من مقومات النفسية الإسلامية - الحلقة الرابعة
من مقومات النفسية الإسلامية - الحلقة الرابعة

الحمد لله رب العالمين, والصَّلاةُ والسَّلامُ علَى إمامِ المتقين, وسيِّدِ المرسلين, المبعوثِ رحمةً للعالمين, سيدِنا محمدٍ وعلَى آلهِ وصَحبِهِ أجمعين, واجعلنا مَعَهم, واحشرنا في زُمرتهم برَحمتكَ يا أرحمَ الراحمين.

0:00 0:00
Speed:
November 03, 2025

من مقومات النفسية الإسلامية - الحلقة الرابعة

از مقومات نفسية اسلامى

حلقه چهارم

الحمد لله رب العالمين, والصَّلاةُ والسَّلامُ علَى إمامِ المتقين, وسيِّدِ المرسلين, المبعوثِ رحمةً للعالمين, سيدِنا محمدٍ وعلَى آلهِ وصَحبِهِ أجمعين, واجعلنا مَعَهم, واحشرنا في زُمرتهم برَحمتكَ يا أرحمَ الراحمين.

اى مسلمانان:

مستمعین گرامی، شنوندگان رادیو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و بعد: در این قسمت به تأملات خود در کتاب "از مقومات نفسية اسلامى" ادامه می‌دهیم. و به منظور ارائه الگوهای زنده از شخصیت اسلامی، با تمرکز بر روانشناسی اسلامی، می گوییم و توفیق از خداست:

ما در این حلقه ها، اجزای سازنده روانشناسی اسلامی را به طور کلی برای مسلمانان و به ویژه برای مبلغان ارائه می دهیم تا همه ما همانطور باشیم که خداوند متعال می خواهد و همانطور که پروردگارمان دوست دارد و خشنود می شود، تا شایسته نصرت و تایید او باشیم. از ما، پس او از ما راضی شود و حال ما را تغییر دهد، چنانکه به ما وعده داده است، پس ما را در زمین جانشین خود قرار دهد، همانطور که قبل از ما جانشینان خود را قرار داد، و دین ما را برای ما ممکن سازد، دین اسلام که برای ما پسندیده است، و بعد از ترس، ما را به امنیت تبدیل کند، او را می پرستیم و چیزی را با او شریک نمی سازیم.

اى مسلمانان:

در قسمت قبل گفتیم: «اگر عقل و روان انسان با اسلام منضبط شود، شخصیت اسلامی خواهد بود که راه خود را به سوی خیر در میان جمعیت باز می کند و از ملامت ملامتگران در راه خدا نمی ترسد». ما یک مثال زنده از زندگی حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم می زنیم:

هنگامی که سخن خداوند متعال خطاب به پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد: {يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}. (مائده ۶۷).

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تبلیغ آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده بود، ادامه داد و از ملامت هیچ ملامتگری در راه خدا نترسید و به هیچ وجه به آزاری که در راه خدا به او می رسید، اهمیت نداد، به هر اندازه که درجه آزار و اذیت بالا باشد، حتی اگر مرگ و هلاکت او صلی الله علیه و آله و سلم در آن باشد.

به سخنان او گوش دهید که با عمویش ابوطالب سخن می گوید، هنگامی که هیئتی از سران قریش نزد او آمدند: به او گفتند: ای ابوطالب، تو دارای سن و شرافت و مقامی در میان ما هستی و ما تو را از برادرزاده ات بازداشته ایم، اما تو او را از ما باز نداشته ای، و ما به خدا سوگند، بر این سخن صبر نمی کنیم که پدران ما را دشنام می دهد و رویاهای ما را ابلهانه می داند و خدایان ما را عیب می کند تا اینکه او را از ما بازداری، وگرنه با او و تو در این مورد می جنگیم تا یکی از دو گروه هلاک شود.

ابن اسحاق گفت: چون قریش این سخن را به ابوطالب گفتند، او به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد و به او گفت: ای پسر برادرم، قوم تو نزد من آمدند و به من چنین و چنان گفتند، پس بر من و جان خودت رحم کن و مرا با کاری که طاقت ندارم، بار نکن. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گمان کرد که نظر عمویش درباره او عوض شده است، او را خوار می شمارد و تسلیم می کند و از نصرت و حمایت از او ناتوان است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای عمو، به خدا سوگند، اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند تا این کار را ترک کنم تا خداوند آن را آشکار کند یا در این راه هلاک شوم، آن را ترک نمی کنم».

اى مسلمانان:

نفس مومن باید اینگونه باشد. آماده باشد تا جان خود را فدای اسلام کند. این موضع از مواضع فداکاری جان در راه نصرت اسلام، تنها موضعی نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن را متوقف کرد و بس، بلکه مواضع فداکاری در تاریخ اسلام بیش از آن است که شمارش شود؛ زیرا صحابه و در رأس آنان خلیفه اول ابوبکر صدیق در این موضع از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیروی کردند و موضع قاطع و استوار و شجاعانه او را دیدیم که در جنگ با مرتدان اتخاذ کرد و هنگامی که عمر بن خطاب به او اعتراض کرد، عبارت مشهور و رایج خود را گفت: "آیا دین ناقص می شود و من زنده هستم؟" ابوبکر صدیق رضی الله عنه آمادگی خود را برای مرگ در راه اقامه و اعاده اجرای یکی از احکام اسلام یعنی زکات نشان داد و این نوعی خیال نیست، بلکه واقعیتی است که کتاب های تاریخ از آن پر شده است!

و مادرانی که این فدائیان را به دنیا آورده اند، هنوز هم قادرند رهبران بزرگانی مانند اینان را به دنیا بیاورند که اگر بگویم مثل صحابه هستند، مبالغه نکرده ام y! ما در این عصر حاضر که در آن زندگی می کنیم، یک مثال زنده می زنیم، من شاهد عینی بوده ام و آن را با امانت همانطور که آن را واقعی و محسوس زندگی کرده ام، نقل می کنم:

هنگامی که در یکی از زندان های ستمگران در ایالت اردن بودیم، در سال 1984 میلادی، تعداد ما چهل و دو جوان از جوانان حزب التحریر بود و من فداکاری ها و مواضع شجاعانه آنها را بسیار دیدم و شنیدم و جوانان برای دلجویی از ما به ملاقات ما در زندان می آمدند.

امیر فعلی ما عطا بن خلیل ابوالرشته، خدا او را حفظ کند و از او نگهداری کند و پیروزی را به دست او قرار دهد و ما را از کسانی قرار دهد که در نشاط و ناخوشی خود با او بیعت می کنیم تا شریعت خدا را در ما پیاده کند و با کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در دولت خلافت راشده ثانیه بر منهج نبوت بر ما حکومت کند. آمین.

روزی چند نفر از جوانان برای ملاقات ما در صبح آن روز آمدند و لیستی از اسامی سیزده جوانی که طاغوت لیبی اعدام کرده بود را با خود آوردند و دیری نپایید که لیست به دست امیر ما ابویاسین رسید، خدا او را حفظ کند و از او نگهداری کند و بهشت برین را جایگاه ما و او قرار دهد. آمین.

همین که لیست به دست ابویاسین رسید و خواندن آن را تمام کرد، چشمانش پر از اشک شد و چشمانش تا پایان روز اشک می ریخت و وقتی جوانان تأثیر عمیق ابویاسین و ادامه اشک ریختن چشمانش را دیدند، گروه گروه نزد او می آمدند و او را دلداری می دادند و از درد او کم می کردند و به او می گفتند: ای ابویاسین، صبر کن و اجر آن را از خدا بخواه، ما این جوانانی را که اعدام شده اند، شهید می دانیم و آنان نزد خدا زنده و روزی داده می شوند، پس باید به جای گریه خوشحال باشیم!

اما ابویاسین به سخنان آنان توجهی نکرد و در تمام آن روز از گریه دست نکشید و هنگامی که سربازان در زندان در آسایشگاه را بر روی ما بستند، جوانان دور ابویاسین را گرفتند و او را دلداری می دادند، او در تمام طول روز از زمانی که لیستی را که در آن اسامی جوانانی که اعدام شده بودند، دریافت کرد، یک کلمه هم سخن نگفت و ناگهان ابویاسین دهان خود را باز کرد تا سخنی را بگوید که هستی همه حاضران را لرزاند، سخنی که نشان دهنده روانشناسی اسلامی بالایی است که شخصیت بی نظیر ابویاسین از آن برخوردار است! پس به نظر شما چه گفت؟

اى مسلمانان:

قلب ها و عقل های خود را باز کنید و گوش دهید تا این کلماتی را بشنوید که با حروف نور نوشته شده اند تا راه را برای کسانی که به سوی دعوت به سوی خدا می روند، روشن کنند! ای امت کریمه بشنو و تمام دنیا بشنود، پیشگام به خانواده خود دروغ نمی گوید! به او گفتند: چرا ای ابویاسین در تمام این روز از گریه دست نکشیدی؟ خدا او را حفظ کند، گفت: آیا گمان می کنید من از روی غم و اندوه برای آنان گریه می کنم؟ به او گفتند: پس چرا ناله می کنی؟ گفت: من نه گریه کرده ام و نه از روی غم و اندوه برای آنان گریه می کنم، بلکه گریه کردم و گریه می کنم، زیرا از شهادت با آنان محروم شده ام!!

بعد از خروجم از زندان، از یکی از همرزمان ابویاسین از مبلغان که با او بود، فهمیدم که ابویاسین، خدا او را حفظ کند و از او نگهداری کند، در لیبی با جوانانی که شهید شده بودند، زندانی بوده است و تک تک آنان را می شناخته است!

خدا تو را در پناه خود گیرد ای ابویاسین، چقدر تقوای تو زیاد است! و چقدر روان تو والا است و چقدر اخلاص تو زیاد است! و این شهادت حقی است که آن را به درستی ادا می کنم و خداوند بر آنچه می گویم شاهد است، شهادتی که آن را به امت اسلام تقدیم می کنم، در حالی که راه خود را به سوی عزت می جوید و به دنبال رهبری است که او را به ساحل امن هدایت کند و با شریعت پروردگار مهربان بر او حکومت کند! قرآن و سنت پیامبر عدنان صلی الله علیه و آله و سلم را در آن پیاده کند، باشد که به راه راست هدایت شود. پس ای برادران، به سوی رضوان خدا، به سوی مغفرت او، به سوی بهشت او، به سوی نصرت او، به سوی پیروزی در دو جهان بشتابید. {وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}.

مستمعین گرامی: شنوندگان رادیو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر:

در این قسمت به همین اندازه اکتفا می کنیم، به امید آنکه در قسمت های بعدی تأملات خود را تکمیل کنیم، ان شاء الله تعالی، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه و حفظ و امنیت خدا می سپاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.