلال صندوق الاقتراع يصبح الناخب في المقابل مسؤولاً، مثل المنتخَب، عن الأفعال التي تنفّذ ويستحق أن يقف أمام المحاسبة بسبب سماحه لذلك الشخص بتنفيذ تلك الأفعال والأعمال باسمه. وفي الوقت نفسه يجب أن يكون الشخص المسؤول تحت نطاق المحاسبة في جميع الأوقات إذا ما اقترف خطأ أو أساء السلوك.

وهذا يقودنا إلى الحدث الأبرز الحالي في انتخابات الرئاسة الأمريكية. يجري السباق الرئيسي الآن بين ترمب وكلينتون، وبالتدقيق في كلا المرشحين، فإن كليهما يَعِد بتقديم الحلول للمشاكل الأمريكية داخل البلاد واتّخاذ مواقف صلبة في السياسة الخارجية خصوصًا تجاه البلدان الإسلامية. ويواجه رعايا أمريكا المسلمون مشكلة الوقوع في مصيدة الضغط المجتمعي من أجل التصويت في هذه الانتخابات – بما أنه حقّ دستوريّ وفيه إسماع لصوتك في السباق الرئاسي.

استجداء أصوات المسلمين بواسطة المتحدثين والمنظرين المسلمين وإثارة مشاعرهم حول مسؤولياتهم المجتمعية وواجباتهم المدنية للتصويت بغض النظر إذا ما كان المسلم في أمريكا يؤيد كليًا هذا المرشّح أو ذاك، كل ذلك يتمّ بناءً على قاعدة أهون أو أقلّ الشرّين. أو أنّهم لا ينتخبون لا لهذا ولا ذاك حيث إنّ كلا المرشّحين لن يجلب لهم إلاّ الضرر والأذى وسيعمل فقط لتحقيق مصالحه الشخصية ومصالح اللّوبي الداعم بغض النّظر إذا ما كانوا يسبّبون الأذى للشعب الأمريكي، بشكل مفتوح أو سريّ، أو أنهم يسبّبون الكوارث خارج البلاد، وبالتركيز على وجهة نظر المسلمين، ما هو الخير لهم – ما هي مصلحتهم، إذا ما أخذنا بعين الاعتبار أن كل جريمة مزعومة يقوم بها مسلم، ولو كان بالاسم، ينشر اسمه ويفضح ويتّهم ويهاجم قبل ظهور أي دليل موثوق به، وتتهم وتشجب جذوره الإسلامية، وليس هذا فقط، ولكن يجبر الجالية الإسلامية على المشاركة، وكل من يعارض التدّخل الأمريكي في بلاد المسلمين يكون عرضةً للاتّهام بالتعاطف مع الإرهاب. إن كلا المرشّحين يهاجمان صراحةً المسلمين ويتعهدون بسياسة خارجية أقوى ضد المسلمين وبلادهم.

هل حقًا سيختلف الأمر إذا كان الفائز جمهوريًا أو ديمقراطيًا، ترمب أو كلينتون؛ إذا ما نظرنا فقط إلى الفترات الرئاسية الأربع الماضية واستعرضنا عنف السياسة الخارجية لديها، فإننا قد رأينا ما قام به الحزبان ضد المسلمين داخل أمريكا أو سياستهما الخارجية ضد البلدان الإسلامية.

إن الخضوع لهذا التفكير الضّيق أن هذه هي الطريقة والسماح لنفسك أن تُستغل يؤدي فقط إلى تحقيق الأذى للجاليات المسلمة. إن المرشّحين يستغلان ورقة الإسلام و"الحرب على الإرهاب" كقاعدة لحملتهم الانتخابية، حيث إنّهما ثابتان مع أمن كيان يهود واحتلاله لفلسطين وقتل أهلها وإبقاء الحرب على العراق وأفغانستان والاستمرار في دعم نظام الأسد في سوريا للقيام بالمزيد من الجرائم والمجازر.

يواجه المسلمون في أمريكا ضغطًا كبيرًا من المجتمع نفسه ومن المنظمات الأخرى من أجل تجميع أصواتهم ودفعها للتصويت في الانتخابات لإحداث التغيير محليًا أو خارجيًا في القضايا التي تهمّهم بالأساس. ويجبر المسلمون على التصويت لأحد المرشّحين، ولكن هل توجد طريقة أخرى للمسلمين، يجب أن يكون السؤال: لماذا يجب أن أرشّح شخصًا سوف يجلب الأذى والضرر بالنيابة عنّي؟.

فلننظر إلى الفترات الرئاسية السابقة ونرى من من الرؤساء الأمريكيين لم يقم بأعمال ضد المسلمين في داخل أمريكا أو خارجها؟ لقد ارتكب أوباما أعمالاً إجرامية أكثر من بوش من خلال الضربات الجويّة للطائرات بدون طيّار على باكستان وأفغانستان أو إقامة السّجون السّرية في البلدان الأجنبية، لقد فاقت حملته على (الإرهاب) ما قام به بوش في استغلال أحداث 9/11 وتخريب العراق وتحويله إلى دمار وفساد أو إقامته لمعتقل غوانتانامو وأبوه من قبله في جرائمه الحاقدة، أو بيل كلينتون وحربه في الصّومال. هذا غيض من فيض جرائمهم ضد المسلمين وكراهيتهم للإسلام.

إن جميع هؤلاء الرؤساء السابقين والرئيس القادم يقومون بجرائمهم ضد الإنسانية بذريعة الحرب على الإرهاب المزعوم.

من لم يركب في عربة كراهية الإسلام من أجل تبرير الجرائم العظمى ضد الإنسانية في بلاد المسلمين وفي الولايات المتحدة. ابتداءً من فحص الولاء للشريعة المقترح، إلى التجسس على المساجد والمؤسسات الإسلامية وإلى قوانين هجرة أكثر صرامة؟.

كتبته لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

منال بدر

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان