به سوی مردم ستمدیده مغرب و جوانان به پا خاسته، مسائل حیاتی که باید از آن آگاه باشید!
October 04, 2025

به سوی مردم ستمدیده مغرب و جوانان به پا خاسته، مسائل حیاتی که باید از آن آگاه باشید!

به سوی مردم ستمدیده مغرب و جوانان به پا خاسته

مسائل حیاتی که باید از آن آگاه باشید!

ای جوانان به پا خاسته بر ظلم و ستم نظام، شما نیروی تغییر و امید تلاشگران در این راه هستید، و به دلیل اهمیت حیاتی شما و اهمیت اساسی توانایی هایتان، شما همچنین هدف کمین کنندگان و دار و دسته دزدان پیروزمند در انحراف جنبش شما، مهار حرکت شما و فلج کردن انرژی ها و تلاش هایتان هستید.

بدانید که ابزارهای فناوری که در استفاده از آن مهارت دارید، شمشیری دو لبه است، در پشت صفحه نمایش در گوشه ای، صفحه و دیوار عقلِ نصیحت کننده و امین وجود دارد، به او گوش فرا دهید و از او پند گیرید، و در گوشه ای دیگر و پشت آن صفحه و دیوار عقلِ شیطان رانده شده وجود دارد که از تعامل و احساسات شما سوء استفاده می کند، از او دوری کنید و به او گوش ندهید.

پس بیداری و آگاهی اولین مقدمات حرکت هدفمند و سازنده است.

برای جوانان به پا خاسته کشور، برای کسانی که از فساد نظام و سیستم آن و دار و دسته دزدان پیروزمندش آسیب دیده اند، اموری وجود دارد که باید از آن آگاه باشید تا خیزش شما به تخلیه احساسات سرکوب شده و سوزاندن انرژی ها و بازگشت به نقطه شروع و تجدید در عمر فاجعه و تمدید حکومت دار و دسته تبدیل نشود.

۱- باید از حقیقت بحرانی که فاجعه کشور و فاجعه شما، بلکه فاجعه امت را به وجود آورد، آگاه بود.

بحران، بحران نظام حکومتی و سیستم های مورد استفاده چه در سیاست داخلی و خارجی کشور، چه در اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و آموزش و درمان و رسانه و قضاوت و اداره (قوانین و سیاست ها و نهادها و دستگاه ها و حاکم و دولت و محیط سیاسی و مدیران...) است، این بحران یک سیستم جامع است که استعمار آن را به جا گذاشته و توسط ابزارهای استعمار و برای تحقق منافع استعمار به حساب منافع شما اداره می شود.

قضیه، قضیه نظام استعماری است که دار و دسته دزدان پیروزمند در مغرب آن را به نظام حکومتی تبدیل کرده اند، قضیه بسیار فراتر از صرفاً فساد در اینجا یا آنجا است، اگرچه فساد و ابزارهای آن از علائم و نتایج آن است.

۲- از آنجا که بحران ریشه ای است و مربوط به کل سیستم است، این امر مستلزم تعیین دقیق هدف و غایت حرکت و تلاش شماست.

باید هدف، تغییر سیستم سرمایه داری استعماری فاسد مورد استفاده باشد نه ترمیم برخی از جنبه های آن، با توجه به اینکه این سیستم قابل ترمیم نیست زیرا ساختار فکری اصلی آن فاسد است. باید هدف شما و مرکز توجه شما تغییر ریشه ای باشد، و تلاش خود را بر تغییر متمرکز کنید نه ترمیم، این خواسته های جزئی اتلاف وقت و از بین بردن تلاش هاست، و چه خواسته های جزئی که مطرح شد و سیستم فاسد ادعا کرد که آن را برآورده می کند (اصلاح قانون اساسی ۲۰۱۱ و روی کار آوردن دولت بن کیران، اسلامگرایان کار اجباری و تخلیه هیجان) و اینک شما شاهد تشدید اوضاع و بدی حال و وخامت بحران برای دهه های گذشته هستید که نسل های پی در پی را نابود کرد!

۳- فساد سیستم مستلزم یک جایگزین ریشه ای است و اینجاست که معضل بزرگ نهفته است، یعنی در غیاب تصور شما از یک جایگزین ریشه ای برای حل بحران خود.

 و این راه حل جز ریشه ای و با یک سیستم فکری و قانونی جامع برای مسائل سیاست و حکومت و اقتصاد و اجتماع و آموزش و قضاوت و رسانه و اداره و تمام سیستم های زندگی و جامعه و دولت نخواهد بود. و این سیستم جز مخالف سیستم سرمایه داری غربی که عامل بدبختی و شقاوت شماست، نخواهد بود.

ای جوانان: شما در درجه اول و آخر جوانان اسلام هستید و به خدا و کتابش و پیامبرش ﷺ ایمان دارید، و ایمان دارید که اسلام نظام زندگی و وحی از جانب پروردگار دانای حکیم و آگاه شماست، پس چگونه این ایمان بدون ترجمه سیستم قانونی اسلام و نظام های آن و سلطه آن بر زندگی شما ممکن است تا از حقیقت عدل و رحمت و رفاه اسلام بهره مند شوید و بدین وسیله بحران خود را از بین ببرید؟! ﴿پس هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می شود و نه بدبخت﴾.

پروژه تمدنی بزرگ اسلام جایگزینی است که باید به آن چشم بدوزید و به آن پایبند باشید و از حقایق آن آگاه باشید، و قبل از همه اینها به سوی صاحبان پروژه که عمر خود را در کاوش در اعماق آن سپری کرده اند، هدایت شوید، و به آنها گوش دهید و در پروژه بزرگ اسلام که حمل می کنند، تعمق و تفکر کنید. شور و شوق و انرژی شما بدون پروژه تمدنی اسلام تان، صرفاً فریادی در بیابان و دمیدن در خاکستر است!

۴- حذر از خطر قریب الوقوع در انحراف قطب نمای حرکت شما برای بازتولید سیاست های استعماری با چهره های عبوس دیگر از میان محافل سیاسی بحران زده و احزاب کار اجباری که به نوبت بحران را می چرخانند و اداره می کنند، با تغییر وزیر یا تغییر دولت یا اصلاحات قانون اساسی که نظام فاسد را باقی می گذارد و آن را از بین نمی برد!

حذر از شعارهای توخالی که از جنس نظام بحران است، بازاریابی مجدد دموکراسی غربی و حقوق بشر و آزادی های فحشای آن. با توجه به اینکه دموکراسی و کشورهای آن در غرب همان هایی هستند که کشور شما را استعمار کردند و تمام این ویرانی و خرابی را به جا گذاشتند، و شما را به دار و دسته دزدان محلی خود سپردند، اما حقوق بشر غرب، نسل کشی غزه گواه لرزان بر آن است، اما آزادی ها زنا به نام روابط رضایت آمیز و فحشا و مواد مخدر و عربده کشی و هنر مبتذل و سرگرمی های مخدر است، و تمام این آزادی های ساقط برای غرق کردن شما در باتلاق رذیلت است تا شما را از غارت ثروت هایتان توسط دزدان و مشغول شدن به جهنم زندگی خود باز دارند!

۵- برای تمام مردم مغرب و به ویژه جوانانشان: حذر ثم حذر از دام و فریب ساخت رهبری یا رهبران وهمی و مجازی برای تحریک شما، چرا که این در واقع روشی برای تخلیه هیجانات شما و وسیله ای برای محدود کردن حرکت شما و مهار و انحراف آن تا پایان سرکوب آن است!

آنچه در مغرب می گذرد، حرکت فراگیر برای همه مردم کشور در نتیجه دهه ها ظلم و ستم و فساد و سیاست های زشت نظام است. و از فریب و مکر خبیثانه است که از حرکت همه مردم ستمدیده، پیر و جوان، مرد و زن، چشم پوشی شود، با تمرکز بر گروه سنی از جوانان که استعمار آن را نسل زد (حرف لاتین) متولد بین ۱۹۹۷ و ۲۰۱۲، نسل تلفن های هوشمند و شبکه های اجتماعی و تنوع بر اساس طبقه بندی غربی استعماری نامیده است.

