توحيد المسلمين في ماليزيا والعالم كله يجب ألا يتم رسمه بناء على أساس عرقي (مترجم)
توحيد المسلمين في ماليزيا والعالم كله يجب ألا يتم رسمه بناء على أساس عرقي (مترجم)

الخبر: منذ تولي تحالف الأمل الحكم، كان هناك تصور بأن الموقف السياسي وامتيازات الملايين قد تآكلت. بدأ هذا التصور في التطور بين بعض الملايين بعد أن شهدوا العديد من القضايا والحوادث التي تسببت في الوضع الراهن للماليزيين المسلمين الذي يوصف بالسيئ.

0:00 0:00
Speed:
August 03, 2019

توحيد المسلمين في ماليزيا والعالم كله يجب ألا يتم رسمه بناء على أساس عرقي (مترجم)

توحيد المسلمين في ماليزيا والعالم كله
يجب ألا يتم رسمه بناء على أساس عرقي
(مترجم)


الخبر:


منذ تولي تحالف الأمل الحكم، كان هناك تصور بأن الموقف السياسي وامتيازات الملايين قد تآكلت. بدأ هذا التصور في التطور بين بعض الملايين بعد أن شهدوا العديد من القضايا والحوادث التي تسببت في الوضع الراهن للماليزيين المسلمين الذي يوصف بالسيئ. لعبت هذه المشاعر أيضاً من المعارضة للحصول على دعم الماليزيين الذين يشكلون الأغلبية في البلاد. في الواقع، في الآونة الأخيرة، يتم متابعة العديد من الاستراتيجيات والجهود لتعزيز التصور بأن حكومة الأمل تتعرض باستمرار لضغوط من الأحزاب المعادية للإسلام. يتعزز هذا التصور بوضوح عندما يُنظر إلى عدد من البيانات والقرارات الحكومية الأخيرة على أنها انتهاكات لحقوق الماليزيين ولا تؤيد الإسلام. بسبب هذا التطور، كانت هناك دعوات للوحدة تحت شعار الماليزي المسلم للدفاع عن امتيازات الماليزيين التي ينظر إليها على أنها مهددة بشكل متزايد في عصر ماليزيا الجديدة. أدى ذلك إلى تحالف سياسي يضم اثنين من الأحزاب السياسية الكبرى التي تمثل المسلمين الماليزيين في البلاد. (المنظمة الوطنية الماليزية المتحدة، والحزب الإسلامي الماليزي)


التعليق:


يُرى أن التعاون الوثيق بين المنظمة الوطنية الماليزية المتحدة، والحزب الإسلامي الماليزي يتأثر بسلسلة الانتخابات الفرعية التي أجريت بعد الانتخابات العامة الرابعة عشرة. في الوقت نفسه، حظيت جهود التوحيد والوحدة بين المسلمين والماليزية بدعم من مختلف المنظمات غير الحكومية التي تكافح من أجل الحفاظ على المصالح الإسلامية والماليزية وفقاً للمبادئ المنصوص عليها في الدستور الاتحادي. ويعتبر هذا تطوراً إيجابياً من جانب بعض الأطراف كجهد قوي لضمان حماية حقوق وامتيازات ملايين المسلمين.


على الرغم من أن شعار الوحدة الإسلامية الماليزية، إلا أنه يبدو أن القيمة الاسمية "نقية" كمسلم، هناك بعض القضايا التي يجب معالجتها. أحد الأسئلة الرئيسية يتعلق بالغرض من هذا التوحيد والنضال. هل هذا الصراع القومي يتماشى مع مطالب الإسلام كطريقة عالمية للحياة، دون تمييز على أساس لون البشرة؟ ما هو الضمان للحفاظ على الموقف الإسلامي بالكامل وأن الإسلام سيتم تنفيذه بالكامل من خلال توحيد الجهود تحت شعار الماليزي المسلم؟ أم أن هذا التوحيد مجرد تحالف للراحة؟ وتجدر الإشارة أيضاً إلى أن هذا التطور له القدرة على عرقلة التماسك المجتمعي وجذب البلاد إلى الاستقطاب العنصري. كما أنه يفتح الباب أمام المشاعر العرقية التي ستقوض القيم الدينية وتغذي السياسة العرقية.


إذا بحث المرء بعمق في خصائص هذا التحالف، فسوف يلاحظ أن التوحيد يستند في الواقع إلى رابطة القومية التي تنشأ عندما يتم تعزيز مظاهر الدفاع عن النفس (غريزة البقاء) بسبب عوامل خارجية. ظهور هذه الغريزة ينعش العاطفة للهيمنة والتفوق. مع اتساع مستوى الوعي، تتزايد هذه الرغبة في الهيمنة حتى تشمل الرغبة في رؤية مجموعة من الأشخاص يشاركون نفس اللغة والثقافة في السلطة. سيظهر هذا بعد ذلك الرغبة في السيطرة على الدول الأخرى - فقط على أساس الترابط القائم على القومية. على الرغم من أن الإحساس "بالوحدة الدينية" يلعب دوراً في التوحيد، إلا أنه من السهل أن يصطف إلى جانبه باعتباره الأساس الحقيقي الذي يقوم عليه التحالف هو القومية وليس الدين. عندما يُنظر إلى التوحيد القائم على هذه الغريزة كأساس للارتباط، فإن ما ينشأ هو الصراع وعدم الاستقرار. مثل هذه الرابطة لا تتوافق مع كرامة الإنسان لأنها تخلق دائماً مجموعة متنوعة من الصراعات الداخلية. هذا هو الحال ليس فقط في هذا البلد، ولكن أيضاً في العالم الإسلامي بأسره، الذي تفككه الحدود القومية حيث يفكر كل بلد فقط في بقائه، على الرغم من أن الإسلام هو الدين المشترك بينهم.


إن مزج الشعارات الإسلامية مع المشاعر العنصرية لا يتناقض مع القيم الإسلامية فحسب، بل يمكن أيضاً أن يخلق تصورات سلبية تمنع الآخرين من الاقتراب من الإسلام. هذا الصراع القائم على أساس العرق يميل أيضاً إلى حرمان الآخرين من الحقوق، بينما في الإسلام، يجب الوفاء بحقوق كل فرد وفقاً لما هو منصوص عليه في الشريعة الإسلامية، بدلاً من أن تستند إلى حقوق جنس معين.. بالإضافة إلى ذلك، يُظهر تاريخ ماليزيا أيضاً أن الحكومة السابقة، التي حكمت لأكثر من ستة عقود، هم مسلمون بالأغلبية، بقيادة رئيس الوزراء الماليزي المسلم، وكان يسيطر عليها حزب ماليزي مسلم (المنظمة الوطنية الماليزية المتحدة)؛ ولكن هل تم وضع الإسلام وتطبيق قوانينه بالكامل؟ من الواضح أن الحجة المتعلقة بتقوية وتوحيد مسلمي ماليزيا على أساس القومية، والتي تقوي الإسلام وتدعمه، هي أمر مثير للسخرية. لن يحدث أي فرق إذا تم استبدال الحكومة اليوم، التي لا تتبنى الإسلام، بالحكومة والقادة السابقين الذين فشلوا بوضوح في دعم الإسلام عندما كانوا في السلطة. هذا لأنه إذا ظل النظام في الممارسة العملية على حاله، فلن يُسمح مطلقاً بتنفيذ الشريعة الإسلامية، لأن تطبيق أي حكم إسلامي سيخضع لأحكام الدستور. في الواقع، من المؤسف أن المسلمين أنفسهم هم الذين سمحوا لتهديد الموقف الإسلامي، وبالتالي فتح باب سوء الفهم والصراع لأنهم اختاروا البقاء في هذا النظام الديمقراطي ومواصلة تغذيته.


الإسلام هو مبدأ عالمي ينتقل إلى الجنس البشري بأكمله، في حين يشكل المسلمون في ماليزيا جزءاً من عائلة المسلمين الكبرى في جميع أنحاء العالم. يجب على المسلمين في ماليزيا عدم تضييق النضال السياسي ضمن الخطوط العرقية التي تحترم الحدود الزائفة التي حددتها القوى الاستعمارية. بدلاً من ذلك، يجب أن نفهم أن النضال الإسلامي الحقيقي هو الوحيد الخالي من أي إطار عنصري قادر على تشكيل وحدة الأفكار والمشاعر بين الماليزيين. نحث إخواننا بالإخلاص في الكفاح من أجل توحيد المسلمين، والنضال من أجل وحدة المسلمين في جميع أنحاء العالم في ظل خلافة راشدة على منهاج النبوة.

كتبه لإذاعة المكتب الإعلامي المركزي لحزب التحرير
د. محمد – ماليزيا

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان