الاقصی مسئله‌ای شرعی است نه میراثی انسانی
الاقصی مسئله‌ای شرعی است نه میراثی انسانی

خبر:

0:00 0:00
Speed:
September 19, 2025

الاقصی مسئله‌ای شرعی است نه میراثی انسانی

الاقصی مسئله‌ای شرعی است نه میراثی انسانی

خبر:

پایگاه خبری الاهرام سه‌شنبه 2025/9/16 م، تأکید دکتر نظیر عیاد، مفتی مصر و رئیس دبیرخانه عمومی خانه‌ها و هیئت‌های فتوا در جهان را طی سخنرانی خود در نشست فوق‌العاده ائتلاف تمدن‌های سازمان ملل در آستانه، مبنی بر اینکه اماکن مذهبی جزء لاینفک میراث انسانی است که باید برای نسل‌های آینده حفظ شود، نقل کرد و اشاره کرد که جنگ‌ها، جهل و افراط‌گرایی برجسته‌ترین تهدیدها برای آن هستند. مفتی از تجاوزات یهودیان در قدس، غزه و کرانه باختری انتقاد کرد و آن را نقض آشکار قوانین بین‌المللی و توافقات سازمان ملل دانست و از غیبت نقش نهادهای بین‌المللی سؤال کرد. وی توضیح داد که حفاظت از اماکن مذهبی مستلزم تقویت گفتگو بین ادیان، تحکیم ارزش‌های صلح و تسامح و مقابله با افراط‌گرایی همراه با فعال‌سازی قوانین بین‌المللی و مشارکت نهادهای مذهبی و جوامع است و اشاره کرد که تجربه مصر به رهبری السیسی الگویی الهام‌بخش در حفاظت از میراث و صیانت از اماکن مذهبی از طریق ابتکارات ترمیم ملی و مشارکت در تلاش‌های بین‌المللی ارائه داده است. وی در پایان تأکید کرد که این نشست بستری برای تقویت همکاری جهانی به منظور حمایت از مقدسات، به عنوان مسئولیتی دینی و انسانی مشترک است.

تبصره:

با نگاهی ظاهری به سخنان مفتی، به نظر می‌رسد که دعوتی کریمانه برای حمایت از مقدسات است، اما حقیقت این است که این سخنان کاملاً با تمدن غرب همسو بوده و کاملاً از اسلام و آنچه که بر مسلمانان در مسائل سرنوشت‌سازشان واجب کرده، جداست. این سخنان از منظومه ارزش‌های غربی که توسط سازمان ملل متحد تأسیس شده و از مرجعیت قوانین بین‌المللی و حقوق بشر نشأت می‌گیرد، در حالی که نادیده می‌گیرد که مسلمانان مرجعیت شرعی مستقل و کاملی دارند که همان وحی از قرآن و سنت و رهنمودهای آن‌هاست.

مسلمانان در رسیدگی به مسائل خود از مصوبات سازمان ملل و قوانین بین‌المللی شروع نمی‌کنند، زیرا این‌ها ساخته غرب استعمارگر است که آن‌ها را برای تحکیم سلطه خود بر جهان تدوین کرده است. اما ما محکوم به این گفته خداوند متعال هستیم: ﴿فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ. شافعی رحمه‌الله گفت: "حکم کردن جز به کتاب خدا یا سنت رسولش یا اجماع امت جایز نیست". این اصلی قاطع است که حکمیت باید تنها به شرع باشد، نه به پیمان‌های سازمان ملل و نه به قوانین غرب.

وقتی سخنان رسمی بر این متمرکز است که تجاوزات رژیم یهود به مسجد الاقصی و مقدسات اسلامی نقض قوانین بین‌المللی یا نقض حقوق بشر است، این طرح، مسئله را از مسیر شرعی خود منحرف می‌کند. مسئله فلسطین، مسئله حقوق بشر یا نزاع بین تمدن‌ها نیست، بلکه مسئله سرزمین اسلامی اشغال شده‌ای است که باید با جهاد آزاد شود. خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ. و علما بر وجوب دفع اشغالگر اجماع دارند. ابن قدامه گفت: "اگر دشمن به سرزمینی از سرزمین‌های مسلمانان وارد شود، جهاد بر اهل آن سرزمین و بر کسانی که به آن‌ها نزدیک هستند، فرض عین می‌شود". این حکم شرعی راه را بر هرگونه انحرافی که هدف آن بی‌اثر کردن امت از وظیفه‌اش باشد، چه با ترویج زبان "همزیستی" یا با فراخواندن نهادهای بین‌المللی، می‌بندد.

سخنان مفتی در مورد "ارزش‌های انسانی جاویدان" و "میراث مشترک بشریت" نشان‌دهنده غرق شدن او در فرهنگ غربی است که اراده انسانی را تقدیس می‌کند و آن را منبع ارزش‌ها می‌داند. در حالی که عقیده اسلام مقرر می‌کند که منبع ارزش‌ها تنها وحی است و تشریع از آن خداست نه از آن بشر: ﴿إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ، و لذا هر سخنی که "صلح جهانی" یا "قانون بین‌المللی" را چتری قرار دهد که باید به آن رجوع کرد، با اصل عقیده در تعارض است.

مسجد الاقصی و سایر مقدسات اسلامی، اماکن دینی انسانی نیستند، بلکه مساجدی برای خداوند متعال هستند که حکمی شرعی دارند که حمایت از آن‌ها را با جهاد واجب می‌کند، نه با درخواست‌های سازمان ملل. خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا. و وصایای خلفای راشدین در جنگ‌ها، و در رأس آن‌ها وصیت ابوبکر رضی الله عنه، بر نهی از تخریب کلیساها و عبادتگاه‌ها تأکید کرد، اما این تأسیس بر حقوق بشر نبود، بلکه بر حکمی شرعی در تعامل با غیرمسلمانان بود. اما اگر دشمن اشغالگری مانند رژیم یهود تعدی کند، واجب شرعی حمل سلاح و بازداشتن آن است، نه شکایت به شورای امنیت!

خطرناک‌ترین چیز در این سخنان، گمراه کردن امت از مسئله سرنوشت‌سازش است. به جای اینکه این سخنان به ارتش‌های مسلمانان دستور دهد که برای آزادی فلسطین حرکت کنند، عقیده جنگی و مسئله سرنوشت‌ساز آن را تغییر داده و مردم را در زبان قانون بین‌المللی و پیمان‌های سازمان ملل غرق می‌کند. و بدین ترتیب قطب‌نما از واجب شرعی که خداوند بر امت فرض کرده، منحرف می‌شود.

امت اسلامی مأمور است که بر اساس شرع حرکت کند و برای برپایی دولت خلافت تلاش کند که نیروهای آن را متحد کرده و مقدساتش را آزاد کند. اما انتظار راه‌حل‌هایی از سوی شورای امنیت یا ابتکارات همزیستی و صلح، چیزی جز توهم و کم‌رنگ کردن مسئله اول و سرنوشت‌ساز امت نیست.

نووی گفت: "اگر کفار به شهری از شهرهای مسلمانان وارد شوند، جنگیدن با آن‌ها بر هر مکلفی از اهل آن واجب می‌شود و بر کسانی که به آن‌ها نزدیک هستند، کمک به آن‌ها واجب است"، و ماوردی گفت: "جهاد فرض کفایه است، مگر هنگام نزول دشمن به شهر، که در این صورت فرض عین می‌شود"، که تأکید می‌کند که سخن گفتن از "جهل و افراط‌گرایی" به عنوان خطری برای میراث، بدون ذکر اشغالگری که مسجد الاقصی را آلوده می‌کند، قلب حقایق و پنهان کردن واجب شرعی است. موضع شرعی این است که مسئله فلسطین، مسئله‌ای کاملاً اسلامی است و حکم آن جهاد برای آزادی آن از دست یهود است. و به هیچ وجه درست نیست که آن را به قانون بین‌المللی یا پیمان‌های سازمان ملل مرتبط کنیم، زیرا آن‌ها ابزارهای استعماری هستند که جز مصیبت برای امت به ارمغان نیاورده‌اند. خداوند متعال فرمود: ﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ. و این راه شرعی برای آزادی فلسطین و حمایت از مقدسات است: جنگیدن با اشغالگران تا زمانی که سلطه آن‌ها از بین برود، نه توسل به نهادهای استعماری آن‌ها.

امت امروز به علمای صادقی نیاز دارد که واجب شرعی خود را به آن‌ها یادآوری کنند، نه به صداهایی که قانون بین‌المللی را برای آن‌ها زینت داده و تسلیم شدن در برابر منظومه غربی را برای آن‌ها توجیه کنند. و امید به مخلصان از فرزندان آن، به ویژه در ارتش‌های آن، بسته شده است که برای یاری دین خود و آزادی سرزمین خود حرکت کنند، در امتثال به قول رسول خدا ﷺ: «الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا یَظْلِمُهُ وَلَا یُسْلِمُهُ».

واجب علمای مسلمان این است که امت و ارتش‌های آن را به آزادی فلسطین و از بین بردن هر چیزی که بین ارتش‌ها و این واجب، از نظام‌های خیانت و عار که از رژیم یهود محافظت کرده و بقای آن را تضمین می‌کنند، مانع ایجاد می‌کند، تشویق کنند، تا جایی که گنبد آهنین واقعی آن شده‌اند.

﴿وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر در ایالت مصر

More from null

آتش‌بس در غزه پوششی برای ایجاد واقعیت جدید با خون و آوار است

آتش‌بس در غزه پوششی برای ایجاد واقعیت جدید با خون و آوار است

خبر:

تحقیقات الجزیره بر اساس تجزیه و تحلیل تصاویر ماهواره ای نشان داد که اشغالگران در غزه از 10 تا 30 اکتبر گذشته الگوهای تخریب سیستماتیک را دنبال کرده اند.

خبرگزاری "سند" برای راستی آزمایی اخبار در شبکه الجزیره، عملیات تخریب، مهندسی تخریب و بمباران هوایی سنگین انجام شده توسط اشغالگران در داخل نوار غزه را از زمان اجرای توافق آتش بس رصد کرده است. (الجزیره نت)

نظر:

پس از اعلام آتش بس مملو از مین در نوار غزه با حمایت ترامپ و با توافق برخی کشورهای عربی، مشخص بود که این آتش بس به نفع رژیم یهودی منعقد شده است. بر اساس تحلیل تصاویر ماهواره ای و گزارش های خبری جدید، ارتش یهود هزاران ساختمان در غزه، به ویژه در الشجاعیه و خان یونس در مناطق تحت کنترل خود و همچنین رفح و مناطق واقع در شرق آن را که شاهد عملیات تخریب گسترده بوده است، منفجر کرده است.

تخریب همه جانبه در غزه تصادفی نیست، بلکه اهداف استراتژیک بلندمدتی را در بر دارد، مانند تخریب محیط حامی مقاومت. خالی کردن غزه از زیرساخت ها، مدارس و مسکن، سازماندهی مجدد یا بازسازی توانایی ها را برای مقاومت دشوار می کند. این یک بازدارندگی طولانی مدت از طریق تخریب پتانسیل ها و تحمیل یک واقعیت جدید است که غزه را تحلیل می برد و آن را از نظر اقتصادی فلج و غیرقابل سکونت می کند، که راه را برای پذیرش هرگونه راه حل سیاسی یا امنیتی یا حتی پذیرش ایده کوچ اجباری هموار می کند، زیرا ترک غزه به صورت آوار، بازسازی را به تنهایی برای مردم آن دشوار می کند، بلکه کشورها و سازمان ها با شرایط سیاسی مداخله خواهند کرد و اشغالگران می دانند که چه کسی بازسازی کند، تصمیم گیرنده است. تخریب امروز در ازای کنترل سیاسی فردا!

در واقع، توصیف توافق آتش بس در غزه به عنوان "مملو از مین" بیهوده نبود، زیرا این آتش بس جزئی بود و اهداف نظامی ادعایی از آن مستثنی بودند و به یهودیان اجازه می داد تا به بهانه های امنیتی به حملات و تخریب ادامه دهند. همچنین این توافق توسط بزرگترین کشور حامی رژیم بدون تضمین های بین المللی قوی منعقد شده است، که آن را شکننده و مستعد نقض می کند، به ویژه با عدم وجود پاسخگویی بین المللی، که رژیم یهودی را فراتر از پاسخگویی قرار می دهد.

تا کی ملتی ساکت، مطیع و تماشاگر مردمی مستضعف، خسته، سرگردان و گرسنه خواهیم ماند؟! و بالاتر از همه، همیشه مباح است؟! بیایید همه ما صلاح الدین ایوبی باشیم، زیرا غزه امروز به امت یادآوری می کند که صلاح الدین فقط یک فرد شجاع نبود، بلکه رهبری در دولتی بود که پروژه ای را حمل می کرد و ارتشی داشت و ملتی واحد پشت سر او بود. بنابراین، دعوت به اینکه صلاح الدین باشیم به معنای قهرمانی فردی نیست، بلکه به معنای تلاش برای ایجاد دولتی است که همه فرزندان امت را سربازانی در یک صف زیر یک پرچم قرار دهد.

خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ﴾.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

منال ام عبیده

عبدالملک الحوثی از مال خودش و مال پدرش تبرع نمی کند!

عبدالملک الحوثی از مال خودش و مال پدرش تبرع نمی کند!

خبر:

شبکه یمن صنعا شامگاه چهارشنبه 2025/11/12 برنامه بشردوستانه "وطنم" را پخش کرد و در بخش "ما با شما هستیم" وضعیت زنی را بررسی کرد که به یک بیماری نادر مبتلا شده و نیاز به سفر به هند با هزینه 80 هزار دلار دارد، جایی که مبلغ 70 هزار دلار از انجمن ها و خیرین جمع آوری شد، اما مجری برنامه در ستایش آخرین اهدا کننده مبلغ ده هزار دلار زیاده روی کرد تا مشخص شود که او عبدالملک الحوثی است و از نقش مکرر او در حمایت از موارد انسانی که در برنامه ظاهر می شوند، تمجید کرد.

تفسیر:

حاکم در اسلام مسئولیت بزرگی دارد و آن رسیدگی به امور مردم از طریق هزینه کردن برای آنچه به نفع آنهاست و فراهم کردن هر آنچه آسایش آنها را تامین می کند، است. او در اصل خدمتگزار آنهاست و تا زمانی که از وضعیت آنها مطمئن نشود، زندگی برایش گوارا نیست. این وظیفه نه منت است و نه تفضل، بلکه یک وظیفه شرعی است که اسلام او را به آن ملزم کرده است و اگر در آن کوتاهی کند، مقصر محسوب می شود و اسلام بر امت واجب کرده است که در صورت کوتاهی او را بازخواست کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «فَالْإِمَامُ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»، بنابراین سطحی نگری است که از توجه حاکمان یا دولت به برخی از نیازها خوشحال شویم و آن را یک عمل انسانی بنامیم، در حالی که در اصل یک عمل سرپرستی واجب است.

یکی از خطرناک ترین مفاهیمی که سرمایه داری و حکومت آن در جهان تثبیت کرده است، شانه خالی کردن دولت از سرپرستی و واگذاری سرپرستی مردم به موسسات و انجمن های خیریه است که توسط افراد یا گروه ها اداره می شوند و مردم بیشتر برای کمک و رفع نیازهای خود به آنها مراجعه می کنند. ایده انجمن ها برای اولین بار در اروپا در طول جنگ های جهانی ظاهر شد، جایی که بسیاری از خانواده ها سرپرستان خود را از دست دادند و به سرپرست نیاز داشتند و دولت بر اساس نظام سرمایه داری دموکراتیک، سرپرست امور نیست، بلکه فقط حافظ آزادی هاست. ثروتمندان از قیام فقرا علیه آنها ترسیدند و این انجمن ها را ایجاد کردند.

اسلام وجود سلطان را برای رسیدگی به امور امت واجب کرده است تا حقوق شرعی آنها را حفظ کند و نیازهای اساسی شش گانه آنها را که باید برای افراد و جامعه تامین شود، برآورده سازد. خورد و خوراک، پوشاک و مسکن باید توسط دولت برای همه افراد رعیت، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، تامین شود و امنیت، درمان و آموزش توسط دولت به صورت رایگان برای همه تامین می شود. مردی نزد خلیفه مسلمانان عمر بن خطاب رضی الله عنه آمد و همسر و شش دخترش را همراه داشت و گفت: (ای عمر، اینها شش دختر و مادرشان هستند، به آنها غذا بده و آنها را بپوشان و برای آنها در این زمان پناه باش) عمر گفت: (اگر این کار را نکنم چه؟!) اعرابی گفت: (می روم) عمر گفت: (اگر بروی چه؟) گفت: (در مورد وضعیت آنها در روز قیامت از تو سوال می شود، کسی که بین دستان خدا می ایستد یا به سوی آتش یا به سوی بهشت)، عمر گفت: (این امت تا زمانی که امثال اینها در آن باشند، ضایع نخواهد شد).

ای مسلمانان: این تخیل نیست، بلکه اسلامی است که سرپرستی را برای هر فرد از رعیت بر خلیفه مسلمانان واجب کرده است. رسول خدا ﷺ فرمود: «فَالْإِمَامُ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»، بنابراین ما باید این احکام را دوباره برقرار کنیم و آنها را به مرحله اجرا درآوریم. خداوند متعال فرمود: ﴿إِنَّ اللهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ﴾ آنچه حال ما را به سوی عدل و رفاه تغییر می دهد، اسلام است.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

صادق الصراری