حقوق مشروع ضایع شده در سایه نظام‌های جور و چگونه دولت خلافت راشده آن را تضمین می‌کند
حقوق مشروع ضایع شده در سایه نظام‌های جور و چگونه دولت خلافت راشده آن را تضمین می‌کند

در سایه نظام‌های وضعی و قوانین وارداتی، بسیاری از حقوق مشروعی که اسلام تضمین کرده است، از بین می‌رود و نمی‌توان عدالت کامل را جز در سایه دولت خلافت راشده بر منهج نبوت که شریعت اسلامی را با تمام جزئیاتش تطبیق می‌کند، بازگرداند و تحقق بخشید. در زیر، بیانیه‌ای از مهم‌ترین این حقوق از دست رفته و نحوه تضمین آنها توسط خلافت آمده است.

0:00 0:00
Speed:
July 30, 2025

حقوق مشروع ضایع شده در سایه نظام‌های جور و چگونه دولت خلافت راشده آن را تضمین می‌کند

حقوق مشروع ضایع شده در سایه نظام‌های جور

و چگونه دولت خلافت راشده آن را تضمین می‌کند

در سایه نظام‌های وضعی و قوانین وارداتی، بسیاری از حقوق مشروعی که اسلام تضمین کرده است، از بین می‌رود و نمی‌توان عدالت کامل را جز در سایه دولت خلافت راشده بر منهج نبوت که شریعت اسلامی را با تمام جزئیاتش تطبیق می‌کند، بازگرداند و تحقق بخشید. در زیر، بیانیه‌ای از مهم‌ترین این حقوق از دست رفته و نحوه تضمین آنها توسط خلافت آمده است:

1- حقوق سیاسی و عدالت در حکومت

در نظام‌های وضعی:

نخبگان حاکم بر قدرت مسلط می‌شوند، و مردم از انتخاب حاکمان خود با شوری مشروع محروم می‌شوند، دیکتاتوری و فساد گسترش می‌یابد، و مردم در قضاوت و دادگاه‌ها مورد ظلم قرار می‌گیرند.

در دولت خلافت:

حاکم با بیعت مشروع بر اساس حکم کتاب و سنت انتخاب می‌شود، و تحت حسابرسی قرار می‌گیرد، و با عدالت بدون طرفداری حکومت می‌کند، همانطور که عمر بن خطاب گفت: "کی مردم را به بردگی گرفتید در حالی که مادرانشان آنها را آزاد به دنیا آورده‌اند؟"

2- حقوق اقتصادی و مالی:

در نظام‌های وضعی: ربا و احتکار گسترش می‌یابد، و کارگران و کشاورزان مورد ظلم قرار می‌گیرند، ثروت‌های امت به نفع گروه کوچکی غارت می‌شود، در حالی که بیشتر مردم در فقر زندگی می‌کنند.

در دولت خلافت: تحریم ربا و احتکار، و تطبیق یکی از دلایل تملک و چگونگی آن، و بیان چگونگی تصرف در مال، و چگونگی رشد و تقسیم مالکیت‌ها به سه ملکیت عام، ملکیت دولت و ملکیت خاص، وضوح زکات و غنائم و فیء برای تضمین توزیع عادلانه ثروت، تحریم مالیات‌های دائمی که بدون حق گرفته می‌شود و تحریم گمرک‌هایی که از اتباع دولت خلافت گرفته می‌شود.

3- حقوق زن و خانواده

در نظام‌های وضعی: حقوق همسران در نفقه و مسکن نقض می‌شود، و حقوق زنان مطلقه و کودکان از بین می‌رود، "ازدواج‌های توریستی" که در آن زنان مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند، گسترش می‌یابد، همانطور که در مورد ازدواج غیر مستند که زن را از حقوقش محروم می‌کند و با زن به عنوان یک کالا رفتار می‌شود.

در دولت خلافت: زن به عنوان مادر و خواهر و صاحب خانه و ناموسی که باید محافظت شود، در نظر گرفته می‌شود، و حقوق زن در عده و میراث حفظ می‌شود.

زندگی زناشویی زندگی اطمینان است، و معاشرت زوجین معاشرت همراهی است. و قوامت شوهر بر زن قوامت مراقبت است نه قوامت حکومت و طاعت بر او فرض شده است، و نفقه او بر او فرض شده است بر حسب معروف برای مثل او.

4- حقوق امنیتی:

در نظام‌های وضعی: بازداشت‌های خودسرانه و شکنجه گسترش می‌یابد، همانطور که در زندان‌های نظام‌های سرکوبگر در کشورهای مسلمان و دهان‌ها بسته می‌شود، مردم با قوانین وضعی غیر عادلانه محاکمه می‌شوند، بلکه مردم بدون محاکمه زندانی می‌شوند و حتی با قوانین وضعی خودشان هم مخالف است.

در دولت خلافت: اصل برائت ذمه است، و هیچ کس جز با حکم دادگاه مجازات نمی‌شود، و شکنجه هیچ کس مطلقاً جایز نیست، و هر کس این کار را انجام دهد مجازات می‌شود.

5- حقوق آموزشی:

در نظام‌های وضعی: آموزش شرعی نادیده گرفته می‌شود، و برنامه‌های درسی سکولار که جوانان را از دین خود دور می‌کند، تحمیل می‌شود، فتنه‌های اخلاقی و رسانه‌های فاسد گسترش می‌یابد، برنامه‌های درسی شخصیت غرب کافر را به عنوان الگو قرار می‌دهد.

در دولت خلافت: اساسی که برنامه آموزشی بر آن استوار است، عقیده اسلامی است، بنابراین مواد درسی و روش‌های تدریس همگی به گونه‌ای قرار داده می‌شوند که هیچ خروجی در آموزش از این اساس رخ ندهد.

سیاست آموزشی در دولت خلافت تشکیل ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی است، بنابراین تمام مواد درسی که قرار است تدریس شود بر اساس این سیاست قرار داده می‌شود.

هدف از آموزش در دولت خلافت ایجاد شخصیت اسلامی و تجهیز مردم به علوم و معارف مربوط به امور زندگی است. بنابراین روش‌های آموزش را به گونه‌ای قرار می‌دهد که این هدف را محقق کند و از هر روشی که به غیر از این هدف منجر شود، جلوگیری می‌کند.

خلاصه: چرا این حقوق جز در خلافت محقق نمی‌شود؟ زیرا نظام‌های وضعی:

منافع حاکمان و منافع کشورهای بزرگی که حاکمان مزدور در کشورهای مسلمان به آنها وفادار هستند را بر منافع امت مقدم می‌دارند، و از قوانین وارداتی که با شریعت مخالف است و فاقد عدالتی است که حاکمان راشد آن را اجرا می‌کنند، پیروی می‌کنند.

اما دولت خلافت: با کتاب و سنت حکومت می‌کند، حقوق را به صاحبانش باز می‌گرداند، عدالتی را که خداوند به مؤمنان وعده داده است محقق می‌کند: ﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ﴾.

پس خدایا حق را به ما حق بنمایان و پیروی از آن را نصیب ما کن، و باطل را به ما باطل بنمایان و دوری از آن را نصیب ما کن، و ما را بر حق ثابت قدم بدار و چشمان ما را به دولت حق و عدل دولت خلافت راشده روشن کن.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

فادی السلمی – ولایت یمن

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.