مطالبه برای انتشار جنیه طلایی تلاشی ناموفق در یک نظام سرمایه‌داری فاسد
November 01, 2025

مطالبه برای انتشار جنیه طلایی تلاشی ناموفق در یک نظام سرمایه‌داری فاسد

مطالبه برای انتشار جنیه طلایی تلاشی ناموفق در یک نظام سرمایه‌داری فاسد

دکتر لوی عبد المنعم، تحلیلگر آکادمیک، خواستار اتخاذ گام‌های قاطع برای تقویت اقتصاد سودان از طریق وارد کردن "جنیه طلایی پس‌انداز" به عنوان ابزار بانکی با هدف کاهش قاچاق طلا و سفته‌بازی دلار شد.

عبد المنعم در اظهارات اختصاصی به روزنامه سودانی در تاریخ 8 سپتامبر 2025 تاکید کرد که این محصول بانکی باید در مرحله اول محدود به گردش در داخل بانک‌ها باشد تا نقدینگی بانکی را برای تامین مالی پروژه‌های توسعه اقتصادی تقویت کند. وی توضیح داد که این اقدام به کاهش وابستگی به دلار در بازار موازی کمک می‌کند، که ارزش نقدی جنیه سودان را تقویت می‌کند و ذخایر طلای بانک مرکزی را افزایش می‌دهد.

عبد المنعم به اهمیت ورود دولت به تولید مستقیم به جای اکتفا به عوارض محدود اشاره کرد و توضیح داد که این رویکرد سود بیشتری از منابع طبیعی، به ویژه در بخش طلا، به دست خواهد آورد. در این زمینه، او خواستار تکیه بر سیستم "بوت" در قراردادهای امتیازی با کاهش مدت آن به 8 تا 10 سال و کاهش تعداد شرکت‌های ثبت شده از طریق تعیین حداقل سرمایه‌گذاری بین 150 تا 200 میلیون دلار بر اساس موقعیت و مساحت امتیاز شد.

عبد المنعم نتیجه گرفت که این اقدامات، اگر به طور کامل اجرا شوند، به ثبات ارز ملی، تقویت ذخایر نقدی و دستیابی به توسعه اقتصادی پایدار در مواجهه با چالش‌های کنونی سودان کمک می‌کنند.

اینگونه است که اقتصاددانانی که نظام سرمایه‌داری را در دانشگاه‌ها و موسسات عالی تحصیل کرده‌اند، فکر می‌کنند و آرزوها و آرزوهای امت را بر اساس سرمایه‌داری بنا می‌کنند که موریانه بنای سست آن را خورده است، و برخی از احکام اسلام را در نظام اقتصادی اسلامی مخلوط می‌کنند، با این تصور که کار خوبی انجام می‌دهند!

آنچه دکتر از دیدگاهی مطرح کرد که در آن نظام پول در نظام سرمایه‌داری "جنیه" را با قرار دادن پایه آن بر طلا، و نظام بانکی مبتنی بر نظام شرکت‌های سرمایه‌داری که اساس آن ربا و دلار بدون پوشش طلا یا نقره است، درآمیخت، این نسخه که دکتر به آن فکر کرد با نظام سرمایه‌داری سازگار نیست، که رئیس جمهور آمریکا نیکسون نظام پایه طلا و نقره را در سال 1971 در آنچه توافقنامه برتون وودز نامیده می‌شود، لغو کرد و ارتباط بین پایه‌های طلا و نقره و دلار را قطع کرد و عصر جدیدی را اعلام کرد که اساس آن دلار است که با ارزش قانونی نه با ارزش واقعی متمایز در فلزات طلا و نقره پشتیبانی می‌شود، بنابراین دلار بر تمام معاملات مالی جهانی مسلط شد و تمام ارزهای جهانی بر اساس دلار سنجیده می‌شوند، پس هرگونه تفکر خارج از چارچوب نظام اقتصادی سرمایه‌داری در سایه وجود کشورهای ملی کارتونی سست برای تشکیل یک نظام اقتصادی خنثی مخلوط، تحت سلطه آمریکا بر یک نظام اقتصادی جهانی مبتنی بر سرمایه‌داری موفق و استوار نیست.

دکتر می‌خواهد یک ترکیب اقتصادی دور از احکام اسلام بیاورد و در عین حال می‌خواهد بر نظام جهانی با سلطه آمریکا شورش کند تا دلار را از منطقه خشک کند! چنین ذهنیتی دور از آگاهی سیاسی و بعد پنهان سلطه دلار و کنترل مطلق آمریکا است. چنین نسخه‌هایی موفق نخواهند شد، بلکه آرزوها و رویاها و قلقلک دادن احساسات هستند و فقط اظهارات و تحلیل‌هایی هستند که با خاکستر پاشیدن در چشم‌ها به پایان می‌رسند.

سپس سیستم بوت نابود کننده نسخه دکتر است، و دارای ابعاد خطرناکی است که منجر به تضعیف توانایی‌های دولت در اداره امور مردم می‌شود، و بوت به معنای فارسی "انتقال، بهره‌برداری و ساخت" است، یعنی انتقال مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی، به طوری که یک سرمایه‌گذار از بخش خصوصی پس از دریافت مجوز از یک نهاد دولتی متخصص برای ساخت یا بنای یک پروژه، زیرساخت‌هایی مانند ایجاد یک نیروگاه برق یا ایجاد یک فرودگاه، اقدام می‌کند، به این شرط که پس از اتمام آن، آن را بهره‌برداری و اداره کند، با امتیاز معینی که ممکن است مدت آن 30 تا 40 سال باشد، و در طی این مدت پروژه را بهره‌برداری می‌کند و هزینه‌ها و سودها را از طریق هزینه‌ها و عوارضی که کاربران پروژه پرداخت می‌کنند، به دست می‌آورد. و پس از اتمام مدت امتیاز، پروژه با تمام عناصر آن به نهاد دولتی یا دولت منتقل می‌شود.

این سیستم بوت است، که همان خصوصی‌سازی است که در آغاز هزاره کشور را فرا گرفت و منجر به اخراج هزاران کارمند و کارگر شد، همچنین منجر به تضعیف ساختار دولت و شانه خالی کردن از مسئولیت‌های اساسی آن شد، و وضعیت راه‌آهن سودان گواهی بر خطرناک بودن این ایده است، این بخش حمل و نقل مهم پس از اعمال سیستم بوت در آن و سایر پروژه‌ها مانند حمل و نقل رودخانه‌ای و دریایی، فرودگاه‌ها و برق در سودان، خواه مالکیت عمومی باشد یا مالکیت دولتی، رو به وخامت گذاشت، دولت فروپاشید و ضعیف شد و پر از سرمایه‌گذاری شد که جز به سود خود به دور از رسیدگی به امور مردم نگاه نمی‌کند. خطرناک‌تر از آن این است که ایده بوت در را به طور کامل برای ورود شرکت‌های بزرگ فراملیتی باز می‌کند تا کشور را به نام ارتقای زیرساخت‌ها غارت کنند، بنابراین مالیات‌ها و عوارض بر مردم افزایش می‌یابد و خدمات واجب دولت را از دست می‌دهند. همه اینها به نام نظام سرمایه‌داری است که بوی آن بینی‌ها را آزار می‌دهد.

بزرگان دانشگاهیان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و موسسات عالی همواره بدون درک واقعیت و مفاسد بزرگ آن به این نظام متوسل می‌شوند، تفکر سالم که منجر به نتایج خوب می‌شود و مردم را خوشحال می‌کند و آنها را از طمع نهنگ‌های مالی جهانی خارج می‌کند، همانا اسلام بزرگ با احکام خود در اقتصاد است، پس به آستانه احکام پروردگار جهانیان در نظام اقتصادی در اسلام که درمان شفابخش کافی برای هر مشکل اقتصادی که محققان را آزار می‌دهد، دور از نظام سرمایه‌داری فاسد که بر اساس منفعت، خودخواهی و استعمار بنا شده و مردم را به بشر و تفاله‌های بشر تقسیم کرده است، قرار داده است! و از اینجا از همه کارشناسان اقتصادی و دانشگاهیان می‌خواهم که کتاب نظام اقتصادی در اسلام اثر علامه شیخ تقی الدین نبهانی رحمه الله را بخوانند. که در کتابخانه الکترونیکی موجود است، و در آنجا نکات خوبی از این کتاب وجود دارد که مختصراً به برخی از آنها اشاره می‌کنم:

اسلام بزرگ نظام اقتصادی خود را بر پایه محکمی از جانب حکیم دانا پیرامون احوال مردم و معاش آنها در برآوردن نیازهای اساسی آنها از خوراک، پوشاک و مسکن بنا کرده است، و مشکل اقتصادی را از زاویه عمیقی مشخص کرده است، جایی که گفته است فقر فقر افراد است نه فقر دولت، و مشکل اقتصادی در توزیع ثروت است نه در جمع آوری و تولید آن، و انسان نیازهای اساسی دارد که باید شناخته و برای هر فرد در جامعه برآورده شود. نظام اقتصادی در اسلام بین نیازهای تجملاتی و نیازهای اساسی تفاوت قائل شده است، سپس اسلام در مالکیت‌ها تفصیل داده و آنها را مشخص کرده و گفته است که مالکیت عمومی، مالکیت دولت و مالکیت فردی وجود دارد. سپس اسلام ضابط حرکت تبادل کالاها و خدمات را قرار داده و برای تنظیم ارزش آنها، اسلام برای آنها قاعده طلا و نقره را به عنوان پول قرار داده است، نه طلا و نقره به عنوان کالا.

دکتر بر اساس تفکری دور از دیدگاه اسلامی درک کرده است که اصل در طلا این است که پول باشد و این زاویه خوبی در تحقیق است، اما خطر در این است که طلا را به جنیه و به نظام سرمایه‌داری پیوند دهیم، و این تخلف شرعی است، زیرا طلا شرعاً به دینار پیوند داده می‌شود، همانطور که پیامبر ﷺ انجام داد، او طلا را به عنوان یک قاعده اساسی در ساخت اقتصاد و سنگ بنای اسلام قرار داد، زیرا اسلام هنگامی که طلا را به عنوان یک قاعده اساسی در فرآیند تبادل و مقیاس ارزش اشیاء و خدمات قرار داد، به این دلیل است که خداوند این فلز گرانبها را پول قرار داده و آن را کالا قرار نداده است، به دلیل آیه کریمه ﴿وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾، پس گنج در پول است نه در کالاها، زیرا کالاها مربوط به ذخیره سازی است نه به گنج. سپس رسول خدا ﷺ ارز رسمی در دولت خود را طلا و نقره قرار داد. و با این قاعده بزرگ، اسلام یک سیستم پایه محکم را بنا نهاد که با پدیده تورم مبارزه کرد و قیمت‌ها را تثبیت کرد، به طوری که آن را بین یک قیمت ناچیز به جای حالت انفلات در قیمت‌ها و حالت جمود که پدیده‌ای در نظام اقتصادی سرمایه‌داری است، قرار داد، و همچنین اسلام رکود در فرآیند ضعف قدرت خرید فرد را درمان کرد، به طوری که اسلام به توانمندسازی فرد و جامعه برای برآوردن نیازهای اساسی خود نگاه کرد، به این صورت که دولت بار بزرگتری را در ارائه خدمات از برق، آب، درمان و آموزش رایگان برای افراد رعیت بر عهده گرفت، که این امر توانایی افراد را برای برآوردن نیازهای اساسی خود افزایش می‌دهد، زیرا دولت مجموعه‌ای از قبوض را از او جدا کرده است که کمر او را خم می‌کند، بنابراین آنچه از پول جمع می‌کند در خوراک، پوشاک، مسکن و سایر نیازهای تجملاتی خود خرج می‌کند.

اینها قطعاتی از فلسفه نظام اقتصادی در اسلام هستند، اسلام هیچ نکته ریز و درشتی از خطوط کلی باقی نگذاشته است و در آن جزئیات دقیقی وجود دارد که به کسی که می‌خواهد این امت و جهان را از هلاکت نظام سرمایه‌داری که سم را در عسل می‌گذارد نجات دهد، کمک می‌کند، و از گذرگاه مخلوط کردن مفاهیم نظام اقتصادی سرمایه‌داری فاسد با نظام اقتصاد در اسلام، چنین طرحی جز افزایش عمر باطل نمی‌کند و آن را نابود نمی‌کند، و در عین حال منجر به مخدوش شدن حق می‌شود و فهم اسلام بزرگ را بر مردم فاسد می‌کند.

نوشته شده برای دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

شیخ محمد السمّانی - ولایت سودان

More from null

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

در صبحگاه بیست و دوم ربیع الاول ۱۴۴۷ هجری قمری مصادف با چهاردهم سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، در سن نزدیک به هشتاد و هفت سالگی، احمد بکر (هزیم)، از پیشگامان حزب التحریر، به جوار پروردگارش شتافت. سالیان متمادی دعوت را حمل کرد و در راه آن زندان طولانی و شکنجه های سخت را تحمل کرد، اما به فضل و یاری خداوند، نه سست شد و نه ضعیف شد و نه تغییر کرد و نه تبدیل نمود.

در دهه هشتاد در سوریه در دوران حکومت حافظ مقبور سال های طولانی را به صورت مخفیانه سپری کرد تا اینکه به همراه جمعی از جوانان حزب التحریر در سال 1991 توسط استخبارات هوایی دستگیر شد تا زیر نظر جنایتکاران علی مملوک و جمیل حسن، سخت ترین انواع شکنجه را ببیند، به طوری که کسی که بعد از یک دور بازجویی از ابی اسامه و برخی از رفقایش وارد اتاق بازجویی شد، به من خبر داد که تکه های گوشت پراکنده و خون روی دیوارهای اتاق بازجویی را دیده است.

بعد از بیشتر از یک سال در سلول های انفرادی شعبه استخبارات هوایی در مزه، او به همراه بقیه همکارانش به زندان صیدنایا منتقل شد تا بعداً به ده سال زندان محکوم شود، که هفت سال آن را با صبر و احتساب سپری کرد و سپس خداوند به او فرج داد.

پس از خروج از زندان، مستقیماً به حمل دعوت ادامه داد و این روند تا زمانی که دستگیری جوانان حزب آغاز شد و صدها نفر را در سوریه در اواسط ماه 12 سال 1999 شامل شد، ادامه یافت، به طوری که خانه او در بیروت مورد یورش قرار گرفت و ربوده شد تا به شعبه استخبارات هوایی در فرودگاه مزه منتقل شود تا مرحله جدیدی از شکنجه های وحشتناک آغاز شود. با وجود سن بالایش به یاری خدا صبور، ثابت قدم و محتسب بود.

پس از تقریباً یک سال، دوباره به زندان صیدنایا منتقل شد تا در دادگاه امنیت دولت محاکمه شود و متعاقباً به مدت ده سال محکوم شد که خداوند مقدر کرد تقریباً هشت سال از آن را سپری کند و سپس خداوند به او فرج داد.

من سال 2001 یک سال کامل را با او در زندان صیدنایا گذراندم، بلکه در خوابگاه پنجم (الف) سمت چپ طبقه سوم کاملاً در کنارش بودم، او را عموی عزیز خطاب می کردم.

با هم غذا می خوردیم و در کنار هم می خوابیدیم و فرهنگ و افکار را مطالعه می کردیم. از او فرهنگ را به دست آوردیم و از او صبر و ثبات را آموختیم.

او بخشنده، دوستدار مردم و مشتاق جوانان بود و در آنها اعتماد به پیروزی و نزدیکی تحقق وعده خدا را می کاشت.

او حافظ کتاب خدا بود و هر شب و روز آن را می خواند و بیشتر شب را به عبادت می گذراند و چون سپیده دم نزدیک می شد، مرا تکان می داد تا برای نماز شب و سپس نماز فجر بیدار شوم.

من از زندان خارج شدم و سپس در سال 2004 دوباره به آن بازگشتم، و ما در اوایل سال 2005 دوباره به زندان صیدنایا منتقل شدیم، تا دوباره با کسانی که هنگام خروج اول ما در پایان سال 2001 در زندان باقی مانده بودند، ملاقات کنیم، و عموی عزیز ابو اسامه احمد بکر (هزیم) رحمه الله نیز در میان آنها بود.

مدت های طولانی در مقابل خوابگاه ها قدم می زدیم تا دیوارهای زندان و میله های آهنی و دوری از خانواده و عزیزان را با او فراموش کنیم، چگونه نه، در حالی که او سال های طولانی را در زندان سپری کرد و آنچه را که سپری کرد!

و با وجود نزدیکی من به او و همراهی با او در دوره های طولانی، هرگز او را ندیدم که غر بزند یا شکایت کند، انگار که در زندان نیست، بلکه در خارج از دیوارهای زندان پرواز می کند. با قرآنی که در بیشتر اوقات تلاوت می کند پرواز می کند، با دو بال اعتماد به وعده خدا و بشارت رسولش ﷺ به پیروزی و تمکین پرواز می کند.

ما در تاریک ترین شرایط و سخت ترین شرایط به روز پیروزی بزرگ چشم دوخته بودیم، روزی که بشارت رسولمان ﷺ محقق شود «سپس خلافت بر منهاج نبوت خواهد بود». مشتاق بودیم زیر سایه خلافت و پرچم عقاب گرد هم آییم. اما خداوند مقدر کرد که از سرای شقاوت به سرای جاودانگی و بقا کوچ کنی.

از خداوند می خواهیم که در فردوس اعلی باشی و کسی را نزد خدا تزکیه نمی کنیم.

عموی عزیز ما، ابا اسامه:

از خداوند می خواهیم که تو را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و در بهشت ​​های وسیع خود جای دهد و تو را با صدیقان و شهدا قرار دهد و به خاطر آزاری و عذابی که دیدی، درجات عالی در بهشت ​​را به تو پاداش دهد، و از خداوند متعال می خواهیم که ما را با رسولمان ﷺ بر سر حوض و در قرارگاه رحمتش گرد هم آورد.

تسلیت ما این است که تو به نزد مهربان ترین مهربانان می روی و جز آنچه خدا را خشنود می کند نمی گوییم، ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ابو صطیف جیجو

سودان: مثالی دیگر از شکست ملی‌گرایی

سودان: مثالی دیگر از شکست ملی‌گرایی

(مترجم)

بر اساس قوانینی که نظام فعلی را اداره می‌کنند، هر ملتی حق دارد قوانینی را انتخاب کند که بر آن حکومت می‌کند، و در نتیجه، هر ملتی حق دارد یک کشور داشته باشد. این مفهوم منجر به موجی از کشورهای جدید پس از جنگ جهانی دوم شد، جایی که کشورهای موجود تقسیم شدند، و در نتیجه، آشفتگی که امروز شاهد آن هستیم رخ داد.

از سال 1945، حداقل 34 کشور جدید وجود داشته است که توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته شده‌اند. این نتیجه موج ملی‌گرایی بود که در دهه‌های پس از اواسط قرن بیستم جهان را فرا گرفت. مرزهای وهمی برای اعطای استقلال و حق حکومت به جناح‌های مختلف ترسیم شد، به طوری که کشورهایی مانند سودان متحد سابق به درگیری و ناآرامی سقوط کردند.

اما تقسیمات جدید مشکلات موجود را حل نکرد، بلکه آنها را پیچیده‌تر کرد. در مورد سودان، یکی از راه‌های درک این پیچیدگی، نگاه کردن به صنعت و بخش نفت آن است. بخش نفت در کشور متحد محوری بود و به ستون فقرات اقتصادهای تازه شکل‌گرفته تبدیل شد. مشکل این است که مرزها صنعت نفت سودان مرکزی سابق را از هم پاشید. در کشورهای تازه شکل‌گرفته، جنوب بر بیشتر میادین نفتی تسلط داشت، در حالی که شمال بر زیرساخت‌های صادرات، از جمله خطوط لوله و پالایشگاه‌ها، تسلط داشت. بنابراین، سودان جنوبی، که به تازگی غیرساحلی شده بود، به خطوط لوله سودان منتهی به دریای سرخ وابسته شد. این تقسیم منجر به اختلافاتی بر سر عوارض عبور شد و صادرات نفت را بارها و بارها مختل کرد - صادراتی که هر دو کشور هنوز برای اقتصاد خود به آن وابسته هستند. به عنوان مثال، در سال 2012، سودان جنوبی تولید نفت را به دلیل این اختلافات متوقف کرد، اقدامی که به طور قابل توجهی بر درآمدهای هر دو کشور تأثیر گذاشت. و در حالی که توافق‌هایی برای از سرگیری صادرات حاصل شد، تنش‌ها و مشکلات اقتصادی همچنان پابرجاست.

بنابراین، از سال 2011، ما دو کشور جداگانه داریم که به شدت به یکدیگر وابسته هستند. آنها منابع دارند، اما فاقد توسعه لازم برای بهره‌برداری از آن هستند. بنابراین، با وجود حدود 8 میلیارد بشکه نفت در آنها، از فقر شدید رنج می‌برند.

این می‌تواند تغییر کند اگر دو کشور متحد و با ثبات شوند. این در نظام سرمایه‌داری فعلی رخ نخواهد داد. این نظام درگیری‌ها بین مردم را تشدید کرد و سپس نظام حکومتی به آنها داد که ایده‌هایی مانند "بقا برای اصلح" را تشویق می‌کرد، و این امر باعث دامن زدن به تنش‌ها در داخل و بین آنها شد.

برای تغییر وضعیت در سودان، و تضمین ثبات سیاسی و توانایی آن در توسعه اقتصادی، باید آن را به لوای اسلام بازگرداند. در آن زمان، بخش نفت آن می‌تواند بهینه مورد بهره‌برداری قرار گیرد، بخش کشاورزی آن توسعه یابد، بخش‌های معدنی و صنعتی آن گسترش یابد و زیرساخت‌های تجاری آن تقویت شود. این کار با هدایت خلیفه و دستیارانش انجام خواهد شد که وظیفه خود را در تضمین توسعه مناطق درون دولت اسلامی و بهره‌برداری از منابع به نفع امت اسلامی درک می‌کنند. و اگر این مسئولیت را نادیده بگیرند، گناهکار خواهند بود.

توسعه مساحت سودان امکان‌پذیر است، زیرا با داشتن زمین‌های کشاورزی وسیع، حدود 84 میلیون هکتار، که تنها 20% آن زیر کشت است، پتانسیل تبدیل شدن به یک تولیدکننده و صادرکننده اصلی مواد غذایی را دارد. و محصولات اصلی، از جمله پنبه، بادام زمینی، کنجد، سورگوم، گندم و نیشکر را کشت می‌کند. همچنین سرشار از منابع معدنی مانند طلا، آزبست، کروم، میکا، کائولن و مس است. و زیرساخت‌های لازم برای بسیاری از صنایع سبک مانند فرآوری کشاورزی، مونتاژ الکترونیک، پلاستیک، صنعت مبلمان و تولید منسوجات را دارد.

این توانایی را دارد که منابع را برای بقیه کشورهای اسلامی فراهم کند، در حالی که از آنچه ارائه می‌دهد بهره‌مند می‌شود، با توجه به موقعیت استراتژیک آن بین کشورهای خلیج فارس و غرب آفریقا، و دسترسی به دریای سرخ دارد.

بندر دریایی اصلی سودان، پورتسودان است، یک بندر طبیعی عمیق که قادر به جابجایی کشتی‌های بزرگ است. همچنین از کالاهای متنوعی از جمله کانتینرها، کالاهای فله و نفت پشتیبانی می‌کند. این، همراه با سایر بنادر سودان، ارتباط مستقیمی با کریدورهای حمل و نقل بین‌المللی از طریق دریای سرخ برای این کشور فراهم می‌کند. این نه تنها سودان را به همسایگان آفریقایی خود متصل می‌کند، بلکه آن را به بازارهای خاورمیانه از جمله شهر ساحلی جده در عربستان سعودی نیز متصل می‌کند. این مهم است زیرا همسایگان آن غیرساحلی هستند و برای تجارت با بقیه کشورهای اسلامی به دسترسی سودان به دریا نیاز دارند. این امکانات محدود به آفریقا و خاورمیانه نیست، بلکه به دلیل موقعیت استراتژیک سودان در دریای سرخ و نزدیکی به کانال سوئز، احتمالاً به آسیا، اروپا و خلیج فارس نیز گسترش می‌یابد.

علیرغم ناآرامی‌های کنونی، زیرساخت‌های این کشور همچنان به اندازه کافی کار می‌کنند، زیرا سودان در حال حاضر نفت خام خود را از طریق پایانه‌های دریایی بشایر و PLOC به امارات و مالزی صادر می‌کند. این صادرات از طریق زیرساخت‌های بنادر سودان در دریای سرخ ارسال می‌شود و بیشتر از نفت خام تولید شده در سودان جنوبی تشکیل شده است.

بنابراین، این امکان وجود دارد که این منطقه به بخشی مرفه از دولت اسلامی تبدیل شود. پس از اتحاد مجدد کشور اسلامی، سودان قادر خواهد بود با بقیه امت اسلامی تجارت کند. این مهم است زیرا سودان تنها کشوری نیست که از منابع طبیعی کافی برای برآوردن بسیاری از نیازهای جهانی امروز برخوردار است - کل آفریقا این منابع را داشته است. این قاره تقریباً 30٪ از ذخایر مواد معدنی جهان، از جمله کبالت، طلا، پلاتین و مس را در خود جای داده است. همچنین تقریباً 8٪ از ذخایر نفتی جهان و حدود 12٪ از ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد.

اگر به همسایگان سودان نگاه کنیم، مصر را داریم که سرشار از گاز طبیعی و نفت است. همچنین دسترسی به رود نیل را دارد که یک منبع آبی حیاتی است. اریتره نیز از منابع معدنی قابل توجهی از جمله طلا، مس و پتاس برخوردار است و اتیوپی پتانسیل‌هایی در زمینه انرژی برق آبی، زمین‌های کشاورزی و معادن دارد. سپس جمهوری آفریقای مرکزی وجود دارد که دارای الماس، طلا و اورانیوم است و هر دو کشور چاد و لیبی منابع نفتی بزرگی دارند. علیرغم همه این ثروت و پتانسیل، آفریقا خانه برخی از فقیرترین کشورهای جهان است. علاوه بر سودان و سودان جنوبی، بقیه کشورها از درگیری و مرگ رنج می‌برند و منابع آنها غارت و استثمار می‌شود.

در سایه دولت خلافت، این وضعیت تغییر خواهد کرد. دولت اسلامی تعهد خود را برای توسعه منابع زمین از سر خواهد گرفت، تا ما (به عنوان یک امت) خودکفا شویم، نه به کشورهای متخاصم وابسته باشیم و نه از آنها استثمار کنیم. این اساسی است، زیرا نباید به دشمنان اسلام هیچ مزیتی نسبت به خودمان بدهیم. و همانطور که می‌بینیم، اگر رهبری داشته باشیم که قادر به متحد کردن مسلمانان در سودان و خاموش کردن وضعیت بی‌ثباتی و ناآرامی کنونی باشد، این نیز امکان‌پذیر است.

#أزمة_السودان           #SudanCrisis

نوشته شده برای دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

فاطمه مصعب

عضو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر