وهم دولت فلسطین: نقاب غربی برای تثبیت کیان یهود
وهم دولت فلسطین: نقاب غربی برای تثبیت کیان یهود

خبر:

0:00 0:00
Speed:
September 22, 2025

وهم دولت فلسطین: نقاب غربی برای تثبیت کیان یهود

وهم دولت فلسطین: نقاب غربی برای تثبیت کیان یهود

خبر:

بریتانیا، استرالیا، کانادا و پرتغال دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسند و نتانیاهو تهدید به واکنش می‌کند. (الجزیره نت)

تحلیل:

بریتانیا مادر خبائث، دولتی است که شب و روز برای از بین بردن دولت خلافت عثمانی با ملی‌گرایان خائن عرب و ترک تلاش کرد. و آن دولتی است که کشورهای مسلمان را به کانتون‌ها تقسیم کرد و یهودیان را در فلسطین مستقر کرد و وعده‌ای ویژه به آنها داد که میهن قومی در آنجا به آنها بدهد. سپس شروع به کوچاندن یهودیان از سراسر جهان با کشتی‌ها به آنجا کرد و برای آنها تبلیغ کرد و آنها را به خیرات موجود در سرزمین فلسطین امیدوار کرد و این تبلیغات را با این شعار همراه کرد که "سرزمینی بدون مردم وجود دارد و شما مردمی بدون سرزمین هستید".

این دولت استعمارگر از تقسیم سرزمین‌های خلافت عثمانی به دولت‌های کوچک قومی و ملی، ایجاد موانع و واقعیتی محافظت شده توسط قانون بین‌المللی و نظام بین‌المللی را می‌خواست، تا مانع وحدت امت و وحدت سرزمین‌های آن و مانع ایجاد مجدد دولت اسلامی شود. و برای تحقق و تثبیت این اهداف، فلسطین را به یهودیان داد تا در آنجا دولتی برپا کنند که مفهوم درگیری و تفرقه در منطقه را تثبیت کند و فتنه‌ها را در آن برانگیزد. تا چشمان مراقبی برای غرب و پایگاهی پیشرفته و سرنیزه‌ای برای آنها باشد که در ازای حمایت و امداد بی وقفه و برتری بی نظیر، ضربات را از طرف غرب دریافت کند.

این وظیفه کیان یهود از بدو تأسیس به بهترین شکل انجام شده است، زیرا به آن چراغ سبز غربی برای کشتار، تخریب و کوچ اجباری داده شده است و فتنه‌ها را در منطقه برمی‌انگیزد. و تا بتواند وظیفه خود را انجام دهد، تمام امکانات مورد نیاز در اختیارش قرار گرفته و مراکز مطالعات استراتژیک برای تامین تمام اطلاعات مورد نیاز آن به کار گرفته شده‌اند و دانشگاه‌های غرب برای سرمایه‌گذاری با آن، به ویژه در زمینه‌های تحقیقات علمی، به کار گرفته شده‌اند.

بریتانیایی که کیان یهود را ایجاد و حمایت کرده و از نظر مالی، تسلیحاتی، مزدور و دروغگو از آن حمایت کرده است، نمی‌تواند به پروژه‌ای برای آسیب رساندن به آن اقدام کند و مخالفت و فشارهای آمریکا تنها برای فریب افکار عمومی است. پروژه دو دولت، پروژه آمریکایی است که هدف آن تثبیت کیان یهود در منطقه و مشروعیت بخشیدن به وجود آن از طریق به رسمیت شناختن آن به عنوان یک واقعیت قانونی، تاریخی و جغرافیایی و ترغیب کشورها به به رسمیت شناختن آن از طریق ایجاد یک دولت فلسطینی در راهروهای سازمان ملل و روی کاغذ است. آمریکا از راه حل دو دولتی حمایت و به آن دعوت می‌کند که مفهوم فلسطین سرزمین موعود و میهن قومی یهودیان است را تثبیت می‌کند و همه کشورها باید به آن اقرار و اعتراف کنند. و از طریق راه حل دو دولتی، به رسمیت شناختن کیان یهود به عنوان واقعیتی که نباید از آن چشم پوشی کرد و به آن تعرض کرد، بلکه باید از آن دفاع کرد، تثبیت می‌شود. و پروژه دولت فلسطین در راهروهای سازمان ملل و روی کاغذ است نه در واقعیت، اگر این به رسمیت شناخته شود، واقعیت دولت یهود در واقعیت محقق می‌شود و دیگر هیچ دلیلی برای کسی باقی نمی‌ماند که پل‌های همکاری، تعامل و به رسمیت شناختن این کیان تغییر شکل یافته را ایجاد نکند. و چشم پوشی از سرزمین فلسطین به یهودیان، هرگز برای هیچ مسلمانی جایز نیست.

اما دولت فلسطین که کشورهای غربی برای به رسمیت شناختن آن با هم رقابت می‌کنند، از عجیب‌ترین چیزهایی است که می‌توان شنید، چگونه می‌توان دولتی را در هوا به رسمیت شناخت که هیچ واقعیتی در زمین ندارد؟!

این از عجایب و غرایب است، اما دیدگاه آمریکا به شرح زیر است: ابتدا به رسمیت شناختن، سپس جستجوی مکان آن، مساحت آن چقدر است، وظیفه آن چیست، امکانات آن چیست، و شرایطی که باید به آن پایبند باشد، و کارهایی که پس از آن انجام می‌دهد که نباید انجام دهد و کارهایی که حق انجام آن را دارد... همه اینها کاملاً با مفهوم ایجاد دولت فلسطین در واقعیت در تضاد است و منطقه را با این پروژه ژلاتینی غیرقابل تصور مشغول می‌کند. و ممکن است ده‌ها سال طول بکشد، با این فرض که کل جهان این دولت تغییر شکل یافته را به رسمیت بشناسند، حتی در منطقه اریحا، همانطور که یاسر عرفات گفت، و این همچنین ضربه‌ای به پروژه گسترش یهود در منطقه است. بنابراین، هیچ خیری از به رسمیت شناختن این دولت کاغذی توسط بریتانیا، پرتغال، فرانسه و آلمان و آمریکا در پشت سر آنها انتظار نمی‌رود، بلکه مانند سم در چربی است. به رسمیت شناختن کیان یهود و چشم پوشی از سرزمین فلسطین یا هر بخشی از آن، خیانت بزرگی به خدا، رسولش، مومنان و کتاب خدا و سنت رسول اکرم ﷺ است.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

سالم ابوسبیتان

More from null

آتش‌بس در غزه پوششی برای ایجاد واقعیت جدید با خون و آوار است

آتش‌بس در غزه پوششی برای ایجاد واقعیت جدید با خون و آوار است

خبر:

تحقیقات الجزیره بر اساس تجزیه و تحلیل تصاویر ماهواره ای نشان داد که اشغالگران در غزه از 10 تا 30 اکتبر گذشته الگوهای تخریب سیستماتیک را دنبال کرده اند.

خبرگزاری "سند" برای راستی آزمایی اخبار در شبکه الجزیره، عملیات تخریب، مهندسی تخریب و بمباران هوایی سنگین انجام شده توسط اشغالگران در داخل نوار غزه را از زمان اجرای توافق آتش بس رصد کرده است. (الجزیره نت)

نظر:

پس از اعلام آتش بس مملو از مین در نوار غزه با حمایت ترامپ و با توافق برخی کشورهای عربی، مشخص بود که این آتش بس به نفع رژیم یهودی منعقد شده است. بر اساس تحلیل تصاویر ماهواره ای و گزارش های خبری جدید، ارتش یهود هزاران ساختمان در غزه، به ویژه در الشجاعیه و خان یونس در مناطق تحت کنترل خود و همچنین رفح و مناطق واقع در شرق آن را که شاهد عملیات تخریب گسترده بوده است، منفجر کرده است.

تخریب همه جانبه در غزه تصادفی نیست، بلکه اهداف استراتژیک بلندمدتی را در بر دارد، مانند تخریب محیط حامی مقاومت. خالی کردن غزه از زیرساخت ها، مدارس و مسکن، سازماندهی مجدد یا بازسازی توانایی ها را برای مقاومت دشوار می کند. این یک بازدارندگی طولانی مدت از طریق تخریب پتانسیل ها و تحمیل یک واقعیت جدید است که غزه را تحلیل می برد و آن را از نظر اقتصادی فلج و غیرقابل سکونت می کند، که راه را برای پذیرش هرگونه راه حل سیاسی یا امنیتی یا حتی پذیرش ایده کوچ اجباری هموار می کند، زیرا ترک غزه به صورت آوار، بازسازی را به تنهایی برای مردم آن دشوار می کند، بلکه کشورها و سازمان ها با شرایط سیاسی مداخله خواهند کرد و اشغالگران می دانند که چه کسی بازسازی کند، تصمیم گیرنده است. تخریب امروز در ازای کنترل سیاسی فردا!

در واقع، توصیف توافق آتش بس در غزه به عنوان "مملو از مین" بیهوده نبود، زیرا این آتش بس جزئی بود و اهداف نظامی ادعایی از آن مستثنی بودند و به یهودیان اجازه می داد تا به بهانه های امنیتی به حملات و تخریب ادامه دهند. همچنین این توافق توسط بزرگترین کشور حامی رژیم بدون تضمین های بین المللی قوی منعقد شده است، که آن را شکننده و مستعد نقض می کند، به ویژه با عدم وجود پاسخگویی بین المللی، که رژیم یهودی را فراتر از پاسخگویی قرار می دهد.

تا کی ملتی ساکت، مطیع و تماشاگر مردمی مستضعف، خسته، سرگردان و گرسنه خواهیم ماند؟! و بالاتر از همه، همیشه مباح است؟! بیایید همه ما صلاح الدین ایوبی باشیم، زیرا غزه امروز به امت یادآوری می کند که صلاح الدین فقط یک فرد شجاع نبود، بلکه رهبری در دولتی بود که پروژه ای را حمل می کرد و ارتشی داشت و ملتی واحد پشت سر او بود. بنابراین، دعوت به اینکه صلاح الدین باشیم به معنای قهرمانی فردی نیست، بلکه به معنای تلاش برای ایجاد دولتی است که همه فرزندان امت را سربازانی در یک صف زیر یک پرچم قرار دهد.

خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ﴾.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

منال ام عبیده

عبدالملک الحوثی از مال خودش و مال پدرش تبرع نمی کند!

عبدالملک الحوثی از مال خودش و مال پدرش تبرع نمی کند!

خبر:

شبکه یمن صنعا شامگاه چهارشنبه 2025/11/12 برنامه بشردوستانه "وطنم" را پخش کرد و در بخش "ما با شما هستیم" وضعیت زنی را بررسی کرد که به یک بیماری نادر مبتلا شده و نیاز به سفر به هند با هزینه 80 هزار دلار دارد، جایی که مبلغ 70 هزار دلار از انجمن ها و خیرین جمع آوری شد، اما مجری برنامه در ستایش آخرین اهدا کننده مبلغ ده هزار دلار زیاده روی کرد تا مشخص شود که او عبدالملک الحوثی است و از نقش مکرر او در حمایت از موارد انسانی که در برنامه ظاهر می شوند، تمجید کرد.

تفسیر:

حاکم در اسلام مسئولیت بزرگی دارد و آن رسیدگی به امور مردم از طریق هزینه کردن برای آنچه به نفع آنهاست و فراهم کردن هر آنچه آسایش آنها را تامین می کند، است. او در اصل خدمتگزار آنهاست و تا زمانی که از وضعیت آنها مطمئن نشود، زندگی برایش گوارا نیست. این وظیفه نه منت است و نه تفضل، بلکه یک وظیفه شرعی است که اسلام او را به آن ملزم کرده است و اگر در آن کوتاهی کند، مقصر محسوب می شود و اسلام بر امت واجب کرده است که در صورت کوتاهی او را بازخواست کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «فَالْإِمَامُ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»، بنابراین سطحی نگری است که از توجه حاکمان یا دولت به برخی از نیازها خوشحال شویم و آن را یک عمل انسانی بنامیم، در حالی که در اصل یک عمل سرپرستی واجب است.

یکی از خطرناک ترین مفاهیمی که سرمایه داری و حکومت آن در جهان تثبیت کرده است، شانه خالی کردن دولت از سرپرستی و واگذاری سرپرستی مردم به موسسات و انجمن های خیریه است که توسط افراد یا گروه ها اداره می شوند و مردم بیشتر برای کمک و رفع نیازهای خود به آنها مراجعه می کنند. ایده انجمن ها برای اولین بار در اروپا در طول جنگ های جهانی ظاهر شد، جایی که بسیاری از خانواده ها سرپرستان خود را از دست دادند و به سرپرست نیاز داشتند و دولت بر اساس نظام سرمایه داری دموکراتیک، سرپرست امور نیست، بلکه فقط حافظ آزادی هاست. ثروتمندان از قیام فقرا علیه آنها ترسیدند و این انجمن ها را ایجاد کردند.

اسلام وجود سلطان را برای رسیدگی به امور امت واجب کرده است تا حقوق شرعی آنها را حفظ کند و نیازهای اساسی شش گانه آنها را که باید برای افراد و جامعه تامین شود، برآورده سازد. خورد و خوراک، پوشاک و مسکن باید توسط دولت برای همه افراد رعیت، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، تامین شود و امنیت، درمان و آموزش توسط دولت به صورت رایگان برای همه تامین می شود. مردی نزد خلیفه مسلمانان عمر بن خطاب رضی الله عنه آمد و همسر و شش دخترش را همراه داشت و گفت: (ای عمر، اینها شش دختر و مادرشان هستند، به آنها غذا بده و آنها را بپوشان و برای آنها در این زمان پناه باش) عمر گفت: (اگر این کار را نکنم چه؟!) اعرابی گفت: (می روم) عمر گفت: (اگر بروی چه؟) گفت: (در مورد وضعیت آنها در روز قیامت از تو سوال می شود، کسی که بین دستان خدا می ایستد یا به سوی آتش یا به سوی بهشت)، عمر گفت: (این امت تا زمانی که امثال اینها در آن باشند، ضایع نخواهد شد).

ای مسلمانان: این تخیل نیست، بلکه اسلامی است که سرپرستی را برای هر فرد از رعیت بر خلیفه مسلمانان واجب کرده است. رسول خدا ﷺ فرمود: «فَالْإِمَامُ رَاعٍ وَهُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»، بنابراین ما باید این احکام را دوباره برقرار کنیم و آنها را به مرحله اجرا درآوریم. خداوند متعال فرمود: ﴿إِنَّ اللهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ﴾ آنچه حال ما را به سوی عدل و رفاه تغییر می دهد، اسلام است.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

صادق الصراری