اظهارات ترامپ در مورد کوچاندن اهالی غزه، نظامهای مزدوری حاکم بر کشورهایمان را افشا میکند
خبر:
المصری الیوم در سایت خود در یکشنبه 2025/9/7م اعلام کرد که وزیر خارجه مصر تأکید کرده است که گذرگاه رفح مجرایی برای کوچاندن فلسطینیها نخواهد بود، بلکه نقش آن محدود به ورود افراد به غزه و کمکهای بشردوستانه و پزشکی است. وی گفت که اشغالگران پنج گذرگاه دیگر دارند که میتوانند در صورت اصرار بر کوچاندن، از آن استفاده کنند و باید مسئولیت قانونی و اخلاقی آن را بر عهده بگیرند. وی بار دیگر مخالفت مصر با سیاستهای توسعهطلبانه و استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح را اعلام کرد و بر ضرورت توقف فوری آتشبس و پذیرش پیشنهاد آمریکا برای توقف تجاوز تأکید کرد. وی اشاره کرد که تنها راه دستیابی به صلح، تشکیل کشور مستقل فلسطینی در مرزهای 1967 به پایتختی قدس شرقی است و کوچاندن را خط قرمز مصر، اردن و کشورهای عربی دانست و تأکید کرد که این مسئله خط فاصلی است که نباید از آن عبور کرد.
تبصره:
اظهارات بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر، زمانی که گفت: «کسانی که میخواهند مردم فلسطین را کوچ دهند، 5 گذرگاه دیگر دارند، اما مصر این مسئولیت تاریخی را بر عهده نخواهد گرفت»، جنجال گستردهای را برانگیخت. وزیر با این اظهارات میخواست مصر را به عنوان مخالف قاطع ایده کوچاندن از طریق خاک خود نشان دهد، اما بررسی دقیق واقعیت و ماهیت سیاستهای نظام مصر نشان میدهد که این مخالفت چیزی جز بخشی از مدیریت آمریکایی بحران نیست و بیانگر موضع اصولی یا تعهد قانونی و سیاسی در قبال مسئله فلسطین نیست.
از زمان آغاز جنگ اخیر علیه غزه، نقش مصر به عنوان شریک در محاصره، ممانعت از ورود سلاح، کنترل مرزها، و تأمین امنیت رژیم یهود از هرگونه تحرک احتمالی از سینا یا هر یک از مردم مصر، آشکار شد. مصر گذرگاه رفح را به طور واقعی برای عبور تدارکات غذایی یا پزشکی باز نکرد، مگر به میزانی که رژیم یهود و آمریکا اجازه میدادند، بلکه شاهد و شریک در گرسنگی دادن به اهالی غزه بود، تا جایی که آنها مجبور شدند غذای حیوانات را بخورند، در حالی که صدها کامیون در دروازه گذرگاه صف کشیدهاند و تنها با شرایط اشغالگران اجازه ورود به آنها داده میشود.
از این رو، امتناع نظام مصر از کوچاندن اهالی غزه از طریق گذرگاه رفح، دفاع از غزه نیست، بلکه به دلایل اساسی زیر است:
1- اراده آمریکا: آمریکا خواهان کوچاندن دستهجمعی نیست، زیرا این امر راه را برای فروپاشی کامل صحنه سیاسی در غزه و کرانه باختری باز میکند و مسئله را به یک بحران پناهندگی تبدیل میکند که کنترل آن دشوار است و این امر امنیت رژیم یهود را تهدید میکند. بنابراین، نظام مصر در چارچوب خطوط ترسیمشده توسط آمریکا حرکت میکند، نه در چارچوب یک تصمیم مستقل حاکمیتی.
2- ترس از مردم مصر: نظام میداند که ورود صدها هزار نفر از اهالی غزه که به مبارزه و جهاد پایبند هستند، یک وضعیت مقاومت زنده را به قلب مصریها منتقل میکند، که در حال حاضر از سرکوب اقتصادی و سیاسی رنج میبرند. این چیزی است که نظام از آن میترسد، زیرا میداند که اختلاط مجاهدان غزه با مردم مصر، روح جهاد علیه یهود را به آنها باز میگرداند.
3- ترس از رسوایی در برابر مردم: اگر نظام درها را برای کوچاندن باز میکرد، پس از آنکه نقش او در مشارکت در محاصره آشکار شد، به طور علنی در تحویل غزه به یهود شریک میشد. بنابراین، او پشت سخنان مخالفت با کوچاندن پنهان میشود، در حالی که به نقش خطرناکتر خود، یعنی ممانعت از هرگونه تحرک نظامی یا مردمی برای یاری غزه ادامه میدهد.
مسئله فلسطین با مرزهایی که استعمار ایجاد کرده است، و نه با گذرگاه رفح و نه با گذرگاههای اشغالگران، سنجیده نمیشود. سرزمین فلسطین، سرزمین اسلامی خراجی است که مسلمانان با خون خود آن را فتح کردهاند و متعلق به تمام امت است و نه فقط متعلق به اهالی فلسطین. شافعی رحمه الله گفت: «سرزمینی که به زور فتح شده است، متعلق به همه مسلمانان است». و ابن قدامه گفت: «زمین عنوه جایز نیست که تملک یا فروخته شود، زیرا وقف بر مسلمانان شده است». پس این امانتی بر گردن تمام امت است.
شرع بر مسلمانان واجب کرده است که از هر سرزمین اسلامی که مورد تهاجم قرار میگیرد، دفاع کنند و دفاع از آن را فرض عینی قرار داده است. نووی گفت: «اگر کفار وارد شهری از شهرهای مسلمانان شوند، جهاد بر هر فردی فرض عین میشود». و ماوردی تأکید کرد: «جهاد فرض کفایی است، و اگر کفار در سرزمینی فرود آیند، بر همگان فرض میشود». بنابراین، واجب بر مصر و ارتش آن، به دلیل نزدیکی و قدرت، این است که فوراً برای آزادسازی کامل فلسطین اقدام کنند، نه اینکه در مرزها بایستند و از یهود محافظت کنند، یا بر اهالی غزه در یک لقمه نان سخت بگیرند.
بحران فلسطین و همه بحرانهای امت، با غیاب دولت جامع، خلافت راشده دوم بر منهج نبوت، مرتبط است. اگر مسلمانان خلیفهای داشتند که ارتشها را به حرکت درآورد، همانطور که معتصم، صلاحالدین و محمد فاتح کردند، غزه محاصره نمیشد و قدس اشغال نمیشد. وظیفه امت امروز این است که برای برپایی خلافت تلاش کند، خلافت که صفوف مسلمانان را متحد میکند، تواناییهای آنها را بسیج میکند، سرزمین آنها را آزاد میکند و یاری فلسطین را به مسئلهای محوری تبدیل میکند که قابل مصالحه نیست.
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه مرکزی حزب التحریر
سعید فضل
عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر