خلاصه کتاب سرعت شهود - قسمت ششم
رنج و سرعت شهود
رنج کندی تفکر را درمان می کند، یعنی سرعت شهود را درمان می کند، اما رنجی که کندی تفکر را درمان می کند باید چیزی به آن اضافه شود تا سرعت شهود را درمان کند و آن بیان دلایلی است که در آن بر وجود سرعت شهود دلالت می کند. سرعت شهود ناشی از سرعت ادراک است و جز از سرعت ادراک نمی آید، اما سرعت ادراک لزوماً به سرعت شهود نمی انجامد.
و از اینجا تلاش ها بر یافتن سرعت ادراک در مردم متمرکز بود، اما این سرعت ادراک ممکن است سرعت شهود را به وجود آورد و ممکن است نیاورد، بنابراین باید چیزهای دیگری برای تولید آن اضافه شود و آن افزودن چیزی به آنچه مطرح می شود است، و آن بیان مواردی است که در آنچه مطرح می شود واقعاً درک می شود. بر این اساس، رنج اگرچه سرعت تفکر را به وجود می آورد، اما لزوماً سرعت شهود را به وجود نمی آورد.
اما در ایجاد سرعت شهود، و در ثمربخش و سازنده کردن سرعت شهود، باید چیز دیگری به آن اضافه شود، و آن جلب توجه به آنچه مطرح می شود، یا بیان نقص آن، یا مواردی که در آن پنهان است.
کاری که باید ابتدا انجام شود
تقدس تفکر امری مستحب بلکه واجب است، زیرا ارزشی از بالاترین ارزش هاست، و برای اینکه اشتغال مردم به تفکر را از بین نبریم، و تقدس آنها به تفکر را از بین نبریم، باید کاری انجام دهیم و آن ایجاد چیزهایی در کنار تفکر است. به عنوان مثال، در کنار اشتغال مردم به تفکر، به این تفکر واقعیت آن، یا واقعیت آنچه در آن فکر می شود را بدهیم، پس به سازوکارها فکر نکند. و به این ترتیب، اشتغال به تفکر را از بین نمی بریم، و تقدس تفکر به عنوان تفکر را از بین نمی بریم، بلکه آن را در جای خود قرار می دهیم.
و مثلاً: تفکر را بر اساس آنچه در آن فکر می شود جاری کنیم، اگر از چیزهایی است که باید در آن سرعت داشت، سرعت را ایجاد می کنیم، و آن با رنج است، و اگر از چیزهایی است که نیاز به کندی دارد، پس کندی باشد، پس به تفکر اجازه می دهیم بر اساس آنچه در آن فکر می شود حرکت کند، نه بر اساس آنچه از آن می خواهیم. یعنی اینکه روان ها مشغول تفکر نباشند و تفکر را مقدس نشمارند، و این قبل از هر چیز باید به گونه ای انجام شود که از تفکر و اشتغال به آن باز ندارد، و از قداست تفکر نکاهد یا آن را از بین نبرد.
پس اگر قرار است درمانی صورت گیرد: درمان تفکر و درمان سرعت شهود، باید بر عاطفه و مرکز آن و اثر آن تمرکز کرد. روی آوردن انسان به عاطفه او را در زندگی بدون ضابطه به پیش می برد، و مشغول شدن فرد به تفکر به تنهایی، یا به عقل به تنهایی، او را از توانایی پایداری در زندگی باز می دارد، زیرا عاطفه محرک است و عقل هدایت کننده. پس مشکل در اشتغال مردم به تفکر نیست، و نه در تقدس آنها به آن، بلکه مسئله بازگرداندن عاطفه به مرکز خود است. یعنی اینکه غفلت از عاطفه: غفلت از عقل است؛ زیرا بدون عاطفه تولید نمی کند، پس اگرچه غفلت نشده است اما دیگر تولید نمی کند، بنابراین اولین کاری که باید انجام شود، اشتغال به عاطفه در کنار اشتغال به تفکر است.
رنج و سرعت شهود
سرعت شهود در یک چیز یا در یک حادثه خاص، باید ذاتی باشد، و شخص باید توانایی درک حوادث و رویدادها را داشته باشد، بنابراین رنج ایده سرعت شهود را ایجاد می کند، اما خود سرعت شهود را ایجاد نمی کند، سرعت شهود چیزی است که به سرعت تفکر و سرعت ادراک چیز و حادثه، با وجود ایده سرعت شهود در شخص، مربوط می شود.
سرعت شهود باید در مردم ذاتی باشد، و تا از کسی که ایده آن را دارد صادر شود، باید امور و اوضاع معینی را در یک حادثه معین ملاحظه کرد، پس آنچه قبلاً در مورد کار برای ایجاد سرعت شهود بررسی کردیم، در واقع کار برای ایجاد ایده آن یا آمادگی برای آن است. پس آنچه از آن شکایت داریم فقط فقدان سرعت شهود نیست، بلکه آنچه از آن شکایت داریم عدم وجود ایده آن به طور کلی، و عدم وجود آمادگی برای آن است، پس کار برای ایجاد ایده آن و ایجاد آمادگی برای آن است، و پس از آن، این موضوع به ملاحظه و وقایع و حوادث و فرمول ها واگذار می شود تا باعث ایجاد آن شوند.
واقعیت آنچه واقعاً وجود دارد:
واقعیت وجود تفکر کند است، و این به تنهایی برای از بین بردن ایده سرعت شهود کافی نیست، بلکه باید ایده درس و بررسی به طور کلی از بین برود. پس خاک این است که روان برای درمان آماده باشد، و خطر بیماری را درک کند، و آب و هوا این است که یک نظر عمومی در این مورد وجود داشته باشد. پس موضوع در اساس خود نگاه به چیزهای زندگی است، پس اگر نگاه این باشد که هر چیزی نیاز به نظر و مطالعه و بررسی دارد، سرعت شهود، یعنی سرعت تفکر به هیچ وجه نمی تواند به وجود آید.
روان ها نباید از تفکر باز داشته شوند، بلکه باید به سمت سرعت تفکر هدایت شوند. پس اگر شرایط ایجاب می کند درس و بررسی لازم است، و اگر شرایط این را ایجاب می کند، نباید به درس و بررسی فکر کرد، بلکه به سرعت عمل از طریق سرعت شهود در ادراک منتقل می شود، بنابراین شرایط حاکم است.
باید در افراد باهوش عشق به سرعت در تفکر وجود داشته باشد، بلکه باید به سرعت در تفکر عادت کنند، و آنها به دلیل هوش خود تمایل به سرعت در تفکر و سرعت در قضاوت دارند. به آنها گفته می شود که هر فکری باید در آن سرعت وجود داشته باشد، آنها با آنها به طور ویژه رفتار می شود.
و خلاصه اینکه جامعه به طور کلی در نظر گرفته می شود و ایده درس و بررسی از آن گرفته می شود، و آن از طریق بیان مثال در هر چیزی که نیاز به درس و بررسی دارد و آنچه نیاز ندارد، و اگر این در یک چیز در دو حالت مختلف باشد بهتر است.