سودان: تاریکی‌های توافق چارچوبی یا نور قانون اساسی برگرفته از کتاب خدا و سنت رسولش؟
September 18, 2025

سودان: تاریکی‌های توافق چارچوبی یا نور قانون اساسی برگرفته از کتاب خدا و سنت رسولش؟

سودان: تاریکی‌های توافق چارچوبی

یا نور قانون اساسی برگرفته از کتاب خدا و سنت رسولش؟

جای تعجب نیست که هر ناظر صحنه سیاسی سودان بداند که این جنگ با برنامه ریزی و نظارت کثیف و خبیثانه آمریکا برای تحقق دستور کار خود و شکستن شوکت رقبای اروپایی خود، به ویژه عوامل غیرنظامی بریتانیا، انجام شد. این جنگ توسط آمریکا حمایت می‌شود و بازی شوم آن است. بزرگترین شاهد این امر این است که اظهارات مربوط به طولانی شدن جنگ توسط بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، بیان شد. طولانی شدن این جنگ نه برای یکسره کردن کار است و نه برای حفظ خون و جلوگیری از ویرانی که کشور و مردم را نابود کرده است، بلکه عقب نشینی و پیشروی است و تلاش‌هایی برای تحمیل دیدگاه سیاسی که منافع آمریکا در کشور را تضمین و حفظ می‌کند.

اظهارات اخیر آمریکا برای تحمیل صلح و پایان دادن به جنگ، نه برای حفظ خون است و نه برای جلوگیری از ریختن آن یا ترس از سودان و کرامت مردم و ناموس آنها، زیرا این آخرین چیزی است که استعمارگر به آن فکر می‌کند، بلکه از باب تحمیل صلح با زور برای تحقق دو امر است: اول، تحمیل هیبت آمریکا و اثبات خود به عنوان یک کشور اول در جهان، که جنگ را هر زمان که بخواهد متوقف می‌کند و اجازه ادامه جنگ را هر زمان که بخواهد می‌دهد. دوم: حفظ منافع آمریکا در تمام جهان و از جمله سودان، زیرا جنگی که برای حذف نفوذ اروپایی‌ها به راه انداخته است، زمانی متوقف می‌شود که حفظ این منافع را با دیدگاه سیاسی که خود تحمیل می‌کند، تضمین کند. در همه حالات: نابودی برای سودان و تنگی معیشت برای مردمش، ریختن خون، هتک حرمت و غارت خیرات.

این واقعیت عجیب و ناپسند نیست، بلکه در سایه نظام سرمایه داری امری طبیعی است. آیا مردم هیچ کشوری در جهان امروز در سایه این اصل فاسد از زندگی مرفه برخوردارند؟ آیا هیچ کشوری وجود دارد که در آن انسان با کرامت و در امنیت از جان، مال، ناموس، دین و کرامت خود زندگی کند بدون اینکه آمریکا یا دیگران ثروت او را غارت کنند و در آن سهیم شوند و زندگی را بر او تنگ کنند؟ اما خنده دار و گریه دار این است که دولتی به نام دولت امید برای اجرای سیاست‌های آمریکا بیاید که نخست وزیر آن از مقامات سابق سازمان ملل است!

چه امیدی و این دولت و رسالتش "تحقق امنیت، زندگی مرفه و رفاه برای مردم" قصد دارد این اهداف را با همان نظام حکومت سکولار دموکراتیک محقق کند، که از زمان ورود نیروهای کافر استعمارگر کیتشنر به سودان در سال 1898 میلادی تا امروز اجرا شده است و با شکستی فاحش مواجه شده است، نه امنیتی محقق کرده است، نه زندگی مرفه ای را تضمین کرده است و نه رفاهی برای مردم به ارمغان آورده است، بلکه تاریکی‌هایی است بر روی هم از تنگی معیشت به تنگی معیشت دیگر، از جدایی جنوب و جنگ خونین که سال‌ها در زمان البشیر ادامه داشت تا جنگ بین برهان و حمیدتی و تلاش برای جدایی دارفور و در این میان ده‌ها هزار مظلوم و غارت خیرات کشور و تخریب زیرساخت‌ها.

اظهارات سیاسی بین طرف‌های درگیر برای تقسیم سهام در یک دولت دورگه، تکنوکرات یا غیره، بر سر یک مقام یا کرسی در دولتی که جز اجرای دیکته‌های آمریکا اختیاری ندارد، و اختلافات بر سر حقوق به حاشیه رانده شدگان یا استحقاقات وزارتی.. شعارهای مختلفی سر داده می‌شود و هیاهو می‌شنوید اما آردی نمی‌بینید. همه این وزرا و همه کسانی که برای پیشتازی در صحنه سیاسی که آمریکا آن را شکل می‌دهد تلاش می‌کنند، در واقع به دنبال جاه طلبی‌های شخصی و جاه دنیوی هستند و شعارهای فریبنده ای درباره امید و زندگی مرفه و غیره به مردم داغدیده صادر می‌کنند، و در میان آنها کسی را نمی‌یابید که طرحی روشن و پروژه ای مفصل برای پیشرفت سودان و آبادانی آن و حفظ خون و کرامت مردمش داشته باشد.

در میان احزاب سیاسی جز صادقی که به امتش دروغ نمی‌گوید، حزب التحریر، کسی را نمی‌یابید که پروژه ای مفصل و روشن داشته باشد که از عقیده مردم نیکوکار این کشور سرچشمه بگیرد، پروژه ای که ضامن پایان دادن به درگیری‌های خونین و نجات سودان از درگیری سیاسی کشورهای طمع کار باشد؛ زیرا حزب التحریر حزبی سیاسی است که هدفش از سرگیری زندگی اسلامی است، بنابراین با تمام وضوح فکر و پروژه خود را به صحنه ارائه می‌کند و با امت و نیروهای زنده آن صحبت می‌کند تا این پروژه را بپذیرند و یاری کنند تا اجرا شود و در آن عزت اسلام و اهلش باشد.

پروژه ای که به امت عرضه شده است و مردانی برای آن آماده شده اند که اسلام را به عنوان یک ایده و روش حمل می‌کنند و معلوم است و مجهول نیست و قابل بحث با استدلال و دلیل شرعی است و حزب به امت تضمین می‌دهد که با اجرای پروژه خود که از کتاب خدا و سنت رسولش برگرفته شده است، مصیبت‌هایش پایان می‌یابد و از استبداد آمریکا و اروپا و غیره رهایی می‌یابد. و مردانی دارد که دغدغه پیشرفت امت خود را دارند نه دغدغه مناصب خود را و می‌دانند که سرپرستی آنها از امت و اجرای شریعت خدا فریضه ای است که در برابر خدا پاسخگو خواهند بود نه تشریف در مجالس سازمان ملل و شورای امنیت.

تفاوت بین دولت امید و پروژه توافق چارچوبی یا غیره که آمریکا برای سودان آماده می‌کند، و بین پروژه قانون اساسی که حزب التحریر برای امت آماده کرده است، مانند تفاوت بین تاریکی‌ها و نور است.

مردم سودان دولتی می‌خواهند که مشکلاتشان را حل کند و زندگی‌شان را از طریق تضمین برآورده کردن نیازهای اساسی فرد (خوراک، پوشاک و مسکن) و تضمین برآورده کردن نیازهای اساسی جامعه (امنیت، آموزش و درمان) و آنچه این امر مستلزم آن است از تامین آب آشامیدنی، برق و زیرساخت‌ها؛ از شبکه‌های ارتباطی، جاده‌ها، پل‌ها و غیره، و آنچه همه اینها مستلزم آن است از متوقف کردن غارت ثروت‌های کشور، بازگرداندن اموال مالکیت‌های عمومی به صاحبانشان و اساس همه اینها ریشه کن کردن نفوذ کافر استعمارگر از کشورمان است. این همان چیزی است که امید را در دل مردم سودان زنده می‌کند و این چیزی است که دولت کامل ادریس نمی‌تواند آن را محقق کند. زیرا او به سادگی سکولاریسم را اجرا می‌کند که شکست خود را در سراسر جهان و در همه سطوح ثابت کرده است. اصلی که عقیده جدایی دین از زندگی و انکار حق خالق در قانونگذاری را می‌پذیرد و ارضای لذت‌ها و نیازهای فرد را هدف و مقصود و راه سعادت قرار می‌دهد و بقا را برای قوی‌ترین می‌داند و معیار موفقیت در آن افزایش دستاوردهای فردی به هر طریقی است، حتی اگر به دیگران آسیب برساند، زیرا قانون از غافلان حمایت نمی‌کند و ثروت‌ها را در دست عده کمی جمع می‌کند که شایسته مالکیت آن هستند زیرا باهوش‌ترین و تواناترین در مالکیت آن هستند بدون اینکه به مستضعفان یا گروه‌های کم شانس اهمیت دهند. دغدغه دولت در آن حفظ سطح تولید مناسب و سطح اقتصادی بالایی است که هیبت و سلطه ذی نفعان در آن را تضمین می‌کند. اصلی که در آن فرد ارزشی ندارد مگر به میزانی که منافع طبقه بالا را محقق کند. اصلی که هتک حرمت ملت‌ها و غارت خیرات آنها را جایز می‌داند و توجیه این جنایت را به نام حقوق بشر و نشر آزادی‌ها جایز می‌داند!

نظام‌های دموکراتیک جنایتکاران را پرورش می‌دهند، بلکه جرم را می‌سازند و فساد را به دلیل ضعف مجازات‌ها در نزد آنها ترویج می‌کنند، آنها گمان می‌کنند که به مردم مهربان‌تر از خالقشان هستند و بعد از کفر گناهی نیست.

اما امید واقعی برای سودان تنها در سایه اسلام خواهد بود که مردم سودان به آن اعتقاد دارند، عقیده و نظام‌های زندگی کامل تا روز قیامت، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینًا﴾، این اسلام حق است و امید جز در سایه حق متولد نمی‌شود. و هنگامی که نظام خلافت برپا شود، امید به زندگی شرافتمندانه در سایه اسلام متولد می‌شود، برای موارد زیر:

 اولاً: به محض اعلام برپایی دولت خلافت، خلیفه ابطال عمل به قانون اساسی موضوعه را اعلام می‌کند و بلافاصله شروع به اجرای قانون اساسی اسلامی برگرفته از کتاب و سنت می‌کند و با این کار دست غرب کافر را قطع می‌کند و هرگونه دخالت خارجی را رد می‌کند.

ثانیاً: خلیفه بلافاصله شروع به تعیین معاونان و والیان می‌کند و بلافاصله شروع به رسیدگی به مشکلات رعیت دور از هرگونه سهمیه بندی می‌کند، زیرا سلطان شرعاً برای امت است نه برای کسی که سلاح حمل می‌کند و با خارجیان تبانی می‌کند. و اهل علم و تقوا و خیر را نزدیک می‌کند و با این کار هویت واقعی امت را ترسیم می‌کند.

ثالثاً: خلافت به هرگونه توافقنامه باطل اقتصادی یا سیاسی با خارجیان پایان می‌دهد و به غارت ثروت‌های کشور توسط غرب پایان می‌دهد و از ثروت فکری و مادی امت نردبانی می‌سازد که با آن ارتقا یابد تا همانطور که قبلاً بود، به کشور اول در جهان تبدیل شود.

رابعاً: خلیفه به هرگونه وجود لانه‌های جاسوسی از خارج پایان می‌دهد، زیرا کار سفارتخانه‌ها و هیئت‌های دیپلماتیک فقط محدود به انتقال پیام‌ها بین خلیفه و کشورهای خارجی است، نه دخالت در امور سیاسی کشور و نه گشت و گذار در آن و غارت ثروت‌هایش. و برای تضمین رعایت حقوق اهل ذمه با هر اعتقاد و نژادی طبق احکام شرع تلاش خواهد کرد و با این کار به پرونده‌های به حاشیه رانده شدگان و تبعیض نژادی و فرقه‌ای پایان می‌دهد. زیرا اسلام ضامن اعطای حق هر صاحب حقی است.

خامساً: خلیفه مسلمین نیروی مسلح در کشور را به یک نیرو تبدیل می‌کند که خودش ریاست آن را بر عهده دارد و به پوچی ساختن شبه نظامیان جدید با هر صبح جدید پایان می‌دهد، بلکه مصیبت بارتر این است که برخی از آنها در کشورهای خارجی آموزش می‌بینند! سپس ما در زیر سایه این نیروهای مسلح متعدد، امید و زندگی شرافتمندانه را آرزو می‌کنیم!

سادساً: خلافت تمام توانایی‌های رسانه ای خود را برای نشر پیام اسلام و عدالت و صدق آن به مردم به کار می‌گیرد و فرهنگ اسلامی را در کشور منتشر می‌کند و علم و علما را مورد توجه قرار می‌دهد و مشتاق است که به هر مظهری که خدا از آن راضی نیست از فکر یا فرهنگ بیگانه پایان دهد، بنابراین جامعه اسلامی جامعه برادری، رحمت و تعاون در نیکی و تقوا باقی می‌ماند و در کنار آن با تامین نیازهای اساسی فرد و جامعه و بازگرداندن مالکیت‌های عمومی و مالکیت دولت به صاحبانش و انفاق مال در مستحق آن که خدا واجب کرده است، جامعه ای امن را تضمین می‌کند که مردمش از امنیت و امان برخوردار باشند و مردمش به ساختن و ارتقای فکری و سیاسی و حمل اسلام مشغول شوند، نه به جمع آوری نیرو یا کشتن یکدیگر و نشر فساد و هرج و مرج.

