تأملاتی در کتاب: "از مؤلفههای روانشناسی اسلامی"
تهیه: استاد محمد احمد النادی
قسمت شانزدهم
ستایش از آن خداوند، پروردگار جهانیان، و درود و سلام بر پیشوای پرهیزگاران، و سرور فرستادگان، فرستادهشده به عنوان رحمتی برای جهانیان، سرورمان محمد و بر خاندان و یارانش همگی، و ما را با آنان قرار ده، و در زمره آنان محشور فرما، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر رسانهای حزب التحریر:
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و بعد: در این قسمت به تأملات خود در کتاب: "از مؤلفههای روانشناسی اسلامی" ادامه میدهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، میگوییم و توفیق از خداست: خداوند متعال در کتاب محکم خود فرموده است و او راستگوترین گویندگان است: بسم الله الرحمن الرحیم {والعصر. إن الإنسان لفی خسر. إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر}.
سوره عصر مکی است، و در نهایت اختصار و بیان آمده است، تا سبب سعادت یا بدبختی انسان، و موفقیت او در این زندگی یا زیان و نابودی او را روشن کند. و خداوند متعال به عصر سوگند یاد کرده است، و آن زمانی است که عمر انسان در آن به پایان میرسد، و آنچه در آن از انواع شگفتیها و عبرتهای دال بر قدرت و حکمت خداوند است، بر اینکه جنس انسان در زیان و نقصان است، مگر کسانی که به چهار صفت متصف باشند، و آن (ایمان) و (عمل صالح) و (توصیه به حق) و (توصیه به صبر) است، و اینها پایههای فضیلت، و اساس دین هستند، و به همین دلیل امام شافعی رحمه الله فرموده است: اگر خداوند جز این سوره را نازل نمیکرد، برای مردم کافی بود.
خداوند سبحان به روزگار و زمان سوگند یاد کرده است، به خاطر آنچه در آن از انواع غرایب و عجایب، و عبرتها و پندهاست، بر اینکه انسان در زیان است، زیرا او دنیای زودگذر را بر آخرت ترجیح میدهد، و هوسها و شهوتها بر او غلبه میکنند، ابن عباس گفته است: عصر همان روزگار است، خداوند متعال به آن سوگند یاد کرده است، به خاطر در بر داشتن انواع عجایب، و قتاده گفته است: عصر آخرین ساعات روز است، به آن سوگند یاد کرده است همانطور که به ضحی سوگند یاد کرده است، به خاطر آنچه در آن دو از نشانههای قدرت آشکار، و پندهای رساست... و همانا خداوند متعال به زمان سوگند یاد کرده است، زیرا آن سرآغاز عمر انسان است، پس هر لحظهای که میگذرد، از عمر توست و از اجل تو کم میکند، همانطور که گوینده گفته است:
ما به روزها شاد میشویم، آنها را میگذرانیم و هر روزی که میگذرد، از اجل کم میکند
قرطبی گفته است: خداوند عز و جل به عصر - و آن روزگار است - سوگند یاد کرده است، به خاطر آنچه در آن از هشدار به دگرگونی احوال و تغییر آنهاست، و آنچه در آن از دلالت بر صانع است، و گفته شده است: این سوگند به نماز عصر است، زیرا آن برترین نمازهاست. و خداوند سبحان از کسانی که در زیان هستند، کسانی را استثنا کرده است که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند، یعنی کسانی که بین ایمان و اعمال صالح جمع کردهاند، پس اینان همان رستگاران هستند، زیرا آنان شهوات زندگی دنیا را فروختند، و به جای آن نعمت بهشت را خریدند، و باقیات الصالحات را جایگزین شهوات زودگذر کردند.
و برای اینکه آنان به حق سفارش کردند، و به صبر سفارش کردند، یعنی بعضی از آنان بعضی دیگر را به حق سفارش کردند، و آن همه خوبی است، از ایمان، و تصدیق، و عبادت رحمان. و به صبر بر سختیها و مصیبتها، و بر انجام طاعات، و ترک محرمات سفارش کردند... خداوند متعال بر همه مردم حکم به زیان کرده است، مگر کسانی که این چهار چیز را بیاورند، و آن عبارتند از: ایمان، و عمل صالح، و توصیه به حق، و توصیه به صبر، پس نجات انسان جز با کامل کردن نفس خود با ایمان، و عمل صالح، و کامل کردن دیگران با نصیحت و ارشاد، محقق نمیشود، پس او بین حق خدا، و حق بندگان جمع کرده است، و این راز تخصیص این چهار امر به ذکر، در این سوره کوتاه است. و خداوند سبحان پذیرش عذر برادر، و حفظ سر او، و نصیحت او را بر مسلمان واجب کرده است: اما پذیرش عذر او، به خاطر آنچه ابن ماجه با دو سند خوب روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: "هر کس از برادرش عذری بخواهد و او نپذیرد، بر او مثل خطای صاحب مکس است". و مکس: مالیاتی است که ماکس میگیرد، و او جمعکننده عشری است که ده درصد از اموال را به عنوان مالیات بر کالاهای وارداتی میگیرد.
و اما حفظ سر او، به خاطر آنچه ابوداود و ترمذی با سند حسن از جابر روایت کردهاند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: "اگر مردی با مردی سخنی گفت، سپس به اطراف خود نگاه کرد، پس آن امانت است" و امانت واجب الحفظ است، و تضییع آن خیانت است، و حدیث دلالت میکند بر حفظ سر برادر مسلمانش، حتی اگر صراحتاً آن را نخواهد، بلکه با قرائن حال، مانند اینکه با برادرش سخنی میگوید و او به اطراف خود نگاه میکند، از ترس اینکه غیر از آنها آن سخن را بشنود. و واضح است که به طریق اولی اگر صراحتاً از او بخواهد که سرش را حفظ کند. و این در صورتی است که در آن سخن آزار عمومی در حق یکی از حقوق خداوند نباشد. پس برای همنشین جایز است که او را نصیحت کند و او را نهی کند، و برای او جایز است که شهادت دهد قبل از اینکه از او شهادت خواسته شود، همانطور که در حدیثی آمده است که مسلم در صحیح خود آورده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: "آیا شما را از بهترین شهود آگاه نکنم، کسی که قبل از اینکه از او شهادت خواسته شود شهادت میدهد". و اما نصیحت او، به خاطر حدیث جریر بن عبدالله که بر آن اتفاق نظر است که گفت: "با رسول الله صلی الله علیه وسلم بر اقامه نماز و پرداخت زکات و نصیحت برای هر مسلمانی بیعت کردم"، و حدیث تمیم بن اوس داری نزد مسلم که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: "دین نصیحت است، گفتیم برای چه کسی؟ فرمود برای خدا و کتابش و رسولش و برای پیشوایان مسلمانان و عموم آنها". خطابی گفته است: "و معنای حدیث ستون دین و قوام آن نصیحت است، مانند سخن پیامبر صلی الله علیه وسلم: "حج عرفه است". یعنی ستون و بیشتر آن عرفه است". همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم حق مسلمان بر مسلمان، و پاداش بزرگ در آن را بیان کرده است، مسلم از ابوهریره روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: "حق مسلمان بر مسلمان شش چیز است، گفته شد: ای رسول خدا آنها چیست؟ فرمود: هرگاه او را ملاقات کردی به او سلام کن، و هرگاه تو را دعوت کرد اجابت کن، و هرگاه از تو نصیحت خواست او را نصیحت کن، و هرگاه عطسه کرد و خدا را حمد کرد او را شماتت کن، و هرگاه مریض شد از او عیادت کن، و هرگاه مرد او را تشییع کن". پس چرا به انجام این حقوق ملتزم نمیشویم تا خالقمان از ما راضی شود؟
شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر رسانهای حزب التحریر:
به این مقدار در این قسمت اکتفا میکنیم، به امید اینکه تأملات خود را در قسمتهای آینده ان شاء الله تعالی کامل کنیم، پس تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امانش قرار میدهیم. از حسن استماع شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.