تطبيق القانون الدولي هو السم لا الدواء
تطبيق القانون الدولي هو السم لا الدواء

الخبر:   تبنى مجلس حقوق الإنسان التابع للأمم المتحدة قراراً يدعو إلى التحقيق في الانتهاكات في قطاع غزة و(إسرائيل)، بما في ذلك القدس الشرقية. يُذكر أن اللجنة التي تم إنشاؤها لهذا الغرض ستتعامل مع الأحداث الأخيرة خلال تفاقم النزاع الفلسطيني (الإسرائيلي)، و"الانتهاكات المنهجية" لحقوق الإنسان. (يورو نيوز)

0:00 0:00
Speed:
June 01, 2021

تطبيق القانون الدولي هو السم لا الدواء

تطبيق القانون الدولي هو السم لا الدواء

(مترجم)

الخبر:

تبنى مجلس حقوق الإنسان التابع للأمم المتحدة قراراً يدعو إلى التحقيق في الانتهاكات في قطاع غزة و(إسرائيل)، بما في ذلك القدس الشرقية. يُذكر أن اللجنة التي تم إنشاؤها لهذا الغرض ستتعامل مع الأحداث الأخيرة خلال تفاقم النزاع الفلسطيني (الإسرائيلي)، و"الانتهاكات المنهجية" لحقوق الإنسان. (يورو نيوز)

التعليق:

عندما يرتكب أعداء الإسلام والمسلمين فظائعهم ضد الأمة الإسلامية في جزء ما من البلاد الإسلامية، يسعى بعض المسلمين للخلاص ولحل هذه المشكلة في القانون الدولي. دعونا نتحرى ما إذا كانت مناشدة المجتمع والقانون الدولي يمكن أن تحل حقاً مشاكل المسلمين؟

دراسة متأنية لجوهر القانون الدولي، وكذلك ممارسة تطبيقه، سواء في إطار الأمم المتحدة أو في إطار المعاهدات والاتفاقيات الأخرى، تُري أن دوافع الدول لم تكن أبداً من باب قلقها على العالم والشعوب ورفاهيتهم. إن الأهداف المنصوص عليها في ميثاق الأمم المتحدة، مثل "الحفاظ على السلم والأمن الدوليين"، و"احترام مبدأ المساواة وتقرير المصير للشعوب"، لم تعد أكثر من شعارات على الورق ليس لها تأثير حقيقي على حياة الشعوب عند المجتمع الدولي.

من حالات الانتهاك الواضحة للقوانين الدولية احتلال دولة العراق المستقلة عام 2003 دون وجود قرار مماثل من مجلس الأمن الدولي. بعد ذلك، أصبح واضحاً للجميع أن البحث عن أسلحة الدمار الشامل وتدميرها لم يكن أكثر من ستار من دخان لإعادة تشكيل المنطقة لصالح الولايات المتحدة.

في بعض الأحيان يتم استخدام حق النقض من عضو في مجلس الأمن كذريعة للتقاعس عن العمل. وهذا هو الحال في الأزمة السورية، حيث من غير المواتي للولايات المتحدة الإطاحة بحارسها بشار الأسد. لذلك، يغضون الطرف عن كل جرائمه، بما في ذلك استخدامه الأسلحة الكيماوية، في حين يلومون الاتحاد الروسي على تقاعسه، والذي يستخدم حق النقض في كل تصويت على سوريا في المجلس.

لقد أثبتت الأمم المتحدة أنها منظمة غير فعالة تسيطر عليها القوى العظمى. لذلك، ليس من المستغرب أن يتم التخلي عنها ببساطة عشية الحرب العراقية الثانية. ففي عام 2004، وجه سفير الولايات المتحدة لدى الأمم المتحدة جون بولتون انتقادات عدة للأمم المتحدة، قائلاً: "لا يوجد شيء اسمه أمم متحدة. هناك مجتمع دولي لا يمكن أن تقوده إلا القوة العظمى الوحيدة المتبقية، الولايات المتحدة".

لطالما كان القانون الدولي مجرد أداة في أيدي القوى العظمى، وقد استُخدمت هذه الأداة ولا تزال تستخدم للتدخل في السياسات الداخلية للدول المستقلة من أجل إخضاعها لمصالح القوى العظمى.

لا يمكن أن يوجد مفهوم "القانون الدولي" لأن مفهومي "الدولي" و"القانون" غير متوافقين. وهناك سببان لهذا:

أولا: القانون عمل قانوني معياري يعتمده وينفذه الحاكم، ولا يمكن أن يوجد حاكم دولي بداهة.

ثانياً: يجب تنفيذ القانون، أي يجب أن يكون هناك جهاز لإنفاذ القانون. في إطار الدولة، مثل هذا الصك ملزِم بإنفاذ القانون. على الصعيد الدولي، هذا مستحيل، لأن اللاعبين العالميين الرئيسيين، أعضاء مجلس الأمن التابع للأمم المتحدة، لن يدافعوا عن القانون الدولي أو سيادة ومصالح الدول الأخرى إذا ما شكل ذلك تهديداً لمصالحهم.

ومع ذلك، هناك أعراف دولية ومعايير دولية مثل حرمة المساس بالسفراء والبعثات الدبلوماسية، وقواعد الحرب والضمانات للسكان المدنيين، لكن لا يمكن تسميتها قانوناً.

لكي تصبح هذه الأعراف والمعايير قانوناً، هناك حاجة إلى نوع من المؤسسات فوق الوطنية، والتي من شأنها إجبار الدول على الامتثال لها، وهذا غير عملي.

منذ ظهور فكرة القانون الدولي، كان هناك خلاف بين علماء القانون الغربيين حول جوهر قواعده. وقد شكك الكثيرون في قوته الملزمة. على سبيل المثال، أنكر اي. كانط، وتي هوبز، وجي أوستن، وج. هيجل وجود قانون دولي عام.

ومع ذلك، في وقت لاحق، وتحت هجمة الضغط من أجل هذه الفكرة من القوى العظمى، أصبحت فكرته راسخة في العلاقات الدولية.

نتيجة لذلك، أصبح القانون الدولي بكل مؤسساته مجرد أداة للتنافس والصراع بين دول مثل الولايات المتحدة وروسيا وبريطانيا العظمى وفرنسا والصين. كما أصبحت الدول الأخرى وشعوبها ومواردها وأقاليمها ضحايا الاستخدام الإجرامي لهذه الأداة من جانب هذه القوى. هذا بالتحديد هو السبب الرئيسي لعدم الاستقرار الذي يسيطر على أجزاء كثيرة من العالم اليوم.

لذلك فإن من يلجأ إلى المجتمع والقانون الدولي هو كمن يتعاطى السم لعلاج مرض معتبِرا أنه دواء!

#الأقصى_يستصرخ_الجيوش

#Aqsa_calls_armies                #AqsaCallsArmies

#OrdularAksaya

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير

فضل أمزاييف

رئيس المكتب الإعلامي لحزب التحرير في أوكرانيا

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان