سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 22
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 22

و مفهوم قانونگذاری، حق قانونگذاری با کیست، یعنی حاکم کیست، از اولین و مهمترین مباحث اصول فقه، یعنی از مهمترین تحقیقات مربوط به حکم، و اولین و ضروری‌ترین آنها برای بیان، شناختن کسی است که صدور حکم به او برمی‌گردد، یعنی حاکم کیست؛ زیرا شناخت حکم و نوع آن به شناخت او بستگی دارد. و منظور از حاکم در اینجا صاحب سلطه مجری هر چیزی با سلطه خود نیست، بلکه منظور از حاکم کسی است که مالک صدور حکم بر افعال و اشیاء است؛ زیرا آنچه در وجود از محسوسات وجود دارد، از این که افعال انسان باشد یا اشیاء غیر افعال انسان خارج نیست؛ و از آنجایی که انسان،

0:00 0:00
Speed:
July 21, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 22

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک

قسمت بیست و دوم: قانونگذاری حق خداوند تبارک و تعالی به تنهایی است

و مفهوم قانونگذاری، حق قانونگذاری با کیست، یعنی حاکم کیست، از اولین و مهمترین مباحث اصول فقه، یعنی از مهمترین تحقیقات مربوط به حکم، و اولین و ضروری‌ترین آنها برای بیان، شناختن کسی است که صدور حکم به او برمی‌گردد، یعنی حاکم کیست؛ زیرا شناخت حکم و نوع آن به شناخت او بستگی دارد. و منظور از حاکم در اینجا صاحب سلطه مجری هر چیزی با سلطه خود نیست، بلکه منظور از حاکم کسی است که مالک صدور حکم بر افعال و اشیاء است؛ زیرا آنچه در وجود از محسوسات وجود دارد، از این که افعال انسان باشد یا اشیاء غیر افعال انسان خارج نیست؛ و از آنجایی که انسان، به عنوان موجودی که در این جهان زندگی می کند، موضوع بحث است، و صدور حکم فقط به خاطر او و مربوط به اوست، پس باید در مورد افعال انسان و اشیاء مربوط به آن حکم صادر شود. پس چه کسی به تنهایی حق دارد در این مورد حکم صادر کند؟ آیا خداست یا خود انسان؟ به عبارت دیگر، آیا شرع است یا عقل؟ زیرا چیزی که به ما می فهماند که این حکم خداست، شرع است و چیزی که انسان را وادار به حکم می کند، عقل است. پس چه کسی حکم می کند، آیا شرع است یا عقل؟ یا ممکن است عقل باشد و شرع دلیلی بر آن باشد، یا شرع باشد و عقل دلیلی بر آن باشد. [2].

و این غیر از بحث خوردن گوشت خوک، و غیر از بحث دزدیدن سیب، و فشردن شراب و همنشینی با شرابخوار است، این آخری ها همه اعمالی هستند که به اشیاء مربوط می شوند، پس احکام خود را دارند، و بحث حکم افعال است، پیاز مباح است، و خوردن آن قبل از رفتن به مسجد مکروه است، سیب مباح است، و دزدیدن آن حرام است، و خریدن سیب دزدی حرام است!

و بحث عموم افعال وجود دارد، مانند مطلق شنیدن، و مطلق نگاه کردن، و مطلق راه رفتن، و مطلق نشستن، و بحث افعال جبلی، یعنی افعالی که انسان بر آن آفریده شده است، مانند این که مرد هنگام صحبت کردن چشمک بزند، یا این که طبیعت راه رفتن او این باشد که سریع راه برود، و اینها همه زیر بحث عموم ادله قرار می گیرند، و حکم آن در شرع اباحه است[4]، و غایت حکم، تنظیم رفتار انسان برای تحقق رضایت خداوند متعال با التزام به اوامر او، بر اساس مفهومی است که شرعاً از فعل یا از شیء استنباط شده است!

اما قبل از اینکه به بحث حکم افعال، و حکم اشیاء، و حکم عموم افعال، و حکم افعال جبلی برسیم، باید در مورد کسی که حق دارد ابتدا در مورد افعال و اشیاء حکم صادر کند، بحث کنیم!


[2] اما در مورد اشیاء، که متعلقات افعال هستند، اصل در آنها اباحه است مگر اینکه دلیل تحریم وارد شود، اصل در شیء این است که مباح باشد، و حرام نمی شود مگر اینکه دلیل شرعی بر تحریم آن وارد شود. زیرا نصوص شرعی همه اشیاء را مباح کرده است، و این نصوص به صورت عام آمده اند که شامل هر چیزی می شوند، خداوند متعال فرمود: ﴿آیا ندیدی که خداوند آنچه را در زمین است مسخر شما کرده است؟﴾ حج 65. و معنای تسخیر خداوند برای انسان همه آنچه در زمین است، مباح کردن آن برای هر آنچه در زمین است، می باشد. و خداوند متعال فرمود: ﴿ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید﴾ بقره 168، و فرمود: ﴿ای فرزندان آدم، زینت خود را نزد هر مسجدی برگیرید و بخورید و بیاشامید﴾ اعراف 31 و فرمود: ﴿او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، پس در گوشه و کنار آن راه بروید﴾ ملک 15. و به همین ترتیب تمام آیاتی که در اباحه اشیاء آمده است، به صورت عام آمده است، پس عموم آن دلالت دارد بر اباحه تمام اشیاء، پس اباحه تمام اشیاء با خطاب عام شارع آمده است. پس دلیل اباحه آن نصوص شرعی است که با اباحه هر چیزی آمده است. پس اگر چیزی حرام شود، باید نص خاصی برای این عموم وجود داشته باشد که دلالت بر استثناء این شیء از عموم اباحه داشته باشد؛ و از اینجا بود که اصل در اشیاء اباحه است. و به همین دلیل می بینیم که شرع، هنگامی که اشیایی را حرام کرده است، به این اشیاء به طور خاص اشاره کرده است، به عنوان استثناء از عموم نص، پس خداوند متعال فرمود: ﴿حرام شده است بر شما مردار و خون و گوشت خوک﴾ مائده 3، ﴿و شما را چه شده است که از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمی خورید، در حالی که آنچه را بر شما حرام کرده است برای شما بیان کرده است، مگر آنچه به آن ناچار شده اید﴾ 119 انعام (شخصیت اسلامی، قسمت سوم، فصل: حکمی قبل از ورود شرع نیست.)

[4] الواضح فی اصول الفقه، محمد حسین عبدالله ص 219

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.