این قطره ای از دریای احکام اسلام است، هنگامی که آن را به عنوان پروژه ای به امت ارائه می‌دهیم، می‌تواند امید را در زندگی شرافتمندانه زنده کند و روزی که در مقام عمل و اجرا قرار گیرد، زندگی ما زیر و رو می‌شود و امید به دنبال عملی می‌آید که ما را به اوج‌های عظمت می‌رساند، همانطور که قبلاً بودیم، و این بر خدا دشوار نیست.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ﴾.

#أزمة_السودان           #SudanCrisis

نوشته شده برای دفتر اطلاع رسانی مرکزی حزب التحریر

بیان جمال

More from null

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

هر بار که "نماد جدیدی" با ریشه های مسلمان یا ویژگی های شرقی به ما ارائه می شود، بسیاری از مسلمانان هلهله می کنند و امیدها بر توهمی به نام "نمایندگی سیاسی" در یک نظام کافرانه استوار می شود که اسلام را نه به عنوان حکومت، نه به عنوان عقیده و نه به عنوان شریعت به رسمیت نمی شناسد.

همه ما شادی عظیمی را به یاد می آوریم که با پیروزی اوباما در سال 2008 احساسات بسیاری را فرا گرفت. او پسر کنیا است و پدرش مسلمان است! و در اینجا برخی توهم کردند که اسلام و مسلمانان به نفوذ آمریکا نزدیک شده اند، اما اوباما یکی از آزاردهنده ترین روسای جمهور برای مسلمانان بود، زیرا لیبی را ویران کرد و در فاجعه سوریه سهیم شد و افغانستان و عراق را با هواپیماها و سربازانش به آتش کشید، بلکه خونریز یمن از طریق ابزارهای خود بود و دوران او ادامه خصومت نظام مند علیه امت بود.

امروز این صحنه تکرار می شود، اما با نام های جدید. زوهران ممدانی به این دلیل مورد تجلیل قرار می گیرد که مسلمان، مهاجر و جوان است، انگار که او منجی است! اما فقط تعداد کمی به مواضع سیاسی و فکری او نگاه می کنند. این مرد از حامیان سرسخت همجنس‌بازان است و در فعالیت‌های آنها شرکت می‌کند و انحراف آنها را حقوق بشر می‌داند!

چه ننگی است که مردم به آن امید می بندند؟! آیا این تکرار همان شکست سیاسی و فکری نبود که امت بارها و بارها در آن افتاده است؟! بله، زیرا او شیفته ظاهر است نه ذات! با لبخندها فریب می خورد و با احساسات برخورد می کند نه با عقیده، و با نام ها نه با مفاهیم، و با نمادها نه با اصول!

این شیفتگی به شکل ها و نام ها نتیجه غیبت آگاهی سیاسی شرعی است، زیرا اسلام با اصل و نسب یا نام یا نژاد سنجیده نمی شود، بلکه با التزام به اصل اسلام به طور کامل؛ نظام، عقیده و شریعت. و هیچ ارزشی برای مسلمانی نیست که به اسلام حکومت نکند و از آن یاری ندهد، بلکه تابع نظام سرمایه داری کافر است و کفر و انحرافات را به نام "آزادی" توجیه می کند.

و تمام مسلمانانی که از پیروزی او خوشحال شدند و گمان کردند که او بذر خیر یا آغاز بیداری است، بدانند که بیداری از درون نظام های کفر، نه با ابزارهای آن، نه از طریق صندوق های رای آن، و نه زیر سقف قانون اساسی آن صورت نمی گیرد.

کسی که خود را از طریق نظام دموکراتیک ارائه می دهد و به احترام به قوانین آن سوگند یاد می کند، سپس از انحراف جنسی دفاع می کند و آن را جشن می گیرد و به چیزی که خدا را خشمگین می کند دعوت می کند، یاور اسلام و امید امت نیست، بلکه ابزاری برای صیقل دادن و رقیق کردن است، و نمایندگی دروغینی است که هیچ سود و زیانی ندارد.

آنچه که به اصطلاح موفقیت های سیاسی در غرب برای برخی از شخصیت ها با نام های اسلامی خوانده می شود، چیزی جز خرده هایی نیست که به عنوان مسکن برای امت ارائه می شود، تا به آنها گفته شود: ببینید، تغییر از طریق نظام های ما امکان پذیر است.

 حقیقت این "نمایندگی" چیست؟

غرب درهای حکومت را به روی اسلام باز نمی کند، بلکه فقط به روی کسانی باز می کند که با ارزش ها و افکار آن همخوانی داشته باشند. و هر کسی که وارد نظام آنها شود باید قانون اساسی آنها و قوانین عرفی آنها را بپذیرد و از حکومت اسلام چشم پوشی کند، اگر به این راضی شود، به یک الگوی قابل قبول تبدیل می شود، اما مسلمان واقعی، از ریشه مورد قبول آنها نیست.

زوهران ممدانی کیست؟ و چرا این توهم ساخته می شود؟

او فردی است که نام مسلمان دارد اما دستور کار منحرفی را اتخاذ می کند که کاملاً مخالف فطرت اسلام است، از حمایت از همجنس گرایان و ترویج آنچه "حقوق" آنها نامیده می شود، و او یک الگوی زنده برای چگونگی ساخت الگوهای خود توسط غرب است: مسلمان به نام، سکولار در عمل، خدمتگزار دستور کار لیبرالیسم غربی نه بیشتر. بلکه برای مشغول کردن امت از مسیر واقعی خود، به جای اینکه خواستار دولت اسلامی و خلافت شود، درگیر کرسی های پارلمانی و مناصب در نظام های کفر می شود! و به جای اینکه برای آزادی فلسطین رو کند، منتظر کسی می ماند که "از غزه" از داخل کنگره آمریکا یا پارلمان اروپا "دفاع کند"!

حقیقت این است که این تحریف مسیر تغییر واقعی است، که برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت است، که پرچم اسلام را بالا می برد، شریعت خدا را برپا می کند و امت را پشت سر یک خلیفه متحد می کند که از پشت سرش می جنگند و از او تقوا می کنند.

پس فریب نام ها را نخورید و از کسانی که از نظر ظاهری به شما تعلق دارند و از نظر محتوایی با شما مخالفند، خوشحال نشوید، زیرا هر کس نام سعید یا علی یا زوهران را یدک می کشد در راه پیامبر ما محمد ﷺ نیست.

و بدانید که تغییر از داخل پارلمان های کفر نمی آید، بلکه از ارتش های امت می آید که زمان آن رسیده است که به حرکت درآیند، و از جوانان آگاه آن که شب و روز برای براندازی غرب و مزدوران و پیروان خائن آن در سرزمین های اسلام و مسلمانان تلاش می کنند.

مسلمانان از طریق انتخابات دموکراسی و نه از طریق صندوق های غرب به پا نخواهند خاست، بلکه با یک بیداری واقعی بر اساس عقیده اسلامی، با برپایی دولت خلافت راشده که جایگاه اسلام را باز می گرداند، عزت مسلمانان را باز می گرداند و توهمات دموکراسی را درهم می شکند.

فریب نام ها را نخورید و امید خود را به افراد در نظام های کفر نبندید، بلکه به پروژه بزرگ خود بازگردید: از سرگیری زندگی اسلامی، این تنها راه عزت و پیروزی و تمکین است.

صحنه تکرار خفت باری از مصیبت های قدیمی است: نمادهای جعلی، وفاداری به نظام های غربی، و انحراف از مسیر اسلام. و هر کس این مسیر را تشویق کند، امت را گمراه می کند. پس به پروژه خلافت بازگردید و اجازه ندهید دشمنان اسلام رهبران و نمایندگان شما را بسازند. عزت در کرسی های دموکراسی نیست، بلکه در منصب خلافت است که حزب التحریر برای آن تلاش می کند و امت را از این انحطاط فکری و سیاسی برحذر می دارد. پس هیچ نجاتی برای ما نیست جز با دولت خلافت، که اجازه نمی دهد کسانی که به دینی غیر از اسلام معتقدند بر مسلمانان حکومت کنند، نه کسانی که انحراف و انحراف را توجیه می کنند، و نه کسانی که برای مردم غیر از آنچه خدا نازل کرده است قانونگذاری می کنند.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر