تأسیس و حل احزاب سیاسی در اسلام
(مترجم)
خبر:
وزارت داخله روز جمعه ممنوعیت تحریک لبیک پاکستان را اعلام کرد و گفت که دولت فدرال "دلایل موجهی" برای این باور دارد که این حزب سیاسی مذهبی با تروریسم مرتبط است. (لینک خبر)
تعلیق:
انقلاب سال 1857 مثالی برای مردم شبه قاره هند بود تا به آنها در مورد شورش علیه صاحبان قدرت هشدار دهد. این مثال را انگلیسی ها زدند، اما تا به امروز، حاکمان به پیروی از آن ادامه می دهند. پاکستان از قبل از تأسیس خود، در یک درگیری مداوم بین ایده های ملی و مذهبی درگیر بوده است. قبل از تقسیم شبه قاره هند، حزب کنگره ملی هند به عنوان نماینده تمام مردم هند ظاهر شد. با این حال، به زودی مشخص شد که رهبران آن عمدتاً برای ایجاد دولتی تحت سلطه هندوها، با ارائه آن به عنوان یک جنبش ملی، فعالیت می کردند. رهبران مسلمان مانند محمد علی جناح، محمد علی جوهر، مولانا ابوالکلام آزاد و حسین شهید سهروردی با این حزب کار می کردند زیرا ایده جدایی هرگز به عنوان یک راه حل ظاهر نشد و آنها به شبه قاره متحد همانطور که همیشه آن را می دیدند، اعتقاد داشتند.
اما با گذشت زمان، آنها متوجه شدند که حزب کنگره عمدتاً به منافع هندوها خدمت می کند و مسلمانان را نادیده می گیرد. در پاسخ به این، حزب جدیدی برای حمایت از حقوق مسلمانان تاسیس شد که عبارت بود از اتحادیه مسلمین سراسر هند. این حزب ثمره عقل بشری بود که تعریف خاص خود را از بقا و نهضت مسلمانان ارائه داد. اسلام تصریح می کند که همه ایده ها باید بر اساس عقیده اسلامی بنا شوند. این امتیاز منجر به یک راه حل ناقص شد که نه به اسلام تعلق دارد و نه به جهان مدرن. حدود 40 سال پس از تأسیس، اتحادیه به هدف اصلی خود، یعنی ایجاد وطن مستقل برای مسلمانان هند، دست یافت. در نهایت، ایده های ملی پیروز شدند، اما برای جلب حمایت جمعیت مسلمان با احساسات مذهبی پوشانده شدند.
ما مسلمانان پاکستان تا به امروز از تسلیم کامل به تفکر ملی رنج می بریم. احساسات اسلامی موروثی در ما آنقدر ریشه دوانده است که به ما اجازه نمی دهد برای فلسطین تظاهرات کنیم، که این امر فرصت سوء استفاده از آن را افزایش می دهد. از آنجایی که سیاست، مراقبت و توجه به امور عمومی است، حزب سیاسی در اسلام تجمع یک جماعت مؤمن بر اساس اسلام است که همه خیر است، و دعوت به آن عقیده سیاسی و نظامی است که بر زندگی حکومت می کند.
در مورد احزاب سیاسی، پیش نویس قانون اساسی تهیه شده توسط حزب التحریر تصریح می کند: "مسلمانان حق دارند احزاب سیاسی برای پاسخگو کردن حاکمان یا دستیابی به قدرت از طریق امت تشکیل دهند، مشروط بر اینکه بر اساس عقیده اسلامی باشد و احکامی که اتخاذ می کنند احکام اسلامی باشد. تشکیل حزب نیازی به مجوز ندارد و هر گونه تجمعی که بر اساس غیر اسلام باشد حرام است." همچنین هیچ گروهی از مسلمانان نمی توانند بر اساس غیر اسلام به عنوان عقیده و نظام تشکیل شوند. در حالی که طبق ماده 17 قانون اساسی پاکستان، هر فردی حق دارد با رعایت هرگونه محدودیت معقولی که قانون به نفع حاکمیت یا تمامیت پاکستان یا نظم عمومی یا اخلاق وضع می کند، انجمن ها یا اتحادیه ها تشکیل دهد.
کمپین اخیر علیه تحریک لبیک پاکستان بر اساس قانون مبارزه با تروریسم و ممنوعیت آن نشان می دهد که معیارهای دولت پاکستان برای حزب سیاسی با معیارهای اسلام متفاوت است. تحریک لبیک پاکستان یک گروه سیاسی است، مانند سایر گروه های سیاسی مذهبی، که در انتخابات شرکت کرده و دارای یک کرسی در مجلس است، که این نشان دهنده تسلیم شدن آن در برابر نظام و مغایرت آن با مفهوم حزب سیاسی در اسلام است.
بنابراین، رفتاری که این جنبش دریافت کرد، از نظامی ناشی می شود که آنها ابتدا آن را به رسمیت شناختند و پذیرفتند و سپس بعداً از آن انتقاد کردند، و در نتیجه در پاسخ به تحصن علیه سیاست دولت در مورد فلسطین، با پیروان آن که به خیابان ها آمدند، همان رفتاری شد که با معترضان در شورش سال 1857 شد. که نشان دهنده احساسات بریتانیایی به ارث رسیده توسط رهبری امروز است. این نشان می دهد که مشکل در عنصر مذهبی نهفته است. هنگامی که سیاست منافع ملی به طور کامل آن را فرا گیرد، برای دولت قابل قبول خواهد شد. اگر تحریک لبیک پاکستان امروز از دیدگاه مذهبی خود دست بکشد، حتی اگر نام خود را همانطور که هست حفظ کند، برای حاکمان پاکستان بی ضرر خواهد شد.
احزاب سیاسی مجاز به شرکت در حکومت سکولاری که اسلام را از قدرت دور می کند، نه با تشکیل دولت ها و نه با مشارکت در آنها، نیستند، خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾.
وضعیت امروز پاکستان نیازمند راه حلی است که یک قرن پیش مورد نیاز بود، نه با ظهور اتحادیه مسلمین سراسر هند، و نه با زوال تحریک لبیک پاکستان امروز، بلکه با بازگشت به ریشه های اسلام، و تسلیم دولت به خلیفه، که جز به دستورات خداوند سبحان حکومت نمی کند، و نیروهای خود را مأمور آزاد سازی سرزمین قدس از چنگال یهود می کند. این بار می تواند نقطه عطفی برای مسلمانان باشد تا به هویت جمعی خود که ریشه در اسلام دارد، بازگردند، هویتی که فراتر از مرزها، نژادها و زبان ها است.
خداوند عز و جل می فرماید: ﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾.
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه مرکزی حزب التحریر
اخلاق جیهان