ما خفايا مباحثات سوريا وكيان يهود في باريس؟ translated to : رازهای مذاکرات سوریه و رژیم یهود در پاریس چیست؟
August 29, 2025

ما خفايا مباحثات سوريا وكيان يهود في باريس؟ translated to : رازهای مذاکرات سوریه و رژیم یهود در پاریس چیست؟

رازهای مذاکرات سوریه و رژیم یهود در پاریس چیست؟

روزنامهٔ «السیاسة» کویت در تاریخ ۲۰۲۵/۸/۲۰ خبری را در مورد دیدار سوری-یهودی با میانجی‌گری آمریکا در پاریس برای کاهش تنش در سوریه منتشر کرد و از الشیبانی نقل کرد که وی با هیئت اشغالگر در مورد ثبات در سوریه گفتگو کرده است. وب‌سایت آمریکایی «آکسیوس» توصیف کرد (که این دیدار با میانجی‌گری دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا انجام شده و بالاترین دیدار رسمی بین سوریه و اسرائیل در بیش از ۲۵ سال گذشته است) [الجزیره نت، ۲۰۲۵/۸/۲۰]. همچنین خبرگزاری رسمی سوریه «سانا» گزارش داد (که اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه، روز سه‌شنبه در پاریس با یک هیئت اسرائیلی دیدار کرد "تا در مورد تعدادی از پرونده‌های مرتبط با تقویت ثبات در منطقه و جنوب سوریه گفتگو کند"). و خبرگزاری رسمی افزود که بحث‌ها بر «کاهش تنش، عدم مداخله در امور داخلی سوریه و دستیابی به تفاهماتی که از ثبات در منطقه و نظارت بر آتش‌بس در استان سویدا (جنوب سوریه) حمایت کند» متمرکز بود. [الجزیره نت، ۲۰۲۵/۸/۲۰] بحث‌هایی که با میانجی‌گری آمریکا انجام شد، بر نظارت بر آتش‌بس در استان سویدا و فعال‌سازی مجدد توافقنامهٔ جداسازی نیروها که در سال ۱۹۷۴ به امضا رسید، متمرکز بود و اشاره کرد که این مذاکرات در چارچوب تلاش‌های دیپلماتیک با هدف تقویت امنیت و حفظ وحدت و تمامیت ارضی سوریه انجام می‌شود. از طرف آمریکا، فرستادهٔ آمریکا، تام براک، و از طرف رژیم یهود، رون درمر، وزیر امور استراتژیک در این نشست حضور داشتند و کانال ۱۳ عبری این نشست را (بسیار مهم) توصیف کرد. پس چه چیزی در پس این نشست مهم در پاریس نهفته است؟ و حقیقت آن چیست؟

اولاً: موضع آمریکا، آمریکا کشور فعال در پروندهٔ سوریه و سایر پرونده‌ها است و به سختی با همکاری اردوغان و حاکمان عرب در طول ۱۴ سال از انقلاب مبارک مردم سوریه که شعارهایی را برای تغییر ریشه‌ای مبتنی بر عقیدهٔ اسلام سر داد، برای مهار این انقلاب تلاش کرد و از همهٔ ابزارها و روش‌های کثیف برای یافتن جایگزین مناسب برای بشار اسد استفاده کرد و ایران و روسیه را وارد کرد که به کشتار، تخریب، آوارگی و زندانی کردن پرداختند و خط دیگری را با اردوغان جنایتکار که در لباس اسلام پنهان شده است، باز کردند تا از نفوذ خود بر انقلابیون استفاده کند و او توانست برخی از گروه‌های انقلابی را به سمت خود بکشاند و دولتی را در ادلب برای آموزش کادرها و ایجاد زیرساخت برای وزارتخانه‌ها ایجاد کرد و این روند به مدت هشت سال ادامه یافت که اردوغان با نظارت اطلاعات خود در آن به پخته کردن و ساختن شخصیت‌هایی برای تصدی امور پس از بشار پرداخت و آنچه را که می‌خواست و آمریکا می‌خواست برایش محقق شد. بشار در شرایط میدانی که توسط انقلابیون مخلص ایجاد شده بود، سقوط کرد و پرچم رسول خدا ﷺ و پرچم او را برافراشتند، تکبیر گفتند و وارد دمشق شدند و انقلاب به موفقیت رسید، اما آمریکا با اوباش خود از عرب‌ها، فارس‌ها، ترک‌ها و یهودی‌ها شتافت و تمام ابزارهای خارجی، منطقه‌ای و داخلی خود را برای مهار جهت‌گیری انقلابیون به دلیل ترس از اعلام خلافت و اجرای اسلام به کار گرفت، بنابراین به انقلابیون نیرنگ زد و حاکمی از جنس خودشان را بر آن‌ها نصب کرد، کسی که با آن‌ها جنگید و همراه با گروهش وارد دمشق شد، انگار که او پیروزی را محقق کرده است و همهٔ مزدوران، بیگانگان، دشمنان و دوستان برای تثبیت او از او حمایت کردند و همهٔ این‌ها با حمایت شدید آمریکا از ترس از کنترل خارج شدن اوضاع در شام بود، بنابراین در اوایل سقوط دمشق نشستی را در دوحه برگزار کرد که در آن روسیه، ایران و حزبش را بی‌طرف کرد، (و مدیر برنامهٔ سوریه در مؤسسهٔ خاورمیانه، چارلز لیستر، در مداخلهٔ خود در جلسه توضیح داد که به نظر می‌رسد متحدان اسد واقعیت را می‌پذیرند و به نظر می‌رسد که برای تغییر این واقعیت دیر شده است) [الجزیره نت، ۲۰۲۴/۱۲/۷]. سپس نشست دیگری را در عقبه تحت عنوان گروه تماس برای حمایت از ثبات در سوریه برگزار کرد، (وزارت امور خارجه اردن، روز شنبه، بیانیهٔ پایانی نشست اعضای کمیتهٔ تماس وزارتی عربی در مورد سوریه را صادر کرد... کمیتهٔ تماس وزارتی مربوط به سوریه شامل پادشاهی هاشمی اردن، پادشاهی عربستان سعودی،...، جمهوری عربی مصر،... و دولت قطر است) [سی ان ان بالعربیة، ۲۰۲۴/۱۲/۱۴] و آمریکا به شدت در این نشست حضور داشت و از آن‌ها خواست که از ابزارهای خود برای کنترل اوضاع در سوریه و حمایت از دولت جدید و بی‌طرف کردن انقلابیون دعوت‌کننده به اجرای اسلام و خلافت استفاده کنند و آنچه می‌خواست محقق شد! پس همهٔ این‌ها به همراه اردوغان وارد دمشق شدند و پول‌ها را بر سر رئیس جدید آن سرازیر کردند، (وزیر امور خارجهٔ عربستان سعودی، شاهزاده فیصل بن فرحان، در جریان سفر خود به دمشق امروز شنبه (۳۱ مهٔ ۲۰۲۵)، اعلام کرد که عربستان سعودی و قطر به طور مشترک از کارکنان بخش دولتی در سوریه حمایت مالی می‌کنند) [دی دبلیو، ۲۰۲۵/۵/۳۱]. ترکیه آماده شد تا از او از نظر نظامی و امنیتی در برابر هر تهدیدی به جز از طرف یهودیان محافظت کند! (وزیر یرلی کایا - وزیر کشور ترکیه - در پستی در پلتفرم ایکس توضیح داد که وی با خطاب در مورد امکانات همکاری بین دو وزارتخانه، به ویژه در زمینهٔ امنیتی و ارائهٔ پشتیبانی لازم به وزارت کشور سوریه و واحدهای تابعهٔ آن بحث کرده است) [الشرق الأوسط، ۲۰۲۵/۸/۴]. پس آن‌ها پست‌تر از آن بودند که در برابر رژیم یهود بایستند، در حالی که سلاح سوریه را بدون مداخلهٔ اردوغان «حامی» تخریب می‌کرد! او مأموریت خود را می‌داند؛ و آن تثبیت حاکم جدید است و اینکه اقدام رژیم یهود با اجازهٔ اربابش بود تا این سلاح به دست کسانی که برای خدا اخلاص دارند نیفتد. آمریکا به تثبیت نظام ادامه داد و نشستی را با احمد الشرع در عربستان سعودی با حمایت ترکیه برگزار کرد و ذلت، تسلیم و التماس بر او آشکار بود و او به درخواست آن‌ها برای تحکیم ملی‌گرایی، قوم‌گرایی و سکولاریسم در سوریه پاسخ داد و از تاریخ ۲۰۲۴/۱۲/۸ تا کنون هیچ یک از مظاهر اسلام حتی به صورت ظاهری هم در سوریه ظاهر نشده است و این به دستور آمریکا است زیرا شام تحمل آزمایش‌ها را ندارد، زیرا سرزمین ابدال و پایتخت اسلام و اهل آن است و هر کس در آن ساکن شود، رسول خدا ﷺ او را ستوده است «وعليك بالشامِ فإنها خِيرةُ اللهِ من أرضِه، يجتبي إليها خيرتَه من عباده، فأما إن أبَيتُم فعليكم بيمنِكم، واسقوا من غدركم، فإنَّ اللهَ توكَّل - وفي روايةٍ: تكفَّل - لي بالشامِ وأهلِه» [صحيح الترغيب، ۳۰۸۷] بنابراین، موضع آمریکا در این مورد روشن است و آن مهار تلاش‌های انقلاب و مخلصان امت، گروه آگاه، با نصب این ادارهٔ موقت در دمشق است، تا برای بازیافت نظام با تمام مؤسساتش و ابقای بزرگ‌ترین جنایتکارانش برای توطئه‌گری در آن و پوشاندن آن‌ها با ریش‌ها به منظور گمراه کردن و ادعای اینکه اسلام به حکومت رسیده است، تلاش کند. این آمریکا است که فرستادهٔ ویژه‌ای را برای لبنان و سوریه به منظور ادارهٔ سوریه و نظارت بر هر حرکتی که احمد الشرع انجام می‌دهد، اختصاص داده است و او نیز به نوبهٔ خود ناتوان است و به آن‌ها و اردوغان پاسخ می‌دهد و از روش‌های کافران آمریکا و یاران خائن مو به مو پیروی می‌کند و آمریکا تا به امروز به این رویکرد ادامه داده است و اینک نشستی را بین ادارهٔ جدید و یهودیان در آذربایجان ترتیب داده است و چندین نشست را با حمایت آمریکا و در سطوح امنیتی عالی برگزار کرده است و آخرین آن‌ها نشست پاریس بود که در آن موضوع دروزی‌های سویدا، یهودیان، آمریکا و دروزی‌های فلسطین مورد بحث قرار گرفت، همان‌طور که در ابتدای این مقاله آمده است و تا به امروز، امور در سوریه طبق طرحی که آمریکا در طرح (الف) برای آن برنامه‌ریزی کرده است، پیش می‌رود و آن سوریه‌ای متحد است تا زمانی که دولتش دستورات را اجرا کند و به ترکیه دستور داده است که از نظام در دمشق با پول خود و کشورهای عربی حمایت کند و اطمینان حاصل کند که از مسیر آمریکا منحرف نمی‌شود، اما طرح (ب) تقسیم سوریه به صورت فدرالی است، اگر احساس کنند که مردم شام هنوز به اصول انقلاب پایبند هستند و آن رساندن اسلام به حکومت است، بنابراین آمریکا برای ابقای کردها تلاش کرده است، گویی که آن‌ها موجودیتی جداگانه هستند یا با دولت مرکزی ارتباط دارند و همچنین ساحل به عنوان عصایی بر سر حاکمان دمشق باقی مانده است، هر زمان که بخواهد آن‌ها را با همکاری پایگاه روسیه به حرکت درمی‌آورد و اینک سویدا و دروزی‌ها خواستار جدایی و ارتباط با رژیم یهود هستند و سایر مشکلاتی که آمریکا و عوامل آن در منطقه و داخل ایجاد می‌کنند، دیدگاه آمریکا این است که سوریه متحدی باشد که منافع آن را تضمین کند و از رسیدن اسلام جلوگیری کند و اگر غیرممکن شود، گزینهٔ دیگر برای اجرا آماده است. اما در مورد پایبندی آمریکا به گزینهٔ اول، وب‌سایت عربی ۲۱ از جو ویلسون، نمایندهٔ آمریکا، در مورد ایدهٔ تقسیم سوریه به سه کشور نقل کرده است و او در پلتفرم ایکس گفته است: (امروز ایدهٔ مضحک سوریه مطرح می‌شود که فقط منجر به بی‌ثباتی سوریه می‌شود، تأثیرات آن به منطقه در ترکیه، اردن، عراق و اسرائیل گسترش خواهد یافت) و افزود (سوریهٔ متحد، باثبات و فراگیر تنها گزینه است) [عربی ۲۱، ۲۰۲۵/۸/۲۱]. در همین راستا، نشستی در امان در تاریخ ۲۰۲۵/۸/۱۲ برگزار شد (بیانیهٔ مشترکی در پایان نشست اردنی-سوری-آمریکایی در امان، پایتخت اردن، امروز سه‌شنبه تأکید کرد که این نشست سه‌جانبه اوضاع در سوریه و راه‌های حمایت از روند بازسازی آن و همچنین حمایت از آتش‌بس در استان سویدا و یافتن راه‌حلی جامع برای بحران در آن را مورد بحث قرار داده است) [الجزیره نت، ۲۰۲۵/۸/۱۲] آمریکا می‌خواهد سوریه را تحت کنترل خود نگه دارد و این هدف این نشست‌های پی‌درپی است و همچنین نشست نیویورک که قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود که در آن احمد الشرع با ترامپ و یهودیان برای ترتیب دادن امضای توافقنامهٔ امنیتی با یهودیان برای حفظ منافع آن‌ها در جنوب سوریه دیدار خواهد کرد و اگر این اتفاق بیفتد، همان‌طور که اعلام شده است، احتمالاً این توافقنامه در تاریخ ۲۰۲۵/۹/۲۵ به امضا خواهد رسید، طبق ایندیپندنت عربی و شبکهٔ اسکای نیوز عربی از سازماندهی دیدار بین احمد الشرع و ترامپ در نیویورک در حاشیهٔ نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد خبر دادند (منابع اسکای نیوز عربی گزارش دادند که ایالات متحده به دنبال ترتیب دادن دیداری بین رئیس‌جمهور سوریه، احمد الشرع و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در نیویورک در ماه سپتامبر، با مشارکت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا است) [اسکای نیوز عربی، ۲۰۲۵/۸/۲۲].

دوم: اما یهودیان از سقوط نظام بشار جنایتکار ناراحت شدند و با چشمان خود دیدند که مردم انقلاب پرچم‌های اسلام را برافراشته و تکبیر می‌گویند، پس ترس در دل‌هایشان افتاد. اولین کاری که انجام دادند، تخریب سلاح‌های سنگین و متوسط ارتش سوریه و مراکز تحقیقاتی بود و دومین کار، ورود نیروهایشان به قنیطره و سمت جبل الشیخ سوریه و تمرکز در آنجا و اشغال برخی از روستاها بود، سپس نفوذ خود را به استان درعا گسترش دادند و سپس از دمشق بیست کیلومتر دورتر، پس از آن به دولت سوریه در مورد حمله به دروزی‌ها در جرمانا و صحنایا هشدار دادند و هواپیماهایشان بر فراز سرهای نیروهای احمد الشرع به پرواز درآمدند و آخرین آن‌ها حمایت از دروزی‌ها در سویدا و بمباران مقرهای حاکمیتی در دمشق و بمباران نیروهای ارتش سوریه و کشتن بسیاری از آن‌ها و فرود هلیکوپترها در سویدا به بهانهٔ کمک‌های بشردوستانه بود و با وجود اینکه احمد الشرع و دولتش مسلمانان را در سویدا و درعا رها کردند و در سرزمین خود کوتاهی کردند، یهودیان به عربده‌کشی و مطالبهٔ خلع سلاح دولت از جنوب ادامه دادند. پس اهداف یهودیان در سوریه چیست و آیا با اهداف آمریکا متفاوت است؟ این چیزی است که ما آن را روشن خواهیم کرد:

یهودیان اهل خیانت و دشمنی با اسلام و مسلمانان هستند؛ آن‌ها همیشه علیه آن‌ها توطئه می‌کنند و از وحدت مسلمانان و تشکیل دولت آن‌ها می‌ترسند، آن‌ها در این اهداف با آمریکا همسو هستند، به ویژه ترس از تشکیل خلافت، اما اهداف خاص آن‌ها در سوریه، همان‌طور که در روزنامهٔ فرانسوی به نام (لاکروا فرانسه) آمده است، عبارتند از: (۱) ایجاد منطقهٔ حائل در اطراف بلندی‌های جولان اشغالی، (۲) ادعای حمایت از دروزی‌ها در سویدا، (۳) تبدیل جنوب سوریه به منطقه‌ای غیرنظامی، (۴) "اسرائیل" سوریهٔ ضعیف و تقسیم شده را بر سوریهٔ قوی و متحد همان‌طور که آمریکایی‌ها می‌خواهند، ترجیح می‌دهد، (۵) "اسرائیل" مشتاق است که هرج و مرج در جنوب ادامه یابد زیرا این به نفع منافع آن است. پایان نقل قول روزنامه، ۲۰۲۵/۷/۱۷. این اهداف با حقیقت مطابقت دارند، رفتار یهودیان در زمین و شروط آن‌ها در مذاکرات با احمد الشرع به این نتیجه اشاره دارد و اظهارات کاتس که می‌گوید: (اسرائیل اجازه نخواهد داد که سوریه به منبع تهدیدی برای شهرک‌ها یا منافع امنیتی آن تبدیل شود) [روسیا الیوم، ۲۰۲۵/۴/۳] و اظهارات نتانیاهو که می‌گوید (او اجازه نخواهد داد که هیچ خلافتی در ساحل مدیترانه تشکیل شود) [عربی ۲۱، ۲۰۲۵/۴/۲۱]، تنها دلیلی بر جهت‌گیری آن‌ها است ﴿قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ﴾ [آل عمران، ۱۱۸].

سوم: موضع دولت جدید در دمشق، موضعی متزلزل است که خود را با منظومهٔ منطقه‌ای و بین‌المللی به رهبری آمریکا پیوند داده است و تنها چند ماه از حضورش نگذشته است که از اسلاف خود در باز کردن کانال‌ها با دشمن غاصب بخش‌هایی از بلاد شام، فلسطین، جولان و غیره در اطراف جولان پیشی گرفته است و او سعی دارد مردم شام را با این بهانه که قادر به مقابله با دشمن خارجی نیست، گمراه کند و اینکه وقت، وقت ساختن داخل است، بنابراین برای ساختن داخل و مؤسسات بر مبنای سکولاریسم تلاش می‌کند.

ای احمد الشرع، مسلمانان این‌گونه حکومت نمی‌کنند و از نامت هیچ بهره‌ای نداری، بلکه تو از شرع دست کشیدی و نظام کفر را به کار بستی و می‌خواهی با پول و پروژه‌ها مردم را از هدف واقعی‌شان منحرف کنی و آن اجرای اسلام است و کافران یهودی و آمریکایی را رها کردی که در خلال خانه‌ها جستجو می‌کنند و زمینت را بدون هیچ حرکت و تهدیدی از طرف تو دستکاری می‌کنند، بلکه تو به گمراهی خود ادامه دادی و درهای خود را به روی یهودیان باز کردی و هیئت‌هایی را برای مذاکره و نشستن با آن‌ها فرستادی، پس جهادت کجاست که ادعا می‌کنی؟ تو شریفان و مخلصان فرزندان امت و مجاهدان را زندانی می‌کنی و اوباش خود را از نظام سابق تحریک می‌کنی تا مردم را شلاق بزنند و بکشند. قبلاً به رئیس‌جمهور مصر، مرسی هشدار دادی که طناب آمریکا کوتاه است و به تو خیانت خواهند کرد ای مرسی، پس اینک در چیزی می‌افتی که از آن برحذر بودی. ای احمد الشرع، به تو سخن خداوند متعال را می‌گویم ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيما﴾ [النساء، ۶۵] پس گفتن حق بر ما واجب است که تو را نصیحت کنیم، اینکه طناب‌های خود را با یهودیان، آمریکا و پیروان آن‌ها و در رأس آن‌ها اردوغان بزرگ‌ترین دلال قطع کنی و به سوی خدا بازگردی، زیرا طناب خدا در دنیا و آخرت برایت بهتر است، وگرنه تو و کسانی را که از تو حمایت کردند و در باطل با تو همراه بودند، به کنارهٔ راه خواهند انداخت و این همان چیزی است که مرسی را از آن برحذر داشتی، پس به تو می‌گویم: نجات نجات و زنهار زنهار از اینکه بر ادامهٔ سیرت با این جنایتکاران اصرار کنی.

و در پایان، شام در حفظ خداوند است و اهل آن با یاری خداوند هستند، آن‌ها به مدت ۱۴ سال صبر و استقامت کردند و آماده‌اند که مانند آن و بیشتر صبر کنند تا خلافت را برپا کنند و آن روز پشیمان خواهند شد متزلزلانی که جز اینکه با متخلفان باشند، نخواستند و تو را در دولت خلافت سهمی نخواهد بود، پس برای توبه، آمرزش و کار با عاملان برای برپایی آن شتاب کن ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ﴾ [الأنعام، ۱۵۳].

نوشته شده برای دفتر اطلاع‌رسانی مرکزی حزب التحریر

سیف الدین عبده

More from null

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

هر بار که "نماد جدیدی" با ریشه های مسلمان یا ویژگی های شرقی به ما ارائه می شود، بسیاری از مسلمانان هلهله می کنند و امیدها بر توهمی به نام "نمایندگی سیاسی" در یک نظام کافرانه استوار می شود که اسلام را نه به عنوان حکومت، نه به عنوان عقیده و نه به عنوان شریعت به رسمیت نمی شناسد.

همه ما شادی عظیمی را به یاد می آوریم که با پیروزی اوباما در سال 2008 احساسات بسیاری را فرا گرفت. او پسر کنیا است و پدرش مسلمان است! و در اینجا برخی توهم کردند که اسلام و مسلمانان به نفوذ آمریکا نزدیک شده اند، اما اوباما یکی از آزاردهنده ترین روسای جمهور برای مسلمانان بود، زیرا لیبی را ویران کرد و در فاجعه سوریه سهیم شد و افغانستان و عراق را با هواپیماها و سربازانش به آتش کشید، بلکه خونریز یمن از طریق ابزارهای خود بود و دوران او ادامه خصومت نظام مند علیه امت بود.

امروز این صحنه تکرار می شود، اما با نام های جدید. زوهران ممدانی به این دلیل مورد تجلیل قرار می گیرد که مسلمان، مهاجر و جوان است، انگار که او منجی است! اما فقط تعداد کمی به مواضع سیاسی و فکری او نگاه می کنند. این مرد از حامیان سرسخت همجنس‌بازان است و در فعالیت‌های آنها شرکت می‌کند و انحراف آنها را حقوق بشر می‌داند!

چه ننگی است که مردم به آن امید می بندند؟! آیا این تکرار همان شکست سیاسی و فکری نبود که امت بارها و بارها در آن افتاده است؟! بله، زیرا او شیفته ظاهر است نه ذات! با لبخندها فریب می خورد و با احساسات برخورد می کند نه با عقیده، و با نام ها نه با مفاهیم، و با نمادها نه با اصول!

این شیفتگی به شکل ها و نام ها نتیجه غیبت آگاهی سیاسی شرعی است، زیرا اسلام با اصل و نسب یا نام یا نژاد سنجیده نمی شود، بلکه با التزام به اصل اسلام به طور کامل؛ نظام، عقیده و شریعت. و هیچ ارزشی برای مسلمانی نیست که به اسلام حکومت نکند و از آن یاری ندهد، بلکه تابع نظام سرمایه داری کافر است و کفر و انحرافات را به نام "آزادی" توجیه می کند.

و تمام مسلمانانی که از پیروزی او خوشحال شدند و گمان کردند که او بذر خیر یا آغاز بیداری است، بدانند که بیداری از درون نظام های کفر، نه با ابزارهای آن، نه از طریق صندوق های رای آن، و نه زیر سقف قانون اساسی آن صورت نمی گیرد.

کسی که خود را از طریق نظام دموکراتیک ارائه می دهد و به احترام به قوانین آن سوگند یاد می کند، سپس از انحراف جنسی دفاع می کند و آن را جشن می گیرد و به چیزی که خدا را خشمگین می کند دعوت می کند، یاور اسلام و امید امت نیست، بلکه ابزاری برای صیقل دادن و رقیق کردن است، و نمایندگی دروغینی است که هیچ سود و زیانی ندارد.

آنچه که به اصطلاح موفقیت های سیاسی در غرب برای برخی از شخصیت ها با نام های اسلامی خوانده می شود، چیزی جز خرده هایی نیست که به عنوان مسکن برای امت ارائه می شود، تا به آنها گفته شود: ببینید، تغییر از طریق نظام های ما امکان پذیر است.

 حقیقت این "نمایندگی" چیست؟

غرب درهای حکومت را به روی اسلام باز نمی کند، بلکه فقط به روی کسانی باز می کند که با ارزش ها و افکار آن همخوانی داشته باشند. و هر کسی که وارد نظام آنها شود باید قانون اساسی آنها و قوانین عرفی آنها را بپذیرد و از حکومت اسلام چشم پوشی کند، اگر به این راضی شود، به یک الگوی قابل قبول تبدیل می شود، اما مسلمان واقعی، از ریشه مورد قبول آنها نیست.

زوهران ممدانی کیست؟ و چرا این توهم ساخته می شود؟

او فردی است که نام مسلمان دارد اما دستور کار منحرفی را اتخاذ می کند که کاملاً مخالف فطرت اسلام است، از حمایت از همجنس گرایان و ترویج آنچه "حقوق" آنها نامیده می شود، و او یک الگوی زنده برای چگونگی ساخت الگوهای خود توسط غرب است: مسلمان به نام، سکولار در عمل، خدمتگزار دستور کار لیبرالیسم غربی نه بیشتر. بلکه برای مشغول کردن امت از مسیر واقعی خود، به جای اینکه خواستار دولت اسلامی و خلافت شود، درگیر کرسی های پارلمانی و مناصب در نظام های کفر می شود! و به جای اینکه برای آزادی فلسطین رو کند، منتظر کسی می ماند که "از غزه" از داخل کنگره آمریکا یا پارلمان اروپا "دفاع کند"!

حقیقت این است که این تحریف مسیر تغییر واقعی است، که برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت است، که پرچم اسلام را بالا می برد، شریعت خدا را برپا می کند و امت را پشت سر یک خلیفه متحد می کند که از پشت سرش می جنگند و از او تقوا می کنند.

پس فریب نام ها را نخورید و از کسانی که از نظر ظاهری به شما تعلق دارند و از نظر محتوایی با شما مخالفند، خوشحال نشوید، زیرا هر کس نام سعید یا علی یا زوهران را یدک می کشد در راه پیامبر ما محمد ﷺ نیست.

و بدانید که تغییر از داخل پارلمان های کفر نمی آید، بلکه از ارتش های امت می آید که زمان آن رسیده است که به حرکت درآیند، و از جوانان آگاه آن که شب و روز برای براندازی غرب و مزدوران و پیروان خائن آن در سرزمین های اسلام و مسلمانان تلاش می کنند.

مسلمانان از طریق انتخابات دموکراسی و نه از طریق صندوق های غرب به پا نخواهند خاست، بلکه با یک بیداری واقعی بر اساس عقیده اسلامی، با برپایی دولت خلافت راشده که جایگاه اسلام را باز می گرداند، عزت مسلمانان را باز می گرداند و توهمات دموکراسی را درهم می شکند.

فریب نام ها را نخورید و امید خود را به افراد در نظام های کفر نبندید، بلکه به پروژه بزرگ خود بازگردید: از سرگیری زندگی اسلامی، این تنها راه عزت و پیروزی و تمکین است.

صحنه تکرار خفت باری از مصیبت های قدیمی است: نمادهای جعلی، وفاداری به نظام های غربی، و انحراف از مسیر اسلام. و هر کس این مسیر را تشویق کند، امت را گمراه می کند. پس به پروژه خلافت بازگردید و اجازه ندهید دشمنان اسلام رهبران و نمایندگان شما را بسازند. عزت در کرسی های دموکراسی نیست، بلکه در منصب خلافت است که حزب التحریر برای آن تلاش می کند و امت را از این انحطاط فکری و سیاسی برحذر می دارد. پس هیچ نجاتی برای ما نیست جز با دولت خلافت، که اجازه نمی دهد کسانی که به دینی غیر از اسلام معتقدند بر مسلمانان حکومت کنند، نه کسانی که انحراف و انحراف را توجیه می کنند، و نه کسانی که برای مردم غیر از آنچه خدا نازل کرده است قانونگذاری می کنند.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر