ولله العزّة جميعا
ولله العزّة جميعا

مجلس سنا روز پنجشنبه با تصویب قطعنامه ای به اتفاق آرا، قتل یک زوج را در روز روشن به دستور مجلس جرگه به نام "جنایات ناموسی" در بلوچستان محکوم کرد. این قطعنامه تاکید کرد که این جنایت وحشیانه را نمی توان و نباید تحت هیچ توجیه فرهنگی، قبیله ای یا سنتی، به بهانه "حسادت" یا "ناموس" پنهان کرد. در واقع این جنایتی است که به شدت به ناموس ملت آسیب رسانده است. هرگونه تلاش برای توجیه این جنایت بر اساس «عرف یا ناموس» کاملاً مردود است، همانطور که کل روند مقصر دانستن قربانی مردود است.

0:00 0:00
Speed:
July 28, 2025

ولله العزّة جميعا

ولله العزّة جميعا

(مترجم)

خبر:

مجلس سنا روز پنجشنبه با تصویب قطعنامه ای به اتفاق آرا، قتل یک زوج را در روز روشن به دستور مجلس جرگه به نام "جنایات ناموسی" در بلوچستان محکوم کرد. این قطعنامه تاکید کرد که این جنایت وحشیانه را نمی توان و نباید تحت هیچ توجیه فرهنگی، قبیله ای یا سنتی، به بهانه "حسادت" یا "ناموس" پنهان کرد. در واقع این جنایتی است که به شدت به ناموس ملت آسیب رسانده است. هرگونه تلاش برای توجیه این جنایت بر اساس «عرف یا ناموس» کاملاً مردود است، همانطور که کل روند مقصر دانستن قربانی مردود است.

نظر:

اخیراً ویدئویی هولناک از یک اعدام به طور گسترده در اینترنت منتشر شده است که موجی از خشم و بحث عمومی را برانگیخته است. این حادثه که گفته می شود سه روز قبل از عید قربان سال 2025 در ماه مه رخ داده است، نشان می دهد که زنی به مکانی صحرایی برده شده و به ضرب گلوله کشته می شود، ظاهراً به اتهام ارتکاب جرمی که ممکن است مرتکب شده باشد یا نشده باشد. با اوج گرفتن ویدیو، جنجال رسانه ای گسترده ای را به راه انداخت و تعداد زیادی از مردم در مورد آن اظهار نظر کردند. بارزترین جنبه این است که این یک قتل بود که به نام ناموس انجام شد. چیزی که به طرز غم انگیزی معنای کلمه را تحریف و سوء استفاده می کند.

بلوچستان بزرگترین و ثروتمندترین استان پاکستان از نظر منابع است و اغلب به دلایل غم انگیز مورد توجه قرار می گیرد. بمب گذاری ها، آدم ربایی ها و اتهامات خیانت، روایت های مکرر مرتبط با آن هستند. با این حال، در پشت این سرفصل ها، وضعیتی از پریشانی سیستماتیک نهفته است. علیرغم وجود نهادهای دولتی - از بوروکراسی گرفته تا قوه قضائیه - حاکمیت قانون برای بسیاری دور از دسترس است. دادگاه عالی بلوچستان به ریاست رئیس دادگستری، بخشی از نظام قضایی گسترده تر پاکستان است و برای اجرای عدالت در منطقه طراحی شده است. اما در واقع، این دادگاه اغلب افرادی را که قرار بود به آنها کمک کند، ناامید کرده است و در نتیجه مردم اعتماد خود را به نظام قضایی از دست داده اند. بسیاری از خانواده ها هنوز برای یافتن پاسخ التماس می کنند و به دنبال عزیزان خود می گردند که بدون توضیح ناپدید شده اند یا بعداً اجساد آنها در کنار جاده پیدا شده است. این درخواست ها برای اجرای عدالتی که برآورده نشده است، میزان ضعف و ناکارآمدی سیستم را نشان می دهد.

 در دوره خانات کلات، بلوچستان بر اساس احکام شریعت اسلامی اداره می شد، اگرچه با برخی محدودیت ها همراه بود. قاضی ها (قاضیان مسلمان) بر امور قضایی نظارت داشتند، در حالی که مناطق قبیله ای تحت اقتدار سردارها بودند که با هدایت قضات و مجالس، عدالتی را که ریشه در شریعت و عرف محلی (الرواج) داشت، اجرا می کردند. بنابراین، مدت ها قبل از حکومت استعماری، سیستم های عدالت محلی در منطقه وجود داشت. جرگه - که در مناطق دیگر به عنوان مجلس یا شورا یا پانچایات نیز نامیده می شود - برای حل مشکلات از طریق بحث و توافق جامعه استفاده می شد. رهبرانی مانند سلطان بهلول لودی و شیر شاه سوری از این سنت ها حمایت کردند و در این مجالس برای حل اختلافات شرکت کردند. با ورود بریتانیایی ها، ماهیت این ساختارهای سنتی به نفع کنترل استعماری دستکاری شد. انگلیسی ها مجالس جرگه را تأسیس کردند و روسای روستاها و سران قبایل را به عنوان قاضی در پرونده های جنایی ساده، اختلافات زناشویی، زنا و اختلافات بر سر زمین یا دام منصوب کردند. این اعضا توسط نماینده سیاسی انتخاب و ثبت می شدند و هر حکمی که بیش از هفت سال باشد، برای مسائل جدی تر - به ویژه مسائل مربوط به وفاداری به بریتانیا - نیاز به تأیید نماینده برای فرماندار کل داشت - حکم شاه جرگه صادر می شد، که مجلسی بزرگ از بزرگان سردار بود. بنابراین، سیستمی که قبلاً برای دستیابی به هماهنگی فرقه ای طراحی شده بود، به تدریج منحرف شد و تصمیم گیری به طور فزاینده ای ناشی از احساسات، انتقام و تعصب فرهنگی بود. مفهوم شرف نجیب (الغيرة) به عنوان سلاحی مورد استفاده قرار گرفت و به توجیهی برای اعمال خشونت آمیزی تبدیل شد که شبیه عدالتی نبود که قرار بود این سیستم ها از آن حمایت کنند. محکومیت مقامات نشان می دهد که با قانون اساسی پاکستان در تضاد است، اما دلیل اصلی مشکل، قانون اساسی غیراسلامی و عدم اجرای اسلام است.

خداوند متعال در سوره فاطر می فرماید: ﴿مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً﴾.

تنها شرفی که ارزش کشتن یا کشته شدن برای آن را دارد، قانون خداست. قانون اساسی دولت خلافت شامل یک نظام قضایی خواهد بود که بر اساس قرآن و سنت تدوین شده است و دست اندرکاران آن برده هوس های خود نخواهند بود. برپایی خلافت بر منهج نبوت تنها راه حفظ امت نبی ﷺ از ظلم و یا ارتکاب معصیت است. ابوبکر صدیق، اولین خلیفه راشد، گفت: "وَالضّعِيفُ فِيكُمْ قَوِيّ عِنْدِي حَتّى أُرجع عليه حقّه إنْ شَاءَ اللهُ، وَالقَوِيّ فِيكُمْ ضَعِيفٌ عِنْدِي حَتّى آخُذَ الحَقَّ مِنْهُ إنْ شَاءَ اللهُ". رواه الطبری وابن هشام.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع رسانی مرکزی حزب التحریر

اخلاق جیهان

More from اخبار و تفسیر

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

ترکیه و رژیم‌های عربی از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد

(مترجم)

خبر:

در نیویورک در روزهای ۲۹ و ۳۰ جولای کنفرانس بین‌المللی بلندپایه سازمان ملل متحد با عنوان «یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دو دولتی» به رهبری فرانسه و عربستان سعودی برگزار شد. در پی این کنفرانس که هدف آن به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور و پایان دادن به جنگ در غزه بود، یک اعلامیه مشترک به امضا رسید. در کنار اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای عربی، ترکیه نیز به همراه ۱۷ کشور دیگر این اعلامیه را امضا کرد. این اعلامیه که از 42 ماده و پیوست تشکیل شده بود، عملیات طوفان الاقصی را که توسط حماس انجام شد، محکوم کرد. کشورهای شرکت‌کننده از حماس خواستند سلاح را بر زمین بگذارد و از آن خواستند که اداره خود را به نظام محمود عباس تسلیم کند. (خبرگزاری‌ها، 31 جولای 2025).

تعلیق:

با توجه به کشورهایی که کنفرانس را اداره می‌کنند، وجود آمریکا به وضوح مشخص است و با وجود عدم داشتن قدرت یا نفوذ برای تصمیم‌گیری، همراهی رژیم سعودی، خدمتگزار آن، برای فرانسه واضح‌ترین دلیل بر این مدعاست.

در این راستا، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در 24 جولای اظهار داشت که فرانسه رسماً کشور فلسطین را در سپتامبر به رسمیت خواهد شناخت و اولین کشور از گروه کشورهای هفت خواهد بود که به این اقدام دست می‌زند. فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، و ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، در این کنفرانس یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند و اهداف اعلامیه نیویورک را اعلام کردند. در واقع، در بیانیه صادر شده پس از کنفرانس، کشتارهای رژیم یهود بدون اتخاذ هیچ تصمیم تنبیهی علیه آن محکوم شد و از حماس خواسته شد سلاح خود را بر زمین بگذارد و اداره غزه را به محمود عباس تسلیم کند.

در استراتژی جدید خاورمیانه که آمریکا به دنبال اجرای آن بر اساس توافق‌نامه‌های ابراهیم است، رژیم سلمان نوک پیکان است. عادی‌سازی روابط با رژیم یهود پس از جنگ با عربستان آغاز خواهد شد. سپس کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد و این موج به یک ائتلاف استراتژیک گسترش خواهد یافت که از شمال آفریقا تا پاکستان امتداد خواهد داشت. همچنین رژیم یهود به عنوان بخشی مهم از این ائتلاف، ضمانت امنیتی دریافت خواهد کرد. سپس آمریکا از این ائتلاف به عنوان سوخت در درگیری خود با چین و روسیه استفاده خواهد کرد و کل اروپا را زیر بال خود خواهد گرفت و البته علیه احتمال تشکیل دولت خلافت.

مانع پیش روی این طرح در حال حاضر جنگ غزه و سپس خشم امت است که در حال افزایش است و در شرف انفجار است. بنابراین، ایالات متحده ترجیح داد که اتحادیه اروپا، رژیم‌های عربی و ترکیه زمام امور را در اعلامیه نیویورک به دست گیرند. به این امید که پذیرش تصمیمات مندرج در اعلامیه آسان‌تر باشد.

اما وظیفه رژیم‌های عربی و ترکیه، راضی کردن ایالات متحده و محافظت از رژیم یهود است و در ازای این اطاعت، محافظت از خود در برابر خشم مردم خود و زندگی ذلیلانه با خرده‌های قدرت ارزان تا زمانی که دور انداخته شوند یا به عذاب آخرت گرفتار شوند. تحفظ ترکیه بر این اعلامیه، مشروط به اجرای طرح به اصطلاح راه حل دو دولتی، چیزی جز تلاشی برای پوشاندن هدف واقعی اعلامیه و گمراه کردن مسلمانان نیست و هیچ ارزش واقعی ندارد.

در پایان، راه آزادی غزه و کل فلسطین از طریق یک کشور خیالی که یهودیان در آن زندگی می‌کنند، نیست. راه‌حل اسلامی برای فلسطین، حاکمیت اسلام در سرزمین غصب شده است و آن جنگیدن با غاصب و بسیج ارتش‌های مسلمانان برای ریشه‌کن کردن یهودیان از سرزمین مبارک است. و راه حل دائمی و ریشه‌ای، برپایی دولت خلافت راشده و محافظت از سرزمین اسراء و معراج مبارک با سپر خلافت است. ان شاء الله، آن روزها دور نیستند.

رسول الله ﷺ فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهودیان بجنگند، پس مسلمانان آنها را می‌کشند، تا جایی که یهودی از پشت سنگ و درخت پنهان می‌شود، پس سنگ یا درخت می‌گوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، این یهودی پشت من است، بیا و او را بکش» (روایت مسلم)

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب‌التحریر

محمد امین یلدیریم

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

آنچه آمریکا می‌خواهد به رسمیت شناختن رسمی کیان یهود است، حتی اگر سلاح باقی بماند

خبر:

بیشتر اخبار سیاسی و امنیتی در لبنان پیرامون موضوع سلاحی است که کیان یهود را هدف قرار می‌دهد، بدون هیچ سلاح دیگری و تمرکز بر آن توسط بیشتر تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران.

توضیح:

آمریکا می‌خواهد سلاحی را که با یهود جنگیده است به ارتش لبنان تحویل دهند، و برایش مهم نیست که چه سلاحی در دست همه مردم باقی می‌ماند که می‌توان در داخل از آن استفاده کرد، وقتی که منفعتی در این کار برایش باشد، یا بین مسلمانان در کشورهای همجوار.

آمریکا، بزرگترین دشمن ما مسلمانان، آن را به صراحت، بلکه گستاخانه، گفت، هنگامی که فرستاده‌اش باراک از لبنان اظهار داشت که سلاحی که باید به دولت لبنان تحویل داده شود، سلاحی است که می‌توان از آن علیه کیان یهود غاصب فلسطین مبارک استفاده کرد، و نه هیچ سلاح فردی یا متوسط دیگری، زیرا این به کیان یهود آسیب نمی‌رساند، بلکه به آن و به آمریکا و همه غرب در تحریک آن برای جنگ بین مسلمانان به بهانه تکفیری‌ها یا افراط‌گرایان یا واپسگرایان یا عقب‌ماندگان، یا سایر اوصافی که بین مسلمانان به بهانه مذهبی یا قومی یا نژادی، یا حتی بین مسلمانان و غیرمسلمانانی که صدها سال با ما زندگی کرده‌اند و از ما جز حفظ ناموس و مال و جان ندیده‌اند، تغذیه می‌کنند و ما قوانین را همانطور که برای خودمان اجرا می‌کنیم، بر آنها نیز اعمال می‌کردیم، آنچه برای ماست برای آنها نیز هست و آنچه بر ماست بر آنها نیز هست. پس حکم شرعی اساس حکومت نزد مسلمانان است، چه در میان خودشان، و چه در میان خودشان و سایر اتباع دولت.

و تا زمانی که بزرگترین دشمن ما آمریکا می‌خواهد سلاحی را که به کیان یهود آسیب می‌رساند، نابود یا خنثی کند، پس چرا سیاستمداران و رسانه‌ها بر آن تمرکز می‌کنند؟!

و چرا مهمترین موضوعات در رسانه‌ها و در مجلس وزیران، به درخواست دشمن آمریکایی، مطرح می‌شوند، بدون اینکه به طور عمیق در مورد آنها تحقیق شود و میزان خطر آنها برای امت تبیین شود، و خطرناک‌ترین آنها به طور مطلق تعیین مرزهای زمینی با کیان یهود است، یعنی به رسمیت شناختن رسمی این کیان غاصب، و به گونه‌ای که پس از آن هیچ‌کس حق نداشته باشد سلاح، یعنی هیچ سلاحی، برای فلسطین حمل کند، که متعلق به همه مسلمانان است و نه فقط مردم فلسطین، همانطور که سعی می‌کنند ما را متقاعد کنند که انگار فقط به مردم فلسطین مربوط می‌شود؟!

خطر در این است که این امر گاهی تحت عنوان صلح، و گاهی تحت عنوان آشتی، و گاهی تحت عنوان امنیت در منطقه، یا تحت عنوان رونق اقتصادی و گردشگری و سیاسی، و رفاهی که در صورت به رسمیت شناختن این کیان مسخ شده به مسلمانان وعده می‌دهند، مطرح می‌شود!

آمریکا به خوبی می‌داند که مسلمانان هرگز نمی‌توانند به به رسمیت شناختن کیان یهود رضایت دهند، و به همین دلیل می‌بینید که از طریق امور دیگری به سوی آنها خزیده تا آنها را از مهمترین امر سرنوشت‌ساز منحرف کند. بله، آمریکا می‌خواهد ما روی موضوع سلاح تمرکز کنیم، اما می‌داند که سلاح هرچقدر هم قوی باشد، فایده‌ای نخواهد داشت و نمی‌توان از آن علیه کیان یهود استفاده کرد، اگر لبنان رسمی با تعیین مرز با آن، آن را به رسمیت بشناسد، و بدین ترتیب آن را و حقانیتش را در سرزمین فلسطین مبارک به رسمیت شناخته است، به بهانه حاکمان مسلمان و حکومت خودگردان فلسطین.

این به رسمیت شناختن کیان یهود خیانت به خدا و رسولش و مومنان است، و به خون همه شهدایی که ریخته شده و همچنان برای آزادی فلسطین ریخته می‌شود، و با وجود همه اینها، ما هنوز به امت خود امیدواریم که برخی از آنها در غزه هاشم و در فلسطین می‌جنگند، و با خون خود به ما می‌گویند: ما هرگز کیان یهود را به رسمیت نخواهیم شناخت، حتی اگر این همه و بیشتر از آن برای ما هزینه داشته باشد... پس آیا ما در لبنان با به رسمیت شناختن کیان یهود هرچقدر هم که شرایط سخت باشد، موافقیم؟! و آیا با تعیین مرزها با آن، یعنی به رسمیت شناختن آن، موافقیم، حتی اگر سلاح با ما باقی بماند؟! این سوالی است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود به آن پاسخ دهیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

دکتر محمد جابر

رئیس کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت لبنان