شام و فاجعه بزرگ
September 02, 2025

شام و فاجعه بزرگ

شام و فاجعه بزرگ

مصیبت امروز شام در خلاء حکومت، عقیم بودن حاکم و غیبت مطلق طرح دولت است. ما با یک وضعیت سیاست نادر حکومت روبرو هستیم که مملو از نابینایی بصیرت سیاسی و فقدان کامل شرایط حکومت و رهبری است. ریاست و اداره امروز در شام در گرو استعمار است، تصمیم گیری و ترسیم سیاست هایش به دست اوست، بلکه وجود و عدمش یکسان است، زیرا استعمارگر آمریکایی از طریق فرستاده ویژه خود (نماینده عالی) تام باراک شام را اداره می کند.

شام امروز پس از سقوط بشار سفاک، گروگان سیاسی آمریکا است و با سیاست استعماری و نفوذ خارجی آن، توقیف و مقید شده است و آمریکا اداره دمشق را ابزاری برای تحقق اهداف استعماری خود کرده است. و اینک آمریکا از طریق فرستاده خود تام باراک و نیرنگ ها و مکر خبیثش برای تحقق اهداف استعماری خود از طریق پایگاه استراتژیک خود، کیان یهود، در شام فساد و تباهی به راه انداخته است، بلکه حتی از طریق پست ترین ابزارهای خود از اراذل خائنان دروزی، علوی و کرد که اکنون جولان می دهند و فساد می کنند و در امر شام و سیاست مردم آن نظر دارند، و بدتر از آن از طریق احمد الشرع و اطرافیانش در دمشق.

تناقض امروز و مصیبت شام و فاجعه بزرگ آن در خلاء حکومت و فقدان دولت است، در شام حاکمی وجود ندارد، یا حتی شبه حاکمی، بلکه ما با یک خلاء ویرانگر در سطح حکومت و رهبری روبرو هستیم، این وضعیت نادر باعث شده است که خیانت های بزرگ به عنوان سیاست ها و طرح های حکومت به تصویب برسد، تا جایی که این اداره در کوری بصیرت سیاسی خود و وابستگی به استعمار آمریکا در هفت ماه خیانت هایی را برای او محقق و انجام داد که به دهه های طولانی از توطئه های حاکمان دست نشانده استعماری در منطقه نیاز داشت.

این وضعیت سیاسی نادر امروز در شام در نتیجه این سیاست های نادر اداره دمشق که با گام های بی پروا، شتابان و پی در پی برای پایان دادن به انقلاب شام از طریق تسلیم شام به آمریکا پیش می رود، وضعیتی از عجایب سیاست است که انقلابی برای آزادی از استعمار به تحکیم بندهای استعمار منتهی شود!

آمریکا مصمم است که نفوذ خود را در شام با شرایط و محدودیت هایی بدتر از زمان بشار سفاک حفظ کند، و اداره دمشق ابزار خاضع و مطیع آن در اجرای همه نیرنگ های استعماری و مکر خبیثش است و فرستاده ویژه اش برای سوریه، تام براک، در واقع نماینده عالی آن برای اداره و حکومت شام است.

ما با یک فرستاده ویژه آمریکایی با اختیارات یک نماینده عالی روبرو هستیم که دارای قدرت عالی در مسائل سرنوشت ساز شام در قانونگذاری، حکومت، سیاست، ارتش، اقتصاد، اجتماع و اداره است. اظهارات او به روزنامه نیویورک تایمز در ژوئیه 2025 نقش و اختیارات او و نقشه راهی را که آمریکا برای شام ترسیم کرده و به او واگذار شده است تا اهداف آن را محقق کند، آشکار کرد.

مهمترین موارد ذکر شده در آن:

سوریه و (اسرائیل) با نظارت آمریکا مذاکرات جدی را برای بازگرداندن آرامش به مرزها انجام می دهند

دولت ترامپ تمایل دارد سوریه به توافقنامه های ابراهیم بپیوندد، اما این امر ممکن است زمان ببرد

رئیس جمهور الشرع ممکن است با مخالفت های داخلی در مورد پیوستن به توافقنامه های ابراهیم روبرو شود

سوری ها نمی توانند رئیس جمهور خود را مجبور به پیوستن به این توافقنامه ها ببینند، بنابراین او باید با احتیاط عمل کند

پیشرفت در مسیرهای دموکراسی و حکومت فراگیر در سوریه به سرعت محقق نخواهد شد و آنها بخشی از معیارهای آمریکا نیستند

واشنگتن دریافته است که سوریه نمی تواند باقیمانده مبارزان خارجی (مجاهدین) را اخراج کند

مبارزان خارجی در صورت کنار گذاشته شدن می توانند تهدیدی برای دولت جدید سوریه باشند

دولت ترامپ انتظار شفافیت در مورد نقش های واگذار شده به مبارزان خارجی در سوریه را دارد

هدف از رفع تحریم ها تشویق تغییرات است و این مؤثرتر از ادامه اعمال آنها تا زمان برآورده شدن خواسته های مشخص است...

ما با یک نمایندگی استعماری کامل روبرو هستیم که نماینده عالی، اهداف استعماری اعلام شده و نقشه راه برای تحقق اهداف خود و دولت دمشق ابزار اجرایی آن را دارد. این امر از طریق دیدارهای فشرده تام براک با احمد الشرع و وزیر خارجه اش اسعد الشیبانی ترجمه شد. در بیانیه ای پس از دیدار تام براک با احمد الشرع و وزیر خارجه اسعد الشیبانی در ماه مه 2025 در استانبول، وی تأکید کرد که پرونده های مورد بحث مربوط به گام های عملی توافق با یهود و اقداماتی است که دولت سوریه باید در رابطه با پرونده مبارزان خارجی (مجاهدین حامی انقلاب) اتخاذ کند.

سپس دیداری که در کاخ مردم در روز چهارشنبه، 9 ژوئیه 2025، انجام شد و تام براک را با احمد الشرع با حضور وزیر خارجه اسعد الشیبانی گرد هم آورد، جایی که چهار پرونده اصلی مربوط به وضعیت سوریه مورد بحث قرار گرفت و پرونده های مورد بحث مربوط به:

ساختار سیاسی آینده دولت سوریه بر اساس دیدگاه آمریکا و استفاده آن از پرونده قومیت های کوچک (دروزی ها، کردها، علوی ها) در تجزیه سوریه و متلاشی کردن جامعه آن.

تسریع اجرای مفاد توافق بین دولت دمشق و نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد) مزدور آمریکا، با توجه به اینکه این توافق یک طرح آمریکایی بود و هدف از آن ادغام قسد در دولت و ارتش به عنوان بخشی از پروژه بازسازی حکومت و ارتش با مزدوران جدید برای استعمار با تصفیه کامل انقلابیون و مجاهدین از دستگاه های حکومت و ارتش است.

پرونده ترتیبات اقتصادی از طریق فعال سازی صندوق سرمایه گذاری که تام براک پیشنهاد کرد، که سازوکار آمریکایی برای باز کردن درها به روی شرکت های آمریکایی برای غارت ثروت های شام تحت فریب بازسازی و توسعه است.

ترتیب وضعیت نیروهای نظامی در شمال شرق سوریه، و نیروهای مربوطه نیروهای آمریکایی موجود در منطقه شمال شرقی هستند، یعنی تأمین امنیت دولت سوریه و دستگاه های نظامی و امنیتی آن برای نیروهای استعمارگر آمریکایی و تضمین حرکت و حفاظت از آنها.

بدین ترتیب دولت دمشق به عنوان یک اداره و شعبه در نمایندگی عالی استعمار پایان یافت که توسط فرستاده ویژه آمریکا، تام براک، با اختیارات و اختیارات یک نماینده عالی نظارت و اداره می شود و باید سیاست های او را اجرا و پروژه های او را به پایان برساند.

گزارش اخیر واشنگتن پست در 23 اوت 2025 که مبتنی بر اظهارات تام براک است، به وضوح دیدگاه آمریکا از سوریه پس از اسد و فرمول دولت دست نشانده آینده را آشکار کرد، براک اظهاراتی را در مورد دیدگاه آمریکا از ساختار سیاسی دولت دست نشانده در سوریه بیان کرد که روزنامه آن را نقل کرد، جایی که او گفت: "نه فدرالی، بلکه فرمولی کمتر از آن که به همه اجازه می دهد فرهنگ و زبان خاص خود را حفظ کنند، بدون تهدید از سوی اسلام سیاسی". هدف آمریکا تجزیه شام برای مقابله با پروژه اسلام تمدنی و وحدت اسلامی منحصر به فرد است.

