جنبش استقلال چیزی جز فریب تودهها نبود
(مترجم)
خبر:
روز 14 اکتبر در تانزانیا تعطیل رسمی است، که سالانه یادآور درگذشت جولیوس نایرره، "پدر ملت" است که در سال 1999 در لندن درگذشت.
تبصره:
این روز در تانزانیا مهم تلقی میشود، زیرا یادآور زندگی و میراث اولین رئیس جمهور تانزانیای متحد است، که به عنوان یک رهبر بزرگ شناخته میشود که نقش محوری به عنوان یک فعال ضد استعماری و یک نظریهپرداز سیاسی در شکلدهی آینده کشور ایفا کرد.
با وجود حکومت مستبدانه 24 ساله نایرره، از زمان استقلال در اواخر سال 1961 تا کنارهگیری از قدرت در اواخر سال 1985، او، مانند دیگرانی که به نام مبارزان ضد استعمار شناخته میشوند، مورد تقدیس قرار گرفت و جایگاهی به او داده شد که تقریباً او را به درجهای میرساند که با واقعیت در تضاد است.
تصویر نهایی کسانی که فعالان ضد استعماری نامیده میشوند، مانند نایرره، که در خط مقدم مبارزه برای استقلال علم بود، به محض ارتباط دادن آن با زمینه بینالمللی در آن زمان، روشن خواهد شد.
پس از جنگ جهانی دوم، مواضع استعمارگران قدیمی، به ویژه بریتانیا و فرانسه، در سطح بینالمللی تضعیف شد. در عوض، آمریکا برای مقابله با نفوذ آنها در سطح جهانی قیام کرد. با وجود تشابه نظام سرمایهداری آنها، این کشورها در منافع ملی خود متفاوت هستند.
بریتانیا به استراتژیهای متعددی برای حفظ و حمایت از هژمونی و نفوذ رو به زوال خود در مستعمراتش دست یافت، مانند تقویت اتحادیه کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا، گسترش شبکههای آموزشی خود در مدارس و دانشگاهها و استفاده از این مؤسسات برای آموزش مشتریان وفاداری که نوعی از استقلال علم به آنها اعطا میشد تا با موج جهانی به رهبری آمریکا برای حفظ نفوذ خود همسو شوند.
حامیان بریتانیا در زمینه آموزش و پرورش در مستعمرات بریتانیا، مانند لرد کرومر در مصر و لرد مکالی در هند، توضیح دادند که هدف نظام آموزشی بریتانیا حفظ ساکنان مستعمرات خود به عنوان رعایای بومی صرفاً در ظاهر است، اما تبدیل آنها به سلیقهها، سیاستها و دیدگاههای انگلیسی است.
دانشگاه ماکرری در اوگاندا در شرق آفریقا یکی از نمونههای متعددی بود که این استراتژی بریتانیا را تا حدی اجرا کرد. واضح است که نایرره از جمله کسانی بود که تحت چنین مراقبتی در ماکرری قرار گرفت و سپس تحصیلات بیشتری را در ادینبورگ در بریتانیا فرا گرفت و مهارتهای خود را در آنجا تقویت کرد.
او طرفدار وفادار بریتانیا بود، تا جایی که وقتی در اوایل دهه شصت یک تلاش برای کودتا رخ داد، بریتانیا به سرعت برای نجات مرد کوچک خود اقدام کرد.
علاوه بر این، بریتانیا نایرره را مأمور کرد تا به سرعت به زنگبار برود تا اتحاد بین جوامع آفریقایی و شیرازی به اصطلاح را تسهیل کند، که منجر به تولد حزب آفرو شیرازی شد، که از پشت صحنه به نفع بریتانیا کار میکرد.
حزب آفرو شیرازی با هدایت نایرره، موفق شد دولت زنگبار را سرنگون کند و سپس موفق شد اتحاد تانگانیکا و زنگبار را طبق دستورالعمل بریتانیا محقق کند.
بگذریم از اینکه چگونه این حزب مشابه برای کاشتن بذر فتنههای قومی و بزرگنمایی آن و دست زدن به اعمال خشونت بین مسلمانان زنگبار و عموم مردم استفاده میکرد.
در مورد تانگانیکا، به یاد میآوریم که چگونه نایرره مسلمانان را به حاشیه راند، وحدت آنها را مختل کرد، نهادهای آنها را برچید و علیرغم استقبال بزرگ، قدردانی بالا از او و خدمت و حمایت آنها از او در مبارزه برای استقلال، آنها را نادیده گرفت.
نایرره کشور را تحت کنترل بریتانیا رها کرد، در حالی که در لباس استقلال پنهان شده بود و به بریتانیا تمام فرصتها را برای بهرهبرداری از منابع کشور داد، در حالی که مردم آن، مسلمانان و غیرمسلمانان به طور یکسان، با سختیها و عدم قطعیت دست و پنجه نرم میکردند.
به این ترتیب، فراخوان استقلال و آزادی برای فریب مردم و افکار عمومی مورد استفاده قرار گرفت و قهرمانان دروغین ارائه شد، در حالی که آنها در واقع عوامل استعمارگران بودند. آزادی واقعی محقق نخواهد شد و قهرمانان واقعی وجود نخواهند داشت مگر با تثبیت اندیشه اسلامی و دولت خلافت.
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانهای مرکزی حزب التحریر
سعید بیتوموا
عضو دفتر رسانهای حزب التحریر در تانزانیا