حامل دعوت و رسالت رسولان
November 17, 2025

حامل دعوت و رسالت رسولان

حامل دعوت و رسالت رسولان

بار حقیقی دعوت به از سرگیری زندگی اسلامی، نه شوخی است و نه تجمل، بلکه امانتی بزرگ و واجبی بر گردن کسی است که توفیق حمل آن را یافته است. حامل دعوت فراخوانده شده است که منصف و آگاه، متوکل بر خدا، و کوشا در راه برافراشتن کلمه حق و تبیین منهج اسلام در شئون مختلف زندگی باشد، نه در پی مقام و جاه، بلکه در پی رضایت پروردگارش و احتساب نزد او. پس حامل دعوت، اجرش بر خداست در حالی که با بصیرت از سوی پروردگارش دعوت می‌کند، و پروردگارش او را سرپرستی و حفظ می‌کند.

آنچه حامل دعوت از آزمایش می بیند چیز جدیدی نیست. انبیا و رسولان نیز مورد تمسخر، شکنجه و زندان قرار گرفتند و نه ضعیف شدند و نه تسلیم شدند، بلکه با صبر و توکل نیکو بر خدا آراسته شدند. سپس کسی که این رسالت را با رضایت، صبر و احتساب تحمل کند، در هر شرایطی که باشد در حمایت و حفظ خداست.

خلافت: سایه وحدت و یگانگی حکومت

خلافت بر منهج نبوت دولتی است که مسلمانان را از نظر سیاسی متحد می کند و چارچوب قانونی برای اجرای شریعت را شکل می دهد. با آن مردم زیر یک امام گرد می آیند که به آنچه خدا نازل کرده است حکومت می کند و حقوق، کرامت و آزادی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امت باز پس گرفته می شود. دشمنان امت به خطر این حقیقت پی بردند و برای تجزیه آن و انتشار تعصبات، فرقه ها و مرزهای مصنوعی از طریق نهادهای بین المللی، قوانین و ساختارهای نهادی که حقیقت خود را پنهان می کنند، تلاش کردند: سلطه و استیلا.

شایستگی دعوت به برپایی خلافت

پس از تخریب خلافت و اشغال سرزمین های اسلامی به بهانه "مرزهای قومی" و "نظام های ملی"، بازگرداندن خلافت یک وظیفه شرعی بر عهده کسی است که ایمان بر او استوار است و خطر پراکندگی امت و شکست اقتدار آن را می بیند. دعوت به بازگرداندن اقتدار مسلمانان یک حکم شرعی است و دعوتی است برای اجرای احکام کتاب و سنت که امت را نجات می دهد و جایگاه آن را باز می گرداند. خداوند به مؤمنان عامل وعده داده است که آنان را در زمین جانشین خواهد کرد، و این وعده ای است برای کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، همانطور که در احادیث نبوی آمده است که خلافت بر منهج نبوت واقع می شود.

صفات حامل دعوت و چگونگی کار

حامل دعوت: مخلص است، تجارتی و خرید و فروشی او را از یاد خدا غافل نمی کند. مؤمنی است ثابت قدم، در میان مردم کار می کند تا حق را بیان کند، آگاهی دهد، تربیت کند و سازماندهی کند، در پی مقام شخصی یا لذت دنیوی زودگذر نیست. راه ناهموار و پر از سختی است، اما برای کسی که به خدا توکل کند و رضایت او را برگزیند، آسان است. حامل دعوت باید از نظر سیاسی آگاه و دارای تفکر روشمند باشد، از زاویه عقیده اسلامی به جهان بنگرد و خود را از نظر فکری و عملی برای ساختن یک پروژه سیاسی مبتنی بر روش اسلامی آماده کند.

خداوند رسولان را به سوی مردم فرستاد تا حق را بشناسند و از آن پیروی کنند و باطل را بشناسند و از آن دوری کنند. پس پیامبر و رسول را به سوی قومش فرستاد، رحمتی برای مردم، تا حق را از باطل دریابند. خداوند رسولان را پی در پی برای مردم فرستاد، همانطور که پروردگار جهانیان در کتاب بزرگ بیان فرموده است: ﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْراً﴾.

پس حمل دعوت برای مردم در حقیقت همان کار انبیا است، آمدند تا مردم را با آنچه خدا خالقشان نازل کرده است و داناتر به آنچه در دنیا و آخرت به نفع آنهاست، اداره کنند. و در معرض آزار، تمسخر، استهزا، شکنجه، زندان، دشنام و انواع گرفتاری ها قرار گرفتند، اما در راه خدا نه سست شدند و نه ضعیف شدند و نه تسلیم شدند. دشمنانشان مالک مال و قدرت و سلطنت و همه وسایل رسانه ای و اقتصادی و صاحبان نفوذ و زیرکی و مکر و نفاق بودند، همانطور که در زمان خود می بینیم.

سلاح رسولان و انبیا صبر و حسن توکل بر خدا و ایمان به این بود که او دین خود را کامل می کند و آن را با وجود همه چیز به مردم می رساند. پس رسالت های خود را رساندند و اقوام خود را هشدار دادند.

خداوند سبحان در کتاب خود تمام راه حل ها را برای مسائل و مشکلات هر زمان و در هر مکان بیان کرده است: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِكُلِّ شَيْءٍ﴾، ﴿مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ﴾.

دشمنان ما به خطر خلافت به عنوان نیرویی که امت را متحد و جمع می کند و قدرت آن را متحد می کند، پی بردند، پس برای تخریب آن برای از هم پاشیدن مسلمانان تلاش کردند؛ زیرا چتری است که آنها را متحد و جمع می کند. پس اقدام به برگزاری کنفرانس های بین المللی کردند و نهادها و سازمان های بین المللی را به نام حقوق بین الملل، امنیت بین الملل، بهداشت، علوم، فرهنگ و کمک به کشورها ایجاد کردند. اما هدف همه اینها تسلط و نفوذ بر همه کشورها به ویژه کشورهای اسلامی بود.

پس حمل دعوت برای بازگرداندن اقتدار مسلمانان یک واجب شرعی است پس از تخریب خلافت ما و پس از روی کار آمدن امیرانی بر قطعات تکه تکه شده برای تعصبات، قومیت ها و ملیت های نکوهیده از کارهای جاهلیت اولیه، که به کفر در برابر چشمان دشمنان مسلمانان و تحت نظارت و رهبری آنها حکومت می کنند.

خداوند ما را به چیزی مکلف نکرده است مگر اینکه در توان و به اندازه توانایی ما باشد.

امت در این روزها با حوادث سخت و دشواری روبرو است، که در آن خواری، مزدوری و خیانت به حدی است که کوه ها از حمل آن عاجز می مانند، و در آن انسان بردبار را سرگردان می بینی. پس آیا برای همه این سختی ها و هولناکی ها مردانی هستند، مردانی که جان خود را در راه خدا فروختند، مردانی که پروردگار جهانیان درباره آنها فرمود: ﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ﴾، مردانی سختگیر و مؤمن که پروردگار جهانیان درباره آنها فرمود: ﴿رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ﴾؟

ما جوانان مؤمن، مردان و زنان مؤمن می خواهیم، که برای مقام، مدرک یا دنیای فانی کار نکنند.. مردانی که در راه خدا از ملامت هیچ ملامتگری نمی ترسند و از خدا می ترسند و از هیچ کس جز او نمی ترسند، مسلمانانی مؤمن که با کلمه صادق تغییر ایجاد می کنند، آن را به سوی باطل پرتاب می کنند و آن را نابود می کنند، قلب هایشان پروردگار و رسولشان را بزرگ می شمارد و به پستی در دین راضی نمی شوند. پس چه رسد به اینکه این منهج ربانی در زمین خدا اجرا نشود، بلکه احمق ترین و پست ترین مخلوقات نزد خدا کتاب و رسولش را مسخره کنند.

ای صاحبان قدرت مخلص، ای بندگان خدا، ای صاحبان رتبه در ارتش های مسلمانان، ای کسانی که دستی در حمایت از سرزمین امت و مردم آن دارید: شما نقش بزرگی در بازپس گیری حقوق، رفع ظلم ها و برپایی دولتی دارید که به شریعت حکومت کند و عدالت را تجسم بخشد. امت منتظر است که شما پاکی وجدان و شجاعت خود را در یاری دین خدا و رفع بلا از بندگانش نشان دهید. و شما می بینید همانطور که ما مصیبت های زیادی را می بینیم که دشمنان خدا در هر مکانی از سرزمین های مسلمانان انجام می دهند، ما شما را به نماز، تسبیح، استغفار و دعای خود برای پروردگارتان فرا می خوانیم. چه کسی جز شما برای آن وجود دارد؟ ما کاملاً می دانیم و شما می دانید که این کار سختی است، اما برای کسی که به خدا توکل کند و به او پناه ببرد، آسان است. و ما تمام عناصر تسلط بر زمین، باطن آن، هوا، دریاها و رودخانه ها را در اختیار داریم، زیرا ما به فضل خدا تمام عناصر و اسباب پیروزی و توانمندسازی را در اختیار داریم، و در این سرزمین ما یک امت بودیم، با یک امام و یک ارتش.

امت در مرحله سختی از خواری، مزدوری و ضایع کردن حقوق به سر می برد، اما راه برای کسی که حق را برگزیند و به رضایت خدا راضی شود، دشوار نیست، رسالت را همانطور که پیشینیان حمل کردند، حمل کردند، مردم را از تاریکی عبادت بندگان به نور عبادت پروردگار بندگان بیرون آوردند، و این همان پیروزی بزرگ است.

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا للهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ

نوشته شده برای پخش توسط دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

محمود سعید - ولایت مصر

More from null

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر

سقوط فاشر تسریع طرح آمریکایی جداسازی دارفور

سقوط فاشر تسریع طرح آمریکایی جداسازی دارفور

نیروهای پشتیبانی سریع صبح یکشنبه 26/10/2025 م، تسلط خود بر فاشر را پس از محاصره ای که بیش از یک سال به طول انجامید، اعلام کرد. این بدان معناست که نفوذ خود را بر تمام پنج ایالت دارفور گسترش داده و کشور را بین شرق تحت کنترل ارتش سودان و غرب تحت کنترل نیروهای پشتیبانی سریع تقسیم می کند. بدین ترتیب مشخص می شود که تسلط نیروهای پشتیبانی سریع بر فاشر بزرگتر از پیروزی در نبردی بر یک شهر است، بلکه تسلط بر کل یک منطقه به شکلی قابل توجه است.

این تحول در صحنه از سقوط فاشر پس از عقب نشینی ارتش سودان، همزمان با مذاکراتی بود که آمریکا بین هیئت های دو طرف دولت و نیروهای پشتیبانی سریع در واشنگتن به منظور آتش بس انجام می داد. واضح است که آمریکا به رهبری دو طرف دستور داده است که ورود نیروهای پشتیبانی سریع به فاشر و عقب نشینی ارتش از آن را اجرا کنند، تا طرح آمریکایی جداسازی دارفور، در چارچوب طرح تجزیه سودان به دولت های کوچک، تسریع شود!

در برگه آمریکایی که در جلسه رئیس جمهور سابق آمریکا جورج بوش پسر با مشاورانش در آغاز دوره دوم ریاست جمهوری اش در سال 2005 برای بررسی یک طرح عملی در مورد خاورمیانه مورد بحث قرار گرفت، آمده است، این برگه در مورد سودان و سه سناریوی آینده صحبت می کند که تقسیم سودان به سه کشور را به شرح زیر بعید نمی داند:

* مصر با یکی از آنها در شمال ارتباط دارد.

* آمریکا ارتباط استراتژیک با دیگری در جنوب دارد.

* و موجودیت یهود با دولتی که می تواند در غرب سودان (دارفور) متولد شود، مرتبط است.

بنابراین، استراتژی و دیپلماسی پیشنهادی آمریکا در منطقه خاورمیانه این بود که ایده ها آماده و تجهیز شوند، سپس رؤسا و رهبران کشورهای خاورمیانه به کاخ سفید فراخوانده شوند تا به جای بررسی یا اصلاح، آنها را تأیید کنند، و لازم است که با رهبران کشورها در منطقه در مورد بهترین روش یا وسیله ای که از طریق آن می توان این ایده های سیاسی یا ابتکارات دیپلماتیک را در چارچوب مشاوره قبلی در چارچوب دوجانبه و سپس در چارچوب جمعی اجرا کرد، توافق شود. این سیاست آمریکا در قبال کشورهای مسلمان به طور کلی و سودان به طور خاص است. تدوین طرح های تجزیه مرزهای خون و تلاش برای اجرای آن از طریق حاکمان و محافل سیاسی و تبلیغ رسانه ای آن.

بنابراین، دستورات آمریکا واضح بود که از هر چیزی که ممکن است برای کنترل نیروهای پشتیبانی سریع بر فاشر و سرنگونی آن استفاده شود، استفاده شود. به همین دلیل، این نیروها به کشتار مردم بی دفاع و ریختن خون های فراوان در سرزمین فاشر و سایر شهرهای سودان دست زدند، در حالی که رهبری ارتش در انجام وظیفه خود در حفاظت از فاشر و مردم آن کوتاهی کرد و آن را رها کرد تا توسط نیروهای پشتیبانی سریع جنایتکار به زشت ترین تصاویری که می توان بازگو کرد، مورد تجاوز قرار گیرد، و تمام اظهارات و سخنان و ابراز تاسف از کشتارهای فاشر از سوی آمریکا و ابزارهای منطقه ای و محلی، صرفاً برای سرپوش گذاشتن بر حقیقت و توطئه ای است که بر سر آن توافق شده است.

آنچه از مردم سودان به طور کلی خواسته می شود، آگاهی از حقیقت و زشتی آمریکا و ابزارهای منطقه ای و محلی آن است که از صلح سخن می گویند، در حالی که در واقع ویرانی و کشتار را برای کشورهای مسلمان در اجرای طرح مرزهای خون به ارمغان می آورند.

و همچنین آگاهی از طرح رهایی از نقشه های شوم استعماری آمریکا و غرب؛ طرح خلافت که مبتنی بر وحدت دولت و وحدت امت است، و مشارکت در کار با حزب التحریر پیشرو که اهل آن دروغ نمی گویند، که این کار را انجام می دهد و شب و روز خود را به هم وصل می کند و با صدای بلند از طریق تریبون های مختلف فریاد می زند، بلکه کمپین بزرگی را برای بیش از دو ماه به راه انداخته است و نسبت به سقوط فاشر هشدار می دهد و هدف آمریکایی محقق می شود.

 جوانان حزب و رهبری آن در ادامه کار خود برای رضای خدا خسته و ملول نخواهند شد تا وعده خدا سبحانه و بشارت حبیبمان محمد ﷺ محقق شود. ﴿خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [دیگران] کرد، و دینی را که برای آنان پسندیده است حتماً برایشان مستقر سازد، و بیمشان را حتماً به ایمنی مبدل گرداند، مرا می پرستند و چیزی را با من شریک نمی کنند. و کسانی که بعد از آن کفر ورزند، پس آنان همان نافرمانانند﴾. و امام احمد در مسند از حذیفه روایت کرده است که گفت: رسول خدا ﷺ فرمود: «نبوت در میان شما خواهد بود تا زمانی که خدا بخواهد باشد، سپس آن را برمی دارد زمانی که بخواهد آن را بردارد، سپس خلافتی بر منهاج نبوت خواهد بود، پس خواهد بود تا زمانی که خدا بخواهد باشد، سپس آن را برمی دارد زمانی که خدا بخواهد آن را بردارد، سپس پادشاهی گزنده خواهد بود، پس خواهد بود تا زمانی که خدا بخواهد باشد، سپس آن را برمی دارد زمانی که خدا بخواهد آن را بردارد، سپس پادشاهی جبری خواهد بود، پس خواهد بود تا زمانی که خدا بخواهد باشد، سپس آن را برمی دارد زمانی که خدا بخواهد آن را بردارد، سپس خلافتی بر منهاج نبوت خواهد بود».

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالله حسین (ابو محمد الفاتح)

هماهنگ کننده کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ایالت سودان