خلافت وعده خداوند است که نه غیاب آن را خاموش میکند و نه طغیان آن را تعطیل میکند
در دورانی که بحرانها فزونی مییابند و امت بین نظامها و قوانین موضوعه از هم میپاشد، این سؤال اساسی مطرح میشود: آیا راه برونرفتی واقعی از این واقعیت وجود دارد؟ پاسخ برای هر کسی که صادقانه تأمل کند روشن است: اینکه خلافت تنها راه حل است.
خلافت بر منهج نبوت صرفاً یک شعار یا ایده خیالی نیست؛ بلکه یک پروژه سیاسی شرعی کامل است که مبتنی بر این است که حاکمیت از آنِ خداوند یکتاست و منبع قانونگذاری وحی است نه هوس بشر یا منافع بینالمللی. این همان چیزی است که وحدت سیاسی و شرعی را به امت بازمیگرداند و آن را از مجموعهای از کشورهای پراکنده و تحت سلطه به موجودیتی صاحب تصمیم تبدیل میکند که قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را تحت یک سند شرعی واحد به حرکت درمیآورد که شریعت خدا را در همه زمینهها حاکم میکند. در این چارچوب، مسائل معاصر از وابستگی بینالمللی گرفته تا انحرافات اجتماعی و اقتصادی به عنوان نتایج طبیعی غیاب یک قدرت شرعی فراگیر خوانده میشوند. این یک نظام حکومتی واقعی، ربانی و فراگیر برای همه جنبههای زندگی است. چگونه؟
اولاً: با اجرای کامل شریعت
خلافت دولت را ملزم میکند که شریعت خدا را در همه زمینهها حاکم کند: سیاست، اقتصاد، قضا، خانواده، آموزش و رسانه. پس جایی برای تناقض بین دین و زندگی وجود ندارد، بلکه دولت بر اساس عدالت ربانی بنا میشود نه بر اساس هوسهای بشر، و عدالت و ثبات از طریق یک منظومه الهی یکپارچه محقق میشود.
ثانیاً: وحدت امت اسلامی
خلافت مرزهای مصنوعی را که مسلمانان را از هم جدا کرده است لغو میکند و آنها را به یک پیکر واحد زیر یک پرچم واحد بازمیگرداند. در این هنگام، حالت ضعف و از هم گسیختگی پایان مییابد و امت به یک قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی ترسناک تبدیل میشود که نه شوکتش در هم میشکند و نه به آن دیکته میشود.
ثالثاً: با استقلال از سلطه غرب
خلافت از تسلیم شدن به مؤسسات بینالمللی مانند سازمان ملل متحد و صندوق بینالمللی پول امتناع میکند و روابط بینالمللی را بر اساس حاکمیت و کرامت اسلامی بازتعریف میکند. نه وابستگی و نه دیکته، بلکه برخوردی برابر بر اساس این اصل: «الْإِسْلَامُ یَعْلُوَ، وَلَا یُعْلَى عَلَیْهِ».
رابعاً: با عدالت اقتصادی واقعی
در سایه خلافت، ربا حرام میشود، انحصار منع میشود و ثروتها به عدالت توزیع میشوند، بنابراین حقوق اساسی مردم تضمین میشود: مسکن، آموزش، بهداشت، غذا و امنیت. این سامانهای است که کرامت انسان را حفظ میکند و تعادل را برقرار میکند، نه آنطور که امروز میبینیم از شکافهای طبقاتی سخت و نظام سرمایهداری که به ضعیفان رحم نمیکند.
خامساً: با یاری مظلومان و حمل دعوت به جهان
خلافت بر خود متمرکز نمیشود، بلکه برای یاری مسلمانان در همه جا حرکت میکند و پیام اسلام را به عنوان دعوت، عدالت و رحمت به جهان حمل میکند. این یک الگوی تمدنی منحصربهفرد است که به دنبال سلطه نیست، بلکه به دنبال بیرون آوردن بشر از بندگی بشر به بندگی پروردگار بشر است.
ششم: با ریشهدار کردن ارزشهای اسلامی
خلافت از طریق آموزش و رسانه، نسلهای مؤمن و آگاه را پرورش میدهد که هویت خود را میدانند و به دین خود افتخار میکنند، نه در جریانهای غرب حل میشوند و نه مجذوب زرق و برق تمدن مادی میشوند. به این ترتیب، خانواده و جامعه از فروپاشی اخلاقی حفظ میشوند و هویت اسلامی قوی و استوار باقی میماند.
خلافت یک نظام دینی نیست، بلکه یک نظام حکومت ربانی است، یک نظام سیاسی عملی است که مبتنی بر وحی است و هدف آن تحقق عدالت، کرامت و وحدت است و حاکم را در برابر خدا و امت مسئول میکند. در سایه آن، بزرگ و کوچک مورد حسابرسی قرار میگیرند و هیچ کس مصونیت ندارد، زیرا حاکمیت در آن از آنِ شریعت است نه اشخاص.
در مقابل: امروزه ما در سایه دموکراسی غربی و سرمایهداری زندگی میکنیم، جایی که قوانین ساخت بشر هستند و بر اساس منافع و فشارهای سیاسی تغییر میکنند. نه یک امت واحد، بلکه دولتهای ملی که تفرقه و وفاداری (به وطن) را به جای وفاداری به دین تقویت میکنند. پارلمانها و احزاب با منافع اداره میشوند و سرمایه یا ارتش بر آنها تسلط دارند. اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و ربا است و فقرا به حال خود رها میشوند. اما سیاست خارجی در گرو غرب است، موجودیت یهود را به رسمیت میشناسد و از نظر امنیتی با آن هماهنگ است. و نظام اجتماعی تا حدی پیش رفته است که انحراف را قانونی میکند: ازدواج مدنی، برابری در ارث، منع تعدد زوجات... تا جایی که خانوادهها از هم پاشیده و سرپرستی از بین رفته است. در حالی که خلافت با قانونی که خانواده را حفظ میکند و هر صاحب حقی را در حق خود در یک نظام عادلانه که در آن هوس و استبداد وجود ندارد، قرار میدهد، معنای شرعی سرپرستی را بازمیگرداند. و با استقرار این نظام، دلایل از هم گسیختگی از بین میرود: غیاب شریعت، از بین رفتن هویت و فشار اقتصادی، بنابراین خانواده به یک دژ محکم و پایهای برای احیای امت بازمیگردد.
آغاز مجدد زندگی اسلامی با برپایی خلافت بر منهج نبوت، عدالت را بین مردم برقرار میکند و برای رضایت خداوند تلاش میکند، در حالی که نظامهای موجود با منفعت، نفوذ و سلطه اداره میشوند و فقر، جنگ و فساد را به ارمغان آوردهاند. پس منتظر چه هستیم؟
خلافت رؤیایی از گذشته نیست، بلکه یک فریضه ربانی و یک وظیفه شرعی بر امت است که برای آن تلاش کند همانطور که برای نماز و روزهاش تلاش میکند. این وعده خداوند به جانشینی است و تنها با آن است که امت عزت و کرامت خود را بازمییابد و پس از سرگردانی و گمراهی طولانی برای رهبری جهان برمیخیزد.
بشریت بین نظامهای موضوعه فاسدی که مردم را به فقر، جنگ و انحلال کشاندهاند، سرگردان شده است و هیچ چیز جز یک نظام از سوی خدا نمیتواند آن را برپا کند، نظامی که انسان را از بندگی بشر آزاد میکند.
و زمان آن فرا رسیده است که امت درک کند که مشکلش در اشخاص نیست و نه در دولتهای پیدرپی، بلکه در خودِ نظامی است که شریعت خدا را از حکومت کنار میگذارد و هوسها و منافع را جایگزین وحی میکند. بنابراین، برپایی خلافت یک تجمل فکری نیست، بلکه یک مسئله سرنوشت برای کل امت و یک وظیفه است که آزادگان را به حرکت درمیآورد تا حاکمیت اسلام را به زمین بازگردانند.
ای امت محمد ﷺ، منتظر معجزه نباشید، بلکه آن را با اطاعت از خدا و عمل برای برپایی خلافت بر منهج نبوت بسازید، زیرا این وعده پروردگارتان است و تنها با آن است که حاکمیت به شریعت و عزت به مسلمانان بازمیگردد. هیچ نجاتی برای امت وجود ندارد مگر با شکستن زنجیرها و سرنگونی نظامهای خیانت و از سرگیری زندگی اسلامی با برپایی خلافت بر منهج نبوت. تمام عزت در حاکم کردن شریعت خداست و هر کس آن را در غیر آن بجوید، خداوند او را خوار میکند. زمان آن فرا رسیده است که امت درک کند که مشکلش در اشخاص نیست، بلکه در خودِ نظام است و راه برونرفت با خلیفهای آغاز میشود که از هیچ کس جز خدا نمیترسد.
و در پایان، به وعده حق خداوند که خلف وعده نمیکند، بشارت میدهیم: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً﴾.
نوشته شده برای دفتر رسانهای مرکزی حزب التحریر
منال ام عبیده