ضربه کیان یهود جنایتکار به نشست وزارتی در صنعا، نشانه ای از یک بیماری عمیق تر است
به گزارش خبرگزاری یمنی "سبأ" که توسط حوثی ها اداره می شود، حوثی ها روز دوشنبه پیکرهای نخست وزیر سابق خود و تعدادی از وزرای دولت وی را که در حملات یهودیان به صنعا در هفته گذشته کشته شده بودند، تشییع کردند.
منابع آگاه گزارش دادند که این عملیات با دقت بالایی انجام شده است که نشان دهنده یک رخنه اطلاعاتی جدی است که به هواپیماهای دشمن کمک کرد تا هدف را با دقت مورد اصابت قرار دهند. در زمانی که غیبت برخی از مسئولانی که قرار بود در این نشست حضور داشته باشند، علائم سوالاتی را در مورد ماهیت هماهنگی امنیتی و اینکه چه کسی پشت این درز اطلاعاتی قرار دارد، برانگیخته است.
آنچه در صنعا رخ داد، تنها یک بمباران گذرا یا یک خسارت نظامی نبود، بلکه تصویری رسواکننده از افشای این نظامها و ناتوانی آنها در برابر دشمنان امت است. کدام دولتی است که رهبرانش بدون کمترین احتیاطی به یک قتل عام زیر یک سقف کشانده می شوند؟ و کدام حاکمیتی است که در مورد آن لاف می زنند در حالی که جنگ ها در آسمان و دفاتر آن از اتاق های اطلاعاتی خارجی اداره می شود؟
جمع کردن این تعداد وزیر در زمان جنگ و سپس هدف قرار دادن آنها با این دقت، نشان می دهد که اطلاعات از نزدیک ترین حلقه ها، بلکه شاید از داخل خود آنها درز کرده است. ما در برابر چه کسی قرار داریم؟ فقط در برابر دشمنان خارجی؟ یا در برابر شبکه ای از مزدوران و خائنانی که کشور را به روی اطلاعات بین المللی باز کرده اند، هر که را بخواهند می کشند و هر که را بخواهند نجات می دهند؟
سپس رهبرانی که "به طور اتفاقی" در این نشست غایب بودند کجا رفتند؟ آیا این غیبت اتفاقی بود یا ترتیب از پیش تعیین شده؟ و چگونه می توان آینده کشور و سرنوشت مردم آن را بازیچه دست اتاق های سیاه قرار داد؟
شیخ تقی الدین نبهانی رحمه الله فرمود: «مسلمانان از خطر این فرهنگ غافل شده اند و با استعمارگران می جنگند و فرهنگ او را از او می گیرند، در حالی که این فرهنگ او علت استعمار آنهاست و به وسیله آن استعمار در سرزمین هایشان متمرکز می شود... از پشت دست خود را به سوی او دراز می کنند تا با هر دو دست زهر های کشنده او را بگیرند، آن را سر می کشند و بین دستانش هلاک می شوند، نادان آنها را شهیدان نبرد می پندارد، در حالی که آنها فقط قربانیان غفلت و گمراهی هستند.»
این دقیقاً همان چیزی است که امروز می بینیم؛ نظام هایی که ادعای مقاومت و ایستادگی می کنند، اما با قوانین بشری حکومت می کنند، به فرهنگ غربی تکیه می کنند و قدرت خود را بر پایه ای غیر از اسلام بنا می کنند. بنابراین، آنها درها را به روی دشمن باز می کنند، مردم را محکم می گیرند و آنها را طعمه فقر، خونریزی و شکست قرار می دهند.
این تأیید می کند که این نظام های مزدور مسئولیت کامل آنچه رخ داده و در حال وقوع است را بر عهده دارند و راه حل در تغییر افراد یا مناصبی که در حملات هوایی سقوط می کنند، یا در ائتلاف ها و آشتی های ضعیف نیست، بلکه راه حل اساسی برپایی خلافت راشده است که استعمار را از ریشه می کند، حکومت را به آنچه خداوند نازل کرده باز می گرداند، هر خائن و همدستی را محاکمه می کند و تجاوز را با دستی قوی پاسخ می دهد، دستی که نه وابستگی می شناسد و نه سازش.
یا بیدار می شویم و از این نظام فرسوده جدا می شویم، یا تا زمانی که خداوند به پیروزی و گشایش خود اذن دهد، قربانی غفلت و گمراهی باقی می مانیم، ﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ﴾.
این حمله هوایی هولناک گواهی آشکار و غیرقابل انکاری بر رخنه عمیق امنیتی و اطلاعاتی است که سرزمین یمن را درنوردیده است و نقاط ضعف پنهان در غیاب یک دولت دارای حاکمیت واقعی را آشکار می کند. این فاجعه ما را وادار می کند تا با سؤالات نگران کننده ای روبرو شویم: چه کسی این رخنه را تسهیل کرد؟ چه کسی نجات یافت و چرا؟ و این حادثه واقعاً برای آینده حوثی ها چه معنایی دارد؟
آنچه در صنعا رخ داد، صرفاً یک ترور سیاسی مجزا نیست، بلکه ثمره تلخ و اجتناب ناپذیر یک شکست سیستماتیک است؛ غیبت آشکار یک دولت واقعی که قادر به محافظت از شهروندان خود، دفع تجاوز خارجی، محاکمه خائنان و قطع دستان توطئه گران باشد.
ادامه گسترش نظام های مزدور، عاری از قدرت تصمیم گیری، که فاقد کنترل واقعی بر دستگاه های حیاتی حکومت هستند، سرزمین های مسلمانان را به عرصه ای حاصلخیز برای آژانس های اطلاعاتی بین المللی و میدانی مناسب برای تسویه حساب ها تبدیل کرده است.
همانطور که شیخ جلیل تقی الدین نبهانی، رحمه الله، با بصیرت نافذی خاطرنشان کرد، این حقیقت عمیق با وضوحی ترسناک در رویدادهای امروز طنین انداز می شود. ما شاهد نظام هایی هستیم که با صدای بلند مقاومت و ایستادگی را اعلام می کنند، اما با این وجود به طور متناقضی از طریق دریچه فرهنگ غربی حکومت می کنند و نظام های حکومتی را تأسیس می کنند که اساساً با اصول اسلام در تضاد است. با این کار، آنها ناخواسته درها را به روی دشمن باز می کنند، در حالی که همزمان قبضه خود را بر مردم خود محکم می کنند و آنها را طعمه ناامیدی، فقر و خونریزی قرار می دهند.
از دیدگاهی عمیق تر، دقت حمله صنعا، که چنین تجمع سطح بالایی را هدف قرار داد، فراتر از دامنه یک ضربه نظامی سنتی است. این نشان دهنده یک عملیات برنامه ریزی شده با دقت است که با اطلاعات اطلاعاتی از بالاترین سطوح انجام شده است. سوال محوری که فریاد می زند و خواستار پاسخ است این است: چگونه به چنین نشستی حیاتی، که شامل رهبران ارشد حوثی ها می شود، اجازه داده شد تا در زیر یک سقف، در نقض آشکار پروتکل های اساسی امنیتی در زمان جنگ، برگزار شود؟ جوهر دفاع استراتژیک حکم می کند که هرگز تیم رهبری دولت در یک مکان آسیب پذیر جمع نشوند، به طور خاص برای جلوگیری از خسارات فاجعه بار در این مقیاس، مگر اینکه حوثی ها دلایل دیگری داشته باشند که روزها نتایج آن را نشان خواهد داد، و بر کسی پوشیده نیست که چه مصیبت هایی شبیه به این قبلاً به ایران و حزب آن در لبنان وارد شده است، گویی کارگردان این صحنه ها یکی است و سناریویی که تکرار آن متوقف نخواهد شد.
علاوه بر این، دقت جراحی که این عملیات با آن انجام شد، قویاً نشان می دهد که اطلاعات مستقیماً تحویل داده شده است و احتمالاً از داخل حلقه های داخلی قدرت نشأت گرفته است. اگر این واقعاً درست باشد، حوثی ها با یک رخنه اطلاعاتی روبرو هستند که به همان اندازه خطرناک است، اگر نه بیشتر از خود حمله نظامی. این یک سؤال حیاتی دیگر را مطرح می کند: چگونه برخی از مسئولان، که انتظار می رفت به طور قطع در چنین نشست محوری حضور داشته باشند، توانستند از آسیب در امان بمانند؟ آیا غیبت آنها صرفاً یک تصادف خوشایند بود، یا یک ترتیب عمدی وجود داشت که خروج به موقع آنها را از منطقه مورد هدف در لحظه بحران تسهیل کرد؟ این باعث می شود صحنه آنچه در جنایت "سالن بزرگ" رخ داد، به ویژه با توجه به تسویه حساب های پی در پی که بین قدرت حوثی ها، حزب کنگره، بقایای عفاش و حزب اصلاح در جریان است و هنوز هم اخیراً طناب های خود را می کشد، به ذهن خطور کند.
تجزیه و تحلیل دقیق این حقایق نگران کننده منجر به چندین نتیجه اجتناب ناپذیر می شود:
اولاً: نقاط ضعف غیرقابل انکاری در چارچوب های حفاظت و امنیت فعلی حوثی ها وجود دارد که نشان دهنده فروپاشی حاکمیت ادعایی آنها و چنگ زدن آنها به بقایای ساختار جمهوری متزلزل است.
ثانیاً: این رویدادها باعث می شود که مردم اعتماد خود را به حوثی ها از نظر امنیتی و نظامی از دست بدهند، پس از اینکه از نظر فکری و فرهنگی سقوط کردند، و همه برای راه حل ریشه ای و جامع در بازگرداندن دولت اسلامی که از فرزندان خود محافظت می کند و از آنها دفاع می کند، هجوم خواهند برد.
با توجه به این تحولات خطرناک، آنچه در صنعا رخ داد باید انگیزه ای برای گفتگوی عمیق و صادقانه در مورد اتخاذ پروژه خلافت اسلامی به عنوان یک جایگزین و به طور قاطع و ضرورت قطع کامل دست استعمار غرب از سرزمین های مسلمانان باشد، مبادا در دام های مشابهی در آینده بیفتیم.
این نظام ها مسئولیت مستقیم فجایعی را که بر امت ما وارد می شود، بر عهده دارند. و ما با اطمینانی تزلزل ناپذیر تأکید می کنیم که راه حل ریشه ای و دائمی در انتصابات سیاسی، یا ائتلاف های گذرا، یا آشتی های سطحی وجود نخواهد داشت. بلکه، به طور غیرقابل انکاری، در برپایی خلافت راشده نهفته است، دولتی که استعمار را از ریشه می کند، حکومت را به آنچه خداوند نازل کرده باز می گرداند، تلافی می کند و هر خائن و همدستی را به سخت ترین شکل محاکمه می کند. بنابراین، طبقه فعال و تأثیرگذار از حاکمان و غیره در یمن باید این موضوع را به خوبی درک کنند.
بنابراین، انتخاب پیش روی ما واضح است: یا از خواب خود بیدار می شویم و از بند وابستگی رها می شویم، یا تا زمانی که خداوند به گشایش و پیروزی خود اذن دهد، قربانی غفلت و گمراهی باقی می مانیم. اکنون زمان عمل قاطعانه، ریشه دار در اصول واقعی اسلام است، ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ﴾.
نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر
ابوبکر الجبلی - ولایت یمن