و همه طرح های استعماری سمی که امروز مطرح می شود برای خدمت به هدف تجزیه است و به عنوان گزینه های سیاسی و حتی ضروریات برای اداره مرحله انتقالی برای فریب آگاهی و پنهان کردن خیانت به افکار عمومی ارائه می شود و از جمله این طرح های استعماری خبیث:

تمرکززدایی انعطاف پذیر از طریق اعطای اختیارات محلی به قومیت های کوچک تحت نظارت دولت در دمشق

ضمانت های بین المللی برای علوی ها، دروزی ها و کردها، تحت این بهانه که به آنها اطمینان داده شود که در معرض حذف یا انتقام قرار نخواهند گرفت

نظارت آمریکایی غربی (به طور خاص از کشورهای استعماری) برای پیگیری اجرای هر فرمول سیاسی جدید و تضمین توازن.

سپس آنچه در سرداب ها و راهروهای شرارت آمریکا از سیاست ها و توطئه ها علیه شام، اسلام و مردم آن در خدمت به کیان یهود غاصب با شدت بیشتری در حال بافتن است، در واقع ارتداد و عقب گرد به سوی مزدوری است. تام براک تصریح کرد: "دولت آمریکا از مذاکرات غیرمستقیم بین دمشق و تل آویو با هدف بازگرداندن آرامش به مرزها حمایت می کند و مسیر پیوستن به توافقنامه های ابراهیم فوری نخواهد بود" و افزود: "دولت آمریکا تمایل دارد سوریه به توافقنامه های ابراهیم بپیوندد... و ممکن است تحقق آن زمان ببرد".

و این دخالت کامل در توافقنامه های ابراهیم توطئه بزرگ آمریکا در ذوب کردن کیان یهود در منطقه از طریق عادی سازی فراگیر روابط با آن است و گام های دولت دمشق شتاب گرفته و تماس های آن به عنوان مقدمه ای برای عادی سازی پی در پی شده است و از لوازم سیاست گام به گام به سوی عادی سازی، جدا کردن جنوب شام و تبدیل آن به منطقه حائل برای تأمین امنیت یهود بود و حوادث سویدا بخش بزرگتری از توطئه آمریکا بود، در پاسخ به سؤالی درباره حوادث سویدا از نشریات امیر حزب التحریر عالم جلیل عطاء بن خلیل أبو الرشتة آمده است: "همه اینها تأیید می کند که آمریکا می خواهد جنوب سوریه یک منطقه حائل و امن برای کیان یهود باشد و از تجاوزات مکرر آن راضی است تا نظام برای این وضعیت به منظور عادی سازی تسلیم شود.. و دیدارهایی که در آذربایجان و پاریس رخ داده است، گام های پی در پی در این مسیر است.. و بر اساس گزارش های درز کرده رسانه ای، از جمله مهمترین موارد مورد مذاکره: ایجاد یک منطقه امنیتی حائل در جنوب سوریه به نفع کیان یهود، همانطور که در سینا بین مصر و کیان یهود بر اساس توافقنامه صلحی که نظام مصر در سال 1979 منعقد کرد و همچنان پابرجا است و مانع از آن می شود که مردم مصر برای یاری برادران خود در غزه که در معرض نسل کشی قرار دارند، اقدام کنند".

نشست پاریس شوکه کننده و رسوا کننده بود، دیدار مستقیم در روز سه شنبه 19 اوت 2025 بین وزیر خارجه سوریه اسعد الشیبانی و هیئتی از کیان یهود به نمایندگی از وزیر امور استراتژیک رون درمر و این دیدار تحت نظارت و مدیریت آمریکا بود. این نشست که توسط دولت ترامپ برگزار شد، بالاترین سطح از ارتباط رسمی بین کیان یهود و سوریه از بیش از 25 سال پیش است. تام براک در پلتفرم ایکس نوشت: "من امشب با سوری ها و اسرائیلی ها در پاریس ملاقات کردم، هدف ما گفتگو و کاهش تنش بود و ما در واقع به آن دست یافتیم. و همه طرف ها بر تعهد خود به ادامه این تلاش ها تأکید کردند".

اینها گام هایی در مسیر عادی سازی فراگیر با کیان غاصب و حرکت در مسیر سیاست آمریکا و طرح های استعماری آن در بازگرداندن شام به آغل استعمار است که مملو از زخم ها و مقید به بندهای بیشتر است.

ای مردم شام این فاجعه بزرگ است، احمد الشرع و اطرافیانش در حال تسلیم شام به آمریکا و عادی سازی با کیان غاصب سرزمین مبارک و شام شما هستند، پس چگونه راضی می شوید که سرنوشت انقلاب مبارک شما تأیید غصب یهود از مسجد الاقصی و محل عروج پیامبرتان و استعمار آمریکا از شام شما باشد؟! چگونه راضی می شوید که حاصل انقلاب مبارک شما استعمار شام شما باشد؟!

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

مناجی محمد

More from null

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

هر بار که "نماد جدیدی" با ریشه های مسلمان یا ویژگی های شرقی به ما ارائه می شود، بسیاری از مسلمانان هلهله می کنند و امیدها بر توهمی به نام "نمایندگی سیاسی" در یک نظام کافرانه استوار می شود که اسلام را نه به عنوان حکومت، نه به عنوان عقیده و نه به عنوان شریعت به رسمیت نمی شناسد.

همه ما شادی عظیمی را به یاد می آوریم که با پیروزی اوباما در سال 2008 احساسات بسیاری را فرا گرفت. او پسر کنیا است و پدرش مسلمان است! و در اینجا برخی توهم کردند که اسلام و مسلمانان به نفوذ آمریکا نزدیک شده اند، اما اوباما یکی از آزاردهنده ترین روسای جمهور برای مسلمانان بود، زیرا لیبی را ویران کرد و در فاجعه سوریه سهیم شد و افغانستان و عراق را با هواپیماها و سربازانش به آتش کشید، بلکه خونریز یمن از طریق ابزارهای خود بود و دوران او ادامه خصومت نظام مند علیه امت بود.

امروز این صحنه تکرار می شود، اما با نام های جدید. زوهران ممدانی به این دلیل مورد تجلیل قرار می گیرد که مسلمان، مهاجر و جوان است، انگار که او منجی است! اما فقط تعداد کمی به مواضع سیاسی و فکری او نگاه می کنند. این مرد از حامیان سرسخت همجنس‌بازان است و در فعالیت‌های آنها شرکت می‌کند و انحراف آنها را حقوق بشر می‌داند!

چه ننگی است که مردم به آن امید می بندند؟! آیا این تکرار همان شکست سیاسی و فکری نبود که امت بارها و بارها در آن افتاده است؟! بله، زیرا او شیفته ظاهر است نه ذات! با لبخندها فریب می خورد و با احساسات برخورد می کند نه با عقیده، و با نام ها نه با مفاهیم، و با نمادها نه با اصول!

این شیفتگی به شکل ها و نام ها نتیجه غیبت آگاهی سیاسی شرعی است، زیرا اسلام با اصل و نسب یا نام یا نژاد سنجیده نمی شود، بلکه با التزام به اصل اسلام به طور کامل؛ نظام، عقیده و شریعت. و هیچ ارزشی برای مسلمانی نیست که به اسلام حکومت نکند و از آن یاری ندهد، بلکه تابع نظام سرمایه داری کافر است و کفر و انحرافات را به نام "آزادی" توجیه می کند.

و تمام مسلمانانی که از پیروزی او خوشحال شدند و گمان کردند که او بذر خیر یا آغاز بیداری است، بدانند که بیداری از درون نظام های کفر، نه با ابزارهای آن، نه از طریق صندوق های رای آن، و نه زیر سقف قانون اساسی آن صورت نمی گیرد.

کسی که خود را از طریق نظام دموکراتیک ارائه می دهد و به احترام به قوانین آن سوگند یاد می کند، سپس از انحراف جنسی دفاع می کند و آن را جشن می گیرد و به چیزی که خدا را خشمگین می کند دعوت می کند، یاور اسلام و امید امت نیست، بلکه ابزاری برای صیقل دادن و رقیق کردن است، و نمایندگی دروغینی است که هیچ سود و زیانی ندارد.

آنچه که به اصطلاح موفقیت های سیاسی در غرب برای برخی از شخصیت ها با نام های اسلامی خوانده می شود، چیزی جز خرده هایی نیست که به عنوان مسکن برای امت ارائه می شود، تا به آنها گفته شود: ببینید، تغییر از طریق نظام های ما امکان پذیر است.

 حقیقت این "نمایندگی" چیست؟

غرب درهای حکومت را به روی اسلام باز نمی کند، بلکه فقط به روی کسانی باز می کند که با ارزش ها و افکار آن همخوانی داشته باشند. و هر کسی که وارد نظام آنها شود باید قانون اساسی آنها و قوانین عرفی آنها را بپذیرد و از حکومت اسلام چشم پوشی کند، اگر به این راضی شود، به یک الگوی قابل قبول تبدیل می شود، اما مسلمان واقعی، از ریشه مورد قبول آنها نیست.

زوهران ممدانی کیست؟ و چرا این توهم ساخته می شود؟

او فردی است که نام مسلمان دارد اما دستور کار منحرفی را اتخاذ می کند که کاملاً مخالف فطرت اسلام است، از حمایت از همجنس گرایان و ترویج آنچه "حقوق" آنها نامیده می شود، و او یک الگوی زنده برای چگونگی ساخت الگوهای خود توسط غرب است: مسلمان به نام، سکولار در عمل، خدمتگزار دستور کار لیبرالیسم غربی نه بیشتر. بلکه برای مشغول کردن امت از مسیر واقعی خود، به جای اینکه خواستار دولت اسلامی و خلافت شود، درگیر کرسی های پارلمانی و مناصب در نظام های کفر می شود! و به جای اینکه برای آزادی فلسطین رو کند، منتظر کسی می ماند که "از غزه" از داخل کنگره آمریکا یا پارلمان اروپا "دفاع کند"!

حقیقت این است که این تحریف مسیر تغییر واقعی است، که برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت است، که پرچم اسلام را بالا می برد، شریعت خدا را برپا می کند و امت را پشت سر یک خلیفه متحد می کند که از پشت سرش می جنگند و از او تقوا می کنند.

پس فریب نام ها را نخورید و از کسانی که از نظر ظاهری به شما تعلق دارند و از نظر محتوایی با شما مخالفند، خوشحال نشوید، زیرا هر کس نام سعید یا علی یا زوهران را یدک می کشد در راه پیامبر ما محمد ﷺ نیست.

و بدانید که تغییر از داخل پارلمان های کفر نمی آید، بلکه از ارتش های امت می آید که زمان آن رسیده است که به حرکت درآیند، و از جوانان آگاه آن که شب و روز برای براندازی غرب و مزدوران و پیروان خائن آن در سرزمین های اسلام و مسلمانان تلاش می کنند.

مسلمانان از طریق انتخابات دموکراسی و نه از طریق صندوق های غرب به پا نخواهند خاست، بلکه با یک بیداری واقعی بر اساس عقیده اسلامی، با برپایی دولت خلافت راشده که جایگاه اسلام را باز می گرداند، عزت مسلمانان را باز می گرداند و توهمات دموکراسی را درهم می شکند.

فریب نام ها را نخورید و امید خود را به افراد در نظام های کفر نبندید، بلکه به پروژه بزرگ خود بازگردید: از سرگیری زندگی اسلامی، این تنها راه عزت و پیروزی و تمکین است.

صحنه تکرار خفت باری از مصیبت های قدیمی است: نمادهای جعلی، وفاداری به نظام های غربی، و انحراف از مسیر اسلام. و هر کس این مسیر را تشویق کند، امت را گمراه می کند. پس به پروژه خلافت بازگردید و اجازه ندهید دشمنان اسلام رهبران و نمایندگان شما را بسازند. عزت در کرسی های دموکراسی نیست، بلکه در منصب خلافت است که حزب التحریر برای آن تلاش می کند و امت را از این انحطاط فکری و سیاسی برحذر می دارد. پس هیچ نجاتی برای ما نیست جز با دولت خلافت، که اجازه نمی دهد کسانی که به دینی غیر از اسلام معتقدند بر مسلمانان حکومت کنند، نه کسانی که انحراف و انحراف را توجیه می کنند، و نه کسانی که برای مردم غیر از آنچه خدا نازل کرده است قانونگذاری می کنند.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر