از هدهد و مورچه
به امتی غایب و غیر مسئول!
در جهانی که فتنهها بر آن حاکم است، و حقایق در آن پنهان میشوند، و صداهای صادق در آن خاموش میگردند، قرآن کریم میآید تا آگاهی را در ما بیدار کند، و راه فهم و عمل را برای ما ترسیم نماید.
داستان هدهد و مورچه، حکایتی برای کودکان نیست، بلکه درسی عمیق در مسئولیتپذیری، آگاهی و غیرت نسبت به دین در رهبری، هشدار و موضعگیری است. در قصههای قرآن، عبرتهای بزرگی نهفته است که برای سرگرمی روایت نمیشوند، بلکه برای ساختن آگاهی و به حرکت درآوردن عقلها و قلبها هستند. خداوند داستان هدهد و مورچه سلیمان را برای ما بازگو کرد تا معنای مسئولیتپذیری و احساس خطر قبل از وقوع آن و ایستادن در کنار حق، حتی اگر صاحب آن پرنده یا حشره باشد را به ما بیاموزد! پس چه رسد به انسانها؟ و چه رسد به مؤمنان؟ و چه رسد به حاملان دعوت؟
هدهد و مورچه الگوی رهبری و مسئولیتپذیری هستند:
هدهد هنگامی که سلیمان علیه السلام او را نیافت، گفت: ﴿لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ﴾، با این حال، هدهد با خبری بزرگ و از منبعی قدرتمند آمد ﴿إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ * وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ﴾.
- هدهد عابر نبود، بلکه پیشگام، آگاه و غیرتمند نسبت به توحید بود که منطقی سخن میگفت و عظمت آنچه را دیده بود درک میکرد و آنچه را که منکر میدید به رهبر ابلاغ میکرد، به خاطر دین خدا. اگر پرندهای کوچک مانند هدهد خطر عبادت غیر خدا را احساس کرد و حشرهای ضعیف مانند مورچه خطر قریبالوقوع را حس کرد و پیشقدم شد، پس میلیونها مسلمان کجایند؟ رهبران، علما و دعوتگران کجایند؟ امت از واقعیت تاریک خود کجاست؟ و از آنچه غرب و مزدورانش انجام میدهند؟
هدهد، آگاهی سیاسی و احساس خطر برای عقیده است، هدهد پرندهای عادی نبود. غیبت او از نظر پیامبر خدا سلیمان، بیهدف نبود، بلکه او مسئول یک موقعیت و ناظر بر اوضاع ملتها بود. و هنگامی که آنچه را که توحید را تهدید میکرد دید، سکوت نکرد، نگفت به من چه؟ منتظر اجازه نماند، بلکه با عقل، فهم و وضوح گفت: ﴿إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ * وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ﴾. هدهد فقط وضعیت سیاسی را توصیف نکرد، بلکه انحرافی عقیدتی خطرناک را فاش کرد، پس پیامی به رهبر فرستاد تا حجت را تمام کند و امانت را ابلاغ کند، و سکوت را نپذیرفت، بلکه دقیقترین گزارش سیاسی عقیدتی را که بشر از یک پرنده دیده بود، ارائه کرد!
- و همچنین مورچه، خطر را احساس کرد: ﴿حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ﴾، او رعیت خود را هشدار میدهد، به وظیفه خود عمل میکند، و از خطر قریبالوقوع هشدار میدهد، منتظر وقوع مصیبت نمیماند، بلکه با نصیحت و هشدار پیشقدم میشود! احساس امنیتی و محافظت از رعیت. مورچه، این حشره کوچک، تقصیر را به گردن دیگری نیانداخت، بلکه قبل از وقوع خطر آن را احساس کرد و امت خود را آگاه کرد و همه را مورد خطاب قرار داد و تصمیمی پیشگیرانه گرفت که از او و جماعتش محافظت کند. رهبری اینگونه است، و احساس مسئولیت اینگونه است.
واقعیت امروز غفلتی است که با توطئهها مواجه میشود، در حالی که غرب کافر برای تقسیم بیشتر امت، و غارت بیشتر ثروتهای آن، و تثبیت رژیم یهود در قلب سرزمین مبارک برنامهریزی میکند، و در حالی که رژیمهای خیانتکار برای عادیسازی روابط، تسلیم سلاح، سرکوب مقاومت، و مبارزه با پروژه اسلامی واقعی تلاش میکنند، در مقابل میبینیم:
- مردمانی که دغدغه لقمهای نان دارند و از نقش خود غافل شدهاند.
- علمایی که از حق سکوت کردهاند، یا ابزاری برای توجیه باطل شدهاند.
- رسانهای که به ترویج فریب، عادیسازی روابط و انحلال میپردازد.
پس هدهدی که از کفر هشدار دهد کجاست؟ و مورچهای که رعیت را از نابودی و گمراهی انذار دهد کجاست؟
آری، هنگامی که پرندگان و حشرات این درجه از آگاهی، بصیرت و مسئولیتپذیری را دارند، صراحتاً میگوییم مسلمانان امروز کجایند؟ کسانی که خداوند امر امت را به آنان سپرده است کجایند؟ علما کجایند؟ رهبران گروهها کجایند؟ مردم عادی که میبینند منکرات مشروع میشوند، مقدسات فروخته میشوند، و امت به بردگی گرفته میشود، و سخنی نمیگویند کجایند؟! احساس خطر ﴿لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ﴾ کجاست؟ کسی که بگوید: امت اسلام را یافتم که به جای اسلام، دموکراسی را سجده میکنند و به جای حکمیت قرآن، طاغوت را میپرستند کجاست؟
کشورهای مسلمان تکه تکه شدهاند، رژیمهایی وابسته به غرب آنها را اداره میکنند، ثروتها غارت میشوند، سیاستها تحمیل میشوند، و آموزش و رسانه به اندیشه کافر استعمارگر آلوده شدهاند، و از امت خواسته میشود که هویت خود را از دست بدهد و عقیده خود را برای همیشه فراموش کند، و قوانین موضوعه به جای شریعت جایگزین شود، علاوه بر آنچه که حاصل شده است، و با این وجود سکوت غالب است! نه هدهدی ابلاغ میکند، و نه مورچهای هشدار میدهد! مگر پیشگامی که به خانوادهاش دروغ نمیگوید؛ او تنها عامل در امت است که صابر و امیدوار به اجر از سوی خداست.
آری، خطرناکترین چیزی که امت به آن مبتلا شده است، غیاب آگاهی سیاسی بر اساس اسلام است، و این همان چیزی است که حزب التحریر بیش از 70 سال است که برای آن تلاش میکند، و شب و روز به آن دعوت میکند.
پس راه حل، گریه بر واقعیت نیست، و نه واکنشهای موقت، بلکه پروژهای برای یک رستاخیز واقعی است. بنابراین، امت باید مسئولیت خود را بازپس گیرد و از حالت غیبت به کنشگری، و از تبعیت به رهبری تبدیل شود، و این جز از طریق موارد زیر محقق نخواهد شد:
1- ساختن ذهنیت اسلامی آگاه که واقعیت را درک کند و راه تغییر آن را بداند، با بازگشت به اسلام به طور کامل، نه به صورت تجزیه شده و نه به صورت ملی شده بر اساس منافع رژیمها.
2- حمل دعوت برای برپایی خلافت راشده دوم بر منهج نبوت، که اسلام را در داخل تطبیق کند، و آن را به خارج با دعوت و جهاد حمل کند.
3- افشای رژیمهای مزدور و پروژههای غرب کافر، و ساقط کردن آنها از نظر فکری و سیاسی، و محاسبه حاکمان و برکناری آنها.
4- ساختن افکار عمومی آگاه بر اساس اسلام.
در پایان میگویم: هدهد و مورچه نقش خود را به طور کامل ایفا کردند، و در داستان آنها نشانهای بود، آیا معقول است که آنها نسبت به توحید و رعیت حریصتر از انسانهایی باشند که برای حمل امانتی بزرگ آفریده شدهاند؟!
امت امروز نه تنها به کسی که "میبیند" نیاز دارد، بلکه به کسی که عمل میکند و حرکت میکند و ابلاغ میکند و هشدار میدهد و رهبری میکند نیاز دارد، امروز عمل است و حسابی نیست و فردا حساب است و عملی نیست، و خداوند از ما در مورد آنچه که به ما سپرده است سوال خواهد کرد، پس بگذار پایان ما، همانگونه باشد که خداوند سبحانه و تعالی خواسته است. ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ﴾.
نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع رسانی مرکزی حزب التحریر
عبدالمحمود العامری - ولایت یمن