توافقنامه دفاع مشترک بین عربستان سعودی و پاکستان و مفهوم آن
توافقنامه دفاع استراتژیک مشترک بین عربستان سعودی و پاکستان در تاریخ 2025/9/17 اعلام شد. در بیانیه مشترک بین امضاکنندگان، ولیعهد عربستان سعودی محمد بن سلمان و نخست وزیر پاکستان نواز شریف آمده است: «امضای توافقنامه دفاع استراتژیک مشترک بین دو طرف در چارچوب تلاش دو کشور برای تقویت امنیت خود و تحقق امنیت و صلح در منطقه و جهان صورت میگیرد. هدف آن توسعه جنبههای همکاری دفاعی بین دو کشور و تقویت بازدارندگی مشترک در برابر هرگونه تجاوز است، و هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور تجاوز به هر دوی آنها تلقی میشود.»
بسیاری از مردم از مفهوم این توافقنامه سؤال کردند و برخی از مسلمانان فکر کردند که این یک اتحاد در برابر کیان یهود است و برخی نوشتند که این یک اتحاد بین پول سعودی و هستهای پاکستان است که یک نیروی بازدارنده برای مسلمانان ایجاد میکند. اما به دلایل زیر به نظر نمیرسد که چنین چیزی درست باشد:
1- نظام سعودی پیرو آمریکا است و شواهد زیادی این را ثابت میکند و آخرین آن توسل به آمریکا با کشورهای دیگر در منطقه برای متوقف کردن جنگ غزه است. و از دستورات آن پیروی کرد و به یاری مردم غزه برنخاست و آنها را رها کرد تا دشمن آنها را از ورید تا ورید ذبح کند و هر کاری که میخواهد با آنها بکند، از گرسنگی دادن و ویران کردن خانهها و مدارس و بیمارستانها بر سر آنها و کوچاندن آنها از مکانی به مکان دیگر. این نظام برای یاری آنها به دلیل پیروی از دستورات آن مداخله نکرد.
و سرانجام این نظام از طرح رئیس جمهور خود ترامپ برای متوقف کردن جنگ در غزه استقبال کرد، که خواستههای کیان یهود را مبنی بر خلع سلاح مجاهدین، واگذاری کنترل امنیتی به یهودیان بر غزه، پوشش دادن جنایات آن و فراموشی آنها را برآورده میکند.
این نظام در جریان سفر رئیس جمهور خود ترامپ به ریاض در ماه مه گذشته حمایت خود را از آمریکا اعلام کرد و با صدها میلیارد دلار، بیش از 600 میلیارد دلار، برای حمایت از اقتصاد آمریکا و پروژههای نظامی آمریکا در توسعه سلاحها و موشکها، از آن حمایت مالی کرد، که بخشی از آن بهای سلاحهایی است که برای کیان یهود میفرستد تا مسلمانان را در غزه بکشد.
2- همچنین نظام پاکستان، پیرو آمریکا است، بنابراین یکی از متوسلان به ترامپ با عربستان سعودی و دیگران برای متوقف کردن جنگ غزه بود و برای یاری آنها به دلیل پیروی از دستورات آن حرکتی نکرد. و همچنین از طرح اخیر ترامپ برای متوقف کردن جنگ در غزه استقبال کرد.
و هنگامی که در ماه مه گذشته از او خواست از درگیری با هند دست بردارد، از دستورات ترامپ پیروی کرد، و این فرصتی بود برای شکستن شوکت هند و سپس حرکت به سوی آزادی کشمیر.
نواز شریف، نخست وزیر آن، پیروی خود را از دستورات ترامپ اعلام کرد، همانطور که فرمانده ارتش پاکستان، که فرمانده واقعی پاکستان است، عاصم منیر، پس از تصدی فرماندهی ارتش در جریان سفر خود به آمریکا در ماه دسامبر 2023، و همچنین در سفر اخیر خود به آمریکا در ماه اوت گذشته، وفاداری خود را به آمریکا اعلام کرد. و برای تأکید بر وفاداری خود به آن، ترامپ، رئیس جمهور خود را برای بردن جایزه صلح نوبل نامزد کرد، در حالی که ترامپ در حال جنگ علیه امت اسلام است و از کیان یهود در نسل کشی مردم غزه و کوچاندن و تخریب آن و تبدیل آن به یک استراحتگاه حمایت میکند.
3- در گذشته، نظامهای سعودی و پاکستانی از اشغال افغانستان توسط آمریکا حمایت کردند و همچنان از برنامههای آن در آنجا حمایت میکنند، تا زمانی که تسلیم آن شوند. و پاکستان در طول اشغال شوروی و آمریکا، افغانهای پناهنده به آن را اخراج میکند و روابط را با آن متشنج میکند، تا جایی که وارد درگیریهای مرزی با آن میشود. و سرزمینهای خود را نقطه شروع حرکت آمریکا علیه افغانستان قرار میدهد.
4- به همین دلیل، تصور نمیشود که رهبران نظامهای سعودی و پاکستانی خارج از این محدوده، یعنی پیروی از آمریکا، رفتار کنند و سپس توافقنامه دفاع مشترک را بدون اشاره از آمریکا یا موافقت آن اعلام کنند.
5- با توجه به این و با توجه به شرایط کنونی، میتوان مفهوم آن را در نکات زیر فهمید:
الف- فریب مردم ساده که گویا این دو نظام برای یاری مردم غزه یا مقابله با کیان یهود آماده میشوند، که اعلام کرده است که میخواهد پروژه (اسرائیل بزرگ) را برپا کند، جایی که بخشی از عربستان سعودی در پروژه آن وارد میشود. و پس از حمله به قطر که خدمات بزرگی به آن ارائه کرد، تهدیداتی را علیه همه کشورهای منطقه آغاز کرد، جایی که سرزمینهای خود را مکانی برای مذاکرات برای آزادی اسرای یهودی و تسلیم کردن حماس به خواستههای یهود قرار داد.
ب- آمریکا میخواهد پاکستان را از پرداختن به هند و مسئله کشمیر منصرف کند و آن را وادار کند تا بر مسئله خاورمیانه تمرکز کند. و بدین ترتیب، عامل خود هند را که آن را برای مقابله با چین هدایت میکند، راحت میکند، و برای تحمیل کنترل کامل خود بر کشمیر و اسکان هندوها در آن و تقویت پروژههای خود در کنترل آب رودخانههای بین دو کشور.
ج- آمریکا ترامپ ایده خاورمیانه جدید را مطرح کرد، گویی تجدید ایده خاورمیانه بزرگ است که در زمان مشابه خود به ریاست جورج بوش پسر راه اندازی کرد، جایی که شامل همه کشورهای اسلامی میشود. پس پاکستان و دیگران در این ایده و در برنامه آن برای منطقه وارد میشوند. و مهمترین آن به رسمیت شناختن کیان یهود و عادی سازی روابط با آن در چارچوب توافقات ابراهیم است. پس پاکستان به محض اعلام پذیرش این توافقات خیانت آمیز بزرگ، به عربستان سعودی ملحق میشود.
د- یکی از مهمترین اهداف آمریکا تمرکز کیان یهود در منطقه است، زیرا پایگاه آن در منطقه و بازوی آن است که با آن میکوبد بدون اینکه وارد جنگهای مستقیم شود، همانطور که قبلاً انجام داد تا نفوذ خود را متمرکز کند و مانع از رهایی امت و نهضت آن و برپایی خلافت موعود شود. پس از همه کشورهای اسلامی میخواهد که این کیان بیگانه با جسم امت را هضم کنند و آن را به رسمیت بشناسند و آن را یک پروژه بدانند، و همه غصب آن از سرزمین اسلامی عزیز بر مسلمانان را که در آن اولین قبله و سومین حرم قرار دارد، در ازای وعدههای واهی برای برپایی کیان فلسطینی خلع سلاح شده که به آن دولت فلسطین اطلاق میشود، فراموش کنند، و آن دولت نیست، و بیشتر شبیه حکومت خودمختار بر بخشی از بخشی از فلسطین است. با علم به اینکه کیان یهود آن را رد میکند و آن را عملاً بعید کرده است، بنابراین پروژه برپایی دولت فلسطین یک سرگرمی و مشغول کردن مردم و گمراه کردن آنها و فرار از مسئولیت آزادی فلسطین باقی میماند.
هـ- از آنجایی که این توافقنامه تصریح میکند که هرگونه تجاوز به هر یک از آنها تجاوز به هر دوی آنها است، اگر کیان یهود تحت هر بهانهای به عربستان سعودی ضربه بزند، پاکستان مجبور خواهد شد از عربستان سعودی دفاع کند، پس وارد عمل میشود و به کیان یهود ضربه میزند. و در این هنگام کیان یهود به نیروگاههای هستهای پاکستان ضربه میزند و برای نابودی قدرت هستهای آن تلاش میکند. و این کیان متکبر و زورگو به آمریکا، همه کشورهای منطقه را تهدید کرده است که به هر جایی که در آن تهدیدی برای امنیت خود ببیند، ضربه خواهد زد. با علم به اینکه در تاریخ گذشته تهدید کرده بود که به نیروی هستهای پاکستان ضربه خواهد زد.
و بر اساس همه اینها، از این نظامها و از توافقات آنها خیری برای این امت امید نمیرود، پس باید نسبت به آن آگاه بود، و باید برای تغییر آنها که تسلیم دشمنان امت هستند، بلکه خدمتگزار آنها هستند و برای راضی کردن آنها تلاش میکنند و از آنها حمایت میکنند و در برابر جنایات آنها در حق امت سکوت میکنند، و آخرین آن تجاوز آنها به غزه است، تلاش کرد.
و کار باید بر روی متحد کردن کشورهای اسلامی در یک دولت واحد که بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است، حکومت کند، متمرکز شود تا به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل شود، همانطور که حدود 13 قرن بود، در برابر آمریکا بایستد و آن را از منطقه بیرون کند، و فلسطین و کشمیر را از چنگال یهود و هندوها پاک کند، و همچنین کشورهای اسلامی اشغال شده دیگر را پاک کند و مسلمانان را در هر کجا یاری کند، نه اینکه کشورهای جداگانهای باقی بمانند که با بستن توافقات چه دفاعی و چه اقتصادی یا تقویت روابط دوجانبه، مسلمانان را فریب میدهند.
نوشته شده برای دفتر رسانهای مرکزی حزب التحریر
اسعد منصور