نسل کشی سودان: نقش عمر البشیر
(مترجم)
در حالی که جهان چیزهای زیادی در مورد نسل کشی که مردم ما در فلسطین از آن رنج می برند می داند، آنچه در مورد رنج مردم سودان در هجده ماه گذشته از نسل کشی خاموش شناخته شده یا در گردش است، بسیار کمتر است. این فاجعه جان بیش از 15000 نفر را گرفته، بیش از 10 میلیون نفر را آواره کرده و نیمی از جمعیت - 25 میلیون نفر - را با ناامنی غذایی و گرسنگی روبرو کرده است.
چیزی که در مورد آن زیاد شناخته نشده این است که این نسل کشی از درگیری مداوم بین نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع شبه نظامی ناشی می شود. با این حال، مشکلات سودان از سال 2023 شروع نشد، بلکه از سال 1956، زمانی که این کشور استقلال خود را از حکومت بریتانیا و مصر به دست آورد. از آن زمان، سودان شاهد هفت کودتای نظامی بوده است که مهمترین آنها کودتای سال 1989 بود که عمر البشیر را به قدرت رساند، که به مدت سه دهه به عنوان یک دیکتاتور حکومت کرد.
پس از 30 سال بی عدالتی، مردم سودان سرانجام موفق شدند البشیر را عزل کنند و آزادی جدید خود را جشن گرفتند. آزادی ای که به زودی توسط عبدالفتاح البرهان، فرمانده نیروهای مسلح سودان، و محمد حمدان دقلو، معروف به حمیدتی، فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع، از آنها گرفته شد. این دو مرد در دوران حکومت البشیر نفوذ و ثروت زیادی به دست آوردند.
قبل از کودتای سال 1989 که عمر البشیر را به حاکم سودان تبدیل کرد، این کشور در دومین جنگ داخلی خود با ارتش آزادیبخش خلق سودان به رهبری جان قرنق غرق شده بود. قرنق اغلب به عنوان عامل آمریکا متهم می شود که به دنبال منافع خود برای تقسیم سودان برای دستیابی به منافع استراتژیک و اقتصادی است. این تلاش ها با توافقنامه نیواشا در سال 2005 به اوج خود رسید که توسط البشیر و قرنق امضا شد و راه را برای استقلال سودان جنوبی هموار کرد.
شایان ذکر است که سودان جنوبی دارای ذخایر نفتی عظیمی است، که ایالات متحده را بر آن داشت تا بیش از 1.2 میلیارد دلار در این کشور نوظهور تحت شعارهای "ایجاد صلح" و "حکومت داری خوب" سرمایه گذاری کند، در حالی که با چین برای سلطه منطقه ای رقابت می کرد.
در همین حال، اقتصاد سودان در حال فروپاشی بود. نخست وزیر سابق صادق المهدی حمایت مردمی را از دست داد، زیرا مردم با قحطی، آوارگی و بحران بدهی های داخلی و تورم شدید بیش از 70 درصد روبرو بودند که همه آنها با فروپاشی ارز تشدید شد و مردم را قادر به پرداخت هزینه های ضروری اولیه نمی کرد.
این شرایط زمینه را برای البشیر فراهم کرد - با حمایت جبهه اسلامی ملی، که با عربستان سعودی و ایالات متحده علیه اتحاد جماهیر شوروی متحد شد؛ برای انجام یک کودتای مسالمت آمیز در 30 ژوئن 1989. البشیر پس از به دست گرفتن قدرت، پارلمان را منحل کرد، خود را رئیس دولت، نخست وزیر و وزیر دفاع اعلام کرد و احکام سختگیرانه "شریعت اسلامی" را تحمیل کرد.
البشیر به عنوان رهبر جدید، به سرعت خود را با محافظان وفادار احاطه کرد که برجسته ترین آنها نیروهای مسلح سودان بودند، که عبدالفتاح البرهان در آن به عنوان بازرس کل ارتقا یافت. نقش البرهان تضمین امنیت البشیر و سرکوب هرگونه مخالفت بود.
علی رغم وعده رفاه، دولت البشیر به سرعت به سرکوب اقلیت ها پرداخت. دهه 1990، که اغلب "سال های ترور" نامیده می شود، شاهد ظهور خانه های ارواح بود. مراکز بازداشت مخفیانه که در آن مخالفان، از جمله روشنفکران، کمونیست ها و افسران ارتش شکنجه می شدند. شلاق زدن و اعدام های عمومی نیز آغاز شد، از جمله اعدام سه مرد به دلیل داشتن دلار آمریکا، که موجی از ترس را در بین مردم برانگیخت.
البشیر همچنین تفسیرهای سختگیرانه ای از شریعت اسلامی را تحمیل کرد، مانند قطع دست دزد، حتی زمانی که دزدی ناشی از گرسنگی یا فقر بود. با این حال، طبق فقه صحیح اسلامی، این مجازات ها در زمان قحطی یا سختی معلق می شوند، همانطور که خلیفه عمر بن الخطاب این را نشان داد، که از اجرای این مجازات در زمان قحطی خودداری کرد. در همین حال، البشیر و رژیمش میلیاردها دلار اختلاس کردند، به طوری که پس از برکناری او در سال 2019، 90 میلیون دلار در خانه اش پیدا شد، که بر اعمال گزینشی او از شریعت اسلامی تأکید می کند.
علی رغم روش های وحشیانه او، جنگ های داخلی و شورش ها آغاز شد. در سودان جنوبی، جنگ داخلی دوم بین دولت سودان و ارتش آزادیبخش خلق سودان آغاز شد و بیش از دو میلیون کشته برجای گذاشت که بیشتر آنها غیرنظامی بودند. نیروهای مسلح سودان این جنگ را تا حد زیادی انجام دادند و البرهان نقش اصلی را در عملیات نظامی ایفا کرد.
در همین حال، در غرب سودان، منطقه دارفور که مدت ها مورد غفلت خارطوم قرار گرفته بود، شورش کرد. البشیر به جای استقرار نیروهای مسلح سودان، شبه نظامیان جنجوید، از جمله حمیدتی را اجیر کرد تا قیام را به طرز وحشیانه ای سرکوب کنند. این آغاز نسل کشی در دارفور بود.
شبه نظامیان جنجوید، که به بی رحمی معروف بودند، یک کمپین پاکسازی قومی را به راه انداختند. بیش از 300000 نفر کشته شدند، 2.5 میلیون نفر آواره شدند، زنان مورد تجاوز قرار گرفتند، مردان اعدام شدند و کودکان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. حمیدتی و نیروهایش از طریق معادن طلا در دارفور جبران خسارت شدند، که آواره کردن ساکنان محلی را نه تنها یک هدف نظامی، بلکه یک هدف اقتصادی نیز قرار داد. "پاداش" آنها برای این نسل کشی چیست؟ به رسمیت شناختن رسمی از سوی دولت سودان، و تغییر نام آن به نیروهای پشتیبانی سریع!
در حالی که البشیر خود را ثروتمند می کرد و جشن می گرفت، مردم همچنان گرسنه بودند و اقتصاد متلاشی می شد. با استقلال سودان جنوبی، سودان بیشتر ثروت نفتی خود را از دست داد. بررسی بودجه ملی نشان داد که 70 درصد از هزینه ها به ارتش می رود و چیز زیادی برای مراقبت های بهداشتی، آموزش یا امنیت غذایی باقی نمی ماند.
اگر به اینها دهه ها فساد، ثروت های دزدیده شده، بدهی های متورم و تورم فلج کننده را اضافه کنیم، مردم سودان رها شدند تا کابوسی سه دهه ای را تحمل کنند. اما به محض اینکه فکر کردند همه چیز تمام شده است، و پس از برکناری البشیر، امیدی ظاهر شد، پیروانش برای پر کردن این خلاء مداخله کردند. البرهان و حمیدتی، دو مردی که حکومت او به آنها قدرت داد، و اکنون در حالی که سودان خونریزی می کند، علیه یکدیگر جنگ می کنند.
#أزمة_السودان #SudanCrisis
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر
امة الله حشمی