اینجاست که فریب نهفته است ای مردم کشور و ای جوانان کشور، مصیبت شما بزرگتر از یک نسل است، چه رسد به اینکه مشکل جوانان هیجان زده با ابزارها و روش های فناوری و طبقه بندی شده با معیارهای استعمار باشد، خلاصه کردن حرکت مردم کشور به آنچه جنبش "نسل زد ۲۱۲" نامیده می شود، تلاشی خبیثانه برای کوچک کردن حرکت همه مردم مغرب و محدود کردن و ناچیز شمردن ستم های مردم و خلاصه کردن آن در خواسته های حاشیه ای است، با توجه به اینکه تمام شهرهای بزرگ کشور به پا خاسته اند، نه صرفاً به دلیل ستم هایی که بر برخی از جوانانشان نازل شده است، بلکه به دلیل ظلم و ستمی که بر پدران قبل از پسران نازل شده است و همه را فرا گرفته و فرسوده کرده است، این ظلم به کل ملت است. قضیه، قضیه نظام حکومتی فاسدی است که همه مردم کشور به آتش آن سوخته اند و همه را فقیر و مقهور و ستمگر کرده است.

بیکاری و رکود و فقر و فساد آموزش و درمان و نبود تمام امکانات زندگی و گرانی فاحش معیشت و غول مالیات ها، و هدر دادن پول مردم در استادیوم ها و تفریحگاه ها و سپس ظلم و ستم و سرکوبی که پایانی ندارد، مصائب همه مردم کشور است، و نه سهم نسلی از یک گروه سنی که استعمار آن را نسل "زد" طبقه بندی کرده است، و هیچ کس در آن با آنها شریک نیست، این کوچک کردن مصیبت است و هدف از این کوچک کردن، خالی کردن هیجانات از اندوخته ظلم وحشتناکی است که بر مردم واقع شده است تا پایان انحراف قطب نمای حرکت و سپس سرکوب آن.

حذر حذر از رهبران آماده مجازی و بسته بندی شده که ناگهان مانند قارچ بدون سابقه مبارزه سیاسی و بدون دیدگاه و پروژه می رویند!

دار و دسته دزدان پیروزمند در چنگ زدن با دندان های نیش خود بر غارت و سرقت خود، حیله ای را از دست نمی دهند و دست هایشان از فریب خالی نیست.

ای جوانان به پا خاسته مغرب! شما بذر کاشته شده اسلام بزرگ هستید، شما از جنس وحی و از آب آسمان هستید، شما از بهترین امتی هستید که برای رهبری و پیشگامی بشریت جمعاً با اسلام پروردگار جهانیان برانگیخته شده اید. شما اصیل ترین و شریف ترین مردم از نظر نسب هستید، نسب شما اسلام بزرگ است و همین نسب کافی است، پس به سرزنش های غرب در طبقه بندی و کوچک کردن شما و بلکه جدا کردن شما از آغوش امت کریمه خود، و بالاتر از این، سلب کردن جبروت اسلام تان، تن ندهید، همانطور که غرب شما را فقط یک رمز حرف لاتین بی اهمیت و یک عدد بی معنی ۲۱۲ می خواهد، شما نسل "زد" نیستید همانطور که استعمار می خواهد، بلکه شما جوانان اسلام هستید همانطور که اسلام بزرگ تان می خواهد، بزرگترین دین و اصیل ترین تمدن و عالی ترین فرهنگ و والاترین تاریخ و رفیع ترین شکوه ها، شما مسلمان هستید همانطور که خداوند مولای تان شما را نامیده است و همین کافی است!

ای جوانان! یک کلام قاطع؛ پروژه تمدنی اسلام تان به عنوان جایگزینی برای جاهلیت غرب و نظام های وظیفه ای آن، و غیر از این، قعر پرتگاه و تداوم مصیبت شما و جهنم زندگی تان است.

پس بهترین جانشین برای گذشتگان خود از صحابه بزرگوار باشید و بهترین نسل ها بعد از نسل صحابه پیامبرتان ﷺ باشید که امر این دین را ابتدا در زمین برپا کردند، پس افتخار اولین کسی که آن را به زمین باز می گرداند تا بندگان خدا را با شریعت خدا حکم کند، از آن شما باشد. ﴿برای مانند این، کوشندگان باید بکوشند﴾، ﴿و در این [امر]، رقابت کنندگان باید رقابت کنند﴾.

نوشته شده توسط دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

مناجی محمد

More from null

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

هر بار که "نماد جدیدی" با ریشه های مسلمان یا ویژگی های شرقی به ما ارائه می شود، بسیاری از مسلمانان هلهله می کنند و امیدها بر توهمی به نام "نمایندگی سیاسی" در یک نظام کافرانه استوار می شود که اسلام را نه به عنوان حکومت، نه به عنوان عقیده و نه به عنوان شریعت به رسمیت نمی شناسد.

همه ما شادی عظیمی را به یاد می آوریم که با پیروزی اوباما در سال 2008 احساسات بسیاری را فرا گرفت. او پسر کنیا است و پدرش مسلمان است! و در اینجا برخی توهم کردند که اسلام و مسلمانان به نفوذ آمریکا نزدیک شده اند، اما اوباما یکی از آزاردهنده ترین روسای جمهور برای مسلمانان بود، زیرا لیبی را ویران کرد و در فاجعه سوریه سهیم شد و افغانستان و عراق را با هواپیماها و سربازانش به آتش کشید، بلکه خونریز یمن از طریق ابزارهای خود بود و دوران او ادامه خصومت نظام مند علیه امت بود.

امروز این صحنه تکرار می شود، اما با نام های جدید. زوهران ممدانی به این دلیل مورد تجلیل قرار می گیرد که مسلمان، مهاجر و جوان است، انگار که او منجی است! اما فقط تعداد کمی به مواضع سیاسی و فکری او نگاه می کنند. این مرد از حامیان سرسخت همجنس‌بازان است و در فعالیت‌های آنها شرکت می‌کند و انحراف آنها را حقوق بشر می‌داند!

چه ننگی است که مردم به آن امید می بندند؟! آیا این تکرار همان شکست سیاسی و فکری نبود که امت بارها و بارها در آن افتاده است؟! بله، زیرا او شیفته ظاهر است نه ذات! با لبخندها فریب می خورد و با احساسات برخورد می کند نه با عقیده، و با نام ها نه با مفاهیم، و با نمادها نه با اصول!

این شیفتگی به شکل ها و نام ها نتیجه غیبت آگاهی سیاسی شرعی است، زیرا اسلام با اصل و نسب یا نام یا نژاد سنجیده نمی شود، بلکه با التزام به اصل اسلام به طور کامل؛ نظام، عقیده و شریعت. و هیچ ارزشی برای مسلمانی نیست که به اسلام حکومت نکند و از آن یاری ندهد، بلکه تابع نظام سرمایه داری کافر است و کفر و انحرافات را به نام "آزادی" توجیه می کند.

و تمام مسلمانانی که از پیروزی او خوشحال شدند و گمان کردند که او بذر خیر یا آغاز بیداری است، بدانند که بیداری از درون نظام های کفر، نه با ابزارهای آن، نه از طریق صندوق های رای آن، و نه زیر سقف قانون اساسی آن صورت نمی گیرد.

کسی که خود را از طریق نظام دموکراتیک ارائه می دهد و به احترام به قوانین آن سوگند یاد می کند، سپس از انحراف جنسی دفاع می کند و آن را جشن می گیرد و به چیزی که خدا را خشمگین می کند دعوت می کند، یاور اسلام و امید امت نیست، بلکه ابزاری برای صیقل دادن و رقیق کردن است، و نمایندگی دروغینی است که هیچ سود و زیانی ندارد.

آنچه که به اصطلاح موفقیت های سیاسی در غرب برای برخی از شخصیت ها با نام های اسلامی خوانده می شود، چیزی جز خرده هایی نیست که به عنوان مسکن برای امت ارائه می شود، تا به آنها گفته شود: ببینید، تغییر از طریق نظام های ما امکان پذیر است.

 حقیقت این "نمایندگی" چیست؟

غرب درهای حکومت را به روی اسلام باز نمی کند، بلکه فقط به روی کسانی باز می کند که با ارزش ها و افکار آن همخوانی داشته باشند. و هر کسی که وارد نظام آنها شود باید قانون اساسی آنها و قوانین عرفی آنها را بپذیرد و از حکومت اسلام چشم پوشی کند، اگر به این راضی شود، به یک الگوی قابل قبول تبدیل می شود، اما مسلمان واقعی، از ریشه مورد قبول آنها نیست.

زوهران ممدانی کیست؟ و چرا این توهم ساخته می شود؟

او فردی است که نام مسلمان دارد اما دستور کار منحرفی را اتخاذ می کند که کاملاً مخالف فطرت اسلام است، از حمایت از همجنس گرایان و ترویج آنچه "حقوق" آنها نامیده می شود، و او یک الگوی زنده برای چگونگی ساخت الگوهای خود توسط غرب است: مسلمان به نام، سکولار در عمل، خدمتگزار دستور کار لیبرالیسم غربی نه بیشتر. بلکه برای مشغول کردن امت از مسیر واقعی خود، به جای اینکه خواستار دولت اسلامی و خلافت شود، درگیر کرسی های پارلمانی و مناصب در نظام های کفر می شود! و به جای اینکه برای آزادی فلسطین رو کند، منتظر کسی می ماند که "از غزه" از داخل کنگره آمریکا یا پارلمان اروپا "دفاع کند"!

حقیقت این است که این تحریف مسیر تغییر واقعی است، که برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت است، که پرچم اسلام را بالا می برد، شریعت خدا را برپا می کند و امت را پشت سر یک خلیفه متحد می کند که از پشت سرش می جنگند و از او تقوا می کنند.

پس فریب نام ها را نخورید و از کسانی که از نظر ظاهری به شما تعلق دارند و از نظر محتوایی با شما مخالفند، خوشحال نشوید، زیرا هر کس نام سعید یا علی یا زوهران را یدک می کشد در راه پیامبر ما محمد ﷺ نیست.

و بدانید که تغییر از داخل پارلمان های کفر نمی آید، بلکه از ارتش های امت می آید که زمان آن رسیده است که به حرکت درآیند، و از جوانان آگاه آن که شب و روز برای براندازی غرب و مزدوران و پیروان خائن آن در سرزمین های اسلام و مسلمانان تلاش می کنند.

مسلمانان از طریق انتخابات دموکراسی و نه از طریق صندوق های غرب به پا نخواهند خاست، بلکه با یک بیداری واقعی بر اساس عقیده اسلامی، با برپایی دولت خلافت راشده که جایگاه اسلام را باز می گرداند، عزت مسلمانان را باز می گرداند و توهمات دموکراسی را درهم می شکند.

فریب نام ها را نخورید و امید خود را به افراد در نظام های کفر نبندید، بلکه به پروژه بزرگ خود بازگردید: از سرگیری زندگی اسلامی، این تنها راه عزت و پیروزی و تمکین است.

صحنه تکرار خفت باری از مصیبت های قدیمی است: نمادهای جعلی، وفاداری به نظام های غربی، و انحراف از مسیر اسلام. و هر کس این مسیر را تشویق کند، امت را گمراه می کند. پس به پروژه خلافت بازگردید و اجازه ندهید دشمنان اسلام رهبران و نمایندگان شما را بسازند. عزت در کرسی های دموکراسی نیست، بلکه در منصب خلافت است که حزب التحریر برای آن تلاش می کند و امت را از این انحطاط فکری و سیاسی برحذر می دارد. پس هیچ نجاتی برای ما نیست جز با دولت خلافت، که اجازه نمی دهد کسانی که به دینی غیر از اسلام معتقدند بر مسلمانان حکومت کنند، نه کسانی که انحراف و انحراف را توجیه می کنند، و نه کسانی که برای مردم غیر از آنچه خدا نازل کرده است قانونگذاری می کنند.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر