از جایگاه تیراندازان دور نشوید... و پیروزی با خواست خدا نزدیک است
از جایگاه تیراندازان دور نشوید... و پیروزی با خواست خدا نزدیک است

آنچه غزه انجام داد، صرفاً یک رویارویی نظامی یا واکنش محدود نیست، بلکه زلزله‌ای است که به عمق هستی یهود اصابت کرد و یک نقطه عطف اساسی است که ناتوانی آن را آشکار کرد و متحدانش را گیج کرد و هژمونی ادعایی آن را سرنگون کرد. مجاهدان غزه نبرد کل امت را شعله‌ور کردند و ثابت کردند که دشمن با وجود زرادخانه سلاح، حمایت غرب و پوشش خائنانه عربی، از خانه عنکبوت سست‌تر است.

0:00 0:00
Speed:
November 03, 2025

از جایگاه تیراندازان دور نشوید... و پیروزی با خواست خدا نزدیک است

از جایگاه تیراندازان دور نشوید... و پیروزی با خواست خدا نزدیک است

آنچه غزه انجام داد، صرفاً یک رویارویی نظامی یا واکنش محدود نیست، بلکه زلزله‌ای است که به عمق هستی یهود اصابت کرد و یک نقطه عطف اساسی است که ناتوانی آن را آشکار کرد و متحدانش را گیج کرد و هژمونی ادعایی آن را سرنگون کرد. مجاهدان غزه نبرد کل امت را شعله‌ور کردند و ثابت کردند که دشمن با وجود زرادخانه سلاح، حمایت غرب و پوشش خائنانه عربی، از خانه عنکبوت سست‌تر است.

غزه این هستی متزلزل را تکان داد و آن را در برابر یک واقعیت تلخ قرار داد: هیچ امنیت و بقایی برای آن وجود ندارد، هر چقدر هم که ترامپ آن را تزیین کند یا هوادارانش در رژیم‌های وابسته آن را احیا کنند. و شاید هدف واقعی از همه این نقشه‌ها و مذاکرات و آتش‌بس‌ها، چیزی جز تلاشی مذبوحانه برای نجات هستی در حال احتضار، بازپس‌گیری اسرا از دست مقاومت و از بین بردن آن از طریق خلع سلاح نباشد. اما آنها شوکه شدند که تصمیم مقاومت از منبع قدرت ناشی می‌شود و تسلیم سلاح، توهمی است که محقق نمی‌شود.

در حالی که ستمگران زمین، به رهبری ترامپ و مردانش، گمان می‌کردند که نقشه شیطانی آنها طبق برنامه پیش خواهد رفت، مجاهدان با اسرا آمدند، نه در لحظه ضعف، بلکه از موضع قدرت و توانمندی، با اعتماد پیروزمندانه نه ترسان، و با عزت استوار نه سازشکار. آنها آمدند تا اسرا را در حالی که سرشان بالاست تحویل دهند، تا دشمن و هستی او را بترسانند و تأکید کنند که تصمیم‌گیری در دست آنهاست نه در دست سازشکاران و نه مزدوران.

این یک پیام رسا برای نتانیاهو، ترامپ و هوادارانشان بود: ما هستیم که تصمیم می‌گیریم چه زمانی نبرد شروع شود و چه زمانی آرام شود، ما هستیم که زمین و سلاح را در دست داریم و ما هستیم که دست خیانت را قطع می‌کنیم و هر کسی را که خیانت کرده یا توطئه کرده یا دشمن را به رخنه هایمان راهنمایی کرده است، مجازات می‌کنیم. سلاح برای سازش و مذاکره نیست، بلکه امانتی است که تا برپایی دین و آزادی سرزمین آن را حمل می‌کنیم و اسرا امانتی هستند که جز خائن بر سر آنها معامله نمی‌کند و خروج مجاهدان با این قدرت، میز را بر سرشان واژگون کرد. نقشه آنها از ابتدا بافته شده بود: آتش‌بس موقت، وعده‌های صلح و ترتیبات سیاسی که ظاهرش بشردوستانه بود و باطنش فریب و مکر. آنها می‌خواستند رهبران قسام را اسیر کنند و اسرا را به هر قیمتی بازپس گیرند، سپس دوباره به غزه حمله کنند و خلع سلاح مقاومت و پایان دادن به نقش آن را برای همیشه تحمیل کنند، طبق نقشه "ترامپ جدید" از طریق عوامل خود در قدرت و از پشت سر اعراب عادی‌ساز.

غزه تسلیم نشد، بلکه باشکوه‌ترین حماسه را ارائه داد، هستی یهود را به لرزه درآورد، بینی آن را به خاک مالید و آن را وادار به عقب‌نشینی کرد و شکنندگی نظامی و از هم پاشیدگی سیاسی آن را آشکار کرد و عوامل آن از رژیم‌های خائن را رسوا کرد که چیزی جز خذلان و توطئه به غزه ارائه ندادند.

آری، غزه هستی یهود را فرسوده و آشکار کرد و به امت درسی داد که این هستی را می‌توان شکست، بلکه ریشه‌کن کرد، به شرطی که امت از خارج از غزه، از پادگان‌های ارتش‌ها، از جبهه‌های مردانی که با خدا برای جهاد در راه او بیعت کرده‌اند، وارد عمل شود. خروج آنها با این قدرت نیز پیامی برای امت است (این است پایداری واقعی، پس آن را با خذلان یا بی‌طرفی ضایع نکنید، بلکه با عمل نه با سخن، آنها را یاری کنید و رژیم‌هایی را که ارتش‌های شما را در بند کشیده‌اند و اراده شما را خفه می‌کنند، سرنگون کنید، زیرا اختیار در دست شماست و زمان تصمیم‌گیری فرا رسیده است).

آری، هستی یهود امروز متزلزل است، اما تنها با ضربه امت سقوط خواهد کرد، نه با ضربات فرسایشی موقت، بلکه با حمله‌ای قاطع. آنچه در غزه رخ داد، اگرچه موقتاً متوقف شد، اما فرصتی است برای سازماندهی صفوف و اتحاد کلمه و برانگیختن بقیه امت تا بدانند که نقش آنها هنوز فرا نرسیده است و اگر غزه سرنیزه است، بدنه امت است که ضربه مرگبار را وارد می‌کند.

گویی زبان حالشان می‌گوید: ای مجاهدان، از جایگاه تیراندازان دور نشوید و فریب پوسته‌های سیاست را نخورید، زیرا نبرد تمام نشده است و دشمن در کمین است و توطئه پابرجاست و فرصت جبران‌ناپذیر است. و بدانید که مجاهدان غزه، به حمد خدا، به هیچ‌کس از امت اسلام تعدی نکرده‌اند و به هیچ مسلمانی ستم نکرده‌اند و دین خود و مسائل امت خود را نفروخته‌اند، بلکه سلاح خود را در برابر دشمن اول امت حمل کرده‌اند و در سنگری ایستاده‌اند که حاکمان و ارتش‌ها آن را رها کرده‌اند.

و شاید این راز هیبت و پایداری و خونسردی آنها باشد، زیرا خداوند کسی را که در نیتش صادق باشد و در جهادش خالص باشد و بداند که نبرد با یهود نبرد امت است و نه نبرد مرزها یا پرچم‌های حزبی، رها نمی‌کند. و هر کس با خدا صادق باشد، خدا با او صادق است و هر کس به خلق ستم نکند، به اذن خدا یاری می‌شود. ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾.

آری، این است درک عمیق از آنچه می‌گذرد. هستی یهود امروز پایان سیاسی، نظامی و روانی خود را سپری می‌کند، هر چقدر هم که ترامپ و امثال او از ستمگران غرب کافر تلاش کنند تا آن را از طریق نقشه‌ها و مذاکرات و معاملات مشکوک احیا و زیبا جلوه دهند.

هستی، بازدارندگی خود را از دست داده، هیبت آن سقوط کرده و شکنندگی آن در برابر مقاومت کوچک محاصره شده آشکار شده است، مقاومتی که نه هواپیما دارد و نه ناو جنگی، با این حال ارکان آن را به لرزه درآورد، ارتش آن را ذلیل کرد و ضعف آن را در برابر جهان آشکار کرد. و آنچه امروز می‌بینیم یک جنگ سنتی نیست، بلکه یک درگیری وجودی است نه درگیری مرزی، درگیری بین امت اسلام و یک پروژه استعماری که غرب برای تجزیه امت و جلوگیری از وحدت آن کاشته است.

پس ارتش‌های امت برای این کار حرکت کنند و به آنها می‌گوییم: آیا وقت آن نرسیده است که دل‌های شما به حرکت درآید؟ آیا وقت آن نرسیده است که شمشیرهای شما در سینه‌های دشمنان فرو رود، نه اینکه در چهره برادرانتان کشیده شود؟

ای ارتش‌های امت، غزه امروز شما را نه با نوحه، بلکه با ندای عزت و کرامت فرا می‌خواند. دشمنان شما آشکارا و علناً جنگ را اعلام کرده‌اند، زنان و کودکان شما را کشته‌اند و خانه‌های برادرانتان را ویران کرده‌اند، با این حال حاکمان همچنان برای تحقیر کف می‌زنند و در اتاق‌های سیاه توطئه می‌کنند و این ترامپ - بزرگترین حامی آنها - تهدید می‌کند که غزه را نابود می‌کند زیرا نقشه کثیف او را ناکام گذاشت و توطئه او علیه اسرا را فاش کرد و فرصت زیباسازی دوباره هستی یهود را از او گرفت.

ای ارتش‌های امت: این فرصت شماست، این هستی یهود است که پیمان‌ها را می‌شکند و مردم شما را ذبح می‌کند و این ترامپ است که تهدید می‌کند غزه را نابود می‌کند، سکوت کافی است، تردید کافی است، خدمت به دشمنان خدا کافی است! پیش روی شما فرصتی تاریخی است که رژیم‌های خیانت را سرنگون کنید، با خلیفه‌ای برای مسلمانان بیعت کنید، زیر یک پرچم برای آزادی فلسطین و تمام سرزمین‌های اشغالی اسلامی حرکت کنید.

به خدا سوگند اگر این کار را بکنید، نه تنها غزه، بلکه تمام امت پشت سر شما خواهند بود و حماسه بزرگ آغاز خواهد شد و هستی از بین خواهد رفت و عصر خلافت از نو آغاز خواهد شد. ﴿قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیكُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْكُمْ عَلَیْهِمْ

خوشا به حال آنها و خوشا به حال هر کسی که در راه آنها گام بردارد تا به پیروزی کامل با ریشه‌کن کردن هستی یهود و برپایی خلافت که امت را متحد کند و مسرای پیامبرش ﷺ را آزاد کند، برسیم. ﴿وَیَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ یَكُونَ قَرِیبًا﴾.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

More from null

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

هر بار که "نماد جدیدی" با ریشه های مسلمان یا ویژگی های شرقی به ما ارائه می شود، بسیاری از مسلمانان هلهله می کنند و امیدها بر توهمی به نام "نمایندگی سیاسی" در یک نظام کافرانه استوار می شود که اسلام را نه به عنوان حکومت، نه به عنوان عقیده و نه به عنوان شریعت به رسمیت نمی شناسد.

همه ما شادی عظیمی را به یاد می آوریم که با پیروزی اوباما در سال 2008 احساسات بسیاری را فرا گرفت. او پسر کنیا است و پدرش مسلمان است! و در اینجا برخی توهم کردند که اسلام و مسلمانان به نفوذ آمریکا نزدیک شده اند، اما اوباما یکی از آزاردهنده ترین روسای جمهور برای مسلمانان بود، زیرا لیبی را ویران کرد و در فاجعه سوریه سهیم شد و افغانستان و عراق را با هواپیماها و سربازانش به آتش کشید، بلکه خونریز یمن از طریق ابزارهای خود بود و دوران او ادامه خصومت نظام مند علیه امت بود.

امروز این صحنه تکرار می شود، اما با نام های جدید. زوهران ممدانی به این دلیل مورد تجلیل قرار می گیرد که مسلمان، مهاجر و جوان است، انگار که او منجی است! اما فقط تعداد کمی به مواضع سیاسی و فکری او نگاه می کنند. این مرد از حامیان سرسخت همجنس‌بازان است و در فعالیت‌های آنها شرکت می‌کند و انحراف آنها را حقوق بشر می‌داند!

چه ننگی است که مردم به آن امید می بندند؟! آیا این تکرار همان شکست سیاسی و فکری نبود که امت بارها و بارها در آن افتاده است؟! بله، زیرا او شیفته ظاهر است نه ذات! با لبخندها فریب می خورد و با احساسات برخورد می کند نه با عقیده، و با نام ها نه با مفاهیم، و با نمادها نه با اصول!

این شیفتگی به شکل ها و نام ها نتیجه غیبت آگاهی سیاسی شرعی است، زیرا اسلام با اصل و نسب یا نام یا نژاد سنجیده نمی شود، بلکه با التزام به اصل اسلام به طور کامل؛ نظام، عقیده و شریعت. و هیچ ارزشی برای مسلمانی نیست که به اسلام حکومت نکند و از آن یاری ندهد، بلکه تابع نظام سرمایه داری کافر است و کفر و انحرافات را به نام "آزادی" توجیه می کند.

و تمام مسلمانانی که از پیروزی او خوشحال شدند و گمان کردند که او بذر خیر یا آغاز بیداری است، بدانند که بیداری از درون نظام های کفر، نه با ابزارهای آن، نه از طریق صندوق های رای آن، و نه زیر سقف قانون اساسی آن صورت نمی گیرد.

کسی که خود را از طریق نظام دموکراتیک ارائه می دهد و به احترام به قوانین آن سوگند یاد می کند، سپس از انحراف جنسی دفاع می کند و آن را جشن می گیرد و به چیزی که خدا را خشمگین می کند دعوت می کند، یاور اسلام و امید امت نیست، بلکه ابزاری برای صیقل دادن و رقیق کردن است، و نمایندگی دروغینی است که هیچ سود و زیانی ندارد.

آنچه که به اصطلاح موفقیت های سیاسی در غرب برای برخی از شخصیت ها با نام های اسلامی خوانده می شود، چیزی جز خرده هایی نیست که به عنوان مسکن برای امت ارائه می شود، تا به آنها گفته شود: ببینید، تغییر از طریق نظام های ما امکان پذیر است.

 حقیقت این "نمایندگی" چیست؟

غرب درهای حکومت را به روی اسلام باز نمی کند، بلکه فقط به روی کسانی باز می کند که با ارزش ها و افکار آن همخوانی داشته باشند. و هر کسی که وارد نظام آنها شود باید قانون اساسی آنها و قوانین عرفی آنها را بپذیرد و از حکومت اسلام چشم پوشی کند، اگر به این راضی شود، به یک الگوی قابل قبول تبدیل می شود، اما مسلمان واقعی، از ریشه مورد قبول آنها نیست.

زوهران ممدانی کیست؟ و چرا این توهم ساخته می شود؟

او فردی است که نام مسلمان دارد اما دستور کار منحرفی را اتخاذ می کند که کاملاً مخالف فطرت اسلام است، از حمایت از همجنس گرایان و ترویج آنچه "حقوق" آنها نامیده می شود، و او یک الگوی زنده برای چگونگی ساخت الگوهای خود توسط غرب است: مسلمان به نام، سکولار در عمل، خدمتگزار دستور کار لیبرالیسم غربی نه بیشتر. بلکه برای مشغول کردن امت از مسیر واقعی خود، به جای اینکه خواستار دولت اسلامی و خلافت شود، درگیر کرسی های پارلمانی و مناصب در نظام های کفر می شود! و به جای اینکه برای آزادی فلسطین رو کند، منتظر کسی می ماند که "از غزه" از داخل کنگره آمریکا یا پارلمان اروپا "دفاع کند"!

حقیقت این است که این تحریف مسیر تغییر واقعی است، که برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت است، که پرچم اسلام را بالا می برد، شریعت خدا را برپا می کند و امت را پشت سر یک خلیفه متحد می کند که از پشت سرش می جنگند و از او تقوا می کنند.

پس فریب نام ها را نخورید و از کسانی که از نظر ظاهری به شما تعلق دارند و از نظر محتوایی با شما مخالفند، خوشحال نشوید، زیرا هر کس نام سعید یا علی یا زوهران را یدک می کشد در راه پیامبر ما محمد ﷺ نیست.

و بدانید که تغییر از داخل پارلمان های کفر نمی آید، بلکه از ارتش های امت می آید که زمان آن رسیده است که به حرکت درآیند، و از جوانان آگاه آن که شب و روز برای براندازی غرب و مزدوران و پیروان خائن آن در سرزمین های اسلام و مسلمانان تلاش می کنند.

مسلمانان از طریق انتخابات دموکراسی و نه از طریق صندوق های غرب به پا نخواهند خاست، بلکه با یک بیداری واقعی بر اساس عقیده اسلامی، با برپایی دولت خلافت راشده که جایگاه اسلام را باز می گرداند، عزت مسلمانان را باز می گرداند و توهمات دموکراسی را درهم می شکند.

فریب نام ها را نخورید و امید خود را به افراد در نظام های کفر نبندید، بلکه به پروژه بزرگ خود بازگردید: از سرگیری زندگی اسلامی، این تنها راه عزت و پیروزی و تمکین است.

صحنه تکرار خفت باری از مصیبت های قدیمی است: نمادهای جعلی، وفاداری به نظام های غربی، و انحراف از مسیر اسلام. و هر کس این مسیر را تشویق کند، امت را گمراه می کند. پس به پروژه خلافت بازگردید و اجازه ندهید دشمنان اسلام رهبران و نمایندگان شما را بسازند. عزت در کرسی های دموکراسی نیست، بلکه در منصب خلافت است که حزب التحریر برای آن تلاش می کند و امت را از این انحطاط فکری و سیاسی برحذر می دارد. پس هیچ نجاتی برای ما نیست جز با دولت خلافت، که اجازه نمی دهد کسانی که به دینی غیر از اسلام معتقدند بر مسلمانان حکومت کنند، نه کسانی که انحراف و انحراف را توجیه می کنند، و نه کسانی که برای مردم غیر از آنچه خدا نازل کرده است قانونگذاری می کنند.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر