سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 21
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 21

نظام های حکومتی بر اساس قوانین و مقرراتی استوار هستند که شکل و ویژگی دولت، قواعد و ارکان آن، و پایه و اساسی که بر آن بنا شده است را مشخص می کنند، روابط بین حاکم و مردم و بین مردم با یکدیگر را تنظیم می کنند، و ایده ها، مفاهیم و معیارهایی که امور را بر اساس آن اداره می کنند را بیان می کنند.

0:00 0:00
Speed:
July 20, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 21

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک

قسمت بیست و یکم: فصل سوم

و فصل سوم:

اینکه روش ها و سازوکارهایی را برای ما مشخص می کند که حسن اجرای این کاربرد را تضمین می کند.

نظام های حکومتی بر اساس قوانین و مقرراتی استوار هستند که شکل و ویژگی دولت، قواعد و ارکان آن، و پایه و اساسی که بر آن بنا شده است را مشخص می کنند، روابط بین حاکم و مردم و بین مردم با یکدیگر را تنظیم می کنند، و ایده ها، مفاهیم و معیارهایی که امور را بر اساس آن اداره می کنند را بیان می کنند، و مفاهیم قدرت، حاکمیت و اطاعت و موارد مشابه را مشخص می کنند، و قانون اساسی و قوانینی که آن را اجرا می کنند را مشخص می کنند، و در مورد احکام خروج از این احکام و علیه دولت تصمیم می گیرند، و روش انتخاب حاکم، اختیارات او، و دستگاه های حکومت و اداره ای که دولت را تشکیل می دهند و عملکرد آن را تنظیم می کنند را مشخص می کنند، و با نگاهی به اسلام می بینیم که مفاهیم دقیق و تفصیلی در همه این موارد تعیین کرده است،

آیات تفصیلی در مورد قانونگذاری جنگی، جنایی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، معاملات، قضاوت و غیره نازل شده است، و همه آنها برای حکومت و اجرا و پیاده سازی نازل شده اند. و در واقعیت عملی در زمان پیامبر و در زمان خلفای راشدین و حاکمان مسلمان بعد از آنها به اجرا گذاشته شد. که نشان دهنده این است که اسلام نظام مشخصی برای حکومت و دولت، و برای جامعه و زندگی، و برای امت و افراد است. همچنین نشان می دهد که دولت حق حکومت ندارد مگر اینکه بر اساس نظام اسلام حرکت کند. و اسلام وجودی نخواهد داشت مگر اینکه در دولتی زنده باشد که احکام آن را اجرا کند. اسلام دین و مبدأ است و حکومت و دولت بخشی از آن است، و دولت تنها روش قانونی است که اسلام برای اجرای احکام خود در زندگی عمومی وضع کرده است. و اسلام وجودی زنده ندارد مگر اینکه دولتی داشته باشد که آن را در همه شرایط اجرا کند، همچنین نشان می دهد که اسلام شکل نظام حکومتی و جزئیات آن را به تفصیل مشخص کرده است، و آن را در واقعیت عملی در دولت نبوی اول در مدینه و سپس در دولت خلافت پس از آن به اجرا گذاشت، که هر شبهه ای را که بر این استوار است که اسلام تعیین این جزئیات را به هر عصر و زمان و به عقل و هوس مردم واگذار کرده است، از بین می برد.

شارع مقدس دستگاه های دولت، مسئولیت های آن، روش نصب خلیفه (بیعت)، احکام خالی بودن زمان از مستحق بیعت، احکام اطاعت، خروج از حاکم هنگام نشان دادن نظام دیگری غیر از نظام اسلام (کفر بواح)، احکام نصیحت حاکمان و امر به معروف و نهی از منکر، احکام کسانی که علیه دولت خروج می کنند، احکام تعدد خلفا، قتل خلیفه دوم، و احکام شکافتن صف مسلمانان با ایجاد موجودیت دومی برای آنها، و ارتباط بین مفاهیم قدرت، جماعت، و اطاعت را به طور محکم بیان کرده است، خروج از جماعت و از قدرت، درآوردن طوق اسلام از گردن، و ایجاد رخنه ای در اسلام است که قابل ترمیم نیست، و مرگی جاهلی است.

آیاتی وارد شده است که دستور می دهد ولی امری نصب شود که در مقابل اجرای شریعت در امت، سزاوار اطاعت باشد، دستور به اطاعت از ولی امر، دستور به نصب ولی امر است، آیات و احادیث اطاعت را به التزام ولی امر به اجرای شریعت مشروط کرده اند، این اطاعت از ولی امر مخصوص است نه اطاعت از هر حاکمی که به طاغوت حکومت می کند، همانطور که حاکمان امروز نگهبانان استعمار و دشمنان امت هستند: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ﴾. تا آنجا که خداوند متعال فرمود: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِیدًا﴾. این متون نشان می دهد که اندیشه سیاسی اسلامی بر این اساس استوار است که حاکمیت برای شرع است نه برای دستگاه حکومت، و بر این اساس اطاعت از ولی امر و خلیفه مسلمانان مشروط به اطاعت او از شرع خداوند متعال است، و مسلم در کتاب الاماره از یحیی بن حصین روایت کرده است که گفت از مادربزرگم شنیدم که می گفت از پیامبر ﷺ شنیدم که در حجه الوداع خطبه می خواند و می فرمود: «ولو استعمل علیکم عبد یقودکم بکتاب الله فاسمعوا له و اطیعوا» پس شرط اطاعت را این قرار داد که به کتاب خدا رهبری کند.

پیامبر ﷺ دولت اسلامی را در مدینه برپا کرد و دستگاه ها و نظام آن را مشخص کرد، والیان، قضات و معاونان را تعیین کرد، نظام شورا را برپا کرد و در آن حکومت کرد، و صحابه به عنوان رئیس دولت با او بیعت کردند، و هنگامی که به سوی رفیق اعلی رفت، نظامی که او ایجاد کرده بود همان بود، و همانطور که ﷺ در تعدادی از احادیث که قبلاً بخشی از آنها را ذکر کردیم، آن را خلافت نامید.

که نشان دهنده این است که شکل دولت اسلامی و نظام آن یک قانونگذاری ربانی است، و احکام نازل شده اند و روش اجرای آنها نیز با آنها نازل شده است، و امر را به هوی و هوس مردم و آنچه که با آن آشنا شده اند واگذار نکرده است!

و به این ترتیب از مجموع آیات و احادیثی که به فصول سه گانه مربوط می شود، ماده غنی و قدرتمندی می یابیم که تقریباً به کل قرآن و بخش بزرگی از سنت عملی می رسد، که همگی به دولت، نظام آن، دستگاه های آن، عملکردها و مسئولیت های آن، و جزئیات احکام آن مربوط می شود، و این ادله در مجموع دلالت بر تواتر معنوی بر فرض خلافت دارد، پس این یک فریضه قطعی است که فقط نادان آن را نمی داند!